تاثير اسيدپاشي بر کودکان خانواده

۱۳۹۶/۰۵/۲۴ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 221214
تاثير اسيدپاشي بر کودکان خانواده

سلامت نیوزـ*نيلوفر سعادتي: در زندگي روزمره، هرکسي ممکن است با حوادث طاقت‌فرسا، ترسناک و خارج از کنترل روبه‌رو شود. ما ممکن است دچار حادثه رانندگي شويم، قرباني يک تجاوز باشيم، يا شاهد يک حادثه دردناک باشيم.

به گزارش سلامت نیوز، وقایع اتفاقیه نوشت: اسيدپاشي يکي از انواع شديد خشونت بوده که بيشتر عليه زنان صورت گرفته و ممکن است در مواردي منجر به مرگ قرباني نيز شود. اسيد، ماده‌اي است که قرن‌ها از شناخت آن مي‌گذرد اما به نظر نمي‌رسد پديده اسيدپاشي قدمتي بيشتر از 150 سال داشته باشد.

اسيد مورداستفاده بيشتر اسيد سولفوريک، اسيد کلريدريک، اسيد نيتريک و سود سوزآور (هيدروکسيد سديم) است؛ البته اين ماده آخري از نظر شيميايي در زمره اسيدها قرار نمي‌گيرد. خانواده‌اي که دچار اين حادثه شده‌اند و تحت‌تأثير شرايط موجود قرار گرفته‌اند، چه‌بسا تأثيري عميق بر روحيات کودکان اين خانواده پيش خواهد آمد. فرد آسيب‌ديده دراين‌شرايط در ميان ديگران، حتي در ميان خانواده و فرزندان خودش نيز احساس غريبگي مي‌کند، از اجتماع دور مي‌شود، همواره خود را در معرض خطر مي‌بيند و ترس دارد و به‌ دليل احساس نااميدي نسبت به آينده از پرداختن به کار و ادامه تحصيل پرهيز مي‌کند و حال آنکه ممکن است اين فرد پدر و يا مادر کودکاني باشد که اين حس ضعف و نااميدي رادر وجود والدينش احساس خواهد کرد، پس در اين حالت بسيار احساس تنهايي و طردشدگي خواهد داشت زيرا وضعيت روحي و رواني خانه آنچنان مساعد نيست که توجه و احساسي همراه با محبت از خانه و خانواده‌اش در آن شرايط بحراني بگيرد و در نتيجه به گوشه‌اي پناه برده و دچار حس طردشدگي و گوشه‌گيري خواهد شد.


معمولا کودکان دراين‌شرايط واکنشي کاملا هيجاني از خود نشان مي‌دهند چون:
- آنها هيچ‌گونه تجربه‌اي درباره انواع بحران ندارند
- آنها نگراني و ترس والدين را ديده و درک مي‌کنند
- آنها براي درک وضعيت قبلي و افتراق بين وضع موجود و وقايع اتفاق‌افتاده براي خود و ديگران، داراي مهارت‌هاي کافي نيستند
در کودکان کمتر از دو سال که در اين نوع حوادث، والدين و عزيزان خود را دچار آسيب‌ديدگي مي‌بينند، رفتارهاي روحي ذيل بروز مي‌کنند:
* گريه و بي‌قراري: حالتي از ناآرامي و سراسيمگي را دارد که شايد با هر پاداش و رفتاري نيز به آرامش نرسد
* بي‌علاقگي به اتفاقات محیط اطراف، يا ترس از محيط اطراف
* اختلال در خواب و اشتها
* وقفه يا تأخير در سير رشد رفتاري آنان مانند زمان شروع خنديدن، زمان شروع نشستن، راه رفتن، تکلم و...
* فقدان عکس‌العمل نسبت به محرک‌هاي طبيعي
* پسرفت تکاملي، مانند توقف در راه‌رفتن و تکلم
در ميان کودکان بين دو تا چهار سال نيز شرايط زير قابل اجرا از سوي کودکان خواهد بود مانند:


* بازگشت به مراحل اوليه‌ رشد، مثلا تکلم به شيوه ابتدايي (کودکانه)
* مکيدن شستِ دست
* شب‌ادراري
* بي‌اختياري دفع مدفوع
* کابوس‌هاي شبانه: آن حادثه و صحنه دلخراش دائما پيش چشمشان تکرار مي‌شود. اين علامت ممکن به‌صورت فلش‌بک (تکرار حادثه در ذهن و خيال حتي در خواب) ظاهر شود. اين تجربيات ممکن است آن‌چنان واقعي و طبيعي به نظر برسند که احساس کنند واقعا آن حادثه در حال اتفاق‌افتادن است.
* ترس از اشياي خيالي
* پرخاشگري نسبت به ديگران: اين حالت ممکن است بعد از گذشت مدتي و بعد از سکوتي که شايد از ترس ناشي شده، اتفاق بيفتد، به‌گونه‌اي که شايد خشم فروخورده‌اي که دراين‌مدت در درون کودک پنهان شده، حالا به‌يکباره بيرون مي‌زند.
* ترس و بي‌اعتمادي نسبت به ديگران: ممکن است خود را به بي‌تفاوتي کامل بزنند و کمتر با ديگران ارتباط برقرار کنند و در نتيجه زندگي‌کردن و کارکردن با اين دسته افراد سخت‌تر مي‌شود.


* عدم تمرکز حواس و اختلال در يادگيري


اکثر افرادي که وقايع دردناک را تجربه مي‌کنند، واکنش‌هايي از خود نشان خواهند داد که ممکن است شامل شوک، خشم، عصبانيت، ترس و حتي احساس گناه باشد. اين عکس العمل‌ها، معمول و متداول است و اين نشانه‌ها در اغلب افراد پس از گذشت زمان از بين مي‌رود. واکنش به تروما يک پاسخ طبيعي و لازم است. حافظه تمام افراد در موقعيت‌هاي هيجاني دقيق‌تر کار مي‌کند و جزئيات حادثه را به عميق‌ترين ساختارهاي مغز مي‌فرستد. هر چه فرد با تروما مستقيم‌تر مواجه شود، اثرات هيجاني شديدتري را تجربه مي‌کند. اين افراد ممکن است رفتاري همراه با تندخويي نشان بدهند و با تحريک جزئي يا حتي بدون تحريک رفتار پرخاشگري کلامي يا جسماني نشان دهند. به‌طور کلي، معمولا در موقعيتي قرار مي‌گيرند که نمي‌توانند واکنش مناسبي به رويداد داشته باشند و به‌همين‌دليل دچار «اختلال استرس حاد رواني» مي‌شود. تا مدتي پيش براي تشخيص اختلال استرس پس از سانحه در بزرگسالان و کودکاني که يکي از اعضاي خانواده آنها دچار اين سانحه شده، از معيارهاي يکساني استفاده مي‌شد؛ بنابراين این‌طور مي‌توان گفت که به‌طور کلي اين کودکان کاملا ناديده گرفته مي‌شدند.

شايد گذشتگان ما براين‌باور بودند که کودکان انعطاف‌پذيرترند و راحت‌تر از بزرگسالان حوادث را به دست فراموشي مي‌سپارند و بعد از حوادث دچار مشکلات طولاني‌مدت نمي‌شوند اما مطالعات نشان داده که برخلاف آنچه قبلا تصور مي‌شد، کودکان به‌‌سادگي نمي‌توانند از حوادث آسيب‌زاي زندگي‌شان رهايي يابند و احتمالا بيش از بزرگسالان گرفتار مشکلات مزمن و حل‌نشده خواهند شد. اين مشکلات بر روند رشد آنها اثر مي‌گذارد و باعث تخريب مهارت‌هاي موردنيازشان براي کنارآمدن با اتفاقات و خودتنظيمي هيجاني در آنها مي‌شود. کودکاني که قبل از 11سالگي آسيب ديده باشند، نسبت به کودکان بزرگ‌تر سه برابر بيشتر دچار مشکلات روان‌شناختی مي‌شوند. در آخر، اين نکته حائزاهميت است که ما تا چه زمانی بايد شاهد اين‌گونه رفتارها در سطح اجتماع به ‌دليل نداشتن کنترل خشم ديگران باشيم؟

*مشاور کودک

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.21333s, 19q