پدر، دختر شیشه‌ای را كشت

۱۳۹۰/۱۰/۱۸ - ۱۶:۰۹ - کد خبر: 40066
سلامت نیوز: پدری كه دخترش را به دلیل مصرف شیشه به قتل رسانده است در دفاعیاتش گفت، خودش هم سال‌ها اعتیاد داشت و نمی‌توانست شاهد اعتیاد و از بین رفتن فرزندش باشد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق، این پدر پنج ماه قبل دختر 24 ساله‌اش را با كمربند خفه و بعد اعضای خانواده‌اش را با خبر كرد. در ابتدای جلسه محاكمه این متهم كه صبح دیروز برگزار شد سیدرضایی، نماینده دادستان تهران در توضیح كیفرخواست گفت: 24 مرداد به پلیس خبر دادند دختری جوان به نام لاله به دست پدرش كشته ‌شده‌ است. تحقیقات پلیس نشان داد قاتل لاله، پدرش است. نماینده دادستان تهران در ادامه گفت: با توجه به مدارك به دست آمده و از آنجا كه مادر مقتول به‌عنوان تنها ولی‌دم اعلام رضایت كرده‌است درخواست صدور حكم قانونی را دارم. در ادامه مادر مقتول در جایگاه حاضر شد. او كه در تمام مدت گریه می‌كرد، گفت: دخترم خیلی سركش بود، خیلی ما را اذیت می‌كرد البته من باور دارم شوهرم او را به عمد نكشت چون او را خیلی دوست داشت.

از وقتی دخترم معتاد شده‌بود همه اعضای خانواده عذاب می‌كشیدند. او با پسری رابطه داشت و با هم مواد می‌كشیدند. یكی از دختران فامیل اعتیاد داشت و شوهرم او را برای ترك برده بود. از وقتی حال آن دختر را دیده بود می‌گفت می‌ترسم لاله هم مثل او شود. این زن ادامه‌ داد: من رضایت دادم چون می‌دانم شوهرم از روی عمد این كار را نكرده است. از دادگاه هم درخواست دارم با توجه به اینكه من و دختر كوچكم تنها هستیم حكمی بدهد كه ما عذاب نكشیم. سپس خواهر بزرگ مقتول صحبت كرد.

او گفت: لاله مدتی قبل از مرگش از خانه من دزدی كرده بود، او انگشتر شوهرم را دزدیده بود. هرچه گفتیم آن را پس بده زیر بار نرفت و گفت دزدی كار او نیست، در حالی‌كه روبه‌روی خانه ما یك شركت است كه دوربین مدار بسته دارد و ما فیلم آن را دیدیم و شوهرم آن را به دادگاه هم ارایه داد البته شوهرم مدتی صبر كرد تا لاله انگشتر را پس دهد وقتی دید او حاضر نیست دزدی را قبول كند، شكایت كرد.
در ادامه متهم در جایگاه حاضر شد. او گفت: من اتهام قتل را قبول دارم. لاله دخترم به دست من كشته شد اما قصدی در قتلش نداشتم. او در توضیح آنچه اتفاق افتاده‌بود گفت: مدتی بود می‌دانستم دخترم معتاد شده است. خودش كار می‌كرد و پول توجیبی‌ هم می‌گرفت و همه آن را خرج مواد خودش و یك پسر می‌كرد. چندبار به او گفتم دست از این كار بردار اما زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت اعتیاد ندارد. كار به جایی رسیده‌بود كه از خانه خواهرش هم دزدی می‌كرد و آبروی ما را همه جا برده بود. او انگشتر دامادم را دزدیده و آن را به پسر مورد علاقه‌اش داده بود تا بفروشد و با هم مواد بكشند. بارها به لاله گفتم بیا برویم انگشتر را پس بگیریم و از آن پسر شكایت كنیم اما جواب می‌داد آدرس آن پسر را ندارد. هرچه می‌گفتم او تو را گول زده و این زندگی عاقبت ندارد، قبول نمی‌كرد. متهم ادامه داد: «لاله همه را كلافه كرده‌ و آبرویمان را همه جا برده‌بود.
تا اینكه روز حادثه كنترلم را از دست دادم و دیگر نتوانستم بر خودم مسلط شوم. آن روز داشت از خانه بیرون می‌رفت من در حمام بودم و می‌خواستم دوش بگیرم، دیدم دارد لباس می‌پوشد. پرسیدم كجا می‌روی گفت با دوستانم قرار دارم، گفتم نباید بیرون بروی چون می‌دانم می‌خواهی شیشه بكشی، جواب داد كه هركاری دوست داشته باشد، انجام می‌دهد. از حمام بیرون رفتم و او را در پاگرد گرفتم و به خانه بردم. گفتم اجازه نمی‌دهم بروی، خواست فرار كند. كمربند را برداشتم و دنبالش كردم با كمربند زدمش. گفت صد روز هم من را در این خانه نگه‌داری باز هم فرار می‌كنم و می‌روم.
 دیگر نتوانستم تحمل كنم، كمربند را دور گردنش انداختم و فشار دادم. گفتم لاله باز هم از خانه بیرون می‌روی؟ جواب نداد. كمربند را رها كردم چند بار صدایش كردم. جواب نداد. دیدم نفس نمی‌كشد. دخترم مرده بود. حال بدی داشتم. هیچ پدری نمی‌تواند دست به چنین كاری بزند، من واقعا از خود بی‌خود شده بودم. متهم در ادامه گفت: وقتی دیدم دخترم مرده و كاری از دستم بر نمی‌آید به خواهرم و برادران همسرم تلفن زدم و موضوع را گفتم و بعد هم بازداشت شدم. در این هنگام قاضی همتیار- رییس شعبه 113 دادگاه كیفری استان تهران- به 10 فقره سابقه متهم كه همگی در رابطه با اعتیاد به هرویین بود، اشاره كرد و گفت: تو خودت اعتیاد داشتی چطور از دخترت می‌خواستی اعتیادش را ترك كند؟ متهم جواب داد: هشت سال است كه اعتیادم را ترك كرده‌ام. من راننده كامیون بودم و برای اینكه بتوانم شب‌ها رانندگی كنم، مواد مصرف می‌كردم، بیشتر هم تریاك استفاده می‌كردم.

بعد از سال‌ها اعتیاد بالاخره ترك كردم. چون خودم مواد مصرف كرده بودم می‌دانستم چقدر بدبختی دارد و نمی‌خواستم دخترم در این بدبختی گرفتار شود. او از دوران نوجوانی سركشی می‌كرد، ترك تحصیل كرد و گفت می‌خواهد كار كند و بعد به سمت موادمخدر رفت. در ادامه وكیل‌مدافع متهم در جایگاه حاضر شد و از دادگاه خواست به علت اینكه انگیزه مقتول شرافتمندانه است، او را از اتهام قتل عمد تبرئه كنند. سپس متهم برای بیان آخرین دفاعیاتش در جایگاه حاضر شد و گفت: دختری دارم كه دانشجوست و همسرم هم تنهاست برای اینكه آنها بی‌سرپرست نشوند، درخواست دارم در حكمم تخفیف بدهید. بنابر این گزارش بعد از پایان جلسه محاكمه هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.38444s, 18q