اگر روزی مبتلا به بیماری سرطان شدید، آیا می‌خواهید پزشكتان حقیقت را به شما بگوید؟

۱۳۸۹/۰۸/۱۷ - ۱۵:۱۲ - کد خبر: 21024
اگر روزی مبتلا به بیماری سرطان شدید، آیا می‌خواهید پزشكتان حقیقت را به شما بگوید؟
  چگونگي افشاي تشخیص بیماری، بر روي فهم بيماران از اطلاعات، رضايت از خدمات درماني، ميزان اميدواري و تطابق رواني بعدي آنها اثر دارد. در مطالعه‌اي بر روي 100 بيمار مبتلا به سرطان سينه، 6 ماه بعد از جراحي، تطابق آنها با بيماري، مرتبط با رفتار پزشك، حين مصاحبه‌ بیان تشخيص سرطان بوده است. همچنین این مطالعه نشان داد، نگرش حمایتگرانه پزشك حين مصاحبه، مهم‌تر از اطلاعات حين مصاحبه بوده است، بطوریکه آنهايي كه در حين مصاحبه به خوبي اطلاعات را دريافت نكرده بودند، دو برابر بيشتر به اضطراب و افسردگي‌ مبتلا گرديدند. البته سابقه مشكلات روانپزشكي و استرس‌هاي قبل از بيماري هم در تطابق بیمار با بیماری مؤثراست.
  پس بايد راهكارهايي باشد تا بتوان افشاي تشخیص سرطان را بر اساس آن انجام داد. اين راهكارها مي‌تواند اعتماد به نفس پزشكان را بيشتر كند و به بيماران كمك كند تا در روند درمان‌هاي دشوار شركت كنند و پزشكان كمتر دچار تنش و احساس فرسودگي شوند.
 افشاي تشخیص بیماری‌های جدی همچون سرطان، مانند ديگر اقدامات پزشكي بايد طي مراحلي انجام شود.
مرحله اول آماده‌سازی شرایط مناسب برای صحبت در مورد تشخیص سرطان است. به‌طور معمول شرايط فيزيكي، صحبت در مورد موضوعات حساس را راحت‌‌تر مي‌كند. مثلا فراهم كردن يك اطاق مصاحبه، ايده‌آل است و اگر در دسترس نبود، مي‌توان با نشاندن بیمار روی صندلی بدور از شلوغی اطراف، با او صحبت کرد. بهتر است دستمال را در دسترس بيماران قرار دهيم. اغلب بيماران مي‌خواهند فرد ديگري همراه آنها باشد، ولي اين را به انتخاب خود بيمار مي‌گذاريم، از پرستار و يا ساير اعضاء تيم درماني نيز مي‌توان كمك گرفت.
  نشستن باعث راحتي بيمار خواهد شد و نشانگر عدم شتاب و عدم بی تفاوتی است. باید با بيمار ارتباط برقرار كرد، ارتباط چشمي، يكي از راه‌هاي اصلي برقراري ارتباط است. البته گاهي تداوم آن، موجب ناراحتي بيمار مي شود، لمس بيمار (لمس بازو و يا گرفتن دست)، درصورتيكه بيمار راحت باشد، مي‌تواند ارتباط را تقويت كند. محدوديت‌هاي زمان و مصاحبه را هم باید مديريت كرد، بهتر است تلفن و موبايل را قطع کرد و يا پاسخ نداد.
مرحله دوم: بعد از آماده‌سازی شرایط، می‌توان قبل از توضيحات اصلي با سوالاتی، درك بيمار را از موقعيت خودش ارزيابي کرد.
مثلا تا كنون در مورد بیماری‌تان به شما چه گفته‌اند؟ آيا موضوعي وجود دارد كه شما را نگران كند؟ سپس بر اساس اين سؤالات مي‌توان اطلاعات نادرست را اصلاح كرد و اخبار ناخوشايند را بر اساس آنچه كه بيمار مي‌فهمد بیان کرد. علاوه بر آن به روشن شدن اینکه بيمار در نوعی انكار نسبت به بيماري خود، نظير آرزوي واهي و يا تصورات غير واقعي از درمان قرار دارد، کمک می‌شود. درحاليكه بسياري از بيماران تمايل نشان مي‌دهند كه اطلاعات كامل در مورد تشخيص و پیش‌آگهی را بدانند، عده كمي هم هستند كه تمايل ندارند آگاه بشوند. هنگامي كه پزشك تمايل بيماري براي آگاهي از اطلاعات را متوجه شود، از اضطراب او براي گفتن اخبار ناخوشايند كاسته مي‌شود. سپس باید از بیمار  پرسیده شود، چه ميزان مايل است در مورد نتايج آزمايشات، جزئيات بيماري و یا تشخيص و درمان بيماري بداند.
 مرحله سوم: فراخواندن بیمار برای بیان تشخیص و درمیان گذاشتن تشخیص است. می‌توان با نشان دادن علائم هشدار اوليه (مثل متأسفانه خبرهاي خوبي براي شما ندارم یا متأسفم كه بايد بگويم...) به بيمار، شوك  احتمالی ناشی از افشاي تشخیص سرطان را كاهش داد. پس از علائم هشدار اوليه چند ثانيه باید صبر كرد و به بيمار زمان داد، اين زمان موجب خواهد شد که در واکنش‌های بعدي تخفیف ایجاد شود. پردازش اطلاعات را براي بيمار تسهيل مي‌كند و نيز در طي اين مكث، واكنش بيمار را نيز مي‌توان ارزيابي كرد. بيان حقايق در مورد بيماري، باید در سطح فهم و دامنه لغات بيمار باشد، از كلمات تخصصي استفاده نشود و از ابهام گويي پرهيز شود به عنوان مثال «شما سرطان خيلي بدي داريد و اگر درمان فوري دريافت نكنيد، شما خواهيد مرد» اين جملات بيمار را عصباني خواهد كرد.
همچنین، اطلاعات بهتر است در اجزاي كوچك گفته شود و مجددا ارزيابي شود كه بيمار متوجه شده است. ‌هنگام افشاي تشخیص سرطان به خاطر شوك ايجاد شده و هيجانات همراه آن، ميزان يادآوري كم‌تر خواهد بود؛ لذا اطلاعات بايد در اجزاي كوچك و واضح گفته شود.
  وقتي كه پیش اگهی بيماري مناسب نيست، نباید از عباراتی مثل «كار ديگري نمي‌توان انجام داد»، استفاده کرد.
 مرحله چهارم: پاسخ دادن به عواطف و هيجانات بيمار، يكي از سخت‌ترين مراحل انجام كار است، بيماران ممكن است پاسخ‌هاي بسيار متنوعي همچون خشم، انكار، گريه كردن و يا بي‌تفاوتی نشان دهند. به‌طور معمول بيماران دچار شوك،‌ انزوا و يا سوگ مي‌شوند و در چنين شرايطي، پزشك مي‌تواند حمايت خودش را نشان دهد. بيماران، پزشك خود را مهمترين منبع حمايت رواني مي‌بينند و همدلی پزشك  موجب كاهش انزواي بيمار خواهد شد.
  ممكن است گاهي پزشكان، برخي اطلاعات را به بيمار ندهند و يا مشكل بيمار را كم جلوه دهند و يا اميدواري نابجا ايجاد كنند. اين نوع برخورد ممكن است در كوتاه مدت، تنش و نگراني بيمار را كمتر كند، اما در بلند مدت مشكلات بيمار و پزشك را بيشتر خواهد كرد.
 مرحله پنجم: ارائه راهكارهاي درماني موجود به بيمار نه تنها يك اجبار قانوني در برخي از كشورها است، بلكه درك درست پزشك از خواست بيماران را نشان مي‌دهد. مشاركت دادن بيمار در تصميم‌گيري‌ها مي‌تواند در كاهش بار ناشي از عدم موفقيت درمان بر پزشك، نقش داشته باشد. بسياري از بيماران از قبل مواردي را در مورد دشواري بيماري خود و محدوديت‌هاي درمان مي‌دانند، اما ترس مطرح كردن و پرسيدن در مورد عواقب آن دارند. گاهی بيمار انتظارات غير واقعي دارد. «آنها به من گفته‌اند كه شما معجزه مي‌كنيد.» بيان اين ترس‌ها و نگراني‌ها به بيمار كمك مي‌كند تا از جدي بودن شرايط آگاه شود. از طرفي آگاهي از اهداف مهمي كه كادر درماني براي بيماران مدنظر دارند همچون كنترل علائم بیماری و اطمينان دادن به آنها كه بهترين درمان‌هاي ممكن را دريافت خواهند كرد و تداوم مراقبت‌ها ادامه مي يابد، به پزشك اجازه مي‌دهد كه اميد را به شكل واقعي براي بيمار شكل دهد.
  خيلي از خانواده‌ها به پزشك مي‌گويند كه بيمار را مطلع نكنيد و با اينكه اطلاعات متعلق به بيمار است، اعضاي خانواده مي‌خواهند بيمارشان را از درد و نگراني حفاظت كنند. اين امر مي‌تواند به بحث گذاشته شود و اگر بيمار و خانواده هر دو از عدم اطلاع احساس رضايت مي‌كنند، نيازي نيست كه اين اخبار افشا گردد. به هرحال اگر بيمار فوت كند و از آن اخبار مطلع نگردد، احتمال وجود كارهاي ناتمام در خانواده وجود دارد كه مي‌تواند مشکل ساز شود.
برای درمیان گذاشتن تشخیص بیماری‌های جدی همچون سرطان، بهترین فرد پزشک معالج وی است و افشای تشخیص بیماری توسط سایر افراد شامل پزشکان دیگر، روانپزشک، روانشناس، مشاور و یا دوستان توصیه نمی‌گردد و همراهان و سایر اعضاء کادر درمانی، می‌توانند برای تسریع روند سازگاری بیمار، خود را با پزشک معالج وی هماهنگ نمایند.
در پاسخ به خانواده بايد گفت كه حق بيمار است كه از اين اخبار مطلع گردد، باید پرسيد كه چرا آنها مي‌خواهند كه بيمار مطلع نشود، از چه مي‌ترسند؟ آنها چه تجربه‌اي راجع به بيمار در مورد اخبار ناخوشايند دارند؟
 سپس باید با بيمار صحبت كرد كه چه چيزهايي را مي‌داند و يا به چه مواردي مشكوك است. اغلب آنها از واقعيت مطلع هستند، اما براي حفاظت خانواده، آن را پنهان مي‌كنند. اگر مناسب بود، می‌توان شرايطي را تنظيم كرد كه بيمار و خانواده را با هم ديد.
مطالب مقاله فوق به منظور آشنایی با اصول درمیان گذاشتن تشخیص بیماری‌های جدی همچون سرطان ارایه گردید. بسیاری از مطالب ذکر شده در این مقاله مطابق اصول رایج ارتباط با بیمار تنظیم شده است که پزشکان و همراهان بیماران می‌توانند با استفاده از آن در موقعیت‌های دشوار افشای تشخیص بیماری و خبرهای بد، مد نظر قرار دهند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
2.09809s, 19q