چرا بی وفایی؟چرا چند همسری؟

۱۳۸۸/۰۲/۰۷ - ۱۱:۴۲ - کد خبر: 15895
چرا بی وفایی؟چرا چند همسری؟
به گزارش گروه ترجمه سلامت نیوز،شاید برای بشر ، اقتدا به یک همسر به طور طبیعی رخ نمی دهد و عوامل بیولوژی، انسان را مستعد جستجو برای داشتن چندین شریک جنسی می کند. این چیزی است که دیوید براش جانور شناس و جودی لیپتون روانکاو در کتاب خود با عنوان "افسانه تک همسری: بی وفایی و وفاداری در حیوانات و انسانها " بحث می کنند. طبق گفته این افراد همه حیوانات100% قادر به تمکین به یک همسر در 100% زمان نیستند. تنها حیوانی که به طور جبری باید به یک همسر اکتفا کند ، کرم کدو است که در دستگاه گوارش ماهی زندگی می کند . زیرا جنس نر و ماده این کرم در بدن ماهی به هم آمیخته شده و بعد از آن هرگز از هم جدا نمی شوند. بقیه حیوانات اعم از اکثر انسان ها برای تامین نیاز جنسی خود به یک همسر تمکین نمی کنند. به گفته لیپتون به منظور کشف این حقیقت که در کدام محل ها ، هنوز تمکین به یک همسر وجود دارد تنها راه ممکن انجام تست DNAاست، تا مشخص شود که چه کسی در کنار چه کسی آرمیده است. ! از نظر این دو نفر بین وفاداری جنسی و آنچه به نام تک همسری اجتماعی وجود دارد تفاوت قابل ملاحظه ای وجود دارد. برای مثال حتی در حیوانات که به منظور زندگی و بقای نسل جفت گیری می کنند، مانند بسیاری از پرندگان ، انجام تست DNA ثابت می کند که جوجه ای که پرورش می دهد مربوط به پدر خانواده نیست. این مورد در انسانها نیز در بعضی موارد صادق است. برای مثال لیپتون می گوید : در یکی از بیمارستانها به منظور تشخیص بیماریهای ارثی کودکان تست DNA ترتیب داده شد و 10% از این بچه ها از نظر ژنتیکی هیچ ربطی به پدر خانواده نداشتند.
اما اشتباه نکنید.!لیپتون و باراش که به مدت 28 سال است در کنار هم زندگی میکنند ، مسئله وفاداری جنسی را امری غیر ممکن ، غلط یا غیر طبیعی نمی دانند. آنها تنها مدعی اند که تمکین به یک همسر برای بعضی از انسانها سخت است و جالب است بدانید که افراد بشر در بخش وسیعی از زندگی خود در صدد کسب مهارتهای پیچیده همچون نواختن ویلون هستند و اگر بخواهیم وفاداری رانیز نوعی مهارت بدانیم باید اعتراف کنیم که بعضی از انسانهای بسیار باهوش و با استعداد در این مورد بسیار ناشی عمل می کنند و یا به عبارتی می توان گفت نمی خواهند این مهارت راکسب کنند. از نظر یک روانشناس به نام پیتر کرامر: انسانهایی که به یک ارتباط پایدار تک همسری اقتدا نموده و واقعا به عهد خود وفادار می مانند، از نظر روحی و عقلی انسانهایی فوق العاده سالمی هستند.
این افراد دارای خصوصیات منحصر به فردی هستند که این امر را برای آنها امکان پذیر ساخته است و می توان گفت ، تمکین به یک همسر در بسیاری از موارد سخت است. از نظر یک آسیب شناس خانواد ، بعضی از افرادی که در زندگی زناشویی خود تقلب می کنند ، افرادی هستند که به آنها لقب تعقیب کننده یا هوسباز داده می شود. آنها مایل به کسب فتوحات بزرگ و قابل توجه هستند و این فتوحات را در قالب داشتن چند همسر و معشوقه درک می کنند. از حیث بالینی این افراد دچار نوعی اختلال شخصیتی خودستایی هستند . آنها آرزومند و طالب کسب توجه و محبت هستند ، در حالیکه خود قادر به پاسخگویی به این سبک نیستند. بعضی دیگر افراد هم که تاکنون در این رابطه اقدام نکرده اند، ممکن است مستعد این تقلب باشند. آنها آگاه نیستند ک در ارتباط فعلی خود نوعی فقدان و اشتباه وجود دارد و یک اتفاق مثل توجه به مرد یا زن دیگر حس خاصی را در آنها بیدار می کند و لذا در ارتباط با وفاداری خود به همسر اول دچار تردید می شود و پایه های آن تعهد و پیمان اولیه سست می شود.
بعضی دیگر افراد از وجود خلل و محرومیت در ارتباط با همسر اول خود آگاه هستند و سعی فعال در جبران آن دارند (به گونه ای دیگر ، خواه غلط یا درست)
بحران مشهور نیمه زندگی ، یکی دیگر از دلایل تقلب و عدم وفاداری است(و این در حالی اتفاق می افتد که مردان و زنان بچه های جوانی دارند که این مسائل را تجربه ننموده اند و ممکن است مرتکب اشتباه شوند) .مطالعات آماری در این زمینه یعنی بی وفایی در زندگی زناشویی سرشار از نکات نامعلوم است. بعضی از این آمارها مدعی است که حدود 50% زنان و 70% مردان مرتکب این تقلب می شوند. اما بهترین و کاملترین اطلاعات در این باره توسط دانشگاه شیکاگو جمع آوری شده است. طبق آمار این مرکز 15% از زنان و 22% مردان به این حقیقت معترف شده اند که درکنار ازدواج اول خود با افراد دیگری نیز ارتباط داشته اند .
این امر واضحی است که مردان به این بی وفایی بیشتر راغب هستند و هر چه قدر بیشتر عمر کنند درصد این خطا بالا می رود. برای مثال طبق یک مصاحبه مشخص شده که 37% از مردان در سن 50 تا 59 سال و 7% از مردان در سن 18 تا 29 سال به برقراری چندین ارتباط تن داده اند. یعنی درصد خیانت به نسبت افزایش سن بالا می رود. در صورتی که در زنان، خیانت و تقلب در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم(baby boomer) یعنی 1943 تا 1952 (حداکثر زاد و ولد در این زمان اتفاق افتاده است) به حداکثر مقدار رسیده است. در این زمان حدود 20% زنان به این امر تن داده اند. درحالیکه در بقیه زمانها و تاریخ ، این درصد برای زنان بین 11% تا 15% متغیر است. و اما بعضی از انواع بی وفایی های دیگر علاوه بر برقراری ارتباط جنسی وجود دارد که در محاسبات ذکر نمی شود.مثل ارتباط های معاشقه ای مخفیانه یا گفتگوهای عاشقانه بین افراد ناشناس در اینترنت و یا تماشای صحنه های تحریک کننده مثل استیریپتیز.
بی وفایی زمانی اتفاق می افتد که یکی از دو طرف نقض پیمان کند. اما همین حقیقت هم نیازمند توضیح کامل است. اگر در صورت آشکار شدن خیانت ، همسر شما آن را تقلب و فریب بداند ، پس این واقعا یک خیانت است ، اما ممکن است همسر شما این امر را مسئله ای عادی بداند و یا حداقل تحمل کند و در این رابطه حساسیت نشان ندهد. بنابر این برداشت افراد از این مسئله متفاوت است. بعضی از افراد تا 3 شریک را در بستر خود را ه می دهند ، اما به شدت منکرتقلب هستند . مشکلات دیگری که در بررسی های آماری مربوط به بی وفایی همسران وجود عدم صراحت در بیان است. و به همین خاطر آمار نشان می دهد که 78% افراد ظاهرا متعهد به عهد هستند.
علاوه بر تاکیدات اساسی مذهب و فرهنگ برای وفاداری و حتی در نظر گرفتن تهدیدات کیفری در این زمینه ، باز هم پاداش هایی در قبال این وفاداری در نظر گرفته می شود. تک همسری یک معاهده خانوادگی لازم الاجرا است و رعایت آن برای مردان نیز دارای مزیت است .اول اینکه فرزندی که به سختی و مشقت پرورش می دهند ، لااقل می دانند که از خودشان است. ثانیا یک مرد با موقعیت اجتماعی متوسط لااقل از داشتن یک همسر-که متعلق به خودش باشد- مطمئن است.
در بعضی از گروههای اجتماعی ، مردانی که تشکیل حرمسرا می دهند ، از نظر موقعیت سرامد هستند و قادر به تصرف همه زنان می باشند. اما خوشبختانه در دنیای امروز این مسئله کمتر پیش می آید. تک همسری تعهدی است که در فرهنگ و آداب و رسوم برای مردان و زنان باید رعایت شود ،یعنی تفاوتی بین زن و مرد در رعایت آن نباید وجود داشته باشد.
یکی از بزرگترین نتایج تمکین به یک همسر این است که به همان نسبت که هر دو پیر می شوند ، احساس داشتن کسی که می توانند کاملا به او اعتماد کنند به طور پر رنگ تری جلوه گری می کند و امری دلگرم کننده برای گذری سالم وبدون تنش از این برهه زندگی است و اگر خوب فکر کنیم ، این یک نعمت فوق العاده است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.33689s, 18q