قائم مقام وزیر بهداشت: وزارت "سلامت و رفاه" مشکلات مردم را کمتر می کند

۱۳۹۰/۰۲/۰۳ - ۱۲:۳۴ - کد خبر: 26780
سلامت نیوز : آدمهایی که در سیستم آموزش پزشکی در زمانی که در بدنه وزارت علوم بود، تربیت شدند، اکنون تاثیرگذار تر هستند. هرچند جدا شدن آموزش پرشکی، هزینه ها و مشکلات زیادی برای نظام سلامت و مردم دارد.
به گزارش خبرآنلاین  وزارت بهداشت، شاید هیچ سالی مانند امروز، در شروع سال، تیتر رسانه ها نبوده است. امسال بحث ادغام با وزارت رفاه، درگیری ها با بیمه ها و مشخص نشدن تعرفه های درمانی در بخش خصوصی و دولتی و همچنین عدم اختصاص 10 درصد از درآمد هدفمندشدن یارانه ها، وزارت بهداشت را با چالش های جدی مواجه کرده است. درباره برخی از مشکلات نظام سلامت ایران و البته جامعه پرستاری با دکتر محمدعلی چراغی، قائم مقام وزیر بهداشت در امور پرستاری و رییس دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفتگو کردیم. او میهمان کافه خبر بود. او در بخشی از صحبتهایش، به دلایلی، جدا شدن آموزش پزشکی از وزارت بهداشت را به سود آموزش پزشکی دانست و البته معایب و مزیت های آن را هم گفت. ضمن اینکه دکتر چراغی موافق ادغام وزارت بهداشت و رفاه بود. با این توضیح که موازی کاری ها از بین می رود و البته سلامت و رفاه باید در کنار هم باشند.

-    شما در روز پرستار به عنوان قائم مقام وزیر در امور پرستاری انتخاب شدید، چرا معاونت پرستاری تشکیل نشد؟
معاونت پرستاری یکی از مطالبات جامعغه پرستاری است. اما خیلی از سازمان ها، برای اضافه کردن معاونت محدودیت دارند. به همین دلیل برای اضافه شدن یک معاونت، یک معاونت دیگر باید از کم شود. به همین دلیل از نظر تشکیلاتی، یک مقدار بوجود آمدن معاونت پرستاری سخت است. ضمن اینکه دولت هم کوچک سازی در دستور دارد. ولی بحث قائم مقام وزیر، ارتقای شرایط گذشته است. پیش از این مدیر کل دفتر پرستاری، زیر نظر معاونت درمان وزارت بهداشت بود. سال گذشته به سطح مشاور وزیر در امور پرستاری ارتقا پیدا کرد و اکنون زیر نظر مستقیم وزیر قرار گرفت. درواقع با ارتقا به قائم مقام وزیر، بحث های سیاست گذاری در جامعه پرستاری مطرح می شود.

-    با این حساب باید منتظر اتفاقات خوبی در حوزه پرستاری باشیم.
اکنون سطح تصمیم گیری توسط خود پرستاران در بدنه نظام سلامت، زیر نظر مستقیم وزیر بهداشت است. قبلا دفتر پرستاری در معاونت درمان، فقط به حوزه درمان در پرستاری می پرداخت. اما پرستاری 4 اساس و پایه مشخص دارد؛ آموزش، پژوهش، مدیریت و بالین. سطح قائم مقام وزیر با تعاملی که با عوامل و نهادهای مختلف مثل نظام پرستاری، انجمن های علمی و صنفی، بورد پرستاری، دانشکده های پرستاری و دفاتر پرستاری دانشگاه ها و مجموعه های پرستاری به صورت ارتباطات درون بخشی و ارتباطات برون بخشی مثل معاونت های درمان، بهداشت و دانشگاه ها و معاونت های حقوقی دارد، می تواند مرکزیتی از سیاست های تصمیم گیری در حوزه های چهارگانه پرستاری داشته باشد و مشکلات پرستاری را رصد کند و دنبال کند.

- شایعه ادغام وزارت بهداشت با وزارت رفاه، به گوش می رسد. در وزارتخانه هم این شایعه بسیار زیاد شنیده شده. همچنین بحث جدا شدن بخش آموزش پزشکی از وزارت بهداشت و رفتن بخش درمان به وزارت رفاه، بسیار قوی است. این شابعات چقدر صحت دارد؟
این بحث ها به هر حال هست و شاید محوریت این بحث ها هم به خاطر کوچک شدن دولت، کم شدن وزارتخانه ها و ادغام وزارتخانه های مرتبط با هم برای چابک شدن بدنه وزارتخانه ها و در جهت پاسخگویی بهتر به ذی نفعان آن سیستم است. مثلا اگر وزارتخانه راه با مسکن ادغام شود، احتمالا خروجی بهتری دارد. در بحث بهداشت و درمان هم قبلا این بحث وجود داشت؛ آموزش پزشکی در بدنه وزارت علوم بود. خیلی از کشورهای دنیا هم همین سیستم را دارند. رسالت و ماموریت سیستم آموزش، فرآیندی را دارد و دنبال می کند و استانداردهای یکسانی هم دارد. قبلا هم که این سیستم وجود داشت، سیاست های یگانه آموزشی بود. مجموعه وزارت علوم، علوم پزشکی و سلامت هم داشت، نظر شخصی من این است که به دلیل یکسانی سیاست های آموزشی و استانداردها، اگر به خروجی های آن سیستم، هم اکنون رجوع کنیم، آدم های اثر بخش تری پیدا می کنیم.

همان موقع وزارت بهداری داشتیم که به بخش مشخصی از نیازهای مردم می پرداخت. الان که نگاه می کنیم، مشکلاتی که ما در وزارت بهداشت با بیمه ها داریم، چالش هایی که بین بیمارستان ها، وزارت بهداشت و درمان، بیمه های خدمات درمانی، تامین اجتماعی و داستان های مختلفی که وجود دارد، ذی نفعان این سیستم را هم سر درگم کرده است، سیستم هم دچار چالش شده است. شاید با آن اتفاقی مدنظر دوستان است به اسم "رفاه و سلامت"، این چالش ها وجود نداشته باشد. مثلا بحث پزشک خانواده یکی از معضلات است.

-    اتفاقا یکی از مواردی که شایعه ادغام را قوی کرده است، همین پزشک خانواده است.
ما در نام گذاری این برنامه هم ایراد داریم. برنامه پزشکی خانواده است، نه پزشک خانواده. برنامه ای است که در انگلیس و کانادا هم اجرا می شود. به این شکل است که در مرحل اول پرستاران در برخورد با مردم هستند، مشکلات خانواده ها را پایش می کنند، بعد ارجاع می شود به پزشک عمومی و بعد رده های بالاتر. اما ما آمده ایم و نام پزشک خانواده را بر آن گذاشته ایم و احساس می کنیم باید فقط پزشک جواب بدهد. در سیستم آموزشی، پزشکی که برای پزشک خانواده تربیت می کنیم، با آن پزشک عمومی که تربیت می کنیم، باید متفاوت باشد. در پزشکی خانواده، پزشک ما باید به گونه ای تربیت شود که ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی، معنوی و فرهنگ یعنی همان تعریف سلامت را در برنامه درسی اش دریافت کرده باشد. یعنی صرفا نسخه نویسی نیست. محوریت پزشک خانواده این است که ما در شاخصه های سلامت و پیشگیری به حد خوبی برسیم. مردم ما بیمار نشوند. امید به زندگی افزایش پیدا کند. امید به زندگی همراه با سن سلامت ارتباط پیدا کند. نه اینکه 70 سال امید به زندگی داشته باشیم، اما از 50 سالگی مشکلات متعدد جسمی داشته باشیم. همه این محوریت این است که 50 سال بشود 60 سال. سال های زندگی همراه با سلامت بیشتری داشته باشیم. به همین دلیل می گویم، وزارت سلامت و رفاه پیشنهاد جالبی است.

-    اما سوال اینجاست که رفاه و سلامت باید باشد یا سلامت و رفاه؟ سلامت زیر مجموعه رفاه قرار می گیرد و یا رفاه زیر مجموعه سلامت؟
این هم واقعا خیلی مهم است برای ما بهداشتی ها. محوریت رفاه شاید سلامت است. وقتی رفاه را در نظر می گیریم، باید پارامترهای مختلفی را برای آن داشته باشیم. این باید بررسی شود. نظر شخصی من این است که اگر درمان زیر مجموعه وزارت رفاه قرار بگیرد و یا در کنار هم در یک مجموعه فعالیت کنند، مردم مشکلات کمتری دارند.

-    در بدنه وزارت بهداشت خیلی ترجیح می دهند دراین باره بحث نکنند. حتی برای مخالفت با جدایی آموزش پزشکی هم همین شرایط وجود دارد. واقعا همه مخالف هستند؟
به نظر من این طور نیست که این بحث ها موافق زیاد نداشته باشد. شاید حتی میزان مخالفان جدایی بهداشت و درمان 50-50 هم باشد.

-    بحث جدا شدن آموزش پزشکی از وزارت بهداشت و درمان، چه آسیب هایی دارد؟ دوستان شما در مجلس معتقدند در آموزش پزشکی بهتر است دانشجوها بیشتر در محیط درمانی حاضر باشند تا در کلاس درس و به همین دلیل می گویند آسیب های جدا شدن آموزش پزشکی از وزارت بهداشت، بیشتر از منفعت آن است. به نظر شما چطور می توان هم آموزش پزشکی را جدا کرد و هم آسیب ها کمتر باشند؟
به هر حال خیلی از بیمارستان های ما، بیمارستان های آموزشی-درمانی هستند. بسیاری از نیازهای درمانی بیمارستان ها با اینترن، رزیدنت و به هر حال دانشجوی پزشکی پوشش داده می شود. وقتی جدا شوند، می روند در بیمارستان که فقط آموزش ببینند. نیاز نیروی درمانی سخت برطرف می شود و با مقاومت بیمارستان ها مواجه می شود و مردم متضرر می شوند. ضمن اینکه ما اکنون از آخرین نتایج علمی در بیمارستان ها استفاده می کنیم؛ طب مبتنی بر شواهد و نتایج تحقیقات را ادامه می دهیم. اما اگر آموزش و درمان جدا شوند، این اتفاق نمی افتد. ضمن اینکه در بسیاری از بیمارستان های آموزشی-درمانی ما، مرکز تحقیقات تشکیل شده است و نیروهایشان را نیروهای آموزش می گیرند. با جدا شدن آموزش پزشکی از وزارت بهداشت، قطعا مراکز تحقیقاتی هم به مشکل می خورند.

-    پس چرا با جدا شدن آموزش پزشکی موافقید؟
من احساس می کنم سیستم فعلی ما قابلیت های خوبی دارد. من دلایلی گفتم موافق هستم که شخصی است. اما اگر سیستم نظارتی را قوی کنیم، الگوی خوبی است. اکنون در بیمارستان های آموزشی ما حضور آدم پاسخگوی اصلی با تاخیر اتفاق می افتد. اگر مریض بدحالی مراجعه می کند، فکر می کنند پرستار باید همه کار کند، کاسه کوزه مشکلات هم سر پرستار می شکند. پرستار باید شرایط را آمده کند تا پزشکان برسند. او ابتدا به اینترن مراجعه می کند، بعد از بررسی، رزیدنت می آید، مدتی میگذرد تا اتنت برسد. این فرآیند زمان زیادی را در درمان می گیرد و همه هم از چشم پرستار می بینند. این یکی از معایب سیستم فعلی است که پیش زمینه ذهنی من برای موافقت با جدا شدن آموزش پزشکی از وزارتخانه است. اگر سیستم را بهبود بدهیم، سیستم خوبی داریم. اگر بیمارستان درمانی شود، این مسیر کوتاه می شود. پرستار هست و پزشک مسوول.

-    قرار بود 10 درصد از درآمد هدفمندی یارانه ها به نظام سلامت برسد، اما گویا دولت امسال این 10 درصد را اختصاص نمی دهد. اگر بحث ادغام به سرانجام برسد، آینده این 10 درصد به کجا می رسد؟
فکر می کنم یارانه ها معنی دار تر می شود. هدفمندی یارانه ها در بخش رفاه است. دوستان شاید گمان می کنند اگر این 10 درصد را اختصاص دهند، جابجا شود و به جای نظام سلامت در آموزش پزشکی هزینه شود. فکر می کنم اگر ادغام شود، وزارت سلامت و رفاه، بتواند این بودجه را راحت تر بگیرد.

-    برویم سر بحث استخدام 23 هزار پرستار. گفته شده هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است برای استخدام این تعداد پرستار. رییس جمهور هم دستور داده اند که تامین اعتبار شود. قرار است این اعتبار از کجا تامین شود؟
استخدام 23 هزار پرستار در اسفند ماه تحت انجام قانون ارتقاء بهره وری بالینی در پرستاری، معروف به کاهش ساعت کار پرستاری بود. آزمون استدامی برگزار شد و جالب بود که استقبالی که برای این استخدام شد، فراتر از انتظار بود. بحث بود که شاید کمبود پرستار داشته باشیم برای استخدام 23 هزار پرستار. اما طبق اطلاعاتی که ما داریم نشان می دهد حدود 84 هزار نفر در این آزمون شرکت کردند. اسن افراد در بسیاری از شهرها، نتایج آمون اعلام شده است. فرآیند جذب و گزینش این پرستاران تا دو سه ماه آینده انجام می شود و تزریق به سیستم می شود.

-    در آزمون استخدامی آموزش و پرورش، نیروهای شرکتی و حق التدریسی هم شرکت کردند و بسیاری از آنها استخدام رسمی شدند. برای پرستاران هم این اتفاق افتاد؟
در این آزمون بسیاری از افرادی که قرادادی، پیمانی و یا طبق تبصره های مختلف مشغول به کار هستند، هم شرکت کردند. آنها به دلیل تجربه کاری بیشتری که نسبت به بقیه دارند، قاعدتا راحت تر در این آزمون پذیرفته می شوند. آنها اکنون تثبیت شغلی پیدا می کنند و امنیت شغلی آنها بالا می رود. نگرانی ما این است که فرآیند استخدام قراردادی متوقف شود. برای همین با معاونت نیروی انسانی وزارت بهداشت هماهنگ کردیم تا استخدام های قراردادی را همچنان داشته باشیم تا بتوانیم نیروهای جدیدی را وارد سیستم کنیم.

- به نظر نمی رسد با این آزمون استخدامی کمبود پرستار در نظام سلامت جبران شود.
دقیقا. به همین تلاش می کنیم که استخدام نیروهای قراردادی ادامه داشته باشد. چون این 23 هزار پرستار در قالب آن قانون استخدام شده اند تا کاهش ساعت کار پرستاران اتفاق بیفتد؛ 8 ساعت در هفته. با توجه به کاهش ساعت کار پرستاران، ما احتیاج به 23 هزار نیروی جایگزین داشتیم تا سطح خدمات در همین حد بماند. اما این ربطی به تامین کمبود پرستار ما ندارد. وزارت بهداشت و درمان طبق قانون برنامه 5 ساله، برای آن 30 هزار تخت بیمارستانی که می خواهد افزایش دهد، نیاز به نیروی جدید دارد. ضمن اینکه بسیاری از این تخت ها، کیفی هستند؛ مثلا تخت ویژه نیازمندی به پرستار خیلی بیشتر از تخت های معمولی است. یعنی به ازای هر تخت ویژه باید حداقل دو پرستار در 24 ساعت حاضر باشند. بنابراین با آن پیش بینی که نسبت ضریب متوسط پرستار به تخت داریم که 1.5 به یک است، حدود 45 تا 50 هزار پرستار جدید نیاز داریم و طی برنامه 5 باید وارد سیستم کنیم. به هر حال ما باید فعلا استخدام های قراردادی داشته باشیم و طبق برنامه باید استخدام سالیانه پرستار هم داشته باشیم.

-    دقیقا چقدر کمبود نیرو داریم؟ قبلا حدود 90 هزار پرستار اعلام شده بود.
90 هزار کمبود را اگر دو به یک در نظر بگیریم، درست است. اما همین الان 50 تا 60 هزار پرستار را در سیستم سلامت کمبود داریم. چون چارت های بیمارستانی ها درست نیستند. در بازدیدها می بینیم یک بیمارستان 96 تخته خوابی، اکنون 150 تا تخت دارد. ظرفیت بیمارستان افزایش پیدا کرده، اما تعریف نشده در چارت. اما اکنون یک به یک هم نیست. طبق فرمول ما 1.76 به یک است.

- بودجه وزارت بهداشت امسال کمتر از بودجه کلی دولت افزایش داشته است. همین موضوع برای استخدام پرستاران مشکلی بوجود نمی آورد؟
به هر حال امیدواریم بودجه برای این استخدام ها تامین شود. ضمن اینکه اگر هم استخدام ها انجام نشود، باید ما به ازای این استخدام ها، به دلیل کاهش ساعت کار پرستاران، اضافه کاری پرداخت شود.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.49581s, 18q