سرطان پایان زندگی نیست

۱۳۹۰/۰۲/۱۴ - ۱۱:۴۷ - کد خبر: 27375
سرطان پایان زندگی نیست
سلامت نیوز :چهره‌اش غم و ترس داشت، نگاهش به پایین بود و هیچ توجهی به شلوغی سالن انتظار نداشت. روی صندلی در گوشه‌ای از سالن نشسته و سرش را به دیوار تكیه داده تا نوبتش بشود و به اتاق معاینه برود؛ اسمش را که صدا زدند سریع از جایش بلند شد. بی آنکه به دور و برش نگاه کند با عجله از پله‌ها بالا رفت تا به اتاق پزشک برسد. در اتاق معاینه بسته می‌شود؛ پزشک به آزمایش‌ها نگاهی می‌اندازد و با صدایی رسا می‌گوید: «شما سرطان پستان دارید!» شنیدن این جمله برای خیلی از زنان سخت است و اکثر زنان پس از شنیدن چنین خبری دچار افسردگی و ناامیدی در بهبود درمان می‌شوند درحالی كه اگر با حركت در مسیر درست تشخیص زودرس، اعتماد به پزشكان و با اهمیت دانستن راه حل درمان تلاش كنند تا این بیماری را با توكل به خدا و با اعتماد به نفس از خود دور سازند، می توانند به زندگی عادی خود برگردند.

خبرنگار ایسنا، با مراجعه به مركز تحقیقات سرطان پستان جهاد دانشگاهی علوم پزشكی تهران پای صحبت‌های این بیماران نشسته و از حال آنها جویا شد.

خانم الف. الف، 53 ساله و بازنشسته فرهنگی می‌گوید: سال 84 با درد سینه چپم به پزشك زنان مراجعه كردم، پزشكم مركز تحقیقات سرطان پستان جهاد دانشگاهی علوم پزشكی تهران را به من معرفی كرد و با انجام ماموگرافی، سینه راستم كه هیچ گونه دردی نداشت مشكوك به نظر آمد و یكسال تحت نظر بودم اما بعد از گذشت 6 ماه با مراجعه به پزشك و انجام سونوگرافی گفتند كه توده رشد كرده و باید سریع عمل شود. سال 86 جراحی كردم و بعد از آن بلافاصله نمونه برداری انجام شد جواب این بود كه اطراف بدنم مشكوك و برای بار دوم كه مورد جراحی قرار گرفتم به درخواست خودم كاملا عضو برداشته شد، پس از عمل دوم تقریبا 5 ماه شیمی درمانی انجام دادم اما اكنون هرسال برای معاینه و چکاپ می آیم.

**خداوند؛ بهترین تکیه گاه آرامش
اطلاع رسانی از سوی رسانه‌های جمعی نسبت به سایر كشورها ضعیف است

وی با بیان اینكه با داشتن امید و توكل به خدا می‌توان بر هر بیماری غلبه كرد، افزود: اگر به هر دلیلی انسان دچار بیماری شد، نباید فقط به جنبه منفی نگاه كند و مسیر زندگی من به كلی تغییر پیدا كرد و بهتر به اسرار خداوند پی بردم.

خانم الف. الف ادامه داد: روحیه خودم را از دست ندادم و حتی به عزیزانم كه نگران بودند روحیه می‌دادم چراكه نگرانی و اضطراب خانواده و عزیزانم شرایط را بدتر می كرد.

وی با بیان این كه تامین هزینه‌های درمان ما را با مشکلات مالی زیادی مواجه کرده است، اظهارداشت: با داشتن دفترچه خدمات درمانی برای خرید داروی هرسپتین كه هر بیست روز احتیاج داشتم دو میلیون و هشتصد هزار تومان پرداخت می كردم و مابقی داروها تقریبا به ششصد هزارتومان می رسید.

وی اطلاع رسانی در خصوص سرطان پستان و نحوه پیشگیری از آن در رسانه‌های جمعی نسبت به سایر كشورها را ضعیف ارزیابی كرد و اظهارداشت: در مهمانی حضور داشتم كه همه جوان و تحصیل كرده بودند؛ اما هیچ گونه اطلاعی حتی از علائم این بیماری نداشتند و حتی یك معاینه ساده انجام نداده بودند درحالی كه این بیماری علائم خاصی ندارد و موقعی علائم ظاهر شده كه بیماری پیشرفت كرده است.

خانم ش.ی در سال 86 مبتلا به این بیماری شده جراحی و شیمی درمانی را انجام داده است و در بهبودی كامل به سر می‌برد و هر ساله برای معاینه به این مركز می آید وی درمورد تشخیص و درمان این بیماری می‌گوید: با لمس كردن توده به پزشك مراجعه كردم و با انجام سونوگرافی نتیجه مثبت اعلام شد و با عمل جراحی كاملا عضو برداشته شد.

خانم سروناز دارای 2 فرزند، 39 ساله كه هنوز با این بیماری دسته و پنجه نرم می‌كند، می گوید: یكسال است كه با این بیماری مبارزه می‌كنم و شیمی درمانی ام تازه تمام شده و تیرماه امسال كه داروی هرسبتین تمام شود دوباره جراحی دارم.

وی ادامه داد: قرص ضد بارداری از نوع هندی مصرف می‌كردم بعد از مدتی با علائم پرخونی، سنگین شدن سینه‌ها و درد به دكتر زنان مراجعه كردم اما متاسفانه دكتر تشخیص نداد و تنها قرص ویتامین E برای من تجویز كرد و بعد از مصرف دست هایم ورم كرد و این بار با مراجعه به بیمارستان پزشك یك سونوگرافی داپلر نوشت و گفت سرطان سینه دارید.

سروناز افزود: شنیدن این خبر شوك بزرگی برایم بود و ساعت‌های طولانی بدون اینكه همسر و فرزندانم متوجه شوند گریه می‌كردم و از خودم سوال می كردم چرا در بین این همه آدم من باید سرطان بگیرم ولی بعد با گذشت زمان، قرار گرفتن در دوره درمان و توكل به خدا با این موضوع كنار آمدم و الان روحیه خوبی دارم.

**هزینه‌های درمان کمر خانواده را می‌شکند

خانم زهرا، خانه دار و ساكن بروجرد می گوید: حدود 8 ماه دچار سرطان پستان شده و با درد و عفونت به پزشك مراجعه كردم اما به دلیل نبود مراكز تخصصی به تهران آمدم تا نتیجه بهتری بگیرم.

او تمام دلیل نگرانی خود را فرزند كوچك خود عنوان می كند و ادامه می دهد: برای خودم نگران نیستم اما برای فرزندم كه طعم بی مادری را بچشد می ترسم و تنها علتی كه می خواهم زنده بمانم كودك 7 ساله‌ام است و سرنوشتم را به خدا واگذار كردم.

وی همچنین از گرانی هزینه‌ها گلایه مند بود و گفت: هزینه‌های تهیه دارو، انجام اقدامات تشخیصی و درمانی شامل شیمی درمانی و اقامت برای خواب، هزینه‌های هنگفتی را به خانواده ها تحمیل می کند.

خانم روشنک نیز که دارای یك فرزند است در سال 88 مبتلا شده و جراحی، شیمی درمانی، انجام داده است و هرسال برای ماموگرافی می آید.

وی می گوید: خودم و خانواده در مراحل اول بسیار از این موضوع ناراحت بودیم ولی با گذشت زمان سرنوشت خود را به خدای بزرگ واگذار كردم و به كار پزشكان هم اعتماد كردم و دقیقا سفارش‌های آنها را اجرا می‌كردم و امروز از این جهت كه بهبودی نسبی خود را بدست آوردم بسیار خوشحالم.

**فعالیت اجتماعی باعث کمتر شدن استرس و فشار روحی ناشی از بیماری می‌شود

خانم روشنک با بیان اینکه فعالیت اجتماعی باعث کمتر شدن استرس و فشار روحی ناشی از بیماری می شود، حضور در اجتماع را در بهبودی خود موثر می‌داند و می‌گوید: با دیدن دوستان در محیط كار آرامش می‌یافتم و احساس می‌كردم هیچ گونه مشكلی ندارم.

وی در خصوص گرانی هزینه‌های دارو می‌گوید: هزینه‌ها ما را با مشکلات مالی زیادی مواجه کرده بود و برای اینكه به شما تخفیف بیمه لحاظ شود باید پرونده برای بیماری‌های خاص داشته باشید كه از لحاظ اداری بسیار دردسر دارد.

خانم فرهنگ، خانه دار در 59 سالگی مبتلا به سرطان پستان شده و درمانهای جراحی و لنف ادم را انجام داده است و اكنون در بهبودی نسبی به سر می‌برد.

وی با بیان اینكه سابقه سرطان در نزدیكانش وجود داشته، می‌گوید: خودم به این بیماری پی بردم و با توكل به خدا توانستم با این بیماری مبارزه كنم.

همچنین خانم مائده 49 ساله و فرهنگی باز نشسته آموزش و پرورش آخرین نفری است که با وی گفتگو می کنیم.

وی از روزهای اول تشخیص و درمان این گونه می گوید: با مراجعه به پزشك عمومی جهت انجام آزمایشات روتین و به پیشنهاد دكتر ماموگرافی شدم كه متأسفانه نتیجه ماموگرافی مثبت اعلام شد.

خانم مائده مانند سایر مبتلایان به سرطان پستان روز اول تشخیص را بدترین روز وآن را پتکی سنگین بر سر تشبیه می‌كند و می‌گوید: با گذشت زمان و دیدن زنان مبتلا به سرطان پستان كمی آرامش یافتم و به ادامه درمان امید پیدا کردم.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.23003s, 19q