بررسي وضعيت رواني بيماران مبتلا به HIV

۱۳۸۸/۰۹/۱۰ - ۱۲:۲۰ - کد خبر: 18264
بررسي وضعيت رواني بيماران  مبتلا به HIV
در زنان HIV مثبت نشانه هاي افسردگي همراه با شكايتهاي جسمي وجود دارد ، كه باعث سرعت بخشيدن به سير پيشرفت بيماري خواهد شد .
در طول 7 سال ، مرگ و مير زنان HIV مثبت كه نشانه هاي افسردگي را داشتند ، 2 برابر بيشتر از سايرين گزارش شدiه است .
اختلالات خُلقي ناشي از بيماري ايدز :
واكنشهاي هيجاني در ارتباط با بيماري ايدز با شدت متفاوت ظاهر مي شود . هر يك از آنها در مراحلي مختلف بيماري از آغاز ( مثبت بودن نتيجه ي آزمايش ) تا شروع عفونتهاي فرصت طلب ، بستري شدن در بيمارستان و مراحل پاياني همراه با عوامل استرس زاي ديگر ، فرد را تحت تأثير قرار مي دهند . وضعيت خُلقي فرد مبتلا به ايدز از احساس اندوه ، اضطراب ، عصبانيت تا بروز اختلالات افسردگي و اضطرابي شديد تغيير مي كند . افسردگي ، شيدايي ، اندوه وسوگواري ، اضطراب ، احساس گناه و تغيير درعملكرد جنسي از جمله اختلالات خلقي اند كه فرد HIV مثبت با آنها درگير است .

افسردگي :

در افراد HIV مثبت ، علائم و نشانه هاي افسردگي به صورت كاهش ميل به موضوعات مورد علاقه ، بي خوابي ، كاهش انرژي ، از دست دادن اشتها ، يا پرخوري كه به كاهش يا افزايش وزن مي انجامد ، گريه كردن ، وجود افكار خودكشي ، از دست دادن ميل جنسي ، و اختلال در تمركز بروز مي كند . البته ، بعضي از اين نشانه ها با عفونت به وسيله ويروس HIV مرتبط اند . از جمله ، كاهش اشتها كه مي تواند بر اثر بيماري دستگاه گوارش و تهوع ناشي از مصرف داروهاي ضد رتروويروس پديد آيد .
مقدار خواب بيمار هم تحت تأثير بيماري و عوارض جانبي داروها تغيير مي كند . غش كردن در مراحل اوليه يا پيشرفته ي بيماري به دليل مصرف داروها يا كم خوني ناشي از بيماري بروز مي كند . افزايش ترس از مرگ ، تفكر دربارة آن را سبب خواهد شد . ناراحتي فرد همراه با تفكرات منفي ، افسردگي ، اختلال در شناخت ، كاهش حافظه وعدم تشخيص زمان و مكان ديده مي شود .

شيدايي :
به طو معمول ، در بيماراني كه سابقه ي اختلال خُلقي ندارند ، يا در خانواده ي خود ، نمونه هايي از آن را ذكر نمي كنند يك حمله ي مانيك كه با مصرف مواد مخدر ياعفونت CNS توسط ويروس HIV همراه است ، به ويژه در مراحل پاياني بيماري ديده مي شود . بعضي از عفونتهاي فرصت طلب از جمله توكسوپلاسموز ، هرپس ، مننژيت به بروز اختلالات خلقي دو قطبي كمك مي كنند . لازم است كه اختلالات خلقي ناشي از مصرف مواد مخدر از اختلالات شخصيتي تفكيك شود .

غم و سوگواري :

پي بردن به نتيجه ي آزمايش و مثبت بودن آن ، در كنار از دست دادن كار ، ترس از اخراج شدن و از دست دادن يك آينده ي روشن ، به امتناع از انجام مراقبتهاي بهداشتي ، خودداري از دريافت خدمات درماني و اختلال در روابط جنسي مي انجامد . رايج ترين موضوعي كه به افراد HIV مثبت آسيب مي رساند ، از دست دادن دوستان و افراد مورد علاقه ي وي است . از آن جا كه ، اندوه بيماران مبتلا به ايدز چند وجهي است ،‌تأثيرات چند وجهي بر فرد مي گذارد . يأس ، تضعيف روحيه ، بي نظمي در خواب ، آشفتگي هاي عاطفي ، تفكرات مزاحم ، مصرف مواد مخدر در بيماران مبتلا به ايدز كه با مرگ دوستانشان روبرو شده اند ، ديده مي شود . به علاوه ، احساس اندوه ، ترس از پيشرفت بيماري را تشديد مي كند .

اضطراب :

اضطراب بر اثر ابتلا به بيماري و ناتواني جسماني و طرد شدن ، بروز مي كند . مسري بودن بيماري نيز سبب بروز اضطراب مي شود . فرد مبتلا ، در مورد محافظت از ديگران احساس اضطراب مي كند ، در حالي كه به طور همزمان دربارة خود نيز احساس اضطراب دارد .
علاوه بر اين ، بروز اضطراب در مواردي كه فرد HIV مثبت با در گيري هاي خانوادگي ، جابه جايي شغلي ، بلاتكليفي مالي و روند بيماري سروكار دارد ، طبيعي است . بعضي از مبتلايان به صورت فطري ، خُلق و خوي مضطرب دارند . بعضي از آنان ميتوانند ازنظر رواني و رفتاري به استرس ناشي از عفونت با ويروس HIV پاسخ مناسبي دهند و تأثير اضطراب بر زندگي شان را محدود سازند . اضطراب عميق ، به از كار افتادگي دائم مي انجامد . اختلالات اضطرابي ممكن است به صورت هاي ترس مرضي ، ترس از فضاي باز ، اختلال وسواس و اجبار ، و فوبياي فردي و اجتماعي بروز كند .

مقالات روزنامه ها ، اخبار تلويزيوني و اطلاعيه هايي كه درباره ي بيماري ايدز منتشر مي شوند اضطراب فرد را تشديد مي كنند . گاهي اوقات ، اضطراب به صورت نشانه هاي جسمي ، مانند سردرد ، تپش قلب ، درد سينه ، و مشكلات تنفسي بروز مي كند .

روان پريشي :
بروز اختلالات روان پريشي در هر دوره از بيماري ايدز ممكن است بروز كند . در مواردي اسكيزوفرني با شروع بيماري ايدز بروز مي كند . عوامل استرس زا مانند بيان وضعيت HIV مثبت بودن فرد ، دو راهي شروع درمان ، انجام آزمايشات متعدد، و مسائل مربوط به تهديد به حمله و اعمال خشونت آميز به بروز اختلالات روان پريشي كمك مي كند .

عصبانيت و احساس گناه :
عصبانيت ، يك واكنش طبيعي نسبت به يك بيماري مرگبار است ، كه مي تواند : متوجه فردي كه او را مبتلا ساخته است ، ساير افراد جامعه كه به دليل بي توجهي آنان ، بيماري انتقال يافته است ، حكومتي كه نتوانسته گسترش بيماري را كنترل كند ، و در آخر روشهاي درماني و داروهاي بي تأثير شود .
احساس گناه نيز واكنشي عادي تلقي مي شود . واكنشهايي مانند سرزنش كردن خود ، احساس شرم ، و كاسته شدن از ارزش فردي ، واكنشهاي رايج ابتدايي نسبت به بيماري هاي آميزشي به شمار مي روند .

تغيير در عملكرد جنسي :
عوامل مؤثر بر عملكرد جنسي فرد HIV مثبت به سابقة فعاليت جنسي وي ، اعتماد به نفس او در اين باره و نحوة عملكرد جنسي او بستگي دارد . بزرگسالاني كه در كودكي مورد آزار جنسي قرار گرفته اند ، بيشتر از سايرين در معرض خطر عفونت با ويروس HIV قرار دارند . زنان HIV مثبت به آزار جنسي در كودكي و انجام رفتارهاي جنسي پرخطر اشاره مي كنند ، عادت به انجام رفتارهاي پرخطر مانع از سازگارشدن زنان و كنار آمدن آنها با تجارب تلخ گذشته مي شود . افرادي كه سوء رفتارجنسي دارند به احساس گناه يا سرزنش كردن خود دچار مي شوند وبه منظور بر طرف كردن آن به مصرف الكل روي مي آورند .

نقش روان شناس در بهبود بخشيدن به وضعيت رواني فرد HIV مثبت :
امروزه روان شناسان روشهاي تازه اي را به كار مي برند . اورسل (1997) ، اشاره نمود ، كه درمانگران بايد به تقاضاهاي چندگانة افراد HIV مثبت ، پاسخ دهند . دامنة خدمات آنها گسترش يافته است و بايد نقشهاي بيشتري را برعهده بگيرند .

در بعضي از موارد ، روان درماني درخانه و در مواردي در بيمارستان انجام مي شود . روان شناس ، علاوه بر آموزش ارتباط جنسي مطمئن ، تدابير مربوط به پاي بندي به رژيم دارويي ، عقايد مذهبي بيمار را در نظر مي گيرد و در زماني كه به مراحل ناتوان كنندة‌ بيماري مي رسد ، به منظور انجام روان درماني و حتي كارهاي مراقبتي وارد عمل مي شود . همچنين ، مي تواند گروهي متشكل از دوستان و اعضاي خانوادة‌ فرد تشكيل دهد تا هر كدام از آنها طبق برنامه ، انجام يكي از كارهاي مراقبتي بيمار را برعهده بگيرد .
لازاورس و ديگران (1994) ، به روشهاي انطباقي بازنگري مثبت ، پذيرفتن حمايتهاي اجتماعي و گيرنده هاي اجتنابي شناختي و رفتاري كه در روان درماني افراد HIV مثبت به كار مي رود اشاره نمودند . به علاوه ، فرد مي تواند از طريق تمركز بر مسئله ، با موقعيت فعلي خود سازگار شود . در اين صورت ، رفتارهايي را ارائه مي دهد و با افكاري سروكار دارد كه سبب مي شوند فعالانه مسائل را دنبال كند . همچنين به بيمار توصيه مي شود ، كه بيماري خود را بشناسد ، روشهاي درماني را پيگيري كند ، از دريافت كمك خودداري نورزد ، اميدوارانه بينديشد ، بر نكته هاي مثبت تأكيد كرده و وضعيت كنوني خود را بپذيرد .

لازم است كه روان شناس ، تدابير درست را در موقعيتهاي مناسب به كار گيرد . در هنگام ارزيابي ظرفيت انطباق پذيري فرد به دامنه اي كه مي تواند پيش برود توجه نموده ، از تدابير مرتبط با مسئله بهره ببرد و به موقعيتها و موارد كنترل شدني توجه كند نه به مواردي كه از كنترل فرد خارج اند .

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
2.4622s, 18q