ناگهان چقدر زود دیر می شود

۱۳۹۰/۰۷/۱۱ - ۱۳:۲۵ - کد خبر: 34224
سلامت نیوز: دوران كهنسالی، فصل پختگی هر انسانی محسوب می شود و افراد به رغم میل قلبی و باطنی، فصل جدیدی از زندگی را آغاز می كنند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا، در خانه های سالمندان به وضوح می توان به حقیقت دوران پیری پی برد؛ هر چروكی كه بر روی صورت دستان پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نقش بسته، یادگاری از خزان زندگی است.

با وجود اینكه فصل پیری آنان فرا رسیده است اما این پدران و مادران هنوز از جوانی یاد می كنند كه چرا كه معتقدند جوانی با آنها بی قراری می كند.

با نگاهی مملو از حسرت به گل های باغچه نگاه می كند، قطره های اشك نیز بی اختیاز از گوشه چشمانش جاری شده است اما آنها را به سرعت پاك می كند تا كسی نبیند.

با خود زیر لب زمزمه می كند، جوانی كجایی كه یادت بخیر....

می گوید: آن روزها من هم مانند این گل شاداب و خندان بودم و صدای خنده هایم به آسمان می رفت.

این بانوی 70 ساله ادامه می دهد: در كمال ناباوری، گرد و غبار پیری بر چهره ام نشست و از جوانی كه مثل یك خواب رویایی اما شیرین بود، بیدار شدم.

پیرمردی كه عصایش را به نشانه شلیك گلوله به دست گرفته است، با لهجه زیبای گیلانی رو به من می گوید: برو كنار می خواهم آن خرگوش را شكار كنم.

كمی بعد ادامه می دهد: می خواهم سوار بر اسب شوم و به بقیه شكارگاه سربزنم شاید شكار بهتری پیدا كردم.

من كه از صحبتهای این پدربزرگ بسیار پرجنب و جوش، شوكه شده بودم با دوستان او هم كلام شدم.

یكی از هم اتاقی های این شكارچی كهنسال اما با تجربه می گوید: احمد آقا به بیماری آلزایمر مبتلا شده است و به همین دلیل در دوران گذشته زندگی می كند و حال را به فراموشی
سپرده است.

وی ادامه می دهد: او در دوران جوانی، بهترین و برترین شكارچی منطقه گیلان بود و خاطرات خوبی را از آن دوران به یاد دارد.

وی می گوید: تمام لحظه های جوان او در دوران كهنسالی، در حال مرور شدن است و كسی جرات ندارد با شكار و شكارچی مخالفت كند.

یكی از دیگر از دوستانش می گوید: شب و روز او با روزهای ناب شكار می گذرد و تمام ذهنش درگیر راه هایی برای شكار بهتر است.

این پدربزرگ 85 ساله می افزاید: گرچه دوران سالمندی هم برای خود سن و سالی دارد اما هیچ انسانی حاضربه خداحافظی با جوانی نیست.

كربلایی علی اهل شیراز است و در حالی كه باسلق تعارف می كرد، می گوید: اگرچه چروك های صورت و دستانم روزبه روز بیشتر می شود اما تلاش كرده ام تا عطر و بوی جوانی از دلم پاك نشود.

وی می افزاید: جوانی با همه تلخ و شیرینی هایش دوست داشتنی است اما برای سالمندان اكنون تبدیل به خاطره ای تكرار نشدنی شده است.

وی می گوید: گاهی وقتها، دلم هوای جوانی را می كند و از اینكه دیگر به آن دسترسی ندارم، دلتنگ می شوم اما با مرور كردن خاطرات آن روز آرام
می گیرم.

مشغول شانه كردن موهایش است و با خود می گوید: گذشت زمان را متوجه نشدم، هیچگاه پیری را باور نكردم و سپید شدن موهایم و لرزش دستانم مرا غافلگیر كرد.
م-د- كه به خواسته خود به خانه سالمندان آمده است، نیز می گوید: مدتها با خودم دعوا می كردم كه چرا به سن كهنسالی رسیدم در حالی كه می توانستم جوان بمانم و جوانی كنم.

وی ادامه می دهد: بعدها متوجه شدم كه نگاه آدمها باید جوان باشد و جوانی به سن و سال نیست و به همین دلیل لبخند تا به امروز از چهره من پاك نشده است.

طرح روسری او مملو از گل های كوچك سرخ و ارغوانی است، بر روی پیراهنش هم برگ های سبز به چشم می خورد، ساكنان خانه سالمندان به او می گویند: مامان گلی.

مامان گلی 66 ساله می گوید: پیری از نظر بعضی ها یعنی وقتی كه نتوانی چراغی را خودت روشن كنی یا فقط تمایل به رنگ های قهوه ای و خاكستری داشته باشی.

او كه 20 سال است در خانه سالمندان ساكن شده است، ادامه داد: من از روز اول كه وارد این مقطع از زندگی شدم، سعی كردم دیوار میان جوانی و پیری را بشكنم و شمع آن دوران را هنوز روشن نگه داشتم.

اما كمی آن طرف تر، صدای آوازی بلند از دور به گوش می رسد؛ صدایی كه چندان واضح نیست و رگه های پیری در آن هویداست.

و صدا این است: جوانی شمع ره كردم كه جویم زندگانی را، نجستم زندگانی را و گم كردم جوانی را.

خواستم با او مصاحبه كنم كه این پیرمرد اهل شعر و ادب می گوید: راز این شعر همین مصرع پایانی بود.

آری، ناگهان چقدر زود دیر می شود و گل های باغ اطلسی باغچه های زندگی مان باران می خورند اما نباید بگذاریم تا چینی تنهایی پدربزرگ ها و مادربزرگ هایمان زود ترك بخورد.

یادمان باشد كه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها در دوران كهنسالی بیش از گذشته نیازمند توجه ما هستند و توقع و انتظارتشان چند برابر می شود.

یادمان باشد كه ما هم اگر خدا بخواهد روزی دوران كهنسالی را خواهیم گذراند؛ پس با آنان به گونه ای رفتار كنیم و سخن بگوییم كه دوست داریم جوانان با ما در كهنسالی رفتار كنند وسخن بگویند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.07902s, 20q