چرا این همه غمزده ایم

۱۳۹۴/۰۳/۲۴ - ۱۲:۵۴ - کد خبر: 151340

سلامت نیوز: از قدیم گفتهاند «خنده بر هر درد بی درمان دواست». خنده یا شادی؟آیا این دو با هم تفاوتی هم دارند؟ رتبه شادی و نشاط در کشورمان از میان ۱۵۷ کشور دنیا، ۱۱۵ است. یعنی میتوان برعکسش را هم گفت که ما کشور غمگینی هستیم. مسلماً شاد بودن و شاد زیستن به شرایط زندگی بستگی دارد اما همهاش این نیست. بعضی چیزها ریشههای عمیقتر فرهنگی دارد.


به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران،اینها یک طرف، دعوت اجباری برخی رسانه ها و کارشناسان هم به خندیدن یک طرف. فرض کنید از نظر اقتصادی زیر فشار هستید و برای کرایه آخر ماه خانه مانده اید که چه کنید. همان موقع که توی فکر هستید گوینده خوشحال رادیو داد میزند « بخند...در هر شرایطی بخند. بخند که دنیا به رویت بخندد» لبخند تلخی میزنید و در دل میگویید: «خوشا به حال دل خجسته ات»


دکتر طهمورث شیری جامعه شناس و استاد دانشگاه میگوید:« مگر میشود افرادی که از نظر فکری و شخصیتی سالم باشند در هر شرایطی بخندند؟ قطعاً نخواهند خندید. اینگونه جملات اصلاً قابل فهم نیست. مگر اینکه بگوییم خندیدن یک جور تمرین است مثل تمرینات ورزشی.» این هم تفاوت خنده و شادی. بله میشود در هر شرایطی خندید اما گاهی خنده همان است که شاعر میگوید از گریه هم غم انگیزتر است.


شادی حسی ترکیبی است که از احساس امنیت مالی گرفته تا روابط عاطفی در آن جمع است. حاصل شرایطی پایدار که دکتر شیری اینگونه تعریفش میکند:
«اگر اصطلاح فرهنگ شادی را به صورت عرفی بپذیریم،واکنشی است که افراد نسبت به محیط اجتماعی خود دارند و اگر بخواهیم این حس خوشایند نسبت به محیط اجتماعی و فرهنگی اطراف آنها را مورد بررسی قرار دهیم باید به سراغ مکانیسم هایی برویم که این حس خوشایند را برای افراد به وجود آورده اند. منظور از مکانیسم همان شرایط است. شرایط و عواملی که افراد در آن زندگی میکنند. وقتی در تحلیل های روانشناختی و اجتماعی و همچنین مبحث مهم جامعه شناسی اوقات فراغت این مسأله را بررسی میکنیم معمولاً این حس خوشایند معلول شرایط پایدار است. بنابراین شادمانی که گاه در برخی پیامکها به صورت طنز یا جوک میبینیم که یک حس خوشایند لحظه ای هم دارند از یک شرایط پایدار سرچشمه نمی گیرند و معمولاً در یک شرایط غیر قابل پیشبینی اتفاق می افتند.


جامعه ما در حال گذار است و مؤلفه هایی مثل فرهنگ و اقتصاد و خیلی چیزهای دیگر معمولاً شرایط باثباتی ندارند و مدام در حال تغییرند. وقتی تاریخ چند دهه اخیر ایران را مطالعه کنید میبینید با تغییر مدیریتها سلیقه های جدیدی اعمال میشود و از نظر حوزه فرهنگی که بحث اصلی ما هم هست شرایط با ثباتی نداریم و تاکنون نتوانسته ایم تعریف درستی از الگوهای فرهنگی در جامعه خود داشته باشیم و نتوانسته ایم درباره آداب و رسوممان صحبت کنیم و از همه مهمتر اینکه نتوانستهایم فاصله بین فرهنگ رسمی و غیر رسمی را به حداقل ممکن برسانیم.


منظور از فرهنگ رسمی فرهنگی است که از طریق رادیو و تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی تولید و تبلیغ و ترویج میشود و منظور از فرهنگ غیر رسمی، آن روابط فرهنگی- اجتماعی و آداب و رسومی است که دور از چشم حکومتها در بین مردم وجود دارد. زمانیکه فاصله بین فرهنگ رسمی و غیر رسمی زیاد شود مردم به خودسانسوری روی میآورند و اینکه عقایدشان را همه جا مطرح نکنند. اینها باعث میشود افراد همیشه نگاه محتاطانه نسبت به پیرامونشان داشته باشند. در این شرایط شادمانی حالت سلبی پیدا میکند در این شرایط مردم بیشتر در ارتباط با وقایع پیشبینی نشده شاد میشوند. اتفاقی در جامعه میافتد و مردم در شبکههای اجتماعی درمورد آن جوک میسازند و شادمانی لحظهای ایجاد میکنند.


در مورد برنامه شادی مثل خندوانه میپرسم و تأثیری که چنین برنامه هایی ممکن است در روحیه عمومی مردم داشته باشد. دکتر شیری میگوید:« این یک مسکن است. برنامه های شاد تلویزیونی خوبند و به مردم کمک میکند تا کمی عقده های درونی تخلیه شود ولی واقعیت این است که مسکن است. در کشور ما شکل گیری فرهنگ شادی خیلی زمانبر است چون مؤلفه های فرهنگی ناگهان ایجاد نمیشوند. مثلاً فرض کنید به لحاظ اجتماعی یک دوره انقباض فرهنگی داریم و همه چیز محدود میشود و در دوره بعد یکدفعه گشایش داریم. در دوره گشایش یک حس خوشایندی به آدم دست میدهد اما این واکنشی است به انقباض فرهنگی که قبلاً وجود داشته. اما در جوامعی که پایدار و با ثبات هستند در واقع یک ریتم تغییر مشخصی وجود دارد. به این صورت نیست که بگوییم از پس یک دوره بسته به دوره شادی رسیدیم.»


حال با این اوصاف رویکرد نهادهای رسمی نسبت به نهادینه شدن فرهنگ شادی در جامعه ایران چگونه بوده است؟ « ما خیلی سلیقه ای عمل کردهایم. در بعضی موارد تصمیم گیری برایمان سخت است. مشکلی که در تصمیم گیریهای حوزه فرهنگی داریم چندگانگی است که در رأس تصمیم گیریها و تدوین استراژی های فرهنگی و سیاستگذاریهای فرهنگی وجود دارد. مثلاً مجوزی به یک کنسرت داده میشود. در یک شهر این کنسرت برگزار می شود و در شهری دیگر برگزار نمیشود و در شهر دیگری برگزار می شود آخر هم به هم میریزد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.52175s, 18q