بيماران افسرده، مشاوره‌هاي روانپزشكي را آنلاين دريافت كنند

۱۳۸۸/۰۶/۰۲ - ۱۲:۰۰ - کد خبر: 16947
بيماران افسرده، مشاوره‌هاي روانپزشكي را آنلاين دريافت كنند
در اين پژوهش هم چنين مشخص شد: بيماراني كه به شيوه رفتار درماني ادراكي تحت معالجه قرار مي‌گيرند احتمال بهبودي‌شان 5/2 برابر بيشتر از بيماران افسرده‌اي است كه با مراقبتهاي استاندارد از سوي يك پزشك عمومي معالجه مي‌شوند. اين پژوهش روي 300 بيمار انجام گرفت.

نتايج تحقيقات نشان داد: از هر 6 فرد بزرگسالي كه به روش رفتار درماني ادراكي معالجه شدند يك نفر با اين روش اميد به بهبودي پيدا كرد.

محققان مي‌گويند: وقتي اين روش درمان با كمك سيستم مسنجر فوري يعني به صورت ارتباط آنلاين با متخصص انجام شود تاثير بسيار بيشتري در بهبود بيمار دارد. به اين ترتيب امكان دسترسي به درمانگر براي عده بيشتري از بيماران كه يا معلول هستند يا نمي‌توانند به هر دليلي از خانه خارج شوند و يا در مناطق دور افتاده زندگي مي‌كنند، فراهم خواهد شد و از مزاياي روان درماني بهره‌مند خواهند شد.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
مرگ...
: با سلام آیا مصرف قرصهای ضدافسردگی بلافاصله بعد اززایمان و صد البته تحت نظر روانپزشک و ادامه تاچند ماه میتونه از افسردگی بعد زایمان جلوگیری کنه؟ چون من تو سه ماهه اول بارداری افسردگی خیلی شدید داشتم هیچ درمانی هم نکردم خودش فروکش کرد بشدت میترسم از افسردگی بعد زایمان الان ماه هشتم ام میخوام بدونم بلافاصله بعد زایمان میتونم دوباره دارو رو تحت نظر دکتر شروع کنم؟در ضمن تو دوره مجردی هم من پنج سال افسردگی شدید داشتم و پنج سال سرترالین مصرف کردم ممنون میشم کمکم کنید سی ساله هستم
Parmis
سلام یکی از بستگان نزدیکم دچار بیماری دوقطبی است و 30سال این مشکل داره. بعضی وقت که دارو تنظیم میکنیم دچار فراموشی میشود مثلا در خونه خودش برای چند ثانیه فکر میکنه جای دیگریست ؟!مخواستم دلیلشو بدونم و چه کاری لازم انجام شود!؟ با تشکر
نفس بازرگان
سلام دختر 14 ساله ای هستم که برسر دعوا با مادرم 10 تا قرص ریتالین رو با هم خوردم تا یه ذره حالم بد بشه اما بعد اینکه عوارضشو تو اینترنت خوندم کلی پشیمونم از وقتی عوارضشو فهمیدم دست و پام داره میلرزه در هیچ شرایط هم نمی تونم خوانوادمو مطلع کنم خودمو امیدوار می کنم که لرزش دست و پام از ترسه ولی الان ته دلم خالیه خالیه تمام امیدم به شماست توروخدا کمکم کنید اگه کاری ازتون برمیاد توروخدا بگین انجام بدم من نمی خوام بمیرم توروخدا کمکم کنید توروخدا
الهام
سلام.ببخشید من متولد 76هستم ،۱۸سالمه،
چند سالی هست که دچار افسردگی شدم ،زود عصبی میشم و گریم میگیره،سریع صورتم عرق میکنه ،دستام میلرزه ،باهمه درگیر میشم،،،،
شمامیگین چیکار کن
مریم
سلام من بیست و سه سالمه مادربزرگمو به تازگی از دست دادم ولی هنوز نمیتونم باور کنم و برام خیلی سخته خواهر ناتنی هم داشتم که ماهه ‌پیش وقتی اومدیم خونه دیدیم همهی وسالای خونرو جمع کرده و رفته حتی یه لیوان تو خونه نبود با پدر و مادرم هم رابطه گرمی ندارم همیشه اظهار دوستی میکنند ولی بر عکس این هست رشته ی درسیم هم. دوست ندارم با یه پسری هم دست بودم که فهمیدم خواهرم باها دوست شده بعد بهم گفت چون به من حسادت میکرده!الان نه دوست دارم درس بخونم نه زندگی کنم نه حرف بزنم از همه چی خستم هرشب ساعت سه چهار صبح میخوابم و شش بیدار میشم در این تایم، شاید ده بار پاشم خوابم با آراش نیست همش منتظر اتفاقای بد هستم هچ انگیزه ای ندارم همش. خستم از زندگی از همه چی .بیشتر اوقات پشت سرم پایین خواب میره دورو بریام ازم ناراحتن فک یکنن باهاشون مشکل دارم ولی من با خودم شکل دارم چیکار کنم خواهش میکنم جواب بدین
مينا
سلام من ديكه دارم رواني ميشم خاهش ميكنم كمكم كنين من هميشه در هر حالتي حتي تو خواب وحشت دارم از اينكه يكي از خانوادمو از دست بدم خيلي روحيه بدي دارم اصلا از ته قلب خوشال نيستم همش ميترسم همش تو دهنم اتفاقاي وحشتناك تصور ميكنم توروخدا كمم كنين يه روانشناس رفتم اصلا نتونست كمكم كنه فقط ٣تا قرص داد كه اونقدرا تاثير نداشت واي ديكه دارم به اخر خط ميرسم جون نميتونم اين وضعه وحشتناكو تحمل كنم البته وضعيتم از وقتي بيشتر شد كه بسر عمم كه ٢٣سالش بود از طريق تصادف فوت شد تازكيا
نوید
سلام .مشکل من حاد تر از این حرفاست .من 19 ساله هستم .1 ساله که نسبت به همه زندگی بی تفاوت شدم الان 3 هفته هست که دانشگاه نرفتم فقط به خاطر ترس از محیط .نسبت به جنس مخالف بی تفاوت و خجالتی هستم اما هنوز نمیدونم همجنس گرا هستم یا نه .با پسرا ها راحت تر ارتباط برقرار میکنم .رشته دانشگاهیم رو هم دوست ندارم چون تعداد پسر ها در کلاسمون خیلی کمه و دختر زیاد .به فوتبال و مربی گری علاقه شدیدی دارم ولی شرایط برا فوتبال بازی کردن در سن پایین تر به صورت حرفه ای مهیا نشد .در ضمن الان 2 ساله به استمناء و فرار از جمع روی آوردم فک میکنم هیچکی منو دوس نداره حتی مادرم ! برا همین روابط خانوادگی رو قطع کردم ترو خدا کمکم کنین .فک کنم تنها یه راه حل برام مونده !!!!
نوید
سلام .مشکل من حاد تر از این حرفاست .من 19 ساله هستم .1 ساله که نسبت به همه زندگی بی تفاوت شدم الان 3 هفته هست که دانشگاه نرفتم فقط به خاطر ترس از محیط .نسبت به جنس مخالف بی تفاوت و خجالتی هستم اما هنوز نمیدونم همجنس گرا هستم یا نه .با پسرا ها راحت تر ارتباط برقرار میکنم .رشته دانشگاهیم رو هم دوست ندارم چون تعداد پسر ها در کلاسمون خیلی کمه و دختر زیاد .به فوتبال و مربی گری علاقه شدیدی دارم ولی شرایط برا فوتبال بازی کردن در سن پایین تر به صورت حرفه ای مهیا نشد .در ضمن الان 2 ساله به استمناء و فرار از جمع روی آوردم فک میکنم هیچکی منو دوس نداره حتی مادرم ! برا همین روابط خانوادگی رو قطع کردم ترو خدا کمکم کنین .فک کنم تنها یه راه حل برام مونده !!!!
کاظم
25 سالمه وقتی توی جمع قرار میگیرم استرس دارم و عرق میکنم باید چکار کنم
صدف
با سلام
من الان یه سال مشکلی دارم که زندگیمو خراب کرده.از زمان بچگی من اعتماد به نفس خوبی داشتم و تقریبا همه جا یه دوستی پیدا می کردم اما زیاد اجتماعی نیستم.به خاطر اخلاق و چهره خوبم همیشه دورم پر بوده و خیلی ها همیشه از اخلاق و شوخ طبعی و قیافه و اندامم تعریف می کردن تقریبا همه رو به خودم جذب می کردم و هیچ وقت از تنها موندن ناراحت نمی شدم حتی برعکس.تا اینکه تو سال اول دبیرستان یه دختر شدیدا بم علاقه پیدا کرد و همیشه می خواست دوست صمیمی من باشه ولی بهش پا نمی دادم و با دوستای دیگه بودم تو سال دوم که رشتمو ریاضی برداشتم با هم دوباره همکلاسی شدیم هیچ یک از دوست تای سال اول باهام نبودن به شدت احساس تنهایی کردم کسی نبود که باهام دوس شه و اون دختر هم به شدت بهم فشار وارد می کرد مثلا غیبتم رو می کرد رابطم رو با بقیه خراب کرد مجال نمی داد با کسی دوس شم اون مدت بدترین دوره ی زندگی من بود احساس پوچی و بی ارزشی می کردم تا کمی به خودم اومدم و چند تا دوس پیدا کردم متوجه شدم تقریبا هیچ دوستی تو فک و فامیل ندارم به داداشام حسودیم می شد که شب ها رو می رن پیش پسر عمو هام با هم میرن سفر یعنی از زندگی نا امید شم
الان از دست اون دختر راحت شدم و زندگیم به مراتب بهتره ولی دیگه اون جذابیت و اعتماد به نفس قبل رو ندارم بعضی وقت ها از حالم گریه ام می گیری احساس می کنم یکی نفرینم کرده تو رو خدا یه جواب خوب به من بدید کمکم کنید به زندگی قبلیم برگردم
زینب
از زنگی ناامیدم هیچ انگیزه ای واسه بودن در این دنیا ندارم. روز و شب کارم فقط اشک ریختن شده خیلی کم حرفم دوست دارم بمیرم. خواهش می کنم کمکم کنید
پریسا
سلام
خواهرمن حدود 10 سال پیش ازدواج کرد. اما تو زمان ناوزدی متوجه شد که به همسرش علاقه نداره. خواست که بهم بزنه. اما فامیل و پدر و مادر دخالت کردن. و پدرم خواهرمو تهدید کرد که اگه فسخ کنه مادرمو طلاق میده. چون داماد پسرداییش میشد. مادرم هم به صورت تحمیلی با پدرم ازدواج کرده. چند بار تامرز طلاق پیش رفتن. اما به دلیل به اصطلاح بی آبرویی طلاق پدرم با درخواست طلاق مادرم موافقت نمیکنه. بگذریم. خواهرم ازدواج کرد با کسی که بهش علاقه نداشت و بچه دار شد. افسردگی پس از زایمان گرفت که همزمان با بی علاقگی به همسرش به افسردگی شدید کشیده شد. تاجایی که امید به درمانش نبود. حدودا 5 سال از فامیل جدا شد. تحت درمان با قرصهای ضدافسردگی شدید شد. همچنین طب سوزنی. به مرحله توهم بینایی رسید. اما خداروشکر الان 3 ساله که حالش رو به بهبوده. به محض بهتر شدن روی طلاق پافشاری کرد. اما شوهرش به بهانه بچه ندادن بهش به زور نگهش داشت. الان من آثاری از رفتارهای افسردگی تو خواهرم میبینم که این باعث نگرانیم شده. میترسم مشکلات خواهرمو ازپا دربیاره. ترسش باعث شده از دوستام جدابشم. خواهش میکنم کمکم کنید. پدر و شوهرخواهر من پستترین ادمای روی زمینن چون به زور مادر وخواهرمو نگه داشتن. من 23 سالمه. مجردم. ممنون میشم کمکم کنید.
نعمت اله حیدری
با سلام
پسری 28 ساله و مجردم در سال 85بعلت وجود ضایعه در قسمت فوقانی بطن 4 و هیدروسفالی جراحی شانت داشتم از سال 84 شایدم زودتر استرس شدید داشتم ولی خودم متوجه وخامت اوضاع نبودم. 8 ماه پیش 1 متخصص مغز و اعصاب گفت که استرس دارم
من بعلت عدم تمرکز و کاهش حافظه مراجعه کردم که واقعا برام مشکل ساز شده. مثلا 1 صفحه را در 8 ساعت نمیتوانم بخوانم شروع به خواندن که میکنم به یک چیز دیگر فکر میکنم و ساعتها خیال پردازی میکنم
دکتر پراپرانول 10روزی 2بر سیتالوپرام ظهرها 1عدد و کلوپرامین کلراید شبها 1عدد
ولی هیچ تاثیری نداشته است. امتحاناتم نزدیکه چیکار کنم؟
دوره راهنمایی و ابتدایی اینطور نبودم دانشگاه هم این مشکلو داشتم و معدلم18 بود ولی با عذاب درس میخوندم کسی 8 ساعت بخونه من 20ساعت میخونم ولی درس خوندن نیس خیال فقط
عادت دارم راه برم با صدای بلندم بخونم که این هم مزید بر علته بنشینم اصلا نمیتونم درس بخونم
شما میگین چیکار کنم؟
ایکس
باسلام من جهارسال پیش بخاطر سردردبه پزشک مراجعه وداروی نورتریپلین وپرانول مصرف کردم ولی خوب نشدم و10روزپیش بخاطر بیخوابی شدیدوسردردبه همدان رفتم وپزشک مغزواعصاب ازسم عکسبرداریوام ار ای گرفت وتشخیص دادکه اعصاب است وبرایم سیتالوپرام20که صبح نصف وشب 20بخورم وپرانول 10یک عددصبح وشب وقرص زولیپدم 10بخاطر بی خوابی شدیدم داده ازشما تقاضا دارم من میترسم باخوردن داروی خواب به ان عادت کنم وبی خوابیم حل نشود لطفا مراراهنمایی کنید درضمن من 35سال سن دارم وخانم هستم
امید
سلام من یک پسر گی (gay) هستم از سال 76 تا الان 4ساله که ازدواج کردم همسر و یک پسر دارم که دوسشان دارم ولی هنوز میل به پسر دارم مثلا برادر خانمم رو خیلی دوست دارم البته خیلی کمتر شده برای درمان سریع باید چه کار کنم
نسیم
سلام من یک ماه دیگه ازمون دارم . میخوام از ریتالین استفاده کنم البته فقط روزی 1 عدد اونم 12 شب .خیلی خیلی بی دقت و بی قرار
mersa
سلام.من دختری 20ساله هستم که از دوران راهنمایی عادت دارم همش در اتاقم راه میروم و با خودم حرف میزنم مخصوصا راجع به چیزایی که ددوست دارم واسم اتفاق بیفتن که میدونم نمیفتن گاهی اوقات که شرایط تنهایی رو ندارم ه با خودم حرف بزنم کاملا عصبی هستم و به فکر فرو میروم...و همچنین بسیار منزوی هستم و اصلا نمیتوانم با کسی صحبت کنم همش احساس میکنم اعتماد به نفس ندارم
emad
با سلام
من در دوران نوجوانی دچار افکار منفی و خیالی شدم و تا 3تا 4 سال این افکار من را آزار میدادند بعد خود به خود این افکار رفع شدند ولی عاداتی از آنها باقی ماندند که الانه هم زندگی مرا مختل کرده است و مرا گوشه گیر کرده.
مثلا وقتی دیگران میخندند یک فکر نخند نمیگذاد بخندم یا مثلا وقتی میخندم همین فکر جلوی خنده ام را میگیرند و من باید مصنوعی بخندم و این من را بسیار آزار میدهد و دیگران را نیز متعجب میکند
دیگر برایم عادت شده همین حالت باعث شده دیگر در جمع و بین دیگران راحت نباشم و دیگران هم از من گریزانند در واقع دیگر پیش دیگران راحت نیستم و احساس لذت نمیکنم
چاره چیست باید چیکار کنم؟
علیرضا
: با سلام زارعی هستم ازمرودشت.یکسال پیش مادرم تصادف خیلی بدی کردمابرای زنه ماندنش خیلی نا امید بودیم من هم به مادرم خیلی وابسته بودم همش استرس ترس داشتم که یک وقت مادرم نمیره همش توفکر بودم روحیه نداشتم روز بعدش استرس شدیدی داشتم همینجور که تو فکر بودم یک لحظه احساس کردم خودم رو نمیشناسم خیلی ترسیدم بعد خودم روسرگرم تعریف بادوستان کردم که از این حالت بیرون بیام الان یکساله میگذرد من کمی بهترم ولی مثل روز قبل بیماریم نیستم روزهام تکراری شده از زندگی سیر شدم اصاا روحیه ندارم با پزشک هم تابه حال مراجعه نکردمسر هیچ شغلی هم گیر نمیکنم از هر کاری فراری هستم .بیشتر با کار بنایی سروکار دارم این شغل بدتر روحیم خراب کرده ولی از ناچاری میروم از شما خواهش میکنم من را راهنمایی کنید به چه بیماری مبتلا شدهام باتشکر
مهناز
سلام,تو رو خدا بهم جواب بدین,من8 سال پیش با پسری آشنا سدم و تا حد زیادی بهش وابسته شدم,تقریبا 3 سال پیش باهاش ازدواج کردم,الان یه پسر 2 ساله هم دارم,من خیلی شوهرم و دوست داشتم,اما اخیرا به خاطر بی اعتنایی های خودش تا حد زیادی از این ازدواج پشیمونم و دلم میخواد ازش جدا شم,به حدی بی توجه و بی اعتناست که گاهی چند روز با هم حرف نمیزنیم,چه کار کنم که یا اون درست شه یا من
سحر
با سلام
مدت سه یا چهار ماهه شب ها مدام خواب میبینم. خوابهای سریالی. یعنی وقتی بیدار میشم دوباره میخوابم ادامه شو میبینم. همینطور خیلی زود گریم میگیره. از هر ناراحتی یی که پیش میاد گریه میکنم.
چه کاری انجام بدهم برای بهبودی ام؟
aryan
باسلام و خسته نباشید من حدود 2ساله سیتالوپرام مصرف میکنم اول با دوز 20 میلی در روز و بعد با دوز 40 میلی صبح و شب الان خودم کم کردم روزی 10میل میخورم ولی باز هم افسردگیم برگشته و بشدت عصبیم لطفا رانماییم کنید مرسی
مهتاب
نحوۀ تشخیص و دزمان بیماری اختلال هویت جنسی را توضیح دهید.
مهتاب
با سلام و احترام
من متاهل هستم اصلا اززندگيم راضي نيستم يعني سرديي زندگي را گرفته که ديگه خودمم نميخوام تلاشي کنم راستش از طرف مقابلم به شدت متنفرشدم کمکم کنيد نميدانم چگونه بااين قضيه کناربيام يعني به جايي رسيدم که فک ميکنم فقط معجره بايد شود چون هيچکس رانميبينم که بتوانددرکم کند
مریم
سلام من واقعا به کمک شما نیاز دارم الان سردرگمم و دیگه دلیلی واسه ادامه زندگیم ندارم نمیدونم با مشکلم چه جوری کناربیام.ممنون میشم کمکم کنین
merat
استرس شدیدی دارم و در اجتماع به قدری شدید می شود که ضربان قلبم بالا می رود و جدیداً در هنگام استرس لکنت هم به آن اضافه شده است.
پریسا اکبرزاده
سلام .
من نیاز به مشاوره و رفع مشکلات زیادم دارم .زندگی هر روز پوچ تر می شه و من قادر به حل این مشکل عظیم نیستم .
زندگی برام بی مفهوم شده و مشکلات زیاد اطرافیانم این سر در گمی و آشفتگی رو بیشتر می کنه .لطفا" کمکم کنید ....
nasim
salam

man ba ye moshkeli movajeh hastam
dg nemidonam che bayad konam..
man nasimam motavalade 66,3 dadash daram va ye khahar k khaharam va 2 ta az dadasham ezdevaj kardan hala man mondamo dadash kochike.
va ama moshkele man man dokhtari hastam k ta hala b kasi etemad nadashtam b hich kasss ta in ke ye bar ye shomare eshtebahi gereftam va asheqe seda in fard shodam faqat mikhastam sedasho beshnavam va befahmam kie.
ba esrare ziade man akhar sari bade 9 mah fahmidam kie, khabare bad in ke uon zan dare vali man divanevar dosesh darm ta jaei k hazer shodam 4 milion behesh qarz bdam, hala u begin man bayad chi kar konam?
1.90034s, 46q