قاصدك‌های زندگی را چگونه به پرواز درآوریم

۱۳۹۰/۱۰/۰۶ - ۱۲:۳۸ - کد خبر: 39026
سلامت نیوز :دلش گرفته بود، پدر آن خانه عروسكی را كه پشت ویترین مغازه اسباب بازی فروشی دیده بود برایش نخرید. با بغض وارد خانه شد، اشك‌ریزان رو‌به‌روی آینه ایستاد، به سختی قدش به میز آینه می‌رسید، نگاهی به صورت پراشك خود انداخت و یاد قصه شبی افتاد كه مادر برایش گفته بود، پسرك قصه مادر، چشمهایش را می‌بست و آرزو می‌كرد و آرزوهای رنگارنگش برآورده می‌شد، او هم چشم‌هایش را بست و آرزو كرد«خانه‌ای می‌خواهم دوست داشتنی و زیبا» آن روز از ته دلش آرزو كرده بود آرزویی كه بسیار زیباتر و رنگی‌تر ازخواسته او برآورده شد...
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران با گام‌هایی استوار وارد خانه شد، این‌بار قدش به آینه می‌رسید، چشم‌هایش را بست و لبخند تمام صورتش را پركرد، پر از شوق بود. دستان پدر را كه دیگر پینه بسته بود بوسید. پدر باعث شده بود آرزویی كند كه اكنون بعد از سال‌ها خانه‌ای عروسكی به خانه‌ای حقیقی تبدیل شده بود، پدر با دست ردی كه به خواسته آن روزش زده بود هدفی برای رسیدن به آرزویی بزرگ را برایش رقم زده بود...

روانشناسان و جامعه‌شناسان بر این عقیده هستند كه آرزو كردن فرد را در مسیر تلاش برای رسیدن به اهداف و خواسته‌های قلبی‌اش قرار می‌دهد آنها از آرزو كردن و تأثیر شگفت‌آور آن بر زندگی افراد اینگونه می‌گویند.

دكتر مریم رامشت – روانشناس

آرزو كردن فرزندان با چگونگی آرزو كردن والدینشان ارتباط نزدیكی دارد. در حقیقت اگر می‌خواهیم درست آرزو كردن را به فرزندان آموزش دهیم باید با دید واقع‌بینانه به آرزوهای خود نگاه كنیم. چرا كه اگر والدین با دشواری به آرزوهای غیرواقعی خود دست پیدا كنند، اثراتش را به فرزندانشان انتقال خواهند داد. در بعضی مواقع والدین آرزوهای فرزند خود را بر پایه كمبودهایی كه در دوران مختلف زندگی با آنها روبه‌رو بوده‌اند می‌چینند. بدیهی است پیروی از این روش تأثیر منفی و آسیبی جدی بر روند زندگی فرزند، برجای خواهد گذاشت. نیازهای هر فرد باعث می‌شود در دنیای آرزوها قدم بگذارد، حال بعضی از این آرزوها واقعی، بعضی كاذب و برخی از آنها غیرواقعی هستند و با توانمندی‌های فرد ارتباطی ندارند.

آن زمان كه والدین سعی دارند آرزوهای دست نیافتنی خود را در وجود فرزندانشان پیدا كنند برخلاف اینكه به خلقیات، روحیات و توانمندی‌های او توجه داشته باشند، او را در مسیری دوست نداشتنی قرار می‌دهند. زمانی كه فرزند شاهد تلاش‌های بی‌ثمر والدینش برای رسیدن به آرزوهایشان است، دچار نوعی سرخوردگی می‌شود و در مقابل تحقق چنین آرزوهایی، مكانیزمی دفاعی به خود می‌گیرد. در حقیقت از آنجا كه والدین خود را در این مورد ناكام دیده است، با نوعی هراس به سراغ آرزوها می‌رود، آرزوهایش را در سطح پائینی می‌نگرد و در نهایت توانمندی‌های خود را به خوبی نمی‌شناسد اما ممكن است برخلاف این قضیه هم اتفاق بیفتد در این صورت فرزند در پی جبران احساسات منفی و بد والدین خود است.

به این معنا كه این احساسات به‌طور ناخودآگاه در فرزند اثر گذاشته و او دچار نوعی احساس گناه می‌شود و همواره سعی در جبران آن كمبودها خواهد داشت.

در این صورت به‌طور افراطی و غیرواقعی به سمت آرزوی دست‌نیافتنی والدینش پیش می‌رود. این نمونه را می‌توان در خانواده‌هایی با توان مالی پائین به خوبی مشاهده كرد. فرزندانی كه در این خانواده‌ها متولد می‌شوند با رسیدن به مرحله‌ای از رشد، سعی دارند به هر نحوی كه شده، خود را به آب و آتش بزنند و كمبودها و خلأهای مالی خانواده را تأمین كنند، غافل از اینكه آنها در مسیر خطرناك آرزو، حركت می‌كنند. والدین موظفند به كودكان و نوجوانان بیاموزند كه خودشان را بشناسند، با نقاط قوت و ضعف خود آشنا شوند و سعی در بهبود آنها داشته باشند. فرزندان باید آموزش ببینند كه آرزوهایشان از زمان كودكی دست یافتنی و واقعی باشد. باید به آنها كمك شود تا به نوعی، به آرزوهایشان برسند اما نقش اصلی در رسیدن به آرزوها را خودشان ایفا كنند.

در میان آرزوهای دست‌نیافتنی می‌توان به آرزوی رانندگی كردن در بعضی كودكان و نوجوانان اشاره كرد. والدین باید آنها را توجیه كنند كه در این سنین زمینه رانندگی آنها فراهم نیست نه اینكه اجازه دهند پشت فرمان ماشین بنشیند و رفتارهای غیرمتعارف كه با شرایط سنی‌اش مناسبتی ندارد، بروز دهد. در این‌صورت باید مرحله به مرحله كودك را در مسیر تحقق آرزو یاری كنند.

برای مثال ابتدا او را با دوچرخه‌سواری آشنا كنند تا اینكه با رسیدن به شرایط سنی و تجربه مناسب، به آرزویش دست پیدا كند نه اینكه در همان سنین پائین، به خواسته‌های او جامه عمل بپوشانند. اینگونه از والدین با تصور دادن استقلال به فرزندان، رفتارهای نامناسب و بدون تناسب با شرایط سنی‌اش را در او تقویت می‌كنند. در صورتی كه باید آرزوهای كوچك و همراه با برنامه‌ریزی را در او شكوفا كنند. به او بفهمانند كه برای رسیدن به آرزوهایش باید صبور باشد و تمام موانع این مسیر را بپذیرد و هیچ‌گاه برای ناكامی‌هایش دنبال عذر و بهانه نباشد.

این یك واقعیت است كه فرد در زندگی‌اش فرمان می‌دهد كه چه اتفاقی رخ دهد بنابراین باید اهدافی كوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت را ترسیم كند تا رسیدن به آرزوهایش میسر شود. در صورتی كه كودك در این راه به داشتن انتخاب‌هایی درست تشویق شود به موفقیت هم دسترسی پیدا می‌كند.

باید بدانیم كه مهم‌ترین فاكتور برای تحقق آرزوها صبر و تحمل است نه اینكه فرد درخواست‌هایی غیرواقعی داشته باشد. در عصر تكنولوژی و سرعت زندگی می‌كنیم و تقریباً تمام خواسته‌هایمان سریع به واقعیت تبدیل می‌شوند اما باید دانست بعضی از خواسته‌ها، نیازمند گذر زمان هستند و نمی‌توانیم در مقابل بعد زمان مقاومت كنیم.

باید به این باور برسیم كه به هدف و آرزوهایمان خواهیم رسید مشروط بر اینكه بعد زمان، توانمندی‌ها و تفاوت‌های روانشناختی‌مان را بشناسیم و به آرزوهایمان نگاهی واقع‌بینانه داشته باشیم. در مسیر آرزو، باید به منحصر بودن هر فرد احترام گذاشت چرا كه او توانمندی‌های خاص خودش را دارد و همه افراد نمی‌توانند مانند یكدیگر باشند. اینجاست كه آشنایی با فاكتورهای خودآگاهی، تصمیم‌گیری صحیح، درستی حل مسئله و مواردی از این دست، در رسیدن به آرزوهای خوشایند كمك‌كننده هستند.

زمانی كه سبك زندگی افراد تغییر كند و با روش‌های كنترل خشم و استرس، مدیریت زمان و دیگر مهارت‌های زندگی آشنا شوند راه رسیدن به آرزوها هموارتر خواهد شد. رسیدن به آرزو و رفع نیازها، عاملی تقویت‌كننده و مثبت به‌شمار می‌رود و به نوعی با مرتفع شدن این نیازها، سیستم بدن و روح فرد به تعادل می‌رسد. از این‌رو آرزو نوعی تعادل‌یابی روانی، عاطفی و حتی مادی است. این تقویت‌كننده مثبت، احساس توانمندی و بزرگی را فراهم كرده و فرد تشویق می‌شود به دیگر آرزوهایش دست پیدا كند. از سوی دیگر در صورتی كه فرد به آرزوهایش دسترسی نداشته باشد و یا آرزوهایی غیرواقعی را در پیش گرفته باشد، با احساس منفی،‌ خشم و نوعی تحقیرشدگی مواجه خواهد شد. در این‌صورت نمی‌تواند با محیط اطراف به صورت مسالمت‌آمیز ارتباط برقرار كند و مدام در حال جنگیدن با خود و اطرافیانش است.


كوتاه‌كردن فاصله‌ها

دكتر كاظم قجاوند – جامعه‌شناس
آرزوها معمولاً از جمله عناصر روانشناختی هستند كه بر نیازها و افكار فرد، در هر سنی، دلالت دارند. اگر آرزوها در بستر و زمینه‌های مناسب اجتماعی و فرهنگی و متناسب با امكان تحقق یافتن‌شان شكل گیرد منجر به افزایش سطح خلاقیت و نوآوری در افراد شده و باعث می‌شود جامعه به سمت رشد، تعالی و پیشرفت هدایت شود. در واقع آرزوها ایجادكننده‌های انگیزش در كودكان و نوجوانان هستند زیرا فاصله میان آنچه می‌اندیشند و آرزو می‌كنند با آنچه می‌توانند به آن دست پیدا كنند، كمتر خواهد شد.

در حقیقت یكی از وظایف سیستم‌های آموزش و پرورش، شناخت نوع آرزوهای كودكان و نوجوان و امكان تحقق آنها با قرار دادن فرصت‌های خاص برایشان است. به‌طور كلی بهتر است به فرزندان آموزش دهیم كه آرزوهای خود را قدم به قدم محقق سازند تا از طریق دست یافتن به آرزوها زندگی هدفمند، پرانرژی و روبه‌جلویی داشته باشند. بعضی اوقات آرزوهای بزرگ منجر به پرخاشگری و ناسازگاری فرزندان و عدم تحقق آنها می‌شود.

 كودكان، نوجوانان و دیگر اقشار جامعه می‌توانند آرزوهای بزرگ را به آرزوهای كوچك‌تر تبدیل كنند تا راه دستیابی به آن آرزوها، هموارتر شود. در صورت اجرای این اصول در خانواده‌ها فرزندان می‌توانند علی‌رغم رشد و تعالی و حركت در مسیر بالندگی خود جامعه را نیز از این مهم بی‌نصیب نكنند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.08075s, 20q