با برنامه ریزی در زندگی به اهدافتان برسید

۱۳۹۰/۱۰/۱۵ - ۱۱:۲۸ - کد خبر: 39766
سلامت نیوز :زندگی ما در حال حاضره به دلیل گسترده شدن امكانات نسبت به گذشته و رشد چشمگیر فناوری سرعت زیادی یافته است. به همین دلیل بدون داشتن برنامه ای دقیق در زندگی با مشكلات بسیاری روبه رو خواهیم شد.

کیهان نوشت : برنامه ریزی كنترل زندگی را در دست خودتان قرار می دهد. اگر زندگیتان را به شانس و اقبال واگذار كنید یا اجازه بدهید كه دیگران زندگیتان را كنترل كنند، مطمئناً ناامید و دلسرد خواهید شد. در دست گرفتن كنترل زندگیتان تنها راه رسیدن به چیزهایی است كه واقعاً می خواهید.

برنامه ریزی دقیق و منسجم به شما آرامش می دهد. همین كه بدانید قدم ها و مراحل رسیدن به آنچه از زندگی می خواهید را طی می كنید، به شما احساس آرامش خواهد داد. بدون برنامه، دچار گیجی و سردرگمی خواهید شد كه كجا بروید و روزهایتان را چطور بگذرانید.

وقتی تصمیم می گیرید كه در زندگی با برنامه پیش بروید، یعنی می خواهید هدفمند زندگی كنید. دیگر زندگی كردنتان، بودن خالی نیست. شما برای خود هدفی دارید و برای رسیدن به آن قدم برمی دارید.

فراموش نكنید كه موفقیت تحقق پیش رونده یك هدف ارزشمند است. موفقیت سرنوشت نیست. وقتی هدفی پیش روی خود داشته باشید، با شور و اشتیاق بیشتر زندگی می كنید و برای رسیدن به آن هدف قدم برمی دارید.

هدفمند بودن در زندگی باعث می شود به همان طریقی كه دوست دارید زندگی كنید و به كسی نیاز نداشته باشید.
وقتی برنامه ریزی می كنید، بصیرتی در ناخودآگاهتان می كارید و آن بصیرت فرصت های لازم برای رسیدن به موفقیت را برایتان فراهم می آورد.
برنامه ریزی با مشورت افراد آگاه به شما آزادی می دهد. وقتی برای شكل دادن به سرنوشتتان آزادی طلب كنید، واقعاً آزاد خواهید بود.

اهدافتان را مشخص كنید
نخست باید هدف را به دقت تعیین نمود كه بدون هدف سراسر زندگی بیهوده خواهد بود، هر برنامه ای تعیین مسیر حركتی است از یك مبدأ كه در آن قرار گرفته ایم به سوی مقصد بدین منظور باید:
- تعیین هدف های فرعی و نزدیك تر یعنی هدف های میان مدت كه فرد را به هدف های اصلی مرتبط می سازد.
- خوب است هدف های میانی دقیق و مشخص و قابل ارزیابی و اندازه گیری باشد.
- لازم است از مشاوره اساتید آگاه در تعیین هدف و برنامه ریزی به سوی آنها استفاده شود.
- پس از تعیین هدف های فرعی باید میزان اولویت هر یك را با كدهای یك، دو و سه معین كرد.
- مدت زمان لازم برای رسیدن به هر یك از اهداف را باید معین نمود. بدون تعیین زمان لازم، حتی ساده ترین هدف ها دست نیافتنی می شوند.
- كارها و فعالیت هایی كه شما را به هدف هایتان می رساند در برنامه روزانه و هفتگی خود- در زمان معین- قرار دهید، توجه داشته باشید كه در برنامه ریزی علاوه بر كارها و فعالیت ها باید به خواسته ها و نیازهای شخصی و خانوادگی خود بنگرید و مدیریت زمان را با رعایت تعادل بین عبادت و تحصیل و كار و زندگی و تفریح و... به دست بگیرید.
- در برنامه ریزی به توانایی و استعداد و ذوق و علاقه و امكاناتی كه در اختیار دارید، به دقت توجه كنید.
تمام توانایی خود را در انجام وظایفی كه در برنامه مشخص كرده اید، متمركز كنید. از خویش بر خویش ناظری بگمارید تا بر اجرای وظایف نظارت كند. نظارت و مراقبت فرشتگان الهی، كرام الكاتبین را پیوسته به یاد بیاورید. خود را در محضر پروردگار متعال ببینید و عمر و زمان خویش را امانت او بدانید. در امانت داری بكوشید.
هر روز دقایقی را صرف نوشتن كارهایی كه انجام داده اید بنمایید. میزان مطابقت آنها را با برنامه، بسنجید. كارهای خود را بر مبنای اهداف، اولویت ها، ساعات كار مطلوب، و تعادل میان خواسته ها و نیازها ارزیابی كنید. تصمیم بگیرید كه فعالیت ها و كارهای خود را هرچه بیشتر به برنامه نزدیك كنید.
راه كارهای بهتر دستیابی به اهداف برنامه را برای خود مشخص كنید. نیت و انگیزه های خود را در انجام كارها ببینید و در خدایی كردن نیت ها و انگیزه ها بكوشید.
در صورت موفقیت نسبی خود را تشویق كنید و در صورت عدم موفقیت و انحراف از برنامه علل درونی و برونی را جست وجو نمایید برای تنبیه خود اقدام مناسبی را در نظر بگیرید.
به منظور دوری از این آفت باید به برنامه ریزی و اولویت بندی كارها پرداخت. در مدیریت زمان، تعیین هدف ها و اولویت های مربوط به كار از مهم ترین امور به شمار می رود، كه باتوجه به آن می توان از به دام افتادن در امور جزئی و غیرضروری نجات یافت.
فرد نامنظم علاوه بر اتلاف وقت خود باعث اتلاف زمان دیگران نیز می شود.
فرد تنبل چون اهل كار نیست حتی هدف های قابل دسترسی و آسان را نایافتنی می بیند و به همین دلیل اوقات خود را به بطالت می گذراند.
عوامل تنبلی عبارتند از عوامل گرایشی مانند عدم تمایل به قبول زحمت یا ناراحتی، ترس از شكست، عزت نفس كم، افسردگی، ملالت، خجالت، احساس تقصیر و... و عوامل تردیدی مانند: اطلاعات ناكافی، مشخص نبودن اولویت ها، تردید داشتن، مطمئن نبودن درباره مسئله و ناتوانی در درك اقدام به جا و به موقع، تفكر منفی، هدف های مبهم و... و عوامل محیطی مانند سردرگمی، نبود تشكیلات، سروصدا، فشار كاری بیش از حد و... و عوامل جسمانی مانند: خستگی، استرس، بیماری، ورزش نكردن، بی تحركی در طول روز، پشت میز نشستن و...

با خودتان صادق باشید
رودربایستی داشتن در حقیقت یك نوع دروغ گویی است. وقتی فردی نمی تواند و یا نمی خواهد كاری را انجام دهد و آن كار را بپذیرد، باعث اتلاف زمان، سرمایه ها و تضییع حقوق دیگران خواهد شد عوامل تعارف بی جا و رودربایستی عبارتند از تمایل به خشنود كردن دیگران، كسب توانایی از تقاضاهای دیگران و بی اطلاعی نسبت به شیوه های نپذیرفتن یعنی «نه» گفتن است.
پرحرفی باعث اتلاف وقت می شود و انسان در آخر می بیند از برنامه خود هم عقب مانده و چیزی به دست نیاورده است. پس بهتر است در جایی كه لازم باشد حرف بزنیم و بیهوده گویی نكنیم.
فرصت را از دست ندهید
نگرانی از كارهای مانده و دشواری انجام آنها به مرور زمان، منجر به بیماریهای عصبی و یا بی تفاوتی نسبت به امور می شود و به دنبال آن بی نظمی و عدم تعهد نسبت به مسئولیت ها رخ می دهد و از همه مهم تر فرصت ها از دست می رود. عوامل اهمال كاری عبارتند از: اعتقاد به اینكه من تحت فشار بهتر كار می كنم، ترس از شكست، فقدان علاقه به موضوع درسی یا فردی خاص، عادت به انجام امور ساده و پیش پا افتاده در ابتدا و سپس به تعویق انداختن امور دشوار.
ناآشنایی و بی اعتمادی به توانایی های خود منجر به عدم توانایی در تصمیم گیری و وسواس در عمل می شود جرات لازم برای اجرا از دست می رود. بیشتر زمان افرادی كه دارای تصویر منفی از خود هستند به سرزنش خود می گذرد و به علت روحیه منفی در كارها، بی انگیزه بوده و به اتلاف زمان در هر كار می پردازند. فرد باید خود را با میزان توانی كه دارد بپذیرد.
پذیرفتن و پرداختن به كارهای مختلف بیش از حد توان منجر به بیماری های جسمی و روحی می شود. بنابراین هر كس باید باتوجه به توان و ظرفیت خویش قبول مسئولیت نماید.
فرد بی انگیزه، كارایی كمتری خواهد داشت. انگیزه مستقیماً بر میزان وقت، حوصله، خلاقیت و پشتكار و... تاثیر می گذارد. افرادی كه فكر می كنند با كار ممتد و بدون استراحت كافی می توانند كار بیشتری انجام دهند در اشتباه هستند زیرا خستگی حالتی است كه سبب كم شدن كار بدنی و فكری می شود.
عوامل بی انگیزه بودن عبارتند از: بی میلی و بی علاقگی به كار و مطالعه و خستگی هنگام مطالعه، خستگی اعضای بدن و به دنبال آن خستگی فكری، تشویش، اضطراب، عجله و نگرانی، بی نظمی، بی برنامگی، پرخوری، كم خوابی، ضعف چشم، سطحی مطالعه كردن، تلقین های منفی.
كسی كه عادت دارد در هر مورد خود را كوچك بشمارد و در هر كاری با ضعف و بی قدرتی اظهار نظر كند ضعیف بار می آید. عوامل عدم توانایی در تصمیم گیری عبارتند از: روشن نبودن جوانب كار، دو دل بودن، وابستگی به دیگران، ترس از عاقبت كار و...
دیدتان به زندگی را عوض كنید
آنچه كه افراد نخبه و موفق هر جامعه را از افراد عادی جدا می كند مسلماً نوع نگرش آنان به زندگی و راههای رسیدن به اهداف خود می باشد. افراد موفق جامعه قدر ثانیه ها و لحظه های عمری را كه دارند سپری می كنند و می دانند كه بالاخره تمام می شود می دانند، پس برای چگونگی گذراندن آن برنامه ریزی می كنند.
برنامه ریزی یعنی آوردن آینده به زمان حال تا بتوانیم در زمان حال برای آینده خود كاری انجام دهیم. نكته ای كه باید به آن توجه داشت این كه زمان منتظر ما نمی ماند و به سرعت پیش می رود.
این ما هستیم كه باید خود را به او برسانیم، پس هرگونه درنگ چیزی جز ضرر نصیب ما نخواهد كرد. باید توجه داشت كه داشتن برنامه فقط به زندگی شخصی و شغلی افراد خاصی محدود نمی شود، همه افراد جامعه می توانند با برنامه ریزی مناسب در حیطه فعالیت های شخصی و شغلی خود موفق تر ظاهر شوند.
یك تاجر اگر با برنامه عمل كند مسلماً ورشكست نخواهد شد. یك مدیر برای موفقیت در كار خود باید حتماً با اصول برنامه ریزی آشنا باشد تا بتواند زمان را برای خود كنترل و مدیریت كرده و در زیر فشارهای كاری و مزاحمهای زمان سر بلند بیرون آمده و در كنار مجموعه خود به اهداف از پیش تعیین شده سازمان خود دست یابد و حتی فعالیت های مجموعه خود را گسترش دهد.
نقش عمده تربیت فرزندان را باتوجه به ارتباط بیشتر، مادر عهده دار است. آنان می توانند با برنامه ریزی مناسب حتی در منزل خود را از روزمرگی نجات دهند. داشتن برنامه به معلمان عزیز این فرصت را می دهد كه بتوانند كلاس درس را طبق اهداف كلی و جزیی درس یا فعالیت مورد نظر به پیش برده و فرصت كافی برای خلاقیت و نوآوری در شیوه تدریس خود داشته باشند.
بدون شك همه اینها برای رسیدن به موفقیت است كه برای افراد باید مشخص باشد در چه زمینه ای قصد دارند به موفقیت دست یابند.
توانایی هر فرد در تعیین اهداف برنامه ریزی و به كار بردن برنامه ها در جهت رسیدن به آن اهداف مسیر زندگی او را تعیین می كند. تفكر و برنامه ریزی موجب رها شدن نیروی ذهنی شما شده، خلاقیت شما را به تحرك واداشته و انرژی های ذهنی و جسمانی شما را فزونی می بخشد.
باید توجه داشت كه عمل بدون برنامه ریزی عامل همه شكست هاست. توانایی شما در برنامه ریزی خوب قبل از انجام عمل، معیاری برای قابلیت های كلی شما است. باید در نظر داشت كه وقتی كه صرف برنامه ریزی می شود هزینه نیست بلكه سرمایه است.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.08707s, 18q