داستان یک تالاب خصوصی!

۱۳۹۴/۰۳/۲۱ - ۰۶:۴۱ - کد خبر: 151066
داستان یک تالاب خصوصی!

سلامت نیوز:طی چند هفته گذشته نشانه‌هایی از ساخت‌وساز هم در این منطقه دیده شد و به‌و‌یژه در چند هفته اخیر بخشی از نیزارهای منطقه سوزانده شده است که می‌تواند مقدمه‌ای بر انجام امر یادشده باشد. همه این رویدادها و گمانه‌زنی‌ها در حالی است که مدتی است به بهانه خصوصی‌بودنِ تالاب (؟!) از ورود دوستداران محیط‌زیست به منطقه جلوگیری می‌شود. در این خصوص، فردی هم که به ظاهر مدیریت این تالاب با وی است، اظهار می‌‌کند این تالاب در اختیار یکی از دستگاه‌های خاص است.

به گزارش سلامت نیوز، سونیا شفیعی . کارشناس محیط‌زیست در روزنامه شرق نوشت: تالاب عشق‌آباد، تالابی کوچک در حاشیه استان تهران است که همچون همه تالاب‌های کشور دچار آسیب‌های زیست‌محیطی زیادی شده است. این تالاب در دو کیلومتری روستای عشق‌آباد در جنوب شرقی استان تهران (شهرستان ری) واقع شده و از نوع تالاب‌های فصلی است که با طولی حدود ٧٠٠ متر همه‌ساله پذیرای پرندگان بومی و مهاجران عبوری است. اکنون حدود ١٤٨ گونه پرنده در این تالاب گزارش شده که در میان آنها پرندگان بومی نیز دیده می‌شود و در نیزارهای درون یا اطراف تالاب و نیز تپه‌های رُستی مجاور تالاب آشیانه‌سازی می‌کنند.

با وجود مساحت کم، این تالاب با داشتن آبگیر و سه قنات نقش مهمی در تعادل زیست‌بوم و اکوسیستم منطقه و تنوع زیستی آن دارد. از آنجایی که کشور ما با بارش سرانه‌‌ای پایین، از نظر منابع آبی جزء کشورهای خشک جهان محسوب می‌شود، اهمیت حفظ و نگهداری تالاب‌ها حتی تالاب‌های کوچک، به منظور نگاه‌داشتِ اکوسیستم تالابی و زیست‌بوم‌های وابسته به آن همواره احساس می‌شود.
فهرست حیات وحش منطقه شامل این موارد است: دوزیستان؛ قورباغه باتلاقی. خزندگان؛ لاک‌پشت خزری، مار چلیپر و آگامای دشتی. پستانداران؛ روباه معمولی، گرگ خاکستری، خرگوش و انواع مختلف پستانداران کوچک از راسته جوندگان. همین فهرست کوتاه نشان‌دهنده غنا و تنوع‌زیستی بالای این تالاب است. چنین حیات‌وحشی لزوم توجه بیشتر مسئولان استانی و کارشناسان محیط‌زیست را می‌طلبد تا یکپارچگی، بهداشت و سلامت تالاب حفظ شود؛ چراکه گونه‌های بومی ساکن زیستگاه و حتی گونه‌های مهاجر و گذری این تالاب اغلب جزء باارزش‌ترین گونه‌های کشورمان هستند، به‌ویژه برخی پرندگان که در فهرست سرخ‌گونه‌های در خطر جهانی نیز نام آنها ذکر شده است.
اما این تالابِ ارزشمند ‌رو به نابودی است. مهم‌ترین عوامل نابودی تالاب عبارتند از: ورود فاضلاب‌های شهری؛ پرورش ماهی بدون در نظرگرفتن ظرفیت برد (دامنه پذیرش) تالاب؛ ورود غیرمجاز سموم کشاورزی زمین‌های اطراف بدون رعایت ضوابط حقوقی.
این در حالی است که طبق ماده ٤ کنوانسیون رامسر؛ طرف‌های متعهد باید تسهیلات لازم برای حفظ تالاب‌ها و پرندگان آبزی را با ایجاد قرق‌های طبیعی در منطقه تالاب اعم از اینکه در فهرست درج شده یا نشده باشد، فراهم و به نحو مقتضی از آنها نگهداری کنند. طرف‌های متعهد با اعمال مدیریت صحیح کوشش خواهند کرد تعداد پرندگان را در تالاب‌های مربوطه افزایش دهند. طرف‌های متعهد تدابیر لازم برای تربیت پرسنل ذی‌صلاح به‌منظور تحقیق در امور تالاب‌ها و اداره و حفاظت آنها را اتخاذ خواهند کرد.
به‌این ترتیب می‌توان گفت تالاب عشق‌آباد با آنچه در خصوص شرایط طبیعی‌اش گفته شد به‌عنوان یک سرمایه ملی در معرض نابودی قرار دارد. آنچه سبب شگفتی است، اینکه این منطقه با تمام ویژگی‌هایی که برشمرده شد، مدتی است ظاهرا به شکل خصوصی اداره و در آن نشانه‌هایی از شکار دیده می‌شود. پوکه‌های فشنگی که پیرامونِ این تالاب توسط یک عکاسِ دوستدارِ محیط‌زیست یافت شده، آشکارا نشان‌دهنده شکار در این منطقه است، که ظاهرا هنوز هم ادامه دارد.
طی چند هفته گذشته نشانه‌هایی از ساخت‌وساز هم در این منطقه دیده شد و به‌و‌یژه در چند هفته اخیر بخشی از نیزارهای منطقه سوزانده شده است که می‌تواند مقدمه‌ای بر انجام امر یادشده باشد. همه این رویدادها و گمانه‌زنی‌ها در حالی است که مدتی است به بهانه خصوصی‌بودنِ تالاب (؟!) از ورود دوستداران محیط‌زیست به منطقه جلوگیری می‌شود. در این خصوص، فردی هم که به ظاهر مدیریت این تالاب با وی است، اظهار می‌‌کند این تالاب در اختیار یکی از دستگاه‌های خاص است. در همین حال یکی از فعالان محیط‌زیست، که از بازرسان «انجمن ارزیابی محیط‌زیست ایران» نیز است، اظهار کرد: در روزهای اخیر شاهد صحنه شکار پرندگان در تالاب نیز بوده که همان‌جا با مسئولان گارد سازمان محیط‌زیست تماس گرفت، اما شوربختانه کسی برای حضور در منطقه اقدامی نکرد. او چند روز بعد ماجرا را طی نامه‌ای با ذکر شماره شاهدانِ حوادث تالاب به آگاهی مدیریت دفتر بازرسی سازمان محیط‌زیست و همچنین دیگر مقامات این سازمان رساند. این وضعیت در شرایطی رخ می‌دهد که طبق قوانین مالکیت ملی، مالکیتی است که اموال در آن متعلق به ‌کل ملت است و قابل نقل‌وانتقال نیست. پرسش این است که چگونه یک ثروت ملی جزء اموال یک سازمان خاص می‌شود و مجوز ساخت‌وساز و شکار در منطقه‌ای داده می‌شود که توقفگاه پرندگانِ ارزشمند و در خطرِ مهاجر است؟ آیا مرجعی هست که به این نگرانی‌ها پاسخ دهد؟ بهتر است پیش از تبدیل این تالاب زیبا و چشم‌نواز و غنی به باتلاقی بی‌حاصل و متعفن و به مرگ کشاندنِ زیست‌مندانِ آن، به فکر چاره باشیم.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.34513s, 18q