ايدز؛ گاهي از آمار خوشحال شو

۱۳۸۶/۰۲/۱۰ - ۰۰:۰۰ - کد خبر: 3016
ايدز؛ گاهي از آمار خوشحال شو

 با شنيدن اسم ايدز، فورا به ياد فردي گناهکار يا با کاراکتر يک معتاد مي افتيم. در حالي که مي‌دانيم همه افراد آلوده به ويروس لزوما معتاد يا حتي بي بند و بار نيستند. نمونه بارز آن، همسران افراد معتاد تزريقي، يا فرزندان اين زنان است.

نتايج يك مطالعه نشان داده است دختران شمال‌شهر بيشتر از دختران جنوب شهر از ايدز مي‌دانند؛ اما آيا اين آگاهي بيشتر يعني آنان كمتر در معرض خطرند؟ آگاهي مهم ترين سلاح براي مبارزه با بيماري هاست، اين در مورد همه بيماري ها صدق مي کند.

 هرچه که خرد جمعي انساني درباره علت و پيشگيري از بيماري ها مي‌داند، اگر به گوش تك تك مردم نرسد، هيچ اثري در بهبود شرايط زندگي آنها و سطح رفاه و سلامتشان نخواهد داشت. اگر اين در مورد هر بيماري اي صدق کند، در مورد بيماري اي که طاعون قرن لقب گرفته، مصداق دوچندان خواهد داشت، بيماري‌اي هنوز بالقوه کشنده و لاعلاج؛ ايدز.

 مردم ما چقدر درباره ايدز مي دانند؟ جوانان و نوجوانان چقدر؟ در سال هاي اخير پژوهش هاي زيادي براي پاسخ به اين سوال ها انجام شده است. چند روز پيش نيز يکي از نمونه هاي اين گونه پژوهش ها منتشر شد.

 در اين مطالعه، که البته مرکز پشتيباني کننده آن در خبر اوليه ايسنا نيامده بود، مشخص شده 37درصد از دانش آموزان، مي دانند که چه کساني در معرض خطر بيماري ايدز هستند، 59 درصد آنها از عامل بيماري آگاهي دارند و نيز50 درصدشان مي دانند که اين بيماري مسري است. آگاهي اين دانش آموزان درباره راه هاي پيشگيري از بيماري 46 درصد و طبيعت و روند آن 48 درصد برآورد شده بود. اين مطالعه بر روي 646 دانش آموز دختر در دو دبيرستان تهران انجام شده و مقايسه نتايج اين دو مدرسه نشان داده بود که در دبيرستان واقع در شمال تهران، دختران در مورد بيماري ايدز، بيشتر مي دانند. اين اعداد و ارقام نشانه چيست؟

آيا بايد خوشحال شويم که نوجوانان ما درباره ايدز به اندازه کافي مي دانند؟ دکتر حميد عمادي، متخصص عفوني و عضو هيات علمي دانشگاه تهران در اين باره مي گويد: «در سال هاي اخير، به ويژه از سال 79 به اين سو، آگاهي مردم ما درباره اين بيماري رشد بسيار خوبي داشته است. در حال حاضر مي‌توان گفت آگاهي مردم ما درباره ايدز نسبتا خوب است، اما نکته در اين جاست که نبايد فكر كنيم اين آموزش ها و اطلاع رساني ها به حد كفايت رسيده و احيانا بايد قطع شود.»

 به عقيده دکتر عمادي، آگاهي هاي مردم هميشه و به صورت مداوم نياز به اصلاح و تقويت دارد. او در همين زمينه به سوال هاي جديدي که براي مردم پيش مي آيد، اشاره مي کند: « به عنوان نمونه، کشف اخير محققان کشورمان درباره داروي تقويت کننده دستگاه ايمني بدن، که مي‌تواند ورود به مرحله ايدز را تا حدي عقب بيندازد. اگر آموزش و پاسخ به شبهه هاي مردم به طور مستمر وجود نداشته باشد، آنها فکر مي‌کنند داروي ايدز کشف شد و ديگر نيازي به مراقبت هاي پيشگيرانه نيست. در حالي که اين نگاه کاملا اشتباه است. پس آموزش و اصلاح آگاهي هاي مردم بسيار اهميت دارد.»

گام دوم را برداريم

 به نظر مي رسد حتي اگر در زمينه آگاهي ها مشکلي نداشته باشيم، هنوز تا رسيدن به نقطه مطلوب در آموزش عمومي فاصله زيادي داريم. چرا که «آگاهي» تنها قدم اول در آموزش است. اطلاعاتي که فرد هنوز آن را «باور» نکرده باشد، مي توان گفت چندان فايده اي براي او نخواهد داشت. چه فايده اي دارد اگر کسي بداند ويروس HIV از طريق ارتباط هاي روزمره منتقل نمي شود، اما نتواند فرد آلوده را در کنار خود به عنوان همسايه يا همکار يا... بپذيرد؟ اين فرد آگاهي درست و کاملي درباره ويروس و راه‌هاي انتقال آن دارد، اما آگاهي هايش را «باور» نکرده و نگرشش هنوز ناقص و غلط است.

نگاهي به برخي مطالعات انجام شده در اين باره نشان مي‌دهد ما اين قدم مهم را در آموزش ايدز هنوز برنداشته‌ايم، عليرغم اين‌كه مي‌دانيم که اين «نگرش‌هاي غلط» چه پيامدهاي فاجعه‌باري مي‌تواند داشته‌باشد. يک نمونه آن اين که فرد HIV مثبتي که از سوي جامعه طرد شده باشد، ديگر درباره ديگران احساس مسؤوليتي نمي‌کند و همين باعث انتقال ويروس به ساير افراد نيز خواهد شد.

 در يك بررسي مروري، از بين9 مطالعه‌اي که آموزش‌هاي عمومي دانش‌آموزان و دانشجويان را درباره ايدز ارزيابي کرده بود، تنها در 4 مطالعه، همزمان با آگاهي، نگرش افراد هم بررسي شده بود. از بين اين 4 مطالعه، تنها در يکي ميزان شيوع نگرش‌هاي ضعيف از ميزان شيوع آگاهي‌هاي ضعيف کمتر بود.

به عبارت ساده‌تر، 3 مطالعه نشان مي‌داد، نگرش غلط، بيشتر از آگاهي غلط رواج دارد. همچنين در يک پژوهش که در سال 1379 بين دانشجويان پرستاري بابل انجام شده، مشخص شد که 1/48 درصد آنها نگرش ضعيف داشتند، درحالي که فقط 3/20 درصد آنها آگاهي ناکافي داشتند. در پژوهش ديگري که در همين شهر و همين سال در بين دانشجويان مامايي انجام شد، مشخص شد که ميزان نگرش ضعيف و آگاهي ضعيف به ترتيب 5/56 و8/40 بوده است. که اين هم نشان مي دهد نگرش ضعيف بيش از آگاهي کم، رواج داشته است.

مطالعه ديگر که در سال 1383 بين دانش‌آموزان و دانشجويان منطقه‌ 17 تهران انجام شد نيز همين نتيجه را، با شدت بيشتري مطرح مي کند: ميزان آگاهي غلط در اين گروه، صفر بوده است، يعني همه افراد مورد مطالعه، تمام اطلاعات را درباره ايدز مي دانستند، در حالي که 31 درصد آنها هنوز پاي نگرش هاي شان لنگ مي زند.

 از علم تا عمل

علت اين نگرش هاي منفي چيست؟ برخي کارشناسان معتقدند که شايد الگوي فعلي شيوع آلودگي ويروس HIV،که بيشتر در بين مصرف کنندگان مواد مخدر شيوع دارد، باعث رواج اين گونه نگرش هاي منفي مردم نسبت به افراد آلوده شده است. با شنيدن اسم ايدز، فورا به ياد فردي گناهکار يا با کاراکتر يک معتاد مي افتيم. در حالي که مي‌دانيم همه افراد آلوده به ويروس لزوما معتاد يا حتي بي بند و بار نيستند. نمونه بارز آن، همسران افراد معتاد تزريقي، يا فرزندان اين زنان است.

نکته در اينجاست که نگرش منفي فقط به طرد افراد آلوده به ويروس محدود نمي شود. اين که ايدز را مشکل «ديگران» بدانيم هم، يک نگرش غلط است که به اندازه کافي مي‌تواند خطرناک باشد. اين که تصور کنيم گرد تبعات اين بيماري هيچگاه دامن ما را آلوده نمي کند، يا اين که فکر کنيم اين بيماري دنياي غرب يا حتي آفريقايي هاست، همه و همه نياز به آموزش هاي بيشتر و دقيق تر، آن هم با هدف اصلاح نگرش‌ها و باورها، دارد.

در زمينه رفتارها و آموزش هاي رفتاري، شايد وضع نااميدکننده تر باشد. متاسفانه پژوهش هايي در دسترس نبود تا نشان دهد رفتارهاي افراد با آگاهي هايشان درزمينه ايدز، چه نسبتي دارد. بررسي ها در کشورهاي ديگر نشان مي دهد که حتي در آن کشورها هم کم نيستند افرادي که به عنوان مثال مي دانند کاندوم در پيشگيري از HIV موثر است، اما در روابط جنسي پرخطرشان از آن استفاده نمي کنند. کارشناسان معتقدند با توجه به شيوع نگران کننده مواد روان گردان جديد و نيز الکل در بين جوانان، احتمال اين که آگاهي‌هاي فرد به کار گرفته نشود، بالاست.

شايد زمان آن رسيده باشد که متناسب با شرايط موجود، در روش هاي آموزشي مان هم تغييراتي بدهيم. آموزش هاي گروهي، کارگاهي و به صورت دو طرفه، مي تواند تاثيري بسيار عميق تر از سخنراني هاي يک طرفه و گاه خسته کننده و تکراري داشته باشد. دکتر عمادي در اين باره نيز توصيه مي‌کند: «به آموزش از طريق تريبون هاي عمومي بسنده نکنيم. براي تغيير نگرش ها، جلسات آموزش چهره به چهره و به صورت شفاف و روشن بايد برگزار شود.»
 

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.72119s, 19q