دكتر عليرضا زاكاني

مسئولان آرامش را به دانشگاه علوم پزشکی ایران بازگردانند

۱۳۸۹/۰۸/۲۰ - ۱۲:۲۸ - کد خبر: 21086
مسئولان آرامش را به دانشگاه علوم پزشکی ایران بازگردانند
که در زير به گوشه‎اي از اين موارد اشاره مي‎شود.

1.از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاکنون، افتخار نظام اسلامي در توسعه کمي و کيفي دانشگاه‎ها و مراکز آموزش عالي بوده است. از اين منظر دانشگاه علوم پزشکي ايران نيز مولود همين حرکت شايسته و پربرکت است. اعلام انحلال يک‎شبه اين دانشگاه، خلاف مصلحت و تدبير و به‎دور از رعايت به‎‎کارگيري خردجمعي در رسيدن به مرتبه بالايي از تصميم صحيح، برنامه‎ريزي درست و اقدام مناسب است و به‎نظر، اولين اشکال به‎جا و درست وارد شده به اين انحلال توسط اساتيد، کارمندان و دانشجويان اين دانشگاه همين بي‎اعتنايي به راي و نظر کساني است که افتخارآفرينان عرصه علم و خدمت در اين دانشگاه مي‎باشند.

امري که مسلما توجه به آن هزينه‎هاي اقدام انجام‎پذيرفته را به‎شدت کاهش مي‎داد.

2.عدم هماهنگي و همفکري با مراجع ذي‎صلاح و مؤثر در عرصه علم‎آموزي و خدمتگزاري جامعه پزشکي به‎ويژه در مجلس و شوراي عالي انقلاب فرهنگي از اشکالات بنياني ديگر اين تصميم است، به طريقي که مراجع مربوطه در هيچ‎يک از مراحل شکل‎گيري و اجراي اين ادغام نقشي نداشته‎ و حتي طرف مشورت هم قرار نگرفته‎ و خبر آن را نيز از طريق رسانه‎ها دريافت داشته‎اند. به همين خاطر به ثمر رسيدن اين تصميم، مشکل و برون‎رفت از بن‎بست موجود، موانع زيادي خواهد داشت.
3.زمان اجرا کردن اين اقدام و شتاب در اجرايي نمودن آن نيز تأمل‎برانگيز بوده و نياز به بررسي جدي دارد؛ چراکه اگر اين تصميم نادرست بدون لحاظ کردن شرايط کنوني کشور گرفته شده باشد، زنگ خطري براي عرصه‎هاي پيش‎رو در اعتماد به واگذاري سکان نظام سلامت کشور است و يا بالعکس، اگر زمان اجرايي شدن انحلال به‎دقت انتخاب شده باشد تا هر اعتراضي را با برچسب خاصي ملکوک کنند، موضوع نياز به پيگيري و دقت‎نظر در عقبه شکل‎گيري آن دارد، تا در صورت دريافت نکاتي شفاف در اين خصوص با بانيان آن برخورد قانوني انجام پذيرد.

4.تبعيض در هر سطح و توسط هرکس انجام پذيرد، امري نادرست و قبيح است. واگذاري بخش آموزش و پژوهش به دانشگاه علوم پزشکي تهران و مسووليت‎هاي خدماتي در حوزه‎هاي بهداشت و درمان صرف به دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي از اين دست امور تبعيض‎آميز مي‎باشد. تحقيقا نادرستي اين تصميم تبعيض‎آميز آن‎قدر مبرهن و روشن است که براي اهل نظر و آشنا به امورات مأموريتي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و دانشگاه‎هاي تابعه نياز به حداقل استدلال نيز نيست. افزون بر آنکه اين موضوع، مخدوش شدن استدلال فعالان طراح ادغام در پيوستگي بين آموزش و پژوهش با بهداشت و درمان را از ربع قرن پيش تاکنون به همراه داشته و سابقه حرکت در اين مسير پرثمر را با طريقه ناصواب انجام پذيرفته، در ابهام فرو خواهد برد و ضمن کشتن روح رقابت بين دانشگاهي يا از بين بردن توان ديگران در پيگيري حس مطلوب رقابت در عين رفاقت علمي، فلسفه يک‎پارچگي را در عرصه‎هاي علمي و خدماتي نيز زير سوال خواهد برد. ضمن اين‎که اشکالات ايجاد شده در مديريت‎هاي بزرگتر دو دانشگاه در بستر نقار شکل گرفته و بدبيني ايجاد شده، مشکلات صدچندان خواهد آفريد.

5.فلسفه اين انحلال و ادغام توسط مسوولان امر در سه محور خلاصه شده است:a
پيرو تصميم درست دولت خدمتگزار در سبک‎سازي شهر تهران، تصميم به اين اقدام و خارج کردن تعداد زيادي از شاغلين و دانشجويان اين دانشگاه از تهران گرفته شده است.
به‎علت رقابت تنگاتنگ ما در رسيدن به قله علمي در منطقه و ضرورت داشتن دانشگاه‎هاي پيشرو و به‎خصوص بالا رفتن رتبه دانشگاه علوم پزشکي تهران (براي صعود آن از رتبه 470 کنوني به جايگاه 200) در بين دانشگاه‎هاي جهان اين ادغام ضروري مي‎نمايد.

نابه‎ساماني و عدم هماهنگي در ارايه خدمات بهداشتي‎ درماني در شهر تهران سبب شده تا با اين تصميم، نظام هماهنگ خدمتگزاري محقق شود و نظارت دقيقي نيز بر کارگزاران آن اعمال گردد. ضمن احترام به نظرات مبدعان اين طرح پاسخ اجمالي هر سه نکته فوق عبارت است از:

بعد از تشکيل استان البرز و ارتقاء و مستقل شدن دانشکده علوم پزشکي کرج به دانشگاه، عملا پرسنل خدمتگزار در کرج، ساوجبلاغ و نظرآباد از دانشگاه علوم پزشکي ايران جدا شده و تحقيقا امروز انحلال دانشگاه و ادغام آن به يقين به انتقال فردي نخواهد انجاميد؛ چراکه همه اساتيد، دانشجويان و پرسنل خدوم حاضر در تهران، شهريار و رباط‎کريم با مأموريت‎هاي خود در تهران حضور خواهند داشت. از اين‎رو تمسک به سياست تمرکززدايي و تأکيد بر خروج از تهران منتفي است.

ادعاي بالا رفتن رتبه ما در حوزه توليد علم و علم‎آموزي و ارتقاي دانشگاه علوم پزشکي تهران با افزودن ظرفيت‎هاي دانشگاه ادغام شده به آن نيز سست بوده و از ناپختگي اين اقدام پرده برمي‎دارد؛ چراکه اولا ظرفيت‎هاي خالي و توان بالقوه دانشگاه علوم پزشکي تهران براي ارتقاء شرايط مطلوب آن بسيار است که به فعليت رساندن حتي بخشي از آن‎ها جهشي را در ارتقاي سطح اين دانشگاه فراهم کرده و نياز به انحلال يک دانشگاه 30 ساله را مرتفع خواهد کرد. ثانيا حرکت در مسير انحلال و ادغام ظرفيت يک دانشگاه به ديگري، انتخاب راحت‎ترين راه - و البته در اين مورد راه‎حلي غلط - براي جبران عقب‎افتادگي‎هاست. راهي که با تعارضات ايجاد کرده، از پيش عقيم به‎نظر خواهد رسيد.

درخصوص يک‎پارچگي ارايه خدمات بهداشتي و درماني و ايجاد نظارت قوي‎تر بر امور هم‎ اگر راه انتخاب شده صحيح باشد، لاجرم وجود دو دانشگاه در تهران نيز مانع وضع مطلوب خواهد بود و بي‎ترديد ادامه اين نگاه نيز راهي جز حذف دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي و هضم آن در دانشگاه علوم پزشکي تهران فراروي ما نخواهد گذاشت. علاوه‎بر اين‎که هماهنگي و نظارت بهتر را به طرق ديگري مي‎توان اعمال کرد بدون اين‎که چالشي را به نظام سلامت تحميل کرد.

6.نکته قابل‎توجه ديگر، شرايط اتفاق افتاده از پس اين تصميم و اقدام انجام پذيرفته است که منجر به جريحه‎دار شدن خاطر اساتيد، دانشجويان و کارمندان خدوم دانشگاه علوم پزشکي ايران شده و در ادامه سبب شده تا عده‎اي بدخواه به‎دنبال بهره‎گيري از آب گل‎آلود و سوارشدن بر موج اعتراض به حق شکل گرفته موجود باشند.

به‎نظر مي‎بايست اولا همه مسوولان امر در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي جبران مافات گذشته را کرده و با تجديدنظر در مسير طي شده، آرامش را به صحنه دانشگاه علوم پزشکي ايران بازگردانند. ثانيا معترضان به اين اقدام نيز با هوشمندي و جلوگيري از التهاب‎آفريني برخي عناصر فرصت‎طلب، در صورت اعتراض، هوشمندانه مانع سوء‎استفاده آنان گردند.
ثالثا نکته ظريف حاشيه‎اي ديگر نيز مخدوش شدن چهره دانشگاه علوم پزشکي تهران و اتهام زياده‎خواهي به اوست که ‎بايستي در اين مورد نيز مسوولان خدمتگزار دانشگاه از شأن و منزلت دانشگاه علوم پزشکي تهران دفاع کرده و به داشته‎هاي بزرگ موجود در اين دانشگاه بسنده کرده و خط تلاش خويش را در بارور کردن توان بالقوه موجود اين دانشگاه به‎کار برند تا انتظارات همه دوست‎داران ايران اسلامي به‎خصوص مسوولان محترم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در ارتقاي رتبه‎بندي دانشگاه‎هاي ما از طريق صحيح محقق گردد.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.4676s, 18q