درباره پارادایم انتقال آب دریای مازندران به سمنان

۱۳۹۶/۰۹/۰۴ - ۱۲:۴۴ - کد خبر: 231242
درباره پارادایم انتقال آب دریای مازندران به سمنان

سلامت نیوز-* تورج فتحی : در پارادايم جديد توسعه منابع آب اصل بر دورشدن از اتکاي صرف و حتی اولیه به یافتن منابع جدید براي تأمین تقاضاهاي جدید، تأکید بر گنجاندن ارزش‌هاي اکولوژیکی در سیاست آب، تأکید مجدد بر تأمین نیازهاي انسان به خدمات آب و قطع آگاهانه پیوند رشد اقتصادي و مصرف آب است.

به گزارش سلامت نیوز، شهروند نوشت: در این رویکرد، ابداع روش‌هاي جدید براي تأمین نیاز جمعیت رو به رشد بدون آن‌که ساخت سازه‌هاي جدید یا انتقال بزرگ مقیاس آب از منطقه‌اي به منطقه دیگر ضرورت داشته باشد، مورد تأکید است. در نتیجه مدیریت تقاضای آب مقدم بر مدیریت عرضه است. در این پارادایم روش‌هاي غیرسازه‌اي به روش‌های سازه‌ای مانند طرح‌هاي سدسازي و تأمين آب و.... ارجح است. چنانچه با این رویکرد که متضمن حفاظت اصولی منابع برای نسل‌های آتی برمبنای اصول توسعه پایدار است در رابطه با طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای برنامه‌ریزی شود، یا تعدادی از طرح‌های انتقال نباید به اجرا درآیند و یا طرح‌هایی که نیاز به اجرای آنها وجود دارد در مقیاس‌هایی بسیار کوچکتر و محدودتر تعریف خواهند شد.


به منظور اجرای اصولی و متناسب با توسعه پایدار در انتقال آب بین‌حوضه‌ای باید چارچوب جامعي براي تعريف يك طرح انتقال آب بين حوضه‌اي با درنظر داشتن اهداف توسعه پایدار ارایه شود. مهم‌ترين شاخص‌ها براي گروه‌بندي طرح‌هاي انتقال آب دو پارامتر حجم آب انتقالي و طول خط انتقال است. با توجه به اين‌كه طرح‌هاي انتقال آب بين‌حوضه‌اي از جنبه‌هاي زيست‌محيطي، اجتماعي و اقتصادي دو حوضه آبريز مختلف و مناطق گسترده‌اي را تحت تأثير قرار مي‌دهد، لذا طرح انتقال آب از دریای مازندران به سمنان در مقایسه با سایر طرح‌های مشابه کشور جزو طرح‌های بزرگ به شمار می‌آید. همچنین نکته کلیدی که باید به آن توجه کافی داشت ارزیابی شرایط کلی استان مقصد در این طرح است. براساس شاخص فالکن کشورهایی که دارای سرانه سالانه آب تجدید‌پذیر بیش از ١٧٠٠ مترمکعب هستند، مشکل بحران آب ندارند و کشورهایی که دارای سرانه آب بین ١٠٠٠ تا ١٧٠٠ مترمکعب هستند جزو کشورهای با تنش آبی محسوب می‌شوند. سرانه آب ایران درحال حاضر و براساس شاخص فالکن مقدار ١٣٦٧ مترمکعب است که نشان‌دهنده قرار گرفتن در مرحله تنش آبی است (با جمعیت ٧٩ میلیون نفر - مرکز آمار- و ١٠٨ میلیارد مترمکعب آب تجدیدشونده - وزارت نیرو -). از طرفی محاسبه انجام‌شده توسط شاخص‌های دیگر جهانی نیز نشان‌دهنده بحران شدید آب در ایران است.

حال چنانچه میزان منابع آب تجدیدشونده هر استان را برمبنای ١٣٦٧ مترمکعب در سال جداگانه مورد محاسبه قرار دهیم ارقامی به این ترتیب را برای حداقل‌های مورد نیاز مصرف استانی خواهیم داشت: قزوین (با جمعیت ١٢٧٤٠٠٠نفر): ١٧٤١ م.م.م.، البرز (٢٧١٠٠٠٠نفر): ٣٧٠٤ م.م.م.، تهران (١٣٢٧٠٠٠٠نفر): ١٨١٤٠م.م.م.، خراسان‌رضوی (٦٤٥٠٠٠٠نفر): ٨٨١٧ م.م.م. و سمنان (٧٠٢٠٠٠نفر): ٩٦٠م.م.م. میزان برداشت از منابع آب‌های زیرزمینی در استان تهران ٣-٥/٢ میلیارد مترمکعب، خ. رضوی ٦/٤ میلیارد مترمکعب و استان سمنان حدود ٢/١ میلیاردمترمکعب اعلام شده است. این ارقام مبین تأمین آسان‌تر آب در استان سمنان نسبت به استان‌های تهران، البرز و خ.رضوی است. ذکر آمارهای مصرف بی‌رویه در این مناطق نیز جالب توجه است: افت سالانه آب‌های زیرزمینی استان‌های موردنظر عبارتند از: قزوین ٥٥سانتیمتر، البرز و تهران ٧٤سانتیمتر، خراسان‌رضوی ٧٣سانتیمتر و سمنان٣٠سانتیمتر. تعداد دشت‌های بحرانی و ممنوعه هر استان نیز عبارتند از: قزوین ٣ آبخوان از ٤ دشت، تهران و البرز ١٠ آبخوان از ١٠ دشت، خراسان‌رضوی ٣٣ آبخوان از ٣٦ دشت و سمنان ٧ آبخوان از ١٤ دشت. شاخص آسیب‌پذیری منابع آب ناشی از خشکسالی نیز عبارتند از: قزوین ٦٨، تهران و البرز ٦٦، خراسان رضوی ٦٣ و سمنان ٥٨. این آمارها نیز حاکی از وضع برداشت آب و شرایط آب‌های زیرزمینی مناسب‌تر استان سمنان نسبت به استان‌های مجاور است. همچنین تعداد شهرهای تحت پوشش شبکه جمع‌آوری و تصفیه‌خانه فاضلاب نیز عبارتند از: استان قزوین ٤٠درصد جمعیت تحت پوشش با ١٧میلیون مترمکعب (م.م.م.) پساب بازچرخانی شده، تهران و البرز، ٢٢درصد و ٢٤م.م.م.، خراسان رضوی ١٧درصد و ٢٩م.م.م. و سمنان کمتر از ١٠درصد و کمتراز ٩م.م.م. پساب بازچرخانی‌شده در رتبه آخر قرار داشته و حجم پساب تصفیه‌شده به تفکیک هر استان عبارتند از: قزوین: ٥/١٣ م.م.م.، تهران و البرز ١٨٠م.م.م.، خ.رضوی حدود ١٠م.م.م. و سمنان ٥/٩م.م.م. می‌باشد. تعداد شهرهای دارای انشعاب فاضلاب عبارتند از: قزوین ٥ شهر از ٢٥شهر، تهران و البرز ٧ شهر از ٥٧ شهر، خ.رضوی ٥ شهر از ٧٢ شهر و سمنان ٣ شهر از ١٧ شهر.

میزان هدررفت آب در استان‌های موردنظر عبارتند از: استان قزوین ٣٢درصد، استان‌های تهران و البرز ٣٥درصد، استان خ.رضوی ٣٠درصد و استان سمنان ٣٢درصد می‌باشد. باز هم این آمارها وضع نسبتا بهتر استان سمنان را نسبت به سایر استان‌های همجوار نشان می‌دهد. همچنین عملکرد طرح‌های آبیاری تحت فشار در بخش کشاورزی به منظور ارتقای راندمان آبیاری در استان‌های موردنظر عبارتند از: قزوین: حدود ٣٠٠٠هکتار، تهران و البرز: ٢٠٠٠هکتار، خ.رضوی: ٧٠٠٠هکتار و سمنان ١٠٠٠ هکتار بوده است. این آمارها مبین وضع نسبتا مناسب‌تر سمنان نسبت به استان‌های همجوار به‌ویژه استان خراسان‌رضوی است. گرچه امکان انتقال آب از دریای مازندران به همه استان‌های دامنه‌های جنوبی البرز فراهم است اما از نظر یک کارشناس منابع آب، نخستین پرسش این است که چرا در میان استان‌های دارای کمبود آب، تنش آبی و بحران در منابع آب، استان سمنان که در یک تصویر کلی در اولویت قرار گرفته؟ اگر بناست با انتقال آب مشکل کمبود آب برطرف شود چرا استان دیگری مثلا خ.رضوی که مشکلات به مراتب بیشتری از سایر استان‌ها دارد (بجز تهران) انتخاب نشده؟ اگر پارادایم اجرای این طرح متکی بر حفاظت محیط‌زیست و توسعه پایدار است، چه دلایل فنی و کارشناسی پشتوانه این پارادایم است؟ حتی اگر صرفا نگاه آمایشی را مدنظر قرار دهیم این انتخاب جدا جای بازنگری دارد.

*کارشناس منابع طبیعی و محیط زیست

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.90848s, 19q