کودکان خیابانی همچنان در چنبره مشكلات دست و پا می زنند

۱۳۹۰/۰۴/۱۲ - ۱۲:۵۸ - کد خبر: 29904
کودکان خیابانی همچنان در چنبره مشكلات دست و پا می زنند
سلامت نیوز : در بین كودكانی كه به پشتوانه خانواده هایشان تحصیل می‌كنند و كار والدین و درآمد آنها به ویژه پدر تامین كننده مخارج تحصیل، تفریح و خوراك و پوشاك شان است، هستند كودكانی كه خودشان كار می كنند، لقمه ای نان می خورند، تحصیل نمی كنند و تفریح و خوراك و پوشاك مناسبی هم ندارند و تاكنون به رغم تمامی اقدامات موقتی كه از سوی برخی نهادها انجام شده، تغییر محسوس و موثری در وضعیت این كودكان ایجاد نشده است.

این یک داستان واقعی است!
- حمید، پسرک دوازده ساله را در حالی گل فروشی می کرد در چهارراه تهران پارس دیدم. از او می پرسم اوضاع کاسبی خوبه؟ خیلی صمیمانه جواب می دهد" بد نیست. روزی 10 هزار تومان کار می کنم."
- سعید،برادرکوچک ترحمید 8 سال دارد،او هم درکناربرادرش فال می فروشد درچهارراه تهران پارس.وقتی از او هم می پرسم مدرسه رفتی؟جواب می دهد: نه.درادامه می‌گوید دوست دارد مدرسه برود و آرزو دارد دکتر شود.
- یاور10سال دارد و در ایستگاه آیت سیگار می فروشد. می‌پرسم چراکار میکنی؟با بی حوصلگی می‌گوید که دوست دارم کمک خرج خانواده ام باشم . پرسیدم: پدرومادرت کجایند؟جواب نمی دهد ،کمی عصبانی می شود وسریع فرار می کند.

- این بار سراغ مراد،17ساله درحالی که چسب زخم می فروخت در ایستگاه امام حسین رفتم، پرسیدم پدرومادرت کجایند؟ درجواب گفت من پدرومادر ندارم! چرا شما مشغول کارهستید؟ خنده کنان گفت: این که جواب نمی‌خواد چون پول ندارم... بعد هم به سرعت برق و باد د ناپدید شد.

- یك دختر5 ساله ،که هر چه التماس کردیم اسمش را نگفت، باظاهری کثیف شاید می ترسید، شاید هم گرسنه بود و حوصله حرف زدن نداشت ... اما یك چیز را خوب متوجه شده بود ، آن هم بی پولی را... داشت فال می فروخت ،تنها حرفی که به ما زد ،گفت: دلم می خواهد به مادرم کمک کرده باشم ،دلم می خواهد خوشحالش کرده باشم.

"آخه مادرم خیلی مریض احواله،خیلی هم ضعیف شده ...ای کاش وضع زندگیمون از این بهتر بود..." گفتم یعنی چی؟وضعمون بهتربود یعنی چی ؟گفت یعنی پول زیاد داشتیم تا مادرم رو می بردم دکترتاحالش خوب بشه.

ازش پرسیدیم پدرت چی كار میكنه ؟كمی مكث كرد بعدگفت هرچی من ومادرم كار می كردیم خرج اعتیادش می‌كرد .می‌گفت پدرش برای سلامتی مادرش كاری نكرده رنگ صورتش پریده بود نفس نفس می زد و بریده بریده گفت شاید مامان رو دوست ندارد ...

چه کسی مقصر است؟
فاطمه قاسم زاده، عضو هیات علمى دانشگاه تهران، تحقیقى درخصوص كودكان كار وخیابانى انجام داده است وبه این نتیجه رسیده که ۹۲درصد كودكان خیابانى بین ۱۴ تا ۱۸ سال، در هرچهار زمینه رشد جسمى، ذهنى، عاطفى واجتماعى دچار مشكلات زیادی هستند.

همچنین، درخصوص درآمد و ساعت کاری این کودکان متوجه شده که چون كودكان نیروی كار ارزان هستند واز قوانین و مقررات بی اطلاع و قدرت اعتراض و یا مراجعه به مراكز قانونی را ندارند ، دستمزد بسیار ناچیز دریافت می كنند ، در كارگاه‌هاى مخفى و زیر زمینى و به دور از نظارت مراجع قانونی به كار مشغول اند، به همین دلیل از سوی كارفرمایان سودجو به فراوانی مورد سوءاستفاده و استثمار قرار می گیرند. و این مزیتها باعث رونق بازار كار كودك مى شود و همیشه متقاضى كار كودك وجود دارد.

قاسم زاده می گوید: دربیشتر تحقیقات ، متوجه شدیم کودکان کار در14ساعت کار کردن فقط یک سوم حقوق را طبق وزارت کاردریافت می کنند. اما با پیشرفت تکنولوژِی و در نتیجه ذهن این کودکان و سرپرستانشان، این افراد متوجه شدند از راه‌های دیگری هم می توان درآمد بیشتری كسب كرد و یكی از راه ها این بود كه مذهب مردم را در کارشان دخیل بدانند و به عنوان مثال با نامیدن اسامی متبركه و قسم دادن، اوضاع کاریشان را بهبود بخشند ، طوری که همین چند روز پیش یکی از خبرگزاری ها اعلام کرد که کودکان خیابانی درماه 800 هزارتومان درآمد دارند.

درزمینه جمع آوری این کودکان تصویب نامه ای داریم که معتقد است به غیراز بهزیستی، 11 نهاد و سازمان دیگر از جمله نیروی انتظامی، دادگستری، شهرداری، وزارت كار و امور اجتماعی، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكی، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان تامین اجتماعی، صدا و سیما، جمعیت هلال احمر، وزارت آموزش و پرورش و كمیته امداد وظایفی در قبال ساماندهی وضعیت كودكان خیابانی دارند.

اما متاسفانه مردم اغلب جمع آوری این کودکان را وظیفه شهرداری می بینند واطلاع کافی از وظیفه سایر نهادها ندارند اما چندی پیش در جلسه شورای شهر، رئیس شورا اعلام کرد که شهرداری وظیفه خودش را بابت جمع آوری کودکان خیابانی خوب اجرا کرده است اما با فعالیت یک نهاد این معضل حل نمی شود سایر نهادها هم باید به کمک هم ،این مشکل را ریشه کن کنند.

چه باید كرد ؟

بسیاری از افراد ، هموطنان و همشهری های ما وقتی سخن از كودكان خیابانی و كودكان كار به میان می آید با ذكر جملاتی از این دست " اكثر آنها افغان هستند " یا " پدر و مادر درستی ندارند " یا " این بچه ها خیلی بی ادب هستند " و با جملاتی از این دست از خود رفع مسئولیت می كنند . اگر این كودكان افغان یا شهرستانی، بی بهره از تربیت درست ( چندان دور از انتظار نیست ) و یا كثیف و بد لباس باشند و اگرهای دیگر بازهم جزیی از جامعه بشری هستند به راستی چه شده است كه به رغم نصایح مشفقانه و انسان دوستانه " چو عضوی به درد آورد روزگار ، دگر عضوها را نماند قرار" این چنین ، افراد بشری آسیب پذیر بی پناه و دردمند را به این بهانه ها از خود می رانیم و از كنار آنان بی اعتنا می گذریم
كودكانی كه به ندرت كسی آنان را به نام صدا كرده است و بیشتر آنان با واژه "آهای" یا "بچه" مورد خطاب قرار گرفته اند .

این كودكان جزیی از جامعه ما هستند فرزندان این مرز ، كودكانی كه در خردسالی همتی به مراتب بلندتر از بسیاری بزرگسالان دارند ، "كودكان كار، نان آوران كوچكى هستند كه در بسیارى مواقع مانع فساد و فحشاى خانواده شده اند؛ آنان دلاوران بزرگى هستند و در مقابل آسیب دیدگان اجتماعى هستند كه متاسفانه خودشان به راحتى آسیب پذیرند " آنان برای آنكه خانواده خود را از فقری مهلك و مرگبار رهایی بخشند در خیابان ها به دنبال روزی خود می گردند و آن را از دستان ما طلب می كنند.

 شاید برخی بر این باور باشند كه رسیدگی به وضعیت این كودكان به مانند بسیاری دیگر از مسئولیت ها بر دوش دولت و دولتمردان است ولی به راستی آیا با این خیال مسئولیت از دوش ما به زمین نهاده خواهد شد ؟
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.29305s, 18q