مرگ مغزي متفاوت از اغما

۱۳۸۸/۱۲/۱۵ - ۱۰:۰۹ - کد خبر: 19318
مرگ مغزي متفاوت از اغما
دكتر قرباني در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اينكه در اکثر مواقع در صورت تشخيص به موقع رد پيوند، امکان درمان آن وجود دارد، اظهار كرد: کنترل دقيق بيمار بعد از انجام پيوند عضو، مصرف مرتب داروهاي مربوطه و انجام آزمايش‌هاي لازم مي‌تواند از رد کامل پيوند پيشگيري كنند.

وي بيماري‌هاي عفوني مانند ايدز و اکثر بدخيمي‌ها را مانعي براي اهداي عضو برشمرد و افزود: البته همه اين شرايط در زمان فوت شخص، مجدداً ارزيابي مي‌شود.

مسوول واحد اهداي عضو بيمارستان مسيح دانشوري ادامه داد: همه مي‌توانند در امر اهداي عضو پيشقدم شوند و محدوديت سني منظور نشده است. تنها عاملي که مي‌تواند مانع اهداي عضو شود، شرايط باليني فرد اهداء کننده است که در زمان فوت وي توسط پزشک متخصص تشخيص داده خواهد شد.

دكتر قرباني با بيان اين كه در مرگ مغزي، خون رساني به مغز متوقف شده، اكسيژن رساني به آن انجام نمي‌گيرد و مغز تمام کارکرد خود را از دست مي‌دهد، گفت: اگرچه پس از مرگ مغزي اعضاي ديگر از جمله قلب، کبد و کليه‌ها هنوز داراي عملکرد هستند، اما به تدريج طي چند روز از کار مي‌افتند.

وي با بيان اينكه هر گونه آسيب شديد به مغز مي‌تواند منجر به تورم بافتي شود، افزود: چون مغز در يك فضاي بسته (استخوان جمجمه) قرار دارد و جايي براي اين افزايش حجم وجود ندارد، بر بخش‌هاي پايين‌تر مغز (ساقه مغز) فشار آورده، مانع جريان گردش خون به قسمت‌هاي بالايي و بيش از پيش مانع اكسيژن رساني مي‌شود.

مسوول واحد اهداي عضو بيمارستان مسيح دانشوري ادامه داد: اين فرايند ممكن است چند دقيقه يا چند روز طول بكشد و قلب به کمک دستگاه تنفس مصنوعي به فعاليت ادامه داده و به اعضاي ديگر اكسيژن برساند؛ در حالي كه بافت مغز و ساقه مغز كه وظيفه كنترل تنفس و ضربان قلب را بر عهده دارند از اين ماده حياتي(اكسيژن) محروم مانده و دچار مرگ شده است.

دكتر قرباني در پاسخ به اين پرسش كه چرا در مرگ مغزي، بيمار تا مدتي داراي ضربان قلب و تنفس است؟ گفت: قلب تا زماني كه داراي اكسيژن رساني است، به ضربان خود ادامه مي‌دهد. در بيمار مرگ مغزي هم دستگاه تنفس مصنوعي ( ونتيلاتور) اكسيژن لازم را براي ضربان قلب فراهم خواهد کرد و به محض جدا کردن دستگاه از بيمار، قلب از كار مي‌افتد.

وي در تشريح تفاوت مرگ مغزي با كما اظهار كرد: كما نوعي اختلال در كاركرد مغز است كه شخص دچار كاهش شديد سطح هوشياري مي‌شود و به هيچ يک از تحريكات پيرامونش، پاسخ نمي‌دهد. در كما شانس بهبودي براي برخي بيماران وجود دارد، در صورتي كه در مرگ مغزي، بهبودي بيمار غيرممکن و مرگ وي ظرف چند روز حتمي است.

مسوول واحد اهداي عضو بيمارستان مسيح دانشوري با بيان اينكه زندگي نباتي با مرگ مغزي کاملا متفاوت است، گفت: اين وضعيت تقريبا هميشه در پي كما رخ مي دهد؛ با اينکه شخص بيدار به نظر مي‌رسد (چشمانش باز است) و داراي يك سري حركات غيرارادي اعضاي خويش است، هيچ عملكرد ذهني و شناختي ندارد.

قرباني ادامه داد: اينها در واقع بيماراني هستند كه به دنبال آسيب شديد مغزي، براي سال‌هاي متمادي زنده مي‌مانند و به نظر هوشيارند، بدون اينكه بتوانند با محيط اطراف خود ارتباطي برقرار كنند.

وي با بيان اينكه فردي كه دچار مرگ مغزي شده، مانند کسي است که در خوابي عميقي فرو رفته است، در پايان يادآورشد: ريه‌هاي فرد به كمك دستگاه تنفس مصنوعي (ونتيلاتور) از هوا پر شده، قلب به سبب اكسيژن رساني داراي ضربان است و حتي پوست او گرم و به رنگ صورتي است.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.70977s, 19q