نقش مادر در سلامت روان و اعتماد به نفس کودک

۱۳۹۰/۰۷/۰۳ - ۱۳:۱۰ - کد خبر: 33614
سلامت نیوز :امنیت روانی کودک در ماه ها و سال های اولیه زندگی مرهون مادر است. پذیرندگی، پاسخگو بودن و در دسترس بودن مادر و ثبات در این رفتارهاست که جهان را برای کودک به محیطی امن و با ثبات تبدیل می کند. کودک با اعتماد به مادر است که یاد می گیرد به جهان اعتماد و نیازهایش را برآورده کند، این اتفاق که در روان شناسی «دلبستگی» نام دارد ، در واقع رابطه عمیقی است که بین کودک و مادر برقرار می شود.

امنیت روانی اولین و طبیعی ترین نتیجه دلبستگی کودک است و وقتی کودک احساس امنیت داشته باشد با احساس اعتماد بیشتری در محیط پیرامون حرکت می کند و با اتکا به پایگاه ایمنی به نام مادر از او فاصله می گیرد. این کودک وقتی احساس ترس کند یا چیزی باعث آزارش شود، به سراغ مادر می رود تا ذخیره روانی اش را پر کند.

امنیت روانی در جست وجوگری ایمن
دکتر علی پژوهنده، مشاور و روان شناس، با بیان این مقدمه به خراسان ادامه می دهد: «لورنز» یکی از کردارشناسان که به مطالعه و مقایسه رفتارهای حیوانات با انسان می پردازند، معتقد است: تمامی رفتارهای انسان جنبه بازی دارد و بازی تنها در یک محیط بدون تنش امکان پذیر است. نتایج پژوهش های متعدد روان شناسان نشان می دهد که مبنای این گفته علمی است و وقتی محیطی بدون تنش و استرس است، انسان می تواند دست به جست وجو و کاوش بزند و جنبه های تازه ای از آن محیط را بیابد.

اگر مادر به عنوان چهره ای که کودک به آن دلبسته شده است، دارای یک سری ویژگی باشد کودک می تواند به جست وجوگری ایمن در محیط بپردازد و ارتباط خوبی با محیط اطراف برقرار کند. یکی ازاین ویژگی ها، حمایتگری است.

به هنگام نیاز مادر باید از کودک حمایت و پشتیبانی کند. پاسخگو بودن نیز یکی دیگر از این ویژگی هاست که کودک با وجود آن می تواند مطمئن باشد پاسخگویی برای برآوردن نیازها یا سوالاتش وجود دارد. مادر هم چنین باید نقش محافظتی هم داشته باشد و از کودک در برابر خطرات و آسیب ها دفاع کند.


چنین مادری باید به صورت باثباتی در دسترس باشد تا کودک مطمئن باشد به هنگام نیاز به او دسترسی دارد و قادر است مشکلاتش را حل کند. کودک هم چنین برای جست وجوی ایمن در محیط اطراف باید احساس کند، مادر یا چهره ای که به او دلبسته شده قوی تر و داناتر از اوست.

نوزاد یک ساله ای که به قصد کشف محیط اطراف خود حرکت می کند، مطمئن است که مادر مقتدرانه از او حمایت و محافظت می کند ، همواره در دسترس است و می تواند نیازهای او را برطرف کند.

روان شناسان می گویند جست وجوگری اهمیت بسیار زیادی در فرآیند رشد انسان دارد و کودکی که یک جست وجوگر ایمن است در آینده خواهد توانست وظایف بزرگسالی خود را به درستی انجام دهد. اما کودکی که با تزلزل و تردید با محیط پیرامون برخورد می کند و فاصله منطقی با مادر نمی گیرد، با تردید به سراغ اسباب بازی هایش می رود و به بازی علاقه ندارد یک جست وجوگر ایمن نیست و امنیت روانی کافی برای جست وجوگری در محیط را به دست نیاورده است.

پیامدهای جست وجوگری ایمن
این مشاور با اشاره به این که جست وجوگری ایمن در کسب سلامت روان انسان نقش مهمی دارد، تصریح می کند: جست وجوگری ایمن به فرد کمک می کند تا در آینده بتواند رفتارها، هیجانات و احساسات خود را بشناسد و در موقعیت های جدید تکالیف خود را به انجام برساند.

 کودکی که به اندازه کافی دست به جست وجوگری و اکتشاف در محیط زندگی خود می زند و امنیت روانی لازم را با مادر پاسخگو، پذیرنده و در دسترس به دست می آورد ، در بزرگسالی خواهد توانست رفتارها، هیجان ها و احساساتش را به درستی مدیریت کند و در موقعیت های جدید رفتار مناسبی بروز دهد. افرادی که در مواجهه با موقعیت های جدید دستپاچه می شوند، گیر می افتند و مرتب کمک می خواهند، در واقع نتوانسته اند جست وجوگری ایمن را در کودکی تجربه کنند. در حالی که کودکی که به پشتوانه مادر خود دست به جست وجوگری ایمن زده است، از روبه رو شدن با موقعیت های جدید نمی هراسد و مشتاقانه برای دریافت آن چه پیش روست، قدم برمی دارد.

نباید فراموش کرد که در این بحث در دسترس بودن مادر اهمیت بسیاری دارد، زیرا این اطمینان را به کودک می دهد که تنها نیست و از طرفی حساسیت و حمایت قابل مشاهده ای در موقعیت های نامناسب دارد. این ویژگی ضریب امنیت روانی کودک را بالا می برد. زمانی که کودک تقاضای کمک می کند، لازم است مادر با علاقه به او توجه نشان دهد و کمک کند زیرا در غیر این صورت کودک نمی تواند احساس امنیت کافی را برای جست وجوگری به دست آورد.

دقت کنید این رفتارهای مادر ممکن است در ابتدا طبیعی و بدیهی به نظر برسد اما در واقع انگیزه کودک را برای جست وجوگری افزایش می دهد.

کودک باید با تکیه بر ویژگی های ذکر شده بین انگیزه اکتشاف در محیط و ترس از موقعیت های جدید تعادل برقرار کند. اگر انگیزه او اندک و ترس بیشتر باشد، کودک قادر نخواهد بود به درستی و با اطمینان در محیط جست وجوگری کند.

تصور کنید قرار است در یک جمع سخنرانی کنید. طبیعی است که اضطراب ناشی از این اتفاق و نگرانی درباره این که چه اتفاقی خواهد افتاد وجود شما را فراخواهد گرفت. طبیعی است که هر فردی در برابر موقعیت های جدید دچار اضطراب شود. در این شرایط فرد باید برای غلبه کردن بر اضطرابش تلاش کند. افراد ایمن معمولا از چنین موقعیت هایی استقبال می کنند. زیرا می دانند که این موقعیت ها باعث پیشرفت تحصیلی یا شغلی آن ها خواهد شد. در مقابل، افراد ناایمن از موقعیت های جدید اجتناب می کنند یا با ترس و تردید با آن روبه رو می شوند.

پیروزی و شکست،ایمن و نا ایمن
دکتر پژوهنده با اشاره به این که نتایج آزمایش ها نشان داد که واکنش یک کودک ایمن با ناایمن در مواجهه با پیروزی و شکست بسیار متفاوت است، توضیح می دهد: کودکان ایمن پس از برنده شدن با انگیزه به کار خود ادامه می دادند و پس از باخت ناراحتی خود را ابراز می کردند. اما کودکان ناایمن پس از برنده شدن و با سخت تر شدن بازی تمرکز خود را از دست می دادند. هماهنگی حرکتی نداشتند و در مراحل بعد نتایج ضعیف تری می گرفتند. آن ها پس از باخت دوست نداشتند درباره آن حرف بزنند. به این ترتیب مشخص شد که کودکان ایمن شکست خود را به صورت منطقی تری می پذیرند و زمانی که در کاری موفق می شوند با تمرکز بیشتری به کار خود ادامه می دهند در صورتی که کودکان ناایمن حتی پس از موفقیت تمرکز خود را از دست می دهند و نمی توانند در مراحل بعدی موفقیت چندانی به دست آورند.

کودکی که جست وجوگری ایمن دارد با اطمینان وارد محیط های جدید می شود و کاری را شروع می کند. در مدرسه با اطمینان به سوالات معلم پاسخ می دهد در حالی که کودک ناایمن با تردید به دانسته هایش فکر می کند و حتی وقتی درس را مطالعه کرده فکر می کند بلد نیست و از ترس موقعیت جدید دانسته هایش را فراموش می کند. چنین کودکی از مواجهه با دوستان و همسالان جدید دوری می کند و نمی تواند ارتباطات دوستانه زیادی برقرار کند.

در نظریه دلبستگی تلاش می شود عواملی که سبب افزایش سلامت عاطفی و روان شناختی کودک می شود، شناسایی شده و به والدین آموزش داده شود که چگونه با کنترل این عوامل فرزند سالم تری تربیت کنند، از سوی دیگر دانستن این مبحث به سلامت روانی فرد نیز کمک شایانی می کند تا او بتواند دیدگاه های قبلی خود درباره جهان، انسان ها و روابط انسانی را به چالش بکشد و از زاویه دیگری به محیط پیرامون خود نگاه کند. بحثی که در این باره سخن گفتیم به والدین کمک می کند دریابند که آن ها با ثبات رفتاری خود تا چه حد به تعادل روانی کودک کمک می کنند و باعث می شوند کودک از دلبستگی ایمن به جست وجوگری ایمن برسد و راحت تر با دنیا و محیط پیرامون ارتباط برقرار کند.

کودکی که احساس امنیت بیشتری دارد بهتر وارد بازی می شود و بازی به او کمک می کند تا گیرنده های عصبی مغز او زودتر قادر به برقراری ارتباط با هم باشند. یافته های علمی نشان می دهد هر حرکتی که یک نوزاد انجام می دهد یک رد عصبی در مغزش به جا می گذارد و حرکت های تکرار شونده این اثر پررنگ تر می شود. در واقع با فعالیت هایی که نوزاد انجام می دهد مغزش رشد می کند و هر چه فعالیت بیشتری داشته باشد مغزش زودتر به رشد می رسد و تعداد پیوندهای عصبی مغز بیشتر و بیشتر می شود.

از این تحقیق می توان چنین برداشت کرد که دلبستگی ایمن و یا جست وجوگری ایمن فقط یک بحث روانی نیست بلکه بحثی فیزیولوژیک است که به طور مستقیم به رشد جسمانی او مرتبط است. کودک به بازی کردن نیاز دارد و یک کودک ایمن تمایل بیشتری به بازی دارد تا یک کودک ناایمن.

کودک ایمن از نظر ساختارشناختی مغز به علت فعالیت بیشتر رشد بیشتری نشان می دهد و مطالعات زیادی این مسئله را ثابت کرده است. بنابراین لازم است والدین ضمن آگاهی از اهمیت اعتماد و دلبستگی در کودک تلاش کنند او را به نحوی تربیت کنند تا امنیت روانی حاصل از دوران کودکی را به دوران بزرگسالی نیز منتقل کند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.5469s, 20q