در تمام دنيا، دولت متولي سرطان است

۱۳۸۸/۰۹/۱۰ - ۱۲:۲۲ - کد خبر: 18267
در تمام دنيا، دولت متولي سرطان است
براي نمونه سرطان مري و دستگاه گوارش پس از دهه 50 افراد را مبتلا مي سازد و در دهه هاي 60 تا 70 زندگي به حداکثر مي رسد. به گفته متخصصان شيوع سرطان پستان در ايران هشت تا 10 سال پايين تر از ديگر کشورهاست. افزايش مصرف غذاهاي سرخ کرده و آماده، افزايش مصرف چربي ها که از علل افزايش سرطان روده بزرگ به شمار مي رود در کنار کمبود مصرف ميوه و سبزي تازه، کم تحرکي و افزايش وزن از عمده علل ابتلا به سرطان عنوان مي شود. مهم ترين مسووليت پژوهشگران در اين ميان، ثبت سرطان به منظور انجام پژوهش هايي با هدف علت يابي انواع سرطان هاست، هرچند هنوز مرکزي براي ثبت سرطان در کشور وجود ندارد. سازمان بهداشت جهاني عوامل کنترل کننده بيماران سرطاني را به يک صندلي تشبيه مي کند که داراي يک کف، پشتي و چهار ستون به عنوان پايه است. پايه اول آن «جلوگيري از ابتلا به سرطان» است. «غربالگري» (تشخيص زودرس) پايه دوم، «درمان» پايه سوم و «درمان هاي تسکيني» پايه چهارم اين صندلي را تشکيل مي دهد. حمايت هاي دولت در قالب حمايت هاي ملي، بهداشتي و... پشتي صندلي و ارتباط اين چهار گروه با يکديگر کف اين صندلي را تشکيل مي دهد. متخصصان رعايت الگوهاي زيست محيطي و شغلي، جلوگيري از اعتياد و ترک سيگار را به عنوان عواملي برمي شمارند که در جلوگيري از پيدايش سرطان ها نقش اساسي ايفا مي کنند. «پنجمين همايش انجمن سرطان ايران» که اواخر مهرماه امسال در تهران برگزار شد، فرصتي را فراهم آورد تا متخصصان اين رشته بار ديگر هشدارهايي را در زمينه لزوم برنامه ريزي گسترده براي آمادگي مقابله با روند رو به رشد سرطان داشته باشند. گزارش زير نيم نگاهي دارد به برخي مسائل مطرح شده در حوزه سرطان.

---

آمارها بيانگر آن است که تعداد بيماران سرطاني از 11 ميليون و 800 نفر در سال 2005 با 55 درصد رشد به 18 ميليون و 200 هزار نفر در سال 2020 خواهد رسيد. دکتر «عبدالله فضل عليزاده» رئيس انجمن سرطان ايران با اشاره به هرم سني جمعيت ايران، فراگيري سرطان در 15 تا 20 سال آينده را پيش بيني دور از انتظاري نمي داند. اين در حالي است که به گفته دکتر «حميد عطاريان» رئيس پنجمين همايش سالانه انجمن سرطان ايران، انتظار مي رود تا چند سال آينده 15 ميليون بيمار سرطاني در ايران وجود داشته باشد. دکتر «فضل عليزاده» تصريح مي کند؛ «آمارهاي يادشده بايد مسوولان امور بهداشتي کشور را به يک برنامه ريزي منسجم و صحيح درباره تربيت متخصصان آنکولوژي از يک سو رهنمون کند و از سوي ديگر آنان را قادر سازد با ايجاد مراکز جديد و تجهيز مراکز موجود جوابگوي افزايش بيماران سرطاني باشند.» وي در ادامه مي گويد؛ «آمارهاي جهاني نشان مي دهد ويزيت آنکولوژيست هاي (متخصصان) درمان سرطان از 38 ميليون در سال2005 به 57 ميليون در سال 2020 خواهد رسيد که در برابر اين افزايش، نياز قطعي فزاينده يي براي افزايش آنکولوژيست ها خواهيم داشت.»

دکتر «فضل عليزاده» همچنين بر لزوم دسترسي به اطلاعات و گزارش از هزينه هاي درمان سرطان اشاره کرده، اظهار مي دارد؛ «آمارها به درستي گوياي اين واقعيت است که هزينه هاي درماني بيماران سرطاني به طور فزاينده ادامه خواهد داشت. بنابراين تامين اعتبارات براي کمک به اين بيماران بايد مدنظر قرار گيرد.» وي هزينه درمان سرطان ريه در سال اول درمان را 41 هزار و 134 دلار، سرطان روده را 20 هزار دلار، سرطان پروستات را 18 هزار دلار و سرطان پستان را هفت هزار و 139 دلار عنوان مي کند.

سرطان پستان، شايع ترين سرطان در زنان

سرطان پستان در زنان، اولين و شايع ترين سرطان شناخته شده است. هر چند سن ابتلا به اين بيماري در ديگر کشورها بالاي 55 سال بوده و در 70سالگي به اوج خود مي رسد اما اين سن در ايران 40 تا 50 سال است. متخصصان عوامل خطرسازي مانند پريود زودرس در دختربچه هاي ايراني (12 تا 14سالگي)، يائسگي ديررس (پس از 55 سالگي)، تولد اولين فرزند پس از 35 سالگي، نازايي، عوامل تغذيه يي و برخي عوامل ناشناخته را در ابتلا به سرطان پستان موثر مي دانند. به اعتقاد برخي پژوهشگران در کنار عوامل خطرساز فوق، پايين بودن «سلنيوم» خون از عوامل ابتلاي زنان به ويژه زنان ايراني به سرطان پستان به شمار مي رود. «سلنيوم» خون از عوامل کمک کننده به آنتي اکسيدان هاست که دفاع سلولي را در برابر عوامل سرطان زا بالا مي برد. کمبود اين ماده از عوامل خطرساز ابتلا به سرطان پستان عنوان شده است.

دکتر «محمدرضا مير» دبير علمي «پنجمين همايش انجمن سرطان ايران» مي گويد؛ «با وجود انجام نشدن غربالگري در کشور، 30 تا 40 درصد زنان در مرحله اول يا دوم بيماري خود به پزشکان مراجعه مي کنند. وي علت اين امر را افزايش آگاهي در جامعه از طريق شيوه هاي مختلف اطلاع رساني به ويژه از طريق رسانه هاي گروهي کشور مي داند.» وي يادآور مي شود؛ «بيشتر زنان مراجعه کننده به متخصصان زنان يا ساير تخصص هاي مربوطه به طور داوطلبانه از آنان درخواست سونوگرافي و ماموگرافي دارند.» با اين وجود، دکتر «مير» اعتقاد دارد هنوز در ميان جراحي ها، جراحي سرطان پستان از آمار بالايي برخوردار است، هر چند وسعت منطقه جراحي طي سال هاي اخير کاهش يافته است. اهميت غربالگري وقتي مشخص مي شود که بدانيم 80 تا 90 درصد سرطان ها در مراحل اوليه سرطاني قابل علاج است. اما عموم سرطان ها در مراحل پيشرفته غيرقابل علاج است.

دکتر «پيام آزاده» دبير اجرايي پنجمين همايش انجمن سرطان ايران، موفق ترين اين غربالگري را در زمينه سرطان سينه مي داند و مي گويد؛ «ماموگرافي بهترين روش تشخيص سرطان در مراحل اوليه است. ما بايد خانم ها را تشويق کنيم که پس از گذراندن دهه سوم و چهارم زندگي شان سالي يک بار ماموگرافي انجام بدهند. ماموگرافي مي تواند به تنهايي 50 درصد مرگ ومير زنان را کاهش دهد. زناني که سابقه خانوادگي دارند، بايد پس از 30سالگي شروع کنند. سرطان دهانه رحم نيز جزء همين سرطان هاست که با تست ساده و بي خطر انجام مي شود و هر خانم پس از ازدواج بايد هر سه سال يک بار آن را انجام دهد. جالب اينجاست که شرکت هاي بيمه در کشورهاي پيشرفته به شدت غربالگري را پيگيري مي کنند تا هزينه هاي درماني را کاهش دهند.»

باورهاي غلط در مورد ابتلا به سرطان

برخي باورهاي غلط در مورد بيماري سرطان در ميان عموم مردم وجود دارد که ناشي از ناشناخته بودن اين بيماري است. اين باورها از سرطان زا بودن استفاده از برخي مواد و لوازم گرفته تا باورهاي نادرست درباره جراحي سرطان هاست. براي مثال برخي اعتقاد دارند عکسبرداري با اشعه موجب بروز سرطان مي شود. دکتر «آزاده» با رد اين موضوع اظهار مي دارد؛ «عکسبرداري با اشعه به ايجاد سرطان منجر نمي شود. به عنوان مثال ماموگرافي سالي يک بار هيچ ضرري ندارد و سرطان زا هم نيست بلکه اشعه ها در طول زمان و در صورت قرار گرفتن مداوم بدون حفاظت در برابر آنها به ايجاد سرطان مي انجامد.»

در مورد بقيه اشعه ها مثل تيرهاي برق ولتاژ بالا، مايکروفر و تلفن هاي بيسيم هم هنوز هيچ مقاله علمي مبتني بر شواهدي درباره تاثير آنها بر ايجاد سرطان منتشر نشده است.

پژوهش هاي جديد در مواردي باورهاي گذشته را نقض مي کند. دکتر «آزاده» در اين مورد مي گويد؛ «حدود 10 سال قبل خانم ها در امريکا پس از رسيدن به سن يائسگي تحت هورمون درماني قرار مي گرفتند. اما بررسي هاي بعدي نشان داد تزريق استروژن به خانم ها با افزايش سرطان و ديگر بيماري ها در ارتباط است و از آن زمان اين شيوه کنار گذاشته شد. هم اکنون مصرف اين هورمون ها در جهان افت قابل توجهي داشته است. اما نکته اينجاست که مصرف نابجا در درازمدت اين هورمون ها در خانم ها به ابتلا به سرطان سينه منجر مي شود.»

برخي از اين باورهاي نادرست در مورد خودداري از جراحي بيماران سرطاني است. براي مثال به عقيده بعضي افراد تماس چاقو با منطقه يي که مبتلا به سرطان است، سبب انتشار سلول هاي سرطاني در کل بدن مي شود. دکتر «مير» در اين مورد مي گويد؛ «با عمل جراحي و تماس چاقو با منطقه دچار سرطان، سرطان در بدن منتشر نشده و پيشرفت نمي کند.» وي در پاسخ به اين پرسش که اگر بدانيد بيمار مبتلا به سرطان مثلاً چهار ماه ديگر بيشتر زنده نيست، آيا او را مورد عمل جراحي قرار مي دهيد، اظهار مي دارد؛ «عمل جراحي در مواردي ضرورت داشته و سبب کاهش درد مي شود. اما در مواقعي که بيماري سرطان پيشرفت داشته باشد، درمان جراحي ضرورت ندارد مگر آنکه جنبه اورژانسي داشته باشد مانند انسداد روده يا خونريزي. در اين موارد هر چند جراحي، کمکي به افزايش طول عمر فرد نمي کند، اما براي رفع مشکل به وجود آمده ضرورت دارد.»

شيوه هاي نوين جراحي سرطان

يکي از پرسش هايي که بيماران مبتلا به سرطان با آن روبه رو هستند اين است که آيا با دارو و شيمي درماني مي توان سرطان را درمان کرد يا اينکه سرطان حتماً نيازمند جراحي است؟ به گفته دکتر «مير» در برخي سرطان ها جراحي هنوز حرف اول را مي زند و به هر صورت بيمار بايد تحت عمل جراحي قرار گيرد. وي با تاکيد بر اهميت تشخيص بهنگام بيماري سرطان در مراحل اوليه مي گويد؛ «در صورت تشخيص سرطان معده در مراحل اوليه، بيمار بهترين شانس را براي عمل جراحي پيدا مي کند، اما در صورت آنکه بيماري به مراحل دوم و سوم برسد، بايد علاوه بر جراحي از ساير درمان هاي ديگر مانند شيمي درماني و راديوتراپي نيز بهره گرفت. اين در حالي است که با تمام اين اقدامات بيمار قادر نخواهد بود نتيجه اوليه يي را که با تشخيص زودهنگام مي توانست بگيرد، دريافت کند. براي مثال بيمار مبتلا به سرطان مري که در مراحل دوم و سوم بيماري خود به پزشک مراجعه مي کند، پزشک نخست براي او شيمي درماني تجويز مي کند و در زماني که تومور وي کوچک و از انتشار آن جلوگيري شد، وي را مورد عمل جراحي قرار مي دهد يا اينکه در همان ابتدا براي وي شيمي درماني به همراه راديوتراپي (پرتودرماني) تجويز کرده، سپس وي را جراحي مي کند.» اين پزشک جراح ادامه مي دهد؛ «تکنيک هاي جديد، وسعت منطقه عمل جراحي و در نتيجه عوارض لطمه به بيمار را کاهش داده است. اين مساله را به ويژه در مورد ابتلاي خانم ها به سرطان پستان شاهديم. حدود 20 سال قبل در صورت ابتلاي يک زن به سرطان پستان، تمام پستان فرد مبتلا به سرطان را به همراه عضله بزرگ و کوچک آن برداشته، وي را دچار نقص عضو بزرگ مي کردند. در مواردي با برداشتن غدد لنفاوي از زير بغل بيمار، بيمار دچار ورم هاي شديد در ناحيه زير بغل شده، کيفيت زندگي وي با اختلال روبه رو مي شد. اين در حالي است که هم اينک در صورت تشخيص به موقع سرطان پستان، تنها به يک ضايعه نيم تا يک سانتيمتري بدون ايجاد نقص عضو در بيمار به همان نتيجه يي که پزشک در گذشته با برداشت کل پستان به آن مي رسيد، مي توان دست يافت.» وي درمان سرطان را يک فعاليت تيمي متشکل از راديوتراپيست، متخصص شيمي درماني، آنکولوژيست و جراح مي داند.

مشکلات بيماران سرطاني در ايران

در حالي که به گفته متخصصان درمان سرطان در کشور، بودجه ملي بهداشت در ايران زير 10 درصد و در کشورهاي ديگر 15 تا 25 درصد است، 90 درصد از بودجه اختصاص يافته به سرطان در درمان آن هزينه مي شود. بنابراين در حوزه پيشگيري نگاه درستي وجود ندارد. به گفته دکتر «عطاريان» همه افراد باتجربه در اين رشته معتقدند شايع ترين سرطان کشور، سرطان هاي دستگاه گوارش شامل سرطان معده و روده است. در درجه بعدي سرطان پستان قرار دارد. در کل ايران هم مانند بقيه کشورها حدود 18 الي 20 درصد کل مردم در طول عمر خود به سرطان دچار مي شوند که ايران از اين مساله مستثني نيست و اگر برنامه غربالگري يا درماني و... انجام شود بايد عمدتاً متوجه اين چند سرطان باشيم. وي در ادامه مي گويد؛ «طبق اعلام سازمان بهداشت جهاني هر 100 هزار نفر احتياج به يک پزشک درمان کننده سرطان دارند، بنابراين با توجه به اين نظر در ايران بايد حداقل 750 درمانگر سرطان وجود داشته باشد در حالي که هم اکنون به غير از بخش جراحي، 350 پزشک در زمينه درمان سرطان فعاليت مي کنند.» دکتر «عطاريان» دو اشکال مهم در رشته سرطان را در کل کشور برشمرده، تصريح مي کند؛ «با وجود آنکه در کشور انواع و اقسام سرطان ها را در مقايسه با جمعيت دارا هستيم، تنها به صورت استاني يا دانشگاهي فعاليت هاي محدود و پراکنده يي در کشور صورت گرفته است. با اين وجود هنوز مرکزي که به صورت ملي آمار دقيقي در مورد انواع سرطان نسبت به کل جمعيت ارائه دهد در کشور نداريم.»

هرچند به گفته دکتر «عطاريان» فعاليت هاي بسيار زيادي از طريق ارگان هاي مسوول از جمله وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و برخي نهادها و دانشگاه ها در زمينه ثبت موارد ابتلا به سرطان صورت گرفته، اما شايد بتوان فقدان ثبت ملي سرطان را از مهم ترين مشکلات حوزه سرطان دانست که امکان هرگونه برنامه ريزي را از مسوولان، متخصصان و کارشناسان امر گرفته است. رئيس «پنجمين همايش انجمن سرطان ايران» همچنين اظهار مي دارد؛ «انجام غربالگري نيازمند داشتن آمار از ثبت سرطان در سطح ملي است و تا زماني که ندانيم چه نوعي از سرطان در کدام منطقه شيوع دارد، نمي توانيم غربالگري درستي را در آن منطقه انجام دهيم. هم اکنون غربالگري هاي متعدد پزشکان به صورت سليقه يي يا تنها در برخي استان ها انجام مي شود، اما هنوز هم براي سرطان هاي شايع، غربالگري ملي درستي نداريم. در ايران نيز مانند بقيه کشورها، چند سرطان شايع مانند معده، روده، پستان و ريه جزء چهار سرطان بسيار شايع به شمار مي رود که براي هيچ يک غربالگري در سطح ملي وجود ندارد.» وي در ادامه يادآور شد؛ «مساله غربالگري نيازمند يک سازمان بسيار جدي و دقيق با افراد پيگير و آشناي به مساله است. اين سازمان همچنين به بودجه بسيار بالايي نياز دارد و طبيعي است که در تمام دنيا متولي غربالگري سرطان ها دولت ها هستند که بايد پرسنل ويژه يي را با بودجه بالا براي اين مهم اختصاص دهند. بنابراين هنگامي که کار ثبت ملي سرطان انجام شد به پيوست آن براي بيماري هاي شايع غربالگري هايي در وزارتخانه هاي مسوول ايجاد مي شود. غربالگري هم بايد در سطح بسيار بالا و حداقل استاني و کشوري انجام شود زيرا انجام غربالگري در سطح جمعيتي کوچک فايده چنداني نخواهد داشت.»
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.87216s, 19q