افزایش بیماریهای روانی در کشور و برنامه مبهم وزارت بهداشت

۱۳۹۰/۰۲/۰۳ - ۱۱:۱۱ - کد خبر: 26752
افزایش بیماریهای روانی در کشور و برنامه مبهم وزارت بهداشت
 سلامت نیوز : بیماری‌ها و اختلالات روانی در كشور به وضوح رو به افزایش دارند و با برنامه‌های موجود در حوزه سلامت روان آینده‌ای مبهم در این بیماری ها را شاهد خواهیم بود و به قول معروف آبی از این برنامه‌ها گرم نشده است.

چند سالی می‌شود كه بیماری‌های روانی كه به طور خاموش و در زیر پوست بیماری‌های جسمی در حال افزایش است مورد توجه مسئولان قرار گرفته اما به گفته كارشناسان هنوز مانند بیماری‌های جسمی به آنها پرداخته نمی‌شود و از نظر اهمیت، بعد از بیماری‌های جسمی قرار دارد.

شاید از بین همه مباحثی كه در باره بیماری‌های روانی كمتر به آن پرداخته شده است آینده این بیماری‌هاست كه با روند سیاستگذاری در حوزه سلامت روان این سوال مطرح است كه در آینده‌ای نه چندان دور كه جمعیت جوان كشور رو به سالمندی می‌رود چهره بیماری‌های روانی چگونه خواهد بود؟

برای بررسی هر چه بیشتر این این موضوع به سراغ شهرام خرازی‌ها مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشكی تهران رفتیم. شهرام خزاری ها در این گفت و گوی تفصیلی با فارس به مشكلاتی كه سر راه ساماندهی بیماری های روانی در كشور وجود دارد اشاره كرد كه به گفته وی نبود برنامه‌ای مشخص در این زمینه از سوی وزارت بهداشت، ضعف نظارت،اجرا نشدن قوانین و ضوابط موجود و فرار مردم از مراجعه به مراكز مشاوره روانپزشكی به علت انگ این بیماری از جمله این مشكلات است.

خرازی‌ها می‌گوید: چالش‌های موجود در عرصه بهداشت روان نشان می‌دهد كه برنامه كاملاً مشخصی برای كنترل بیماری‌ها و اختلالات روانی در كشور وجود ندارد و آینده این بیماری‌ها در كشور در سایه‌ای از ابهام است.

وی تصریح می‌كند: از بدو شكل گیری و اجرای نظام ارجاع و پزشك خانواده در ایران متأسفانه نیازهای روانشناختی مردم كم‌اهمیت تلقی شده و تحت الشعاع نیازهای جسمی آنها قرار گرفته است. سیاستگذاران و دولتمردان عمدتاً خود را موظف به برنامه‌ریزی برای درمان بیماری‌های جسمی دانسته و می‌دانند و درمان بیماری‌های روانی و پیشگیری از این اختلالات در اولویت‌های نخست آنها گنجانده نشده است!؟

وی می‌افزاید: این در حالی است كه طبق آمارها و یافته‌های جهانی یك نفر از هر 40 نفر در مرحله‌ای از زندگی خود دچار اختلال روانی می‌شود و هم‌اكنون اختلالات روانی چهار علت از ده علت عمده ناتوانی در اقصی نقاط جهان است.

خرازی‌ها تصریح می‌كند: ما در ایران از نظر آمار بیماری‌ها با مشكلات متعددی مواجهیم؛ از عدم دقت در اخذ آمار و دستكاری در پاره ای از آمارها گرفته تا درصد خطای قابل توجه به هنگام برخی سرشماری‌ها و غربالگری‌ها و محدودیت اعلام اطلاعات آماری و دسترسی به آمارهای مذكور؛ به همین علت نمی‌توانیم قضاوت كامل و جامعی در مورد بار بیماری‌ها و جمعیت مبتلایان و دورنمای دقیق هر بیماری را ترسیم كنیم.

وی ادامه می‌دهد: بنابراین اظهار نظرها، تقریبی و بر اساس آمارها و برآوردهای تخمینی است. خوشبختانه وزارت بهداشت با عملیاتی‌كردن طرح "پیمایش كشوری سلامت روان " در زمستان امسال خلاء آمار اختلالات روانی در كشور را در آینده نزدیك تا حدودی پرخواهد كرد كه در جریان این طرح روانشناسان بالینی منتخب دانشگاه های علوم پزشكی پس از حضور در دوره‌های آموزشی مربوطه، به در منازل مردم مراجعه می‌كنند و با تكمیل یكسری پرسشنامه نسبت به شناسایی اختلالات روانی در جمعیت اقدام می‌كنند.

مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشكی تهران تصریح می‌كند: بیشترین بار بیماری‌ها در ایران به بیماری‌های روانی، حوادث و تصادفات و امراض قلبی- عروقی اختصاص دارد اما متأسفانه در این میان به افسردگی كه جامعه زنان را بیش از مردان تهدید می‌كند، آنچنان كه باید و شاید اهمیت داده نمی‌شود.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: طبق اعلام و پیش‌بینی W.H.O (سازمان جهانی بهداشت) در سال‌های نزدیك پیش رو، افسردگی بیماری اصلی و فراگیر مردم تمام كشورها خواهد بود.افسردگی و بیماری دو قطبی به تنهایی مسئول بیش از یك سال از هر ده سال عمری است كه در جهان با ناتوانی به سر می‌روند. افسردگی و اضطراب شایعترین بیماری‌های روانی در ایران هستند.

وی اضافه می‌كند: مردم شناخت درستی از قابلیت‌ها و كاركردهای علوم روانی و رفتاری ندارند. آنها از ترس دریافت انگ بیمار روانی به مراكز خدمات سلامت روان (مراكز مشاوره، بیمارستان‌های روانپزشكی، مطب‌های روانپزشكان، دفتر كار كارشناسان ارشد روانشناسی بالینی و ...) كم مراجعه می‌كنند یا اصلاً مراجعه نمی‌كنند و از طرفی مردم بر توانمندی‌های ارائه‌دهندگان خدمات سلامت روان و كمك‌هایی كه از طریق آنها قابل دریافت است، وقوف ندارند.

مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشكی تهران خاطرنشان می‌كند: تلقی بسیاری از هموطنان از بیماری، اختلال جسمی است و اكثر آنها اختلال روانی را بیماری به حساب نمی‌آورند. بسیاری از مردم مردم بیماری‌های روانی را جدی نمی‌گیرند و نمی‌دانند كه می‌توان با مراجعه به مراكز خدمات سلامت روان بر این بیماری‌ها غلبه كرد یا حداقل از شدت آنها كاست.

خرازی‌ها می‌گوید: مردم بر این اعتقادند كه مشاوره روانی فراتر از یك موعظه اخلاقی و كلیشه‌ای گذرا نیست و مصرف داروهای روانپزشكی اعتیادزا است. به دیگر بیان به درمان غیردارویی اعتقاد ندارند و به درمان دارویی بدگمان‌اند. همچنین مردم از شرح وظایف روانپزشك و روانشناس بی‌اطلاعند و نمی‌دانند كه چه موقع باید به روانشناس و چه موقع باید به روانپزشك مراجعه كنند.

وی می‌افزاید: تلاش‌های سیاستگذاران بهداشت روان نیز چندان معطوف به برطرف‌كردن این مشكل نبوده و عجیب است كه سیاستگذاران و متولیان امر در بخش‌های دولتی و خصوصی تلاش چندانی برای تبیین و تشریح خدماتی كه روانپزشك و روانشناس ارائه می‌دهند، نمی‌كنند. از طرفی اعتبارات دولتی تخصیص داده‌شده به خدمات سلامت روان اندك است و تناسب چندانی با شمار جمعیت بیماران و نوع خدمات قابل ارائه ندارد.

خرازی‌ها ادامه می‌دهد: عمده برنامه‌های كشوری در برخی حوزه‌های خاص- و نه همه حوزه‌های سلامت روانی و اجتماعی- تعریف شده و معطوف كودكان، زنان و سالمندان است و به سلامت روان مردان جوان و میانسال و اختلالات جنسی با منشاء روانی كه تهدیدگر زنان و مردان در گروه‌های سنی مختلف هستند، تبعات روانی منفی تجرد در این برنامه‌ها توجه چندانی نشده و نمی‌شود.

وی می‌گوید:‌ در سطوح مختلف سازمانی برخی از مقامات ارشد دولتی عمده حمایت‌های خود را معطوف پرسنل ارائه‌دهنده خدمات بهداشتی و درمانی بیماری‌های جسمی می‌كنند و در بسیاری موارد عامدانه این حمایت‌ها را از پرسنل ارائه‌دهنده خدمات سلامت روان دریغ می‌كنند. از طرف دیگر نظارت درستی از طرف ارگان‌های ذیربط بر عملیاتی‌كردن قوانین سلامت روان صورت نمی‌گیرد؛ به فرض هم كه نقصی بر نظارت‌ها مترتب نباشد، تضمین خاص و قابل دفاعی برای اجرای قوانین وجود ندارد.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: این نكته را هم باید در نظر گرفت كه در بسیاری موارد اجرای قوانین تنش‌زا است مثلاً قانون اختصاص 10درصد از تخت‌های بیمارستان‌های عمومی سراسر كشور به بیماران روانی سال‌هاست كه روی كاغذ جا خوش كرده و به اجرا درنیامده است و رؤسای بیمارستان‌های مذكور همچنان مقاومت و مخالفت می‌كنند.

دبیر اجرایی همایش سالانه "رسانه و سلامت روان "بر این اعتقاد است كه سازمان‌های مسئول در طراحی برنامه‌های خود برای انگ زدایی، ترویج فرهنگ سلامت روان، معرفی توانمندی های پرسنل ارائه دهنده خدمات سلامت روان به مردم و ... چندان موفق نبوده‌اند؛ به عنوان مثال می‌توان اشاره كرد كه هیچ كنترلی بر آن دسته از رسانه‌های گروهی كه نقش پررنگی در خنثی‌كردن برنامه‌های بهداشت روان دارند و كاملاً در جهت عكس سیاست های كشوری حركت می‌كنند، اعمال نمی‌شود.

وی می‌افزاید: بسیاری از رسانه‌ها هر چه دلشان می‌خواهد به مبتلایان به اختلالات روانی، روانپزشك‌ها و روانشناس‌ها نسبت می‌دهند و با سخیف‌ترین الفاظ از آنها یاد می‌كنند. لذا یكی از علل استقبال از مشاوره‌‍‌های روانشناسی از راه دور كه در قالب برنامه زنده تلویزیونی همه روزه از شبكه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان پخش می‌شوند، بالابودن نرخ خدمات مشاوره در ایران و تحت پوشش بیمه‌نبودن این خدمات، ناشناختگی مشاوره روانشناسی، دخالت افراد غیر مجاز در این حیطه و عدم دسترسی بسیاری از ساكنان روستاها و شهرهای دور از مركز استان به مراكز ارائه خدمات مشاوره‌ای است.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: در برنامه‌های ماهواره‌ای، روانشناسانی كه هیچ اطلاعی از اوضاع داخلی ایران ندارند توصیه‌هایی را به هموطنان مقیم داخل كشور می‌كنند كه نه تنها كارآیی ندارند بلكه قابل اجرا هم نیستند و به كاربستن آنها گاه تبعات منفی و مضر در پی دارد. باید گفت كه پایه و اساس مشاوره‌های روانشناسان ماهواره‌ای بر مبنای متون علمی و بعضاً غیرعلمی غربی شكل گرفته كه هیچ سنخیتی با فرهنگ ما ندارند.

وی می‌افزاید: پزشكان عمومی عمدتاً اولین فردی هستند كه بیماری‌های روانی پنهان را در مراجعان خود كشف می‌كنند اما متأسفانه درصد قابل توجهی از این پزشكان به علوم روانی و رفتاری علاقه چندانی نشان نمی‌دهند، تشخیص خود را به بیمار نمی‌گویند، به درمان‌های سردستی اكتفا می‌كنند و به قصد كسب درآمد بیشتر از ارجاع مریض به روانپزشك و یا روان شناس و یا درخواست مشاوره سرباز می زنند لذا به این ترتیب بسیاری از مبتلایان به اختلالات روانی وارد چرخه درمان صحیح و علمی نمی‌شوند و طبعاً در آمارهای استانی و كشوری نیز از قلم می‌افتند.

مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشكی تهران اظهار می‌دارد: نرخ خدمات روانپزشكی و روانشناسی در ایران بالاست و در این راستا هزینه‌های هنگفتی بر مردم تحمیل می‌شود. از طرفی بیمه‌ها نیز فقط به میزان اندكی خدمات درمانی بیماری‌های روانی را پوشش می‌دهند و از طرف دیگر گنجایش مراكز ارائه‌دهنده خدمات سلامت روان - بالاخص بیمارستان‌های روانپزشكی- ناچیز است و تناسب چندانی با جمعیت نیازمند این خدمات ندارد. معضل فقدان تخت خالی همچنان گریبانگیر بیمارستان‌های روانپزشكی است.

وی می‌افزاید: آموزش‌های آكادمیك علوم روانی و رفتاری محدود و فاقد جاذبه‌اند و اهمیت بیماری‌های روانی برای دانشجویان آنچنان كه باید و شاید تبیین نمی‌شود. همچنین آموزش‌ها عمدتاً بر درمان بیماری‌های جسمی متمركز است و بر رابطه متقابل و تنگاتنگ بیماری‌های جسمی و بیماری‌های روانی تأكید نمی‌شود.

خرازی‌ها می‌گوید: درمان در همه حیطه‌های آموزشی به وضوح بر بهداشت غلبه دارد و اعمال آشكار این سیاست در كشور ، اصل ‌ثابت شده "پیشگیری مقدم بر درمان است " را زیر سؤال می‌برد و اهمیت آن را برای دانشجو كمرنگ می‌كند كه نقش كلیدی خدمات جانبی سلامت روان - مشاوره، روان‌درمانی و ... - ضمن آموزش‌های بالینی نادیده گرفته می‌شود و دانشجوی پزشكی به گونه‌ای تربیت می‌شود كه پس از فارغ‌التحصیلی و ورود به بازار كار برای روانشناسان، مددكاران اجتماعی، مشاوران و ... ارزشی قائل نیست در حالی كه خودش هم نمی‌تواند منشاء اثر باشد.

مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشكی تهران تصریح می‌‌كند: دانشجوی پزشكی با این پیش‌فرض فارغ التحصیل و وارد بازار كار می‌شود كه فقط به معالجه بیماران جسمی بپردازد و كوچك‌ترین مسئولیتی برای خود در قبال مبتلایان به اختلالات روانی قائل نیست. اگر چه ممكن است ادعا شود كه ما با كمبود روانپزشك و روانشناس بالینی مواجه نیستیم اما كسی نمی‌تواند منكر معضل توزیع نامناسب و ناعادلانه روانپزشك و ظرفیت محدود استخدام روانشناس بالینی شود.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: اكثر روانپزشك‌ها یا در تهران و یا در مركز استان‌ها مشغول ارائه خدمتند و حاضر نیستند به صورت تمام وقت در شهرهای كوچك طبابت كنند. از طرفی تمایل شدید جامعه روانپزشكی به طبابت در پایتخت و تمركز انبوه روانپزشك و مطب‌های روانپزشكی در تهران در سال‌های آینده مشكل‌ساز خواهد شد.

وی تأكید می‌كند: در حال حاضر این پایتخت‌نشین‌های متمول هستند كه از خدمات بهینه روانپزشكی برخوردارند و مردم نیازمند كه ساكن پایتخت و مركز استان نیستند یا به روانپزشك دسترسی ندارند یا آنكه این خدمات را با كیفیت پائین و نازل دریافت می‌كنند.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: ورود سودجویان و صاحبان مدارك غیرمرتبط به حیطه‌های آموزشی، درمانی، بهداشتی و ... خدمات سلامت روان كنترل نمی شود. شمار زیادی از مردم پس از حضور در سمینارها و همایش های رنگارنگ با عناوین فریبنده‌ای همچون تكنولوژی فكر، مدیریت برتر و... و نتیجه‌نگرفتن، به ارائه‌دهندگان حقیقی خدمات سلامت روان نیز بدگمان شده و اعتماد خود را به نظام سلامت روان كشور از دست می‌دهند و متأسفانه دولت بر همایش‌های موفقیت و امثال آن نظارت نمی‌كند كه در نتیجه افراد فاقد صلاحیت علمی و بعضاً اخلاقی با اجاره‌كردن سالن و چاپ و انتشار آگهی‌های دروغین مردم را می‌فریبند و با جمع‌كردن آنها زیر یك سقف، بازار مكاره خویش را رونق می‌بخشند و با امیدواركردن بی‌پشتوانه مردم، جیب های خود را انباشته از پول می‌كنند.

وی ادامه می دهد: روانپزشكی و روانشناسی بالینی بیش از تمام دیگر حوزه‌های پزشكی و پیراپزشكی نیاز به انطباق فرهنگی و بومی‌سازی دارند اما برنامه‌های كشوری سلامت روان با تأكید بر منابع، دستورالعمل‌ها، پژوهش‌ها و راهكارهای كشورهای خارجی بالاخص ممالك غربی طرح‌ریزی و اجرا می‌شوند و به مقتضیات دینی، عرفی، اقلیمی و بومی در این حوزه كم‌توجهی می‌شود.

خرازی‌ها بیان می‌دارد: آموزش مهارت‌های زندگی و مشاوره قبل از ازدواج در برخی از مباحث با مقتضیات دینی، سنتی و عرفی ما تضاد دارند و باید هر چه سریع‌تر اصلاح و ترمیم ساختاری شوند كه متأسفانه نمی‌شوند. از طرفی خلاء درسنامه جامع روانپزشكی و روانشناسی بالینی ایران كاملاً محسوس است و تدوین، انتشار و تدریس چنین درسنامه‌ای برای انطباق تعریف‌ها، معیارها و تابلوی بالینی اختلالات روانی با ویژگی‌های فرهنگ ایرانی و اسلامی ضرورت روز است. درسنامه جامع روانپزشكی و روانشناسی بالینی ایران باید جایگزین كتب آمریكایی كه مبلغ فرهنگ غربی است، شود و به عنوان یك مرجع جهت تشخیص و درمان اختلالات روانی در كشور مورد بهره برداری قرار گیرد.

وی ادامه می‌دهد: در زمینه اختلالات جنسی با منشاء روانی چه اقدامی در مملكت ما صورت گرفته است؟ چرا در این حوزه سیاست سكوت سنگین و مزمن را در پیش گرفته ایم؟

خرازی‌ها می‌گوید: رسمیت‌بخشیدن به جایگاه روانشناس بالینی در تیم سلامت، برنامه پزشك خانواده و نظام ارجاع همچنین انتشار راهنمای مراقبت از بیماری‌های روانپزشكی بزرگسالان ویژه پزشكان (حاوی شرح وظایف روانشناس بالینی تیم سلامت) از جمله مهمترین اقدامات اخیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی به منظور سامان‌بخشی به برنامه‌های بلاتكلیف و معوقه سلامت روان و حصول وحدت رویه دستگاه‌های اجرایی بوده است.

وی اضافه می‌كند: بررسی كارنامه وزرای بهداشت در دولت‌های گذشته به وضوح حاكی از آن است كه متأسفانه هیچ‌یك در عملیاتی‌كردن برنامه‌های سلامت روان موفق نبوده‌اند. وزارت بهداشت چندی پیش در ساختار جدید خود، دفتر سلامت روانی - اجتماعی و اعتیاد را به حاشیه راند و فعلاً باید منتظر نتایج دورخیز این وزارتخانه برای ایجاد تحولی تازه در عرصه نظام سلامت و پرداختن بیش از پیش به بهداشت روان آحاد مردم ماند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
parvaneh
سلام هموطن گرا مي .
خوشحالم به سايت شما لينك داده ام و اين كه هر از گاهي-
يكي از مطالب شمارا پست مي كنم ما يه مبا هات ماست.
وبلاگ ما با نام "مردمان با شعور و دا نشگام"فعال است.
بر قرارو دانشگام با شيد.
2.48371s, 19q