سالمندان تنهاتر از همیشه

۱۳۹۰/۰۹/۲۱ - ۱۰:۵۴ - کد خبر: 37938
سلامت نیوز :گاهی آنقدر كلافه است كه نمی‌داند چه كار كند، یك روز خانه را به هم می‌ریزد و دوباره می‌چیند تا سرگرم شود، روز دیگر كابینت آشپزخانه را به هم می‌ریزد و از سروصدای دیگ و قابلمه لذت می‌برد، گاهی هم به عمد ظروف فلزی را به هم می‌كوبد تا صدایش در خانه بپیچد، درست مثل روزهایی كه بچه‌ها، كوچك بودند و با ظرف‌های نشكن بازی می‌كردند و او از آن همه سروصدا به ستوه می‌آمد.


می‌گوید میل به چیزی ندارد، خوشمزه‌ترین غذا را می‌پزد. عطر خورشت فسنجانش، همسایه را وسوسه می‌كند، اما خودش اشتها به هیچ چیز ندارد. سكوت خانه آنقدر آزاردهنده است كه حتی تیك‌تاك ساعت دیواری اذیتش می‌كند.

خیلی وقت‌ها باتری‌ها را درمی‌آورد تا آن را هم نشنود. می‌گوید تنها چیزی كه خوشحالش می‌كند زنگ تلفن یا از آن بهتر زنگ در خانه است كه هر چند روز یك بار هم به صدا در نمی‌آید.

خانم میری 75 ساله مدت‌هاست در طبقه دوم یك آپارتمان 66 متری تنها زندگی می‌كند. دو پسر و دخترش 15ـ 10 سال پیش، قبل از این كه همسرش فوت كند، برای ادامه تحصیل از ایران رفته‌اند و همانجا خانواده تشكیل داده‌ و ماندنی شده‌اند. سال‌هاست دو مرغ عشق و چند گلدان شمعدانی، تنها مونس تنهایی اوست.

خانم میری فقط یك نمونه از صدها هزار سالمندی است كه روز را به شب می‌رساند، بی‌آن‌كه حساب روز و ماه را داشته باشد، آنهایی كه سال‌هاست از روزهای دغدغه و هیاهو دور شده‌اند، اما هنوز به سكوت دوران سالمندی خو نگرفته‌اند.

متاسفانه آنقدر كه بر طبل سلامت وطب سالمندی، اشتغال و استفاده از تجربه سالمندان كوبیده می‌شود، كسی از مباحثی چون افسردگی، تنهایی، مشكلات عاطفی و ازدواج سالمندان سراغ نمی‌گیرد.

سالمندان تنهاتر از همیشه

آمارهای رسمی از تنهایی هفت درصد سالمندان حكایت می‌كند. به گفته حسین نحوی‌نژاد، دبیر شورای عالی سالمندان كشور از پنج میلیون جمعیت سالمند كشور، هفت درصد تنها زندگی می‌كنند كه به همین دلیل جزو گروه پرخطر به لحاظ عاطفی قرار دارند و در معرض افسردگی و مشكلات روحی شدید هستند، اما به نظر می‌رسد بجز این تعداد اندك كه در آستانه آسیب شدید روانی هستند و هنوز هیچ برنامه‌ای برای خروج این افراد از وضعیت خطر اجرا نشده، جمعی از سالمندان در شرایط مشابه از تنهایی رنج می‌برند كه در محاسبات شورای عالی سالمندان حذف شده‌اند، اما در گفت‌وگو با آنان براحتی می‌توان به آسیب‌پذیری روانی‌شان پی برد.

«نسرین.م» 66 ساله بازنشسته آموزش وپرورش است كه سال‌ها قبل، از همسرش جدا شده و تنها دخترش با پدرش زندگی كرده و از او هیچ خبری ندارد.

هر روز به پارك مجاور آپارتمانش می‌رود و تنها دلخوشی‌اش همصحبتی با زنان همسایه است، می‌گوید: وقتی از شوهرم طلاق گرفتم، 42 ساله بودم و دخترم 14 ساله؛ او را از من متنفر كردند تا هیچ‌وقت نتوانم او را ببینم، الان هم بجز برادر بیمارم كه ماهی یك‌بار به من سر می‌زند، هیچ كس را ندارم.

او اضافه می‌كند: به لحاظ مالی هیچ كم وكسری ندارم؛ هم خانه شخصی دارم هم حقوق، فقط همصحبت ندارم.‌ چیزی كه بسیار آزاردهنده است، این كه هر شب خواب دخترم را می‌بینم، تنها آرزویم این است كه دخترم هر روز به من سر بزند و نوه‌هایم را ببینم.

براساس برخی گزارش‌ها، بسیاری از سالمندان، به خاطر بیماری‌های جسمی و فوت نزدیكان در معرض خطر انزوا و تنهایی هستند.

بیشتر سالمندان دوران پیری را ‌دوران تنهایی توصیف كرده و به عنوان یك تجربه ناخوشایند از آن هراس دارند. شواهد نشان می‌دهد احساس تنهایی پدیده‌ای گسترده و فراگیر است و 25 تا 50 درصد كل جمعیت بالای 65 سال را بر حسب سن و جنس تحت تاثیر قرار می‌دهد.

طبق یافته‌های پژوهشی كه در ششمین شماره از مجله پژوهشی سالمندی ایران به چاپ رسیده است، منشأ بسیاری از حالات نامتعادل روانی سالمندان مثل خودكشی، افسردگی و یاس‌شدید، ناشی از احساس تنهایی است.

این مطالعه نشان می‌دهد كوشش‌هایی كه برای رفع احساس تنهایی سالمندان صورت می‌گیرد، سدی است در برابر موج مشكلات پیچیده روانی آنان و از طرف دیگر، عزت‌نفس آنان را تقویت می‌كند و از سوی دیگر افزایش ارتباطات اجتماعی می‌تواند سبب ارتقای سلامت سالمندان تنها شود. در این پژوهش 13 سالمند با دامنه سنی 68 تا 87 سال مشاركت داشتند.

احساس ضعف و خستگی روحی، روانی و بی‌حوصلگی از جمله حالات مشترك سالمندان در این تحقیق عنوان شده است. یكی از احساسات رنج‌آوری كه سالمندان این پژوهش تجربه می‌كردند، حس فقدان و محرومیت بود، چیزی كه با توصیف محرومیت از حقوق طبیعی، وابستگی‌ها، متعلقات، سلامت و حمایت‌های رسمی و غیررسمی از آن یاد كرده‌اند.

 
نكته: هرگز از به زبان آوردن این جمله كه «قصد دارم ازدواج كنم» خجالت نكشید و مطمئن باشید مردان و زنانی هستند كه شرایط مشابه شما دارند و می‌توانید دوران تنهایی‌تان را با آنان قسمت كنید

اردشیر.گ یكی از سالمندان 68 ساله‌ای است كه همسرش را پنج سال قبل از دست داده و با وجود داشتن چهار فرزند، از تنهایی‌اش گله‌‌مند است و هر از چند گاهی به كانون بازنشستگی می‌آید تا دوستان قدیمی‌اش را ملاقات كند.

او می‌گوید: دو پسرم در خارج از كشور زندگی می‌كنند و یك دختر و پسرم در ایرانند، اما آنقدر گرفتار مشكلات زندگی شده‌اند كه هفته‌ای یك‌بار هم نمی‌توانند به من سر بزنند، یك شب در میان دخترم تلفنی سراغم را می‌گیرد و حالم را می‌پرسد. من هم هر دفعه به او می‌گویم؛ اگر می‌خواهی بدانی مردم یا نه باید بگویم هنوز زنده‌ام.

او می‌گوید: به آنها حق می‌دهم، گرفتارند اما هرچه دوروبرم را نگاه می‌كنم می‌بینم دل و دماغ هیچ كاری را ندارم. با حقوق بازنشستگی و اجاره خانه هم كه نمی‌توان مسافرت رفت!

هراس از خانه سالمندان

هر چند خیلی از افراد بالای 60 سال كشور در خانه‌های سالمندان زندگی می‌كنند، اما هنوز خیلی‌ها از این خانه‌ها هراس دارند. مثل فخرالزمان خانم كه به محض شنیدن اسم خانه سالمندان سگرمه‌هایش درهم می‌رود و می‌گوید: خانه سالمندان یعنی منتظر مرگ نشستن، هنوز آنقدرها زمینگیر نشده‌ام كه مرا كشان‌كشان به خانه سالمندان ببرند، آن وقت برای همیشه خداحافظی كنم و بچه‌ها هم با خیال راحت اموال پدرشان را بالا بكشند.

او كه مالك یك خانه ویلایی است، می‌گوید: شوهر مرحومم وقتی هنوز جوان بود خانه را به نامم كرد، اما بچه‌ها بارها حقشان را خواسته‌اند و خجالت می‌كشند بگویند، این پا و اون پا می‌كنند تا من سرم را زمین بگذارم.

اما مصطفی كه 79 ساله است و هنوز به قول خودش روپاست، نظر دیگری دارد و می‌گوید: من مدتی در خانه سالمندان زندگی كردم و خانه‌ام را اجاره دادم، كمی محیطش كسل‌كننده است، اما از تنهایی بهتر است، چرا كه دست‌كم همصحبتی داری كه شب‌ها با او درد و دل كنی. من آنجا با خانمی آشنا شدم و قصد ازدواج با او را داشتم، اما پسران آن خانم چنان قشقرقی راه انداختند كه منصرف شدیم!

گلنار ملكوتی كه در یك خانه سالمندان بخش خصوصی كار می‌كند، می‌گوید: متاسفانه سالمندان ما از این خانه‌ها می‌ترسند، فكر می‌كنند دور انداخته شده‌اند و زندگی آنها در خانه سالمندان یعنی فراموشی و تنهایی و... در حالی كه اگر برنامه‌های این خانه‌ها متنوع باشد، چه اشكالی دارد كه افراد در این خانه‌ها تنها نباشند و از زندگی‌شان لذت ببرند؟

زنان سالمند و مشكلات مضاعف

با توجه به بالاتر بودن سن امید به زندگی در زنان، آنها معمولا سال‌های بیشتری را در تنهایی سپری می‌كنند و كمتر از آسیب‌های این دوره آزار می‌بینند.

تابوی ازدواج زنان سالمند در بیشتر خانواده‌ها پررنگ‌تر است و فرزندان معمولا نسبت به ازدواج مجدد مادران، واكنش‌های منفی بروز می‌دهند، اما در برابر ازدواج مجدد پدران، كمتر مقاومت می‌كنند.

خانم «الف. و» 68 ساله ‌است و از 53 سالگی همسرش را از دست داده؛ هر هفته پسرانش به او سر می‌زنند و خرجی‌اش را می‌دهند، اما او همصحبت می‌خواهد و می‌گوید: بارها شرایط ازدواج پیدا كردم، اما خب خجالت كشیدم.

آنها چه می‌دانند كه نیاز من به همسر با آنها متفاوت است و من واقعا تنها هستم و آنها تصور می‌كنند هرچه بخواهم و بخرم مشكلم حل می‌شود، ولی من ساعت‌ها در خانه تنها می‌نشینم و شب‌ها تا صبح بیدارم و تلویزیون تماشا می‌كنم و فقط دوست دارم با كسی حرف بزنم.

كارشناسان راه‌حل‌هایی برای جبران تنهایی و كاهش افسردگی سالمندان پیشنهاد می‌كنند، مانند این كه بسیاری از سالمندان به دلایل گوناگون مانند ابتلا به انواع بیماری‌ها، ناتوانایی در راه رفتن، كهولت سن، برف و باران و ترس از لیزخوردن و... قادر نیستند از خانه بیرون بروند و در پارك‌ها پیاده‌روی كنند و با همسن و سالانشان وقت بگذرانند، اما این موضوع به این معنی نیست كه باید در كنج خانه‌هایشان بنشینند و حوصله‌شان سر برود و افسوس گذشته را بخورند. بسیاری از گردهمایی‌ها و دور هم جمع‌شدن‌ها می‌تواند در محیط خانه باشد.

چند توصیه

گل‌كاری كنید. اگر محل زندگیتان كوچك است و آپارتمان نشین هستید، چند گلدان كوچك بخرید و در طول روز به آنها رسیدگی ‌كنید. از به زبان آوردن این جمله كه «قصد دارم ازدواج كنم» خجالت نكشید و مطمئن باشید مردان و زنانی هستند كه شرایط مشابه شما را دارند و می‌توانید دوران تنهایی‌تان را با آنان قسمت كنید.

بررسی‌‌ها نشان می‌‌دهد زندگی كردن كنار همسر برای سلامت سالمندان بسیار مفید است و آن دسته از مردان و زنانی كه در سنین سالمندی همسر دارند و در كنار او زندگی می‌‌كنند، از نظر وضع سلامت در شرایط بهتری قرار دارند و بیشتر از سالمندان مجرد تحت مراقبت‌‌های بهداشتی ـ پزشكی قرار می‌‌گیرند.

حتی این سالمندان در مقایسه با سالمندان مجرد احساس شادی بیشتری دارند و كمتر احساس كسالت و بی‌حوصلگی می‌كنند.

بی‌توجهی به روان سالمندان در برنامه‌های اجتماعی

متاسفانه آنقدر كه از سلامت جسمی و تغذیه سالمندان سخن گفته می‌شود جای توجه به بیماری‌های خاموش روحی ـ روانی سالمندان خالی است، بیماری‌هایی كه می‌تواند تغذیه و سایر علائم سلامت جسمی را مختل كند، بی‌آن‌كه هیچ پزشكی علت مستقیم آن را بداند و در نتیجه با تجویز انواع داروهای خواب‌آور و اعصاب در صدد درمان آنها بر می​آید، در صورتی كه اجرای برنامه‌های ویژه سالمندان یا تعبیه مراكزی خاص، این قشر می‌تواند از دشواری‌های این دوره بكاهد.

ایران در سال‌های آینده با بحران جمعیت سالمند روبه‌رو خواهد شد. نبود برنامه برای سلامت روان و شكستن تابوهای اجتماعی و فرهنگی برای این قشر می‌تواند ایران را با بحران تازه‌ای به نام جمعیت عبوس و خاكستری مواجه كند كه در انتظار مرگ نشسته‌اند، بنابراین از همین امروز باید برای 10 سال آینده برنامه‌ریزی كرد.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
نسرین- آ
سلام من هم 61 ساله هستم از همسرم جدا شدم یک دختر دارم که خارج از ایران زندگی میکند یک آپارتمان دارم و درآمدی که میتوانم از عهده خودم بر بیایم. ولی تنها هستم و همصحبتی ندارم گاه هفته هفته از خانه خارج نمیشوم و هیچ کسی را ندارم. من شرایطم شبیه خانم نسرین -م است از شما تقاضا میکنم لطفی در حق ما دو نفر بکنید و ما را با هم آشنا کنید تا شاید هر دوی ما بتوانیم با هم یار و یاور بشویم و از حالت افسردگی در بیائیم. خداوند به شما خیر و سلامتی عطا فرماید. با تشکر
4.79159s, 20q