همسر محيط‌بان زخمي ساوه بيان كرد:

ايستادن با دستان خالي در بر ابر شكار چي‌هاي مسلح

۱۳۹۶/۰۷/۰۲ - ۱۱:۴۲ - کد خبر: 225253
ايستادن با دستان خالي در بر ابر شكار چي‌هاي مسلح

سلامت نیوز: داستان مدافعان طبيعت ايران زمين، قصه پرغصه‌اي‌ است. محيط‌بانان حامیان و پاسداران طبیعت و حیات‌وحش اين سرزمين، سال‌ها وظیفه خود را با دستان پر يا خالی انجام داده‌اند و حافظان محیط‌زیست بوده‌اند.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه قانون در ادامه نوشت: باوجود اين وظیفه بدون تردید سخت و سنگین، کمترین حقوق را دربين مشاغل دولتي دریافت می‌کنند و همانند مابقی پاسداران ایران‌‌زمین از بذل جان خویش نیز دریغ نداشته‌اند. اما اين روزها حال محيط‌بانان هم مانند محيط‌زيست كشور خوش نيست؛ محیط‌بانان از نبود حامی رنج می‌برند، این حامی مي‌تواند دولت، مجلس و قانون باشد اما به‌راستی کدام‌شان را دارند؟ بسیاری از مسئولانی که در چند سال اخیر از کنار مشكلات معيشتي محيط‌بانان،خلع‌ و يا نقص قوانين با بي‌تفاوتي گذشتند، وضعيت محيط‌بانان كشور را به اينجا رسانده‌اند؛ جايي كه آن‌ها در دوراهي قاتل يا شهيد مي‌مانند. 116 شهيد محيط‌بان كشور گواه روشني بر اين مساله است كه قوانين و امكانات موجود براي حمايت از اين مدافعان طبيعت كافي نيست.

ديدن تصاوير محيط‌بانان شهيد يا زخمي به عادتي هرساله براي ايرانيان تبديل شده است. مدافعان طبيعتي كه گویا این روزها فقط با نثار جان خويش مي‌توانند توجه افکارعمومی و مسئولان را، آن هم برای مدت زمان اندکی، به‌خود جلب کنند. قوانين ناقص حمايت از محيط‌بانان حال و روز آن‌ها را اين چنين ناخوش كرده است.

محيط‌بانان زخمي

محيط‌بانان دوباره به صدر اخبار بازگشتند. خوشبختانه اين‌بار محيط‌زيست ايران رخت سياه عزيزان خود را بر تن نكرده است، اما مجروح شدن آن‌ها، زخم كهنه قوانين ناقص حمايت از محيط‌بانان را باز كرده است.

پنج‌شنبه هفته گذشته علی لنگرودی، معاون اداره محیط‌زیست شهرستان ساوه، در حين گشت‌زني در منطقه «پلنگ‌آباد و رازین» بخش نوبران با خودروي شكارچيان متخلف تصادف كرد و به‌شدت مجروح شد.

بر اثر این حادثه، محیط‌بان لنگرودی دچار ضربه مغزی شده و در بیمارستان بستری است.شكارچيان متخلف نيز از محل متواري شده‌اند.

ضربه مغزي محيط‌بان ساوه

مهدی فرقانی‌پور، مدیر عامل حافظان طبیعت، در گفت‌وگو با «قانون»، با تاكيد بر اينكه محیط‌بانان حافظان بی‌ادعای تنوع زیستی، سرمایه‌های ملی و ژنتیکی هستند، گفت: «بسياري از محيط‌بانان جان خود را براي حفاظت از محيط‌زيست ايران فدا كرده‌اند. بسياري نيز متاسفانه دچار معلولیت و جراحت و زخم شده‌اند.

هر از گاهی خبری ناگواري از محيط‌بانان به‌گوش مي‌رسد. اين‌بار نوبت به علی لنگرودی، کارشناس ارشد محیط‌زیست و معاون اداره محیط‌زیست ساوه رسيده است؛ او در حین ماموریت به‌صورت تعمدی با خودروی پراید متخلفان زير گرفته مي‌شود.

این سانحه ناگوار، روز پنجشنبه در پلنگ‌آباد و رازین در بخش نوبران، درحالي رخ داد كه قرار بود آن روز محيط‌بان لنگرودي دختر هفت‌ماهه خود را به دكتر ببرد».

تصادف با شكارچي‌هاي متخلف

سميه اشرفي، همسر محيط‌بان لنگرودي، درباره وضعيت او به «قانون» گفت: «همسرم درپي تماسي كه با او براي بازرسي از منطقه گرفته شد، عازم ماموريت مي‌شوند. در روستايي به‌نام پلنگ‌آباد با شكارچي‌هاي متخلف برخورد مي‌كند و به آن‌ها دستور ايست مي‌دهد. ولي متاسفانه خودروي شكارچي‌ها با همسرم برخورد مي‌كند و پس از تصادف آن‌ها متواري مي‌شوند».

متخلفان دستگير نشده‌اند

همسر محيط‌بان لنگرودي با اشاره به اينكه نمي‌توان گفت تصادف عمدي بوده است، ادامه داد: «‌يكي از همكاران همسرم كه در محل حادثه حضور داشته است، عنوان مي‌كند كه به‌نظر مي‌آمد كه عمدي براي تصادف وجود نداشته باشد و در حين فرار با لنگرودي برخورد كرده‌اند.

پس از اين تصادف همسرم را به بيمارستان انتقال داده‌اند. او ضربه مغزي شده است اما خوشبختانه به‌حدي نبوده كه به عمل جراحي نياز داشته باشد. براساس تشخيص پزشك، به‌زودي لخته‌هاي خوني جذب مي‌شود و نيازي به جراحي نخواهد بود».

اشرفي درباره دستگيري شكارچي‌هاي متخلف گفت:«متخلفان شناسايي شده‌اند اما تاكنون دستگير نشده‌اند. براساس اعلام پليس متواري‌اند».

دستان خالي در برابر شكارچيان مسلح

همسر محيط‌بان لنگرودي با تاكيد بر اينكه درگيري يكي از بخش‌هاي جدانشدني از زندگي محيط‌بانان است، عنوان كرد: «در بسياري مواقع با شكارچي‌هاي متخلف درگير شده‌اند اما تاكنون چنين جراحاتي براي او رخ نداده است. هميشه يكي از دغدغه‌هاي من همين مساله است؛ چگونه با دستان خالي و بدون اسلحه مي‌توان جلوي شكارچي‌هايي ايستاد كه بيشترشان مسلح هستند. محيط‌بانان ضابط قضايي‌اند اما حق تير ندارند».

سريال تكراري حمله به محيط‌بانان

حمله به محيط‌بانان سريالي تكراري شده است. مردادماه سال جاري نيز در شهرستان امیدیه استان خوزستان، چهار محیط‌بان مورد حمله عده‌ای ناشناس قرار گرفتند. محیط‌بانان در داخل ماشین بودند که از سمت یک خودروی ناشناس با کلاشینکف به سوی آن‌ها تیراندازی شد. پس از اين تيراندازي ضاربان فرار کرده‌اند. در این حمله یکی از نیروهای یگان حفاظت به نام منصور احمدیه، از ناحیه شانه، کتف و پا مصدوم مي‌شود.

فقر شديد تجهيزات

علاوه بر قوانين ناقص و البته ضعيف حمايت از محيط‌بانان، كمبود تجهيزات و امكانات از ديگر مشكلات آن‌هاست. يكي از محيط‌بانان با اشاره به كمبود تجهيزات و امكانات، به «قانون» گفت: «موتورسيكلت‌هاي موجود بسيار قديمي و فرسوده است. با اين موتورسيكلت‌ها نمي‌توان شكارچيان را تعقيب كرد. البته يك‌سري وسايل دفاعي جديد همانند شوكر و اسپري فلفل در اختيار ما قرار داده‌اند كه ريسك اين وسايل دفاعي بسيار پايين است و در درگيري‌ها ممكن نيست شكارچي با آن كشته شود. يكي‌ديگر از مشكلات محيط‌بانان نداشتن كفش مناسب است؛ پوتين‌هايي كه درحال‌حاضر در اختيار ما قرار داده‌اند بسيار بي‌كيفيت است. از آنجايي‌كه كار اصلي محيط‌بان پياده‌روي در طبيعت است، بايد كفش مناسبي براي آن تهيه كرد».

لايحه ضعيف حمايت از محيط‌بانان

لايحه حمايت از محيط‌بانان با همه مانورهاي تبليغاتي برخي مسئولان، دردي از آن‌ها دوا نمي‌كند. احمد بحري با اشاره به نواقص لايحه حمايت از محيط‌بانان گفت : « به‌نظر من اين لايحه بيشتر حمايت معنوي است. افزايش حقوق و مزايايي در آن ديده نشده است. قانون به‌كارگيري سلاح تغيير نداشته است. تنها موردي كه در اين لايحه حمايتي به‌چشم مي‌خورد، زمان رسيدگي به پرونده‌هاي محيط‌بانان است. در اين لايحه ذكر شده است كه به پرونده‌هاي محيط‌بانان بدون نوبت رسيدگي شود.انتظار محيط‌بانان از اين لايحه حمايتي افزايش حقوق، بيمه تكميلي و مزايا همچون ديگر كارمندان دولت بود ».

قربانيان شكار در دشت‌هاي ايران

محمد درويش نيز درباره مشكلات محيط‌بانان به «قانون» گفت: «كلاف سردرگم شكار و شكارچي، داستان‌هاي غم‌انگيزي را در اين سرزمين رقم زده است. به‌باور بسياري، شكارچيان قشر مرفه جامعه‌اند اما اين يك اشتباه است، چرا كه اغلب شكارچيان، كشاورزان و دامپروراني هستند كه به‌دلايل خشكسالي و مشكلات اقتصادي سرمايه‌ خود را از دست داده‌اند و به طبيعت براي گذران زندگي پناه برده‌اند؛ پناهي كه ورود به آن قانون‌هاي خاص خود را دارد. آن‌سوي ماجرا نيز محيط‌باناني قرار دارند كه بايد با دست‌هاي خالي به نبرد با شكارچيان متخلف بروند. در بسياري از موارد درگيري‌هاي مابين محيط‌بانان و شكارچيان منجر به كشته يا زخمي‌شدن هر دو طرف شده است. يكي از مشكلات محيط‌بانان عدم حمايت از آن‌هاست. سازمان حفاظت محيط‌زيست كمبود بودجه را بهانه مي‌كند».

بضاعت كم و مشكلات بسيار

اين كارشناس محيط‌زيست افزود: «بضاعت سازمان حفاظت محيط‌زيست ايران، سهم آن از بودجه‌ ملي و شاكله اداري‌ كه براي اين سازمان تعريف كردند، جوابگوي شرح وظايف محيط‌بانان نيست؛ قصه اين است كه در كشورهايي كه به‌مراتب جمعيت و مناطق حفاظت‌شده بيشتري دارند حتي يك‌،چهارم اين تلفاتي را كه در طبيعت ايران اتفاق مي‌افتد، نمي‌بينيم.

در ايالات متحده آمريكا كه 6برابر ايران جمعيت دارد و همچنين وسعت مناطق حفاظت‌شده‌اش بيشتر از ايران است، در طول 90‌سال گذشته، از سال 1928 ميلادي تاكنون، 25 نفر كشته‌ شده‌اند و نكته جالب توجه اينجاست كه هيچ كدام از آن‌ها با تير مستقيم متخلفان كشته نشدند، بلكه يا از كوه افتادند يا مورد حمله يك حيوان وحشي قرار گرفتند و يا ماشين‌شان دچار حادثه شده است».

نبرد قديمي شكارچي و محيط‌بان

درويش ادامه داد: «مشكل با مسلح‌كردن محيط‌بانان و افزايش اقتدار آنان حل نخواهد شد. اقتدار محيط‌بانان پيش از انقلاب بسيار زياد بود اما آن زمان نيز كشتار در هر دو طرف وجود داشت و حتی كينه‌اي نيز بين مردم و آن‌ها به‌وجود آمده بود و به همين دليل، زماني كه انقلاب شد همه هجوم آوردند و تخريب بي‌سابقه‌اي در محيط طبيعي ما رخ داد. بايد از تجربه ديگر كشورها استفاده كنيم. براي حل اين مشكل بايد دو گام اساسي برداريم:

گام نخست؛ آگاهي

بايد به سمت ارتقاي دانايي و سواد محيط زيستي براي مردم، به‌خصوص جوامع محلي كه در مناطق چهارگانه محيط زيست زندگي مي‌كنند، حركت كنيم.

بايد آموزش‌هايي بسيار جذاب‌تر و موثرتر به آن‌ها ارائه شود و در كنارش معيشت‌هاي جايگزين براي آن‌ها تعريف و معرفي شود. بايد جامعه محلي را در مديريت مناطق حفاظت شده به كمك سمن‌هاي محيط زيستي مشاركت دهيم.

براساس آمار جامعه محلي، هر جايي كه احساس كرده حفظ محيط‌زيست به نفع مردمش است، نه‌تنها هيچ تعارضي با محيط‌زيست پيدا نكرده، خودش به‌عنوان يك محيط‌بان عمل كرده است.منصورآباد در رفسنجان، كاني‌برازان آذربايجان غربي در مهاباد و گندمان در چهارمحال‌و‌بختياري تجربه موفق مشاركت جوامع محلي در كشور است. چرا در هيچ‌كدام از مناطق ياد شده حتي يك مورد تخلف يا درگيري بين محيط‌بانان و مردم محلي گزارش نمي‌شود؟ دليلش اين است كه ما مردم محلي را در حفظ منطقه شركت داديم و مردم محلي فهميدند كه اگر اين مناطق حفظ شود خودشان از درآمدهايش منتفع مي‌شوند. براي مثال، در كاني‌برازان ما تالاب را به كمك مردم دوباره احيا كرديم. در واقع كشاورزان بخشي از حقابه خودشان را در اختيار تالاب قرار دادند. تاكستان‌ها، خودشان را به باغ‌هاي سيب كه نياز آبي‌اش پنج برابر است، تبديل نكردند.

بعد از اينكه تالاب احيا شد و درياچه خشك شده بود، پرنده‌هاي مهاجر كه به سمت درياچه اروميه مي‌آمدند به سمت تالاب كاني‌برازان رفتند. شكارچيان كه آمدند براي شكار پرنده‌ها، باز همين سمن‌ها با آن‌ها صحبت كردند كه به‌جاي اينكه پرندگان را شكار كنيد، بيايید طرح «پرنده‌نگري» راه بيندازيد.

سيل گردشگران و اشتغال و پول به منطقه هجوم آورد؛ به اين ترتيب، درحال حاضر مردم كاني‌برازان مي‌گويند تالاب، خون رگ‌هاي ماست. داستان وقتي جذاب‌تر مي‌شود كه مي‌شنويم بوميان، سالانه 60 ميليون تومان براي قرق‌بان هزينه مي‌كنند كه كسي به‌صورت غيرمجاز از آب براي كشاورزي برداشت نكند».

گام آخر؛ استفاده از تكنولوژي

درويش با اشاره به اينكه در هيچ‌جاي دنيا محيط‌بان در برابر متخلفان در هيچ حالتي روبه‌رو نمي‌ايستد، گفت:« با تكنيك‌هايي مثل سنجش از راه دور، رصد ماهواره‌اي و عكس‌هاي ماهواره‌اي و هوايي مي‌شود موقعيت مناطق حفاظت شده را با كمك وسايل ديجيتالي كه در اختيار هست، رصد كرد و محيط‌بانان مي‌توانند در ايستگاه‌هاي مخصوصي كه دارند، مناطق را رصد كنند و به محض اينكه يك متخلف وارد منطقه شد بلافاصله عكس و مشخصاتش را بگيرند و به نزديك‌ترين نيروي انتظامي گزارش دهند و پرونده‌اش را صورت‌جلسه كنندتا در دادگستري تشكيل پرونده شود؛ در واقع بدون اينكه محيط‌بان به طور مستقيم با متخلف درگير و روبه‌رو شود كه كشته شود و يا فرد متخلف كشته يا مجروح شود، موضوع ختم به خير مي‌شود. اين قسمت نيازمند اعتبار است.

نيازمند اين است كه دولتي كه خودش را دولت محيط‌زيستي مي‌داند، نگاهش به سازمان محيط زيست به اندازه نگاه به شهرداري ناحيه پنج منطقه دو تهران نباشد. ما نيازمند اين هستيم كه سازمان حفاظت محيط‌زيست ارتقاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري پيدا كند و بودجه‌اش متناسب با وظايفش ارتقا پيدا كند؛ آن وقت است كه مي‌توانيم شاهد باشيم كه اين تعارضات به كمينه برسد.

كاري كه سازمان حفاظت محيط‌زيست انجام داده اين است كه ازسال 1384 محيط‌بانان را به‌عنوان شهيد محسوب مي‌كند.

درواقع سازمان بنياد شهيد موظف است كه به خانواده‌هاي آن‌ها مطابق با خانواده شهيد رسيدگي كند و سازمان حفاظت محيط‌زيست هم تلاش مي‌كند به سرعت صورت‌جلسه‌هاي آن‌ها را تنظيم كند تا اين اتفاق بيفتد. از مجلس نيز انتظار داريم لايحه حمايت از محيط‌بانان را تصويب كند.

آنچه که مشخص است، اين است كه قوانین به بازنگری جدی‌ نياز دارند و در کنار آن نیازمند فرهنگ‌سازی گسترده‌ای در این راستا هستیم. فرهنگ‌سازی نيز نیازمند همت همه بخش‌های مختلف جامعه و رسانه‌هاست.

صدا و سیما و ديگر رسانه‌های جمعی باید در این موضوع خود را دخیل بدانند. محیط‌بانان، پاسداران طبیعت ایران هستند اما در بهره‌وری از این سرزمین همه ساکنان آن سهیم‌اند. برای آنچه که از ما برای آیندگان باقــی می‌ماند باید خود را مسئول بدانیم».

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.0823s, 18q