ترس از عوارض درماني سرطان پستان، موجب عدم پذيرش درمان مي‌شود

۱۳۸۸/۰۷/۰۶ - ۱۳:۵۲ - کد خبر: 17459
ترس از عوارض درماني سرطان پستان، موجب عدم پذيرش درمان مي‌شود
اين مطالعه با هدف توصيف و تبيين ساختار و ماهيت تجارب مبتلايان به سرطان پستان توسط مژگان خادمي دانشجوي دكتراي پرستاري، دانشگاه تربيت مدرس و محبوبه سجادي هزاوه دانشجوي دكتراي پرستاري، گروه پرستاري، دانشگاه علوم پزشكي اراك انجام شده است.

هدف اصلي درمانگران تشخيص و درمان سريع در مواجهه با سرطان پستان است . غفلت و تاخير در تشخيص و درمان بيماران سرطاني به طور مستقيم منجر به پيشرفت بيماري، جراحي تهاجمي تر و مرگ و مير بيشتر مي شود. در اين ميان تيم مراقبت در مقابل ارائه مراقبت صحيح براي بيمار و خانواده مسئوليت دارند.

پژوهش حاضر به صورت كيفي با استفاده از نمونه گيري انجام شد. 22 نفر در اين پژوهش شركت داشته اند، و 7 بيمار، 7 عضو خانواده، 4 پرستار و ( 2 جراح، يك متخصص انكولوژي و يك متخصص راديوتراپي) مورد مصاحبه قرار گرفتند .

بر اساس اين مطالعه آگاهي درمانگران از تجارب شركت كنندگان به آنان شناختي مي دهد تا نقش خود را در مواجهه با بيماران مبتلا به سرطان پستان به نحو مناسب تري ايفا نمايند . اين يافته ها هم چنين بر ضرورت تغيير جهت از درمان انتهايي به تشخيص زودرس و اختصاص منابع جهت حمايت از اين بيماران تاكيد مي کنند.

يافته هاي اين بررسي حاکي از آن است که در بسياري از مواقع بيماران و خانواده هاي آنان درمان را به سختي مي پذيرند.

تجارب بيماران مبتلا به سرطان پستان و افراد درگير در اين بيماري در چهار مفهوم محوري تاخير در تشخيص و درمان، عدم پذيرش درمان، غوطه وري در رنج (واكنش هاي عاطفي به بيماري، مواجهه با پي آمدهاي درمان، مواجهه با سيستم درمان و مراقبت ناكارآمد و اختلال در زندگي روزانه خانو اده) و حركت به سوي زندگي طبيعي منعكس شد.

سرطان پستان از بيماري هايي است كه تأثيرات شديد رواني ايجاد مي كند. موضوع مرگ و ماستكتومي ماية ترس و اضطراب بيماران مي باشد. در مواجهه با اين بيماري و تشخيص سرطان ، بيمار از چندين مرحلة مختلف رواني گذر مي كند.

نتايج تحقيقات حاکي است كه حمايت يك نياز حياتي و چند بعدي است و بايد پيوسته به مددجويان ارائه شود . معمولاً پرستاران و پزشكان حمايت جسمي را در اولويت اول قرار مي دهند، در حالي كه بيماران حمايت هاي روحي - رواني را در اولويت قرار مي دهند.

سرطان براي بيمار، خانواده، تيم درمان و جامعه تجربه اي آكنده از رنج و درد مي باشد. شوك، گيجي، انتظار، تنش، ترديد، ترس از مرگ، خشم، جدال دروني، حسرت و افسوس، از دست دادن كنترل، احساس نقص و نيستي، غم و اندوه، فقدان، رها شدن، انزوا، بي بهره ماندن از زندگي و نگراني براي آينده خود و خانواده از مهم ترين تجارب شركت كنندگان در اين پژوهش مي باشند.

درد و رنج حاصل از بيماري، نگراني از آينده خانواده، ترس ازمرگ، عوارض ناشي از درمان، كاهش ميزان عملكرد، اختلال در تصوير ذهني از جمله عواملي هستند كه بهداشت رواني بيمار مبتلا به سرطان پستان را مختل مي سازند.

سرطان پستان بيماري است كه بيمار، خانواده وجامعه را درگير نموده و بسياري از منابع مادي و معنوي را به هدر مي دهد. با اين حال همانند هر تجربه درد ناك ديگري مي تواند رشد و كمال را به دنبال داشته باشد .

آگاهي درمانگران از تجارب شركت كنندگان به آنان شناختي مي دهد تا نقش خود را در مواجهه با اين بيماران به نحو مناسب‌تري ايفا نمايند.

اين يافته ها هم چنين بر ضرورت تغيير جهت از درمان انتهايي به تشخيص زود رس و اختصاص منابع جهت حمايت از اين بيماران تاكيد مي نمايند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.31601s, 18q