درس آموخته‌هاي زلزله

نقاط ضعف و قوت امدادرسانی در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه

۱۳۹۷/۰۸/۲۸ - ۱۵:۳۶ - کد خبر: 258429
نقاط ضعف و قوت امدادرسانی در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه

سلامت نیوز:زلزله سال گذشته كرمانشاه با همه درد و رنج‌ها و اندوهي كه در دل ملت ايران به جا گذاشت اما بار دیگر حضور فداكارانه امدادگران هلال‌احمر را به همگان اثبات کرد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شهروند ، امدادگراني كه در روزهاي پرالتهاب پس از حادثه، دلسوزانه پاي كار بودند تا زندگي بار ديگر ميان ويرانه‌هاي شهر جريان پيدا كند. عمليات‌هاي امداد و نجات و خدمات درماني هلال‌احمر در زلزله كرمانشاه علاوه بر كمك به خانواده‌هاي زلزله‌زده و افراد آسيب ديده دستاوردهاي ديگري نيز داشت. آموخته‌هايي كه مي‌تواند در حوادث احتمالي بعدي نقشه راه امدادگران و تيم‌هاي عملياتي شود. درس‌هايي كه هيچ‌كس بهتر از افرادي كه به دل حادثه زده بودند يا در امدادرساني به مناطق آسيب ديده مسئوليتي داشتند نمي‌تواند بازگو كند. با شناخت نقاط قوت و ضعف عمليات‌هاي امدادي در حوزه‌هاي مختلف و خدمات‌رساني درماني به آسيب‌ديدگان زلزله مي‌توان به پاسخگويي بهتر در هنگام بروز چنين حوادثي اميدوار بود.

فضای اندوه و نااميدي را شکستیم


مسعود حبيبي- مسئول وقت سازمان جوانان

عده‌اي معتقد بودند که تيم‌هاي حمايت رواني بايد ٢هفته پس از زلزله كار خود را شروع كنند و زودتر از آن، زمان مناسبي براي حمايت‌هاي رواني نيست. اما نگاه درست رئيس جمعيت هلال‌احمر به ما كمك كرد كه روز دوم زلزله وارد منطقه شويم. اولين تيم حمايت رواني از استان كردستان آمد و در قصر شيرين مستقر شد. بعد از سرشماری و مشخص کردن نيازها و بازديد از شهرستان‌های ازگله، سرپل ذهاب و ثلاث باباجاني همراه با يك تيم از جوانان كرمانشاه و جمعي از همكاران به سرپل ذهاب و منطقه خانه‌هاي مسكن مهر شهيد شيرودي رفتيم. تنها ٣٠ دقيقه از حضور تيم گذشته بود كه قریب به ٣٠ كودك دور ما جمع شدند. ما هم بازي‌درماني را با آنها شروع و سعي كرديم ياد بدهيم به همديگر كمك كنند. به آنان اميد داديم كه اگر سقف خانه‌هايشان خراب شده اين سقف ساخته خواهد شد و... اين فعاليت‌ها از روز چهارشنبه شروع شد و بعد تيم‌هاي همدان و اصفهان هم از راه رسيدند. فرداي آن روز تيم استان خراسان رضوي هم در منطقه حضور پيدا كرد و شروع كرديم به ارایه خدمات. گام اول، خدمات‌رساني به كودكان بود. تلاش كرديم فضاي بغض، اندوه و نااميدي را كه بر كودكان و بزرگ‌ترها غلبه كرده بود بشكنيم. مي‌خواستيم بچه‌ها با نقاشي كشيدن و توضيح دادن نقاشي‌هايشان، شعر خواندن و بازي‌هاي دسته‌جمعي به سمت اميد و نجات بروند. به گونه‌اي كه يكي از پدرهاي اين بچه‌ها كه نظاره‌گر كارهاي ما بود و پدرش و ١١ تن از بستگانش در زلزله به رحمت خدا رفته بودند آمد و از ما تشكر كرد و گفت: «ما نمي‌توانيم در اين شرايط به بچه‌ها توجه كنيم اما شما خنده را به لب بچه‌هاي ما آورديد.» اين كار و فعاليت در روزهاي بعدي ادامه داشت و با حضور تيم‌هاي استان‌هاي ديگر گسترش پيدا كرد. ما تا هشتم دي ماه تمام منطقه آسيب ديده را پوشش داديم و در بيش از ٥٠٠ روستا با ٦٤ تيم از ٣١ استان حضور داشتيم.


تيم‌هاي سحر؛آموزش در كنار حمايت رواني
علاوه بر فعاليت‌هاي حمايت رواني، جوانان ما در قالب تيم‌هاي سحر فعاليت‌هاي آموزشي انجام دادند. شنيديم در ثلاث باباجاني يك نفر در چادر به علت گازگرفتگي فوت كرده است. فوري اعضاي تيم‌هاي سحر توضيحات لازم را براي جلوگيري از گازگرفتگي در چادرها به خانواده‌ها ارایه دادند. تيم‌هاي سحر به كمك جوانان و بچه‌هاي بومی برای حفظ بهداشت محيط و نظافت مناطق زلزله‌زده، زباله‌ها را جمع و در يك نقطه دپو كردند. در حوزه كارهاي فرهنگي علاوه بر برگزاري مسابقه نقاشي، بازي‌ها و اهداي جايزه و اسباب‌بازي مثل عروسك و ماشين به بچه‌ها، خيمه‌هاي نماز را در منطقه داير كرديم و اين كار در همان هفته اول بعد از زلزله انجام شد. تمام اين فعاليت‌ها تا هشتم دي سال ١٣٩٦ ادامه پيدا كرد كه پايان مرحله اول فعالیت‌های تيم‌هاي سحر در منطقه آسيب ديده بود. در مرحله دوم، همين خدمات، عميق‌تر و تخصصي‌تر ارایه شد. در مرحله اول چند كارگاه هم براي والدين و حمايت رواني از كودكان و دانش‌آموزان در بلايا برگزار كرديم. به این صورت که والدين را به مدارس دعوت می کردیم و روان‌شناسان به آنان آموزش‌ می دادند. كارگاه‌هاي مشابهي را نیز براي مديران و معلمان منطقه سرپل ذهاب برگزار كرديم. در مرحله دوم علاوه بر اين كارها از حضور يك روان‌شناس حرفه‌اي، يك مددكار اجتماعي و يك پزشك در تيم‌هاي حمايت رواني استفاده كرديم تا اگر افرادی دچار آسيب‌هاي جدي يا بيماري بودند و نياز به درمان داشتند بتوانند دقيق‌تر تشخيص بدهند و آنان را در صورت لزوم به مراكز درماني معرفي كنند.

پذیرش ٨ هزار مجروح فقط در ٤ روز

دكتر فرزين معتمدي- معاون بهداشت، درمان و توانبخشي هلال‌احمر استان كرمانشاه

درمان اضطراري نهالي بود كه طی سال‌هاي ١٣٩٠ و ١٣٩١ شروع به رشد كرد و شايد در زمان زلزله كرمانشاه بود که به بلوغ رسید. بارها مانورهاي مختلفي را هم به‌صورت عملياتي و هم فرضي اجرا كرده بوديم اما تا پيش از زلزله كرمانشاه تجربه تجهيز بيمارستان و راه‌اندازي آن در چنين حادثه‌اي با اين عمق و حجم را در كشور نداشتيم. خوشبختانه آن آموزش‌ها و مانورها، هم در فراخواني تيم‌ها مؤثر بود، هم در اعزام به منطقه و هم در چينش چادر و بيمارستان و تجهيزات بيمارستاني که باعث شد بهترين و سريع‌ترين تيمي باشيم كه وارد منطقه شده است. سريع‌ترين، هم از نظر بُعد زماني و هم از منظر مكاني و محل تأسيس بيمارستان. چون بيمارستان صحرایی را در محوطه بيمارستان شهر برپا كرديم. از آنجايي كه سامانه ما سامانه‌ای سبك بود تقريباً تا ساعت ٦ صبح به آنجا رسيديم و تا ساعت ٨ صبح سامانه را برپا كرديم. دانشگاه علوم پزشكي و ارتش جمهوري اسلامي ايران، سامانه‌هاي سنگيني دارند. بنابراين نمي‌توانند طی اين مدت بيمارستان برپا كنند. يعني ما استاندارد جهاني را در عمليات‌ها رعايت كرديم ولي با توجه به اينكه برپايي سامانه‌هاي ارتش و دانشگاه علوم پزشكي حداقل ٣تا ٤ روز زمان مي‌برد نمي‌توانستند به سرعت وارد عمل شوند. در نتيجه ما توانستيم تنها بيمارستان در آن شهر آسيب ديده باشيم و در طول ٤ روز نزدیک به ٨ هزار مجروح را پذيرش كنيم. اين در حالي بود كه دانشگاه علوم پزشكي و ارتش در روزهاي سوم و چهارم موفق شدند بيمارستان‌هايشان را راه‌اندازي كنند.


نقاط ضعفي كه بايد برطرف شود
تجربه زلزله كرمانشاه نخستين تجربه جدي ما بود كه مسلماً كار خدمت‌رساني را با نقطه ضعف‌ها و كمبودهایی روبه‌رو كرد. به‌عنوان مثال جمع‌آوري زباله‌هاي عفوني براي ما مشكل‌ساز شد. چون تعداد بيماران مراجعه‌كننده با توجه به عمق فاجعه در منطقه زياد بود. از ديگر نقاط ضعف كه در مسير خدمات‌رساني قرار گرفت مي‌توان از مديريت و شيفت‌بندي نيروهاي داوطلب نام برد. چون شمار نيروهاي داوطلب بسيار زياد بود و همگی تمايل داشتند هر لحظه كار كنند. ما هر چقدر مي‌خواستيم براي آنها برنامه‌ريزي منسجمي انجام دهيم كه حداقل چند ساعتي استراحت كنند اين اتفاق رخ نمي‌داد و همين مسأله هم نتيجه‌اي جز خستگي نيروهاي بالقوه و بالفعل و ارایه خدمات با دشواري بيشتر در پي نداشت. از دیگر نقاط ضعف ما وضع سامانه سرمايشي و گرمايشي بود. داخل بيمارستان در طول روز هوا خيلي گرم و در شب خيلي سرد بود. همچنين چادرهايي براي اسكان کارکنان با خود به همراه آورده بوديم اما به دليل شرايط منطقه و دير رسيدن چادرها مجبور شديم آنها را در اختيار مردم قرار دهيم. درباره اغذيه و آب معدني هم به مشكل برخورده بوديم. چون آذوقه‌اي كه با خودمان آورده بوديم نه نياز مردم را جواب مي‌داد و نه نيروهاي ما به خودشان اجازه مي‌دادند آنها را مصرف كنند و ترجيح مي‌دادند آذوقه‌ها به دست مردم برسد. از ديگر نقاط ضعف ما نبود سرويس بهداشتي مناسب بود که به دلیل اين كمبود در روزهاي اول مشكلات زیادی داشتیم.

تجربه حضور ١٠ بالگرد هلال در یک نقطه عملیاتی


شهريار مزيدآبادي- مدرس و محقق دروس امداد و نجات

در زلزله كرمانشاه براي اولين بار ناوگان بالگردی هلال‌احمر در تاريخ حدودا صدساله جمعیت بي‌نظير عمل كرد. ما براي نخستین بار ١٠ فروند بالگرد در يك نقطه عملياتي داشتيم. به گونه‌اي كه آنها مثل پرنده‌ها جاي هم در آشيانه مي‌نشستند و فقط شب‌ها استراحت می کردند. روزها مدام مي‌پريدند، بارگيري مي‌كردند و به روستا می رفتند و مجروح مي‌آوردند. دوباره بارگيري مي‌كردند براي روستاي بعدي و فعاليت آنها به همين صورت ادامه داشت. حدود ١٠ يا ١٥ روز ناوگان بالگردی هلال‌احمر با همين شيوه فعال بود. به جز امدادهوايي، براي نخستين بار يك شبكه ارتباطي در بستر اينترنت با همكاري شركت‌هاي وب در منطقه فعال شد. بالني را بر فراز شهر سرپل ذهاب قرار داد و يك شبكه اينترنتي را فعال كرد كه نتيجه‌اش انتقال و جابه‌جايي آنلاين تصاوير، گزارش‌ها، اخبار و اطلاعات در منطقه بود. به عقيده من اين دو مورد از نقاط عطف و برگ‌هاي برنده‌ امدادرساني در زلزله كرمانشاه بود. يعني مي‌توان از اين پس به اين دو مورد (امداد هوايي و امكان ارتباط اينترنتي) اميد بسياري داشت و به آنها، اتكا و مدل و شرايط صحنه حادثه را عوض كرد.


به سخنگوي واحد نياز داريم
يكي از مشكلات اساسي در زلزله كرمانشاه به‌ويژه در روزهاي نخست، ترافيك ايجاد شده در ورودي شهرها و مناطق زلزله‌زده بود. وقتي مردم خودشان دست به كار مي‌شوند و با انواع خودروهاي شخصي و باري و با گروه‌هاي سمن(سازمان‌هاي مردم نهاد)و انجمن‌هاي خيريه به منطقه گسيل مي‌شوند، به يكباره ترافيك ٢٥كيلومتری در ورودي شهر ايجاد مي‌شود. گروه‌هاي نجات مجبورند از طريق هوايي اعزام شوند. ١٠ فروند بالگرد پيش‌بيني شده بود. مگر با اين ١٠فروند چقدر نيروي امدادي مي‌توان جابه‌جا كرد؟ بايد ريشه اين رفتارها را در منطقه آسيب ديده كه البته با نيت خير مردم همراه است بررسي كرد. من ٢مورد را بیان می کنم. اول اینکه اطلاعات درست از منطقه براي مردم تصوير نشد.

منظورم رسانه‌ها نيستند. منظورم اين است كه هر سازماني بايد بتواند فعاليت خود را درست منعكس كند. دوم، نبود يك سخنگوي واحد براي عمليات امدادي در كشور است. وقتي شخصیت‌های متعددی اعم از مسئول و غیرمسئول مدام حرف می‌زنند و حتي بعضي از امدادگران خودشان رسانه مي‌شوند و گزارشي مي‌گيرند كه اينجا اوضاع بد است يا اينجا اوضاع خوب است و خود مردم هم به اين آتش دامن مي‌زنند پس نبايد انتظار داشت كه اين جنگل نسوزد. نتيجه‌اش مي‌شود ده‌ها بسته غذايي كه در مسير خراب می شود و ترافيك بي‌انتهايي كه در كار امدادرساني اخلال ايجاد مي‌كند.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.15759s, 18q