ارتقاي فرهنگ سلامت در جامعه نيازمند آموزش و تدوين سياست‌هاي مبتني بر سلامت است

۱۳۸۹/۰۹/۲۱ - ۱۲:۴۴ - کد خبر: 22029
سلامت نیوز:يک متخصص آموزش سلامت با بيان اينكه آموزش تنها يكي از راهبردهاي ارتقاي سلامت در جامعه است گفت: سياستگذاري مبتني بر سلامت، ايجاد و گسترش محيط‌هاي حامي، تقويت و تسهيل اقدامات جامعه و بازنگري مطلوب در نظام ارائه خدمات سلامت از جمله سازوکارهاي ارتقاي سلامت در جامعه به شمار مي رود.

دکتر محسن شمس در گفت‌وگو با  ايسنا با اشاره به تعريف جامع سلامت، اظهار داشت: در اين تعريف سلامت را رفاه کامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه فقط نداشتن بيماري يا ناتواني مي دانند. وجود نقص در هر يک از مولفه هاي جسمي، رواني يا اجتماعي مي تواند سلامت را به خطر بيندازد.

اين متخصص آموزش سلامت با بيان اينكه بايد کانون اصلي توجه در برنامه هاي نظام سلامت اصلاح رفتارهاي مخاطره آميز و ترويج سبک زندگي سالم در جامعه باشد، به اهميت نقش فرهنگ سازي سلامت اشاره کرد و گفت: آموزش يکي از راهکارهاي گسترش فرهنگ سلامت در جامعه است ولي نکته مهم، استفاده از روش ها و شيوه هاي آموزشي مناسب و اثربخش و بهره گيري از توان علمي و تجارب متخصصان حوزه آموزش سلامت خواهد بود.

اين متخصص آموزش سلامت افزود: در دهه هاي اخير با پيشرفت علم در زمينه مقابله با بيماري هاي واگير و عفوني و کنترل آنها که در اثر توليد انواع واکسن و داروهاي مختلف رخ داده است، بيماري هاي غيرواگير و مزمن غلبه پيدا کرده اند. اين دسته از بيماري ها با رفتار و سبک زندگي افراد ارتباط دارند. اين گروه بيماري ها که بيماري هاي قلبي عروقي، سرطان ها و بيماري هاي رواني سردسته آنها به شمار مي روند، در نتيجه انجام رفتارهاي مخاطره آميز و افزايش عادات غلط زندگي بروز مي کند. بي تحرکي، تغذيه نامناسب، کشيدن سيگار و استفاده از موادمخدر، رفتارجنسي غيرايمن، خشونت و رفتارهاي منجر به حوادث مهمترين اين رفتارهاي مخاطره آميز به شمار مي روند که باعث به خطرافتادن سلامت افراد، خانواده ها و جوامع مي شوند.

وي اظهار کرد: دو جنبه مهم در برنامه هاي آموزش سلامت مورد تاکيد است. اول اين که اين برنامه ها باعث شود تا افراد، گروه ها و جوامع به شکل آگاهانه رفتار منتهي به سلامت را اتخاذ کنند و دوم اين که تغيير داوطلبانه رفتار مدنظر قرار گيرد. به عبارت ديگر نتيجه آموزش، افراد و جوامع توانمندي هستند که مي توانند آگاهانه و از روي اختيار رفتارهاي درست انجام دهند و از رفتارهاي مخاطره آميز اجتناب نمايند.

وي افزود: در کنار آموزش، راهبردهاي ديگري نيز براي اصلاح رفتار وجود دارد که اجبارهاي قانوني يکي از آنهاست. جريمه کردن افراد متخلف در حوزه راهنمايي و رانندگي نمونه کاربرد چنين راهبردي است که استفاده از اجباربراي تغيير رفتار مشخصه آن است که تفاوت اساسي آن با آموزش در همين مورد است. بايد توجه داشت که هر يک از راهبردهاي اصلاح رفتار در شرايط خاصي کاربرد و تاثير خواهند داشت.


ارتقاي سلامت جامعه بايد دغدغه سياستمداران و تصميم گيرندگان آن باشد

دکتر شمس گفت: براي ارتقاي فرهنگ سلامت تنها پرداختن به نقش گروه هاي هدف و گيرندگان خدمات سلامت کافي نيست و لازم است علاوه بر تمرکز بر گيرندگان خدمات سلامت، به سطوح بالاترنيز توجه شود. اصلاح سياست ها و قوانين جامعه و انطباق آنها با سلامت و نيزتامين منابع مالي، انساني و تجهيزاتي لازم براي اجراي مطلوب برنامه هاي سلامت مي تواند نتيجه اقدام در چنين سطوحي باشد.

وي با بيان مثالي به نقش اصلاح سياست ها و قوانين در ارتقاي سلامت جامعه اشاره کرد و گفت: براي کاهش ميزان مصرف روغن نباتي جامد در بين مردم و جايگزين کردن روغن مايع و يا روغن هاي مخصوص سرخ کردني در سبد غذايي خانواده ها، يک راه آموزش دادن به زنان جامعه که مسئوليت پخت غذا در خانواده ها را بر عهده دارند، خواهد بود. آموزشي که مي تواند از طريق برگزاري کلاس هاي اموزشي حضوري در مکان هاي مختلف، توزيع مواد آموزشي مانند کتابچه ها، پوسترها و پمفلت ها يا پخش برنامه هاي آموزشي راديويي و تلويزيوني انجام شود. چنين برنامه هايي بر گيرندگان خدمات متمرکز شده است ولي مي توان مساله را به صورت ديگري نيز حل کرد. اصلاح فرايند توزيع يارانه اي روغن نباتي و منحصر کردن آن به روغن هاي مايع و مخصوص سرخ کردني، راهي است که با جلب حمايت قانونگذاران، سياستگذاران يا مديران اجرايي ميسر است و نتيجه بهتري نيز به دنبال خواهد داشت.

اين متخصص آموزش سلامت ادامه داد: با اين روش با يک جابجايي به صورت غير مستقيم کاري مي کنيم که انتخاب روغن مايع به جاي روغن جامد براي مردم به صرفه باشد و به تدريج به يک فرهنگ غذايي سالم تبديل شود.

وي افزود: براي کاهش بي تحرکي و چاقي در نو جوانان نيز يک روش آموزش دادن آنها با روش هاي مختلف است ولي راه ديگر مجاب کردن تصميم گيرندگان جامعه براي تصويب و اجراي قوانين و سياست هايي است که به طور غيرمستقيم تحرک بدني را در اين گروه افزايش مي دهد. موافقت آموزش و پرورش با افزايش ساعات درس ورزش و يا سرمايه گذاري براي ايجاد محيط هاي ورزشي ويژه نو جوانان از جمله پيشنهادات راه گشا است.

دکتر شمس گفت: سازوکار ديگر وش ديگر براي ارتقاي فرهنگ سلامت و فرهنگ سازي سلامت ايجاد و گسترش محيط هاي حامي سلامت در جامعه است.

وي با اشاره اينکه هر سال بيش از 23 هزار نفر در کشور ما در اثر حوادث ترافيکي کشته مي شوند اظهار كرد: ما بايد محيط هايي را ايجاد کنيم که امکان بروز حوادث کم شود و اگر اين سوانح اتفاق مي افتد شرايط آسيب ديدگان وخيم نباشد.

اين متخصص آموزش سلامت بابيان اينکه راه ديگري که براي ارتقاي فرهنگ سلامت وجود دارد تقويت و تسهيل اقدامات خود جامعه براي محافظت از سلامت خود است، ادامه داد: در جوامع پيشرفته به جز سازمان هاي دولتي مسئول در حوزه سلامت، گروه هاي مردمي نيز وجود دارند که نسبت به سلامت جامعه حساس بوده و براي حفظ و ارتقاي آن تلاش مي کنند. با آسان کردن زمينه چنين اقداماتي مي توان به ارتقاي فرهنگ سلامت در جامعه کمک بسياري کرد.

دكتر شمس تصريح كرد: رفتار انساني موضوعي پيچيده است كه فقط با يک سخنراني، برگزاري يک همايش، يا برنامه راديويي و تلويزيوني اصلاح نمي شود. رفتار تحت تاثير عوامل مختلف قرار دارد و تغيير آن نيازمند نگاه جامع و برنامه مدون است. پس لازم است علاوه بر عوامل فردي، به ساير عوامل موثر بر آن هم توجه شود.

وي افزود: آخرين سازوکار عملياتي کردن ارتقاي سلامت در يک جامعه، بازنگري در نظام ارائه خدمات سلامت است.

دكتر شمس ادامه داد:اگر همه عوامل گفته شده وجود داشته باشند ولي قالب ارائه خدمات متناسب نباشد، رفتارها اصلاح نخواهد شد. جامعه در حال پيشرفت است و نيازهاي آن از جمله نيازهاي سلامت در حال تغيير است و نظام ارائه خدمات بايد توانايي پاسخگويي به اين نيازها را داشته باشد. اگر چنين بازنگري انجام نشود، نبايد انتظار داشت که جامعه تغييرات اساسي کند.


 اطلاع رساني و برقراري ارتباط با افراد يک منطقه عامل موفقيت پزشکان خانوده است

اين پژوهشگر حوزه آموزش و ارتقاي سلامت با بيان اينكه هم اکنون جامعه توسعه پيدا کرده و طرح پزشک خانواده نيز در راستاي بازنگري نظام ارائه خدمات سلامت دردست اجراست ادامه داد: پزشک خانواده به عنوان رهبر تيم سلامت خانواده در روستاها و شهرها، مسئول سلامت جمعيت تحت پوشش خود است و لازم است ارزيابي عملکرد آن نه براساس تعداد بيمار مراجعه کننده به او که برمبناي تعداد افراد سالم انجام شود.

دکتر شمس ادامه داد: چنين پزشکي با ارتباط درست با جامعه تحت پوشش خود، اطلاع رساني به موقع و کامل به آنها و طراحي و اجراي برنامه هاي آموزشي قادر خواهد بود تا نقش خود را درفرايند ارتقاي سلامت جامعه ايفا کند. بنابراين تسلط بر علوم پزشکي و به ويژه درمان بيماران چاره کار نيست.

اين متخصص آموزش سلامت گفت: اگرپزشک خانواده صرفاً خود را متولي درمان بيماران بداند و به ارتباط با افراد کليدي و به ويژه تصميم گيرندگان محلي و جلب مشارکت جامعه در برنامه هاي سلامت توجه نکند عملاً به پزشکي تبديل خواهد شد که در حال حاضر بسيار داريم و فلسفه تربيت و به کارگيري پزشکان خانواده زيرسئوال خواهد رفت.

وي تاكيد كرد: پزشک خانواده اي موفق است که علاوه بر پزشکي توانايي ارتباط برقرار کردن و توانايي اطلاع رساني و جذب افراد معتمد را داشته باشد.


 کسب مهارت و نهادينه کردن اطلاعات پزشکي تعيين کننده سطح سواد سلامت مردم است

دكتر شمس گفت: نکته ديگري كه سياستمداران بايد در نظر داشته باشند اين است که زماني مردم سالم خواهند بود که از نظر سلامتي با سواد باشند. اين با سواد بودن به اين معنا نيست که اطلاعات زيادي درباره بيماري ها داشته باشد.

وي ادامه داد: سواد سلامت يک فرد، گروه يا يک جامعه، مجموعه مهارت هايي است که براي جستجو، کسب، ارزيابي و به کارگيري اطلاعات مرتبط با سلامت لازم است.

وي در پايان خاطر نشان کرد: اگر بتوانيم در افراد يک جامعه، توانايي آن را ايجاد کنيم که وقتي با مشکل سلامتي مواجه مي شوند بدانند از کدام منبع و چگونه بايد اطلاعات مورد نياز خود را پيدا كنند و بتوانند اطلاعات دريافت شده را به درستي ارزيابي کنند و بتوانند اطلاعات ارزيابي شده را درست به کار ببندند يک جامعه آرماني از لحاظ سلامت خواهيم داشت.

 

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.64117s, 18q