انحلال یک موجود زنده

۱۳۸۹/۰۸/۲۲ - ۱۲:۲۴ - کد خبر: 21110
انحلال یک موجود زنده
به نظر مي‌رسد كه برخي زنده بودن را با تپيدن قلب و داشتن عضله و كار كردن سيستم گوارش مي‌شناسند. با اين نحو تفكر ممكن است موجود زنده را، مجموعه‌اي از سديم، پتاسيم،
كربن و هيدروژن بدانيم...

شايد وقتي اين‌گونه فكر كنيم به اين نقطه هم مي‌رسيم كه اجتماع مجموعه‌اي از آدم‌هاست. جنگل‌ مجموعه‌اي از درخت‌هاست و دانشگاه‌ جايي است كه ميزها، نيمكت‌ها و سنگ و سيمان كنار هم چيده شده‌اند!

داستان منحل كردن دانشگاه علوم پزشكي ايران، ريشه در چنين تفكري دارد. اين تفكر به راحتي براي ديگران تصميم مي‌گيرد، به جاي ديگران تصميم مي‌گيرد، قوانين موجود را ناديده مي‌گيرد، راه‌هاي مشاركت ديگران را تضعيف مي‌كند، از دخالت‌هاي احتمالي آنها پيشگيري مي‌كند و با اين تصور كه مطرح كردن نظرات خود ممكن است با مخالفت روبه‌رو شود، تصميمات ناشي از تفكرات مذكور را تابو فرض كرده، بلافاصله اقدام به اجرا مي‌كند.

چرا اين‌گونه فكر مي‌كنند؟ ريشه اين تفكر در چيست؟ به نظر مي‌رسد اين‌گونه تصور مي‌كنند كه دانشگاه تعدادي ساختمان دارد، تعدادي كارمند دارد، تعدادي دانشجو دارد و تعدادي هم استاد و مربي دارد مثل انسان كه دست دارد، پا دارد، شكم دارد و... حال ظرف يك ساعت مي‌شود هر يك از اين عناصر دانشگاه را تغيير نام داد، تغيير عنوان داد و تغيير مكان داد. هيچ اتفاق خاصي هم نمي‌افتد.

اين نوع تفكر را حتي در سازمان ثبت شركت‌ها هم نمي‌توان پيدا كرد. اگر شما يك شركت ورشكسته يا غيرفعال هم داشته باشيد، اگر بخواهيد آن را منحل كنيد بايد نزديك دو سال دوندگي كنيد، كلي مدرك و شواهد جمع كنيد، چند مفاصا‌حساب را ارايه كنيد، گروه تسويه تعيين كنيد... چرا؟ چون هويت داريد، ولو آنكه مخدوش شده باشد.

يك دانشگاه هويت دارد، روابط دارد، روابط بسيار پيچيده و ارتباط سطحي و عميق دارد، براي خود رسالت دارد، هدفمندي دارد. گروه‌هايي دارد، مثل يك موجود زنده قلب دارد، قلبي كه مي‌تپد، قلبي كه ممكن است پمپاژكننده هم نباشد، قلبي كه ممكن است دچار نارسايي هم شده باشد ولي هنوز زنده است، مرگ مغزي هم پيدا نكرده كه اعضايش را بدهيد به حسن و حسين و ژيلا و نرگس!

اين دانشگاه صاحب دارد. هيات امنا دارد. هيات امنايي كه رييس‌جمهور حكم آنها را صادر كرده. رييس دارد. هيات رييسه دارد و تشكيلات دارد. اين دانشگاه يك موجود است. ممكن است اين موجود را شما ايجاد كرده باشيد، آيا حق حيات آن هم به دست شماست؟ مادري كه صاحب جنين است آيا حق سقط آن را دارد؟ اگر زايمان كرد، حق دارد او را بكشد يا كنار خيابان بگذارد يا حتي به همسايه ببخشد؟

علامه اقبال لاهوري شعري دارد كه در آن كارفرما به كارگر مي‌گويد:

«از اينجا تا سقف مال من

از پشت‌بام تا آسمان مال تو!»

گفتند: «ما منحل نكرديم، ادغام كرديم.» كاش مي‌گفتند: «بلعيديم!»

گفتند: «ساختمان‌ها را به فلان جا بدهيد، سازمان‌ها را به فلان جا بدهيد، آدم‌ها را عضو فلان‌جا بكنيد. تابلوها را هم فوري عوض كنيد. سايت را هم برداريد. روسا و مسوولان را هم تماما عوض كنيد. حساب‌ها را هم ببنديد.» فقط مانده كه خاك را هم در توبره كنيد! بعد هم مي‌گويند: «منحل نكرديم، ادغام كرديم!» به يك نفر گفتند: «چرا قتل كردي؟» گفت: «قتل نكردم. فقط كاري كردم كه مدتي نفس نكشد.»

بر همين اساس ما طي نامه‌اي به رييس جمهور خواستار رفع ابهامات و پاسخ به پرسش‌هاي‌مان در اين زمينه شده‌ايم:

جناب آقاي دكتر احمد‌ي‌نژاد

رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

سلام عليكم

احتراما اينجانبان اعضاي هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درمان ايران مصرانه تقاضامنديم با توجه به دلايل و نكات ذيل دستور فرماييد وزير محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشكي هر چه سريع‌تر فرمان انحلال دانشگاه علوم پزشكي ايران را كان‌لم‌يكن و نسبت به انتصاب رياست جديد اين دانشگاه اقدام نمايد.

با تشكر


1.عدم تقاضاي هيات رييسه دانشگاه علوم پزشكي ايران براي انحلال،

2.عدم تقاضا و موافقت هيات امناي منصوب جنابعالي براي انحلال،

3.بزرگ شدن يك دستگاه دولتي و افزايش حجم پرسنل و تشريفات اداري،

4.مخالفت شديد اعضاي هيات علمي،

5.ناهمگوني و عدم تجانس برخي بخش‌هاي دانشگاهي،

6.عدم برنامه‌ريزي و طراحي قبلي براي ادغام،

7.ايجاد بحران هويت در پرسنل و اعضاي هيات علمي و ايجاد شهروندي درجه دو،

8.عدم هيچ‌گونه تاثير مثبت در ارايه خدمات پزشكي به بيماران اورژانس و غيراورژانس،

9.حذف رقابت‌هاي سالم بين دانشگا‌ه‌هاي علوم پزشكي كشور،

10.انعكاس بسيار منفي فيمابين مراكز علمي و رسانه‌اي جهان به دليل حذف يك دانشگاه تيپ يك از مجموعه آموزشي كشور.
منبع : هفته نامه سپید
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.19279s, 19q