وقتی آرامش فدای آسایش می‌شود

۱۳۹۰/۱۰/۲۳ - ۱۰:۰۸ - کد خبر: 40457
سلامت نیوز: شاید به نظر برسد که صحبت کردن از راهکارهای ایجاد آرامش برای ما شهرنشینان پرمشغله بیهوده است. اما بسیاری از ما برای رسیدن به آرامش روز و شب تلاش می کنیم و هرچه جلوتر می رویم، کمتر آن را می یابیم. به راستی چگونه می توان این گوهر کم یاب را یافت؟ بدون شک در این مطلب نمی توان به این سوال پاسخ جامعی داد. باید ابعاد و نیازهای متفاوت وجودی انسان را بررسی کرد تا بتوان به پاسخی درخور رسید اما در این گزارش به ارائه راهکارهای ایجاد آرامش در خانواده از دیدگاه یکی از جامعه شناسان خانواده پرداخته ایم که خواندن آن مفید است.

محرک های سلب آرامش

وقتی از آرامش صحبت می کنیم ناچاریم از خشونت و پرخاشگری هم بگوییم. از نظر روان شناسی اجتماعی خشونت و پرخاشگری، می تواند علت سلب آرامش باشد. ازطرف دیگر خود یک معلول است. وقتی می گوییم فردی عصبی یا پرخاشگر است یا در نظام خانواده پرخاشگری وجود دارد، در واقع براین امر صحه می گذاریم که یک سری محرک های شناخته شده وجود دارد که به پرخاشگری و خشونت منجر می شود. رسیدن به آرامش در خانواده با حذف این محرک ها امکان پذیر است. دکتر علیرضا شریفی یزدی جامعه شناس خانواده و عضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت با بیان این مطلب به خراسان می گوید: راه رسیدن به آرامش این است که محرک های اصلی سلب آرامش توسط خانواده شناسایی و سپس حذف یا کنترل شود.تا زمانی که این محرک ها حذف نشود امکان ایجاد آرامش پایدار در خانواده وجود نخواهد داشت. مهم ترین محرک های سلب آرامش را می توان در ۲ محور خلاصه کرد. اولین آن محور اقتصادی است. خانواده ای که اقتصاد سالم در آن جریان داشته باشد، یکی از محرک های سلب آرامش را حذف کرده است.

اقتصاد سالم به زبان ساده یعنی به کارگیری امکانات محدود برای برآوردن نیازهای نامحدود. زمانی که دخل خانواده با خرج متناسب نباشد، طبیعی است که افراد خانواده در برآوردن نیازهای خود به مشکل برمی خورند و دچار تنش می شوند. محور بعدی به کارگیری مهارت های ارتباطی توسط اعضای خانواده است به نحوی که اعضا بتوانند در محیط خانواده مسائل خود را مطرح و از آن نتیجه گیری کنند. یادگیری این مهارت ها به افراد کمک می کند که بتوانند با تعامل و گفت وگو بار مشکلات را کم تر و در چارچوب خانواده آن را حل کنند. زمانی آرامش در خانواده برقرار می شود که اعضای خانواده مشکلات خود را مطرح کنند و از یکدیگر کمک بگیرند و این امر فقط با مهارت های ارتباطی مثل حل مسئله یا مهارت گفت و شنود امکان پذیر است.در خانواده هایی که این مهارت وجود ندارد اختلافات و مشکلات به سرعت تبدیل به معضل می شود و آرامش را از خانواده سلب می کند.

دکتر شریفی با اشاره به این که آرامش و تشنج ۲ وجه از زندگی است که مرتب بازتولید می شود، تاکید می کند: در ایران هنوز امن ترین پایگاه برای مردم، خانواده است و با این که در بسیاری از کشورها تلاش کرده اند با تاسیس مراکز مختلف برای اقشار آسیب پذیر، زمینه آرامش و امنیت آن ها را فراهم کنند اما هنوز هیچ بدیلی برای خانواده نیافته اند. در ایران نیز با وجود تغییرات گسترده در ساختار اجتماعی و خانواده و حتی زمانی که برخی به وجود بحران در خانواده ایرانی اشاره می کنند، هنوز خانواده ایرانی امن ترین و مطمئن ترین پایگاه است. به شرط این که آنچه تنش زا و تشنج زاست و باعث خشونت می شود و در هر خانواده ای وجود دارد در ابتدا شناسایی و سپس کنترل شود.شناخت این محرک ها کار بسیار مهم و گام اول است. پس از آن مهارت حل مسئله است که با مدیریت بزرگ تر خانواده به حذف محرک سلب آرامش می انجامد. خانواده ای که نمی تواند مشکلات را حل کند بهتر است از اهل فن کمک بگیرد تا محرک را از بین ببرد و آرامش را پایدار کند.

آرامش یا آسایش

این جامعه شناس خانواده با اشاره به این نکته که آرامش و آسایش یکی نیست، تصریح می کند: متاسفانه در بسیاری از خانواده ها آرامش فدای آسایش شده است یا آسایش را مساوی آرامش فرض می کنند. امکانات زندگی و رفاهی که با پول خریداری می شود آسایش به ارمغان می آورد و بدیهی است که هیچ کس از امکانات روی گردان نیست. اما نکته این جاست که برای به دست آوردن این امکانات و رسیدن به آسایش پس از آن، نباید آرامش را فدا کرد. در بسیاری از خانواده ها تهیه وسایل و امکانات رفاهی آرامش را از اعضا گرفته است. بزرگ ترها در مرحله اول آرامش را از خود سلب و تلاش می کنند با درآمد بیشتر، امکانات و وسایل رفاهی بیشتری تهیه کنند غافل از این که آرامش را از دست می دهند. این در واقع فقر مدیریتی یا به عبارتی نداشتن مدیریت است که بسیاری از والدین و بزرگ ترهای خانواده به آن دچار هستند.نکته این جاست که آسایش خوب است اما نه به قیمت از دست دادن آرامش. در واقع خانواده ها باید بدانند الزاما آسایش معادل آرامش نیست و بسیاری از آسیب هایی که به خانواده وارد می شود، به علت نبود آرامش است.

تغییرات اجتماعی و آرامش در خانواده


بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند که تحولات اجتماعی گسترده در ایران، جامعه ای متفاوت را شکل داده است که نمودهای آن را می توان در رفتارهای متناقض و متفاوت افراد یافت. دکتر شریفی یزدی می گوید: بر اساس نتایج مطالعات در جامعه ایران نسبت به گذشته خشونت بیشتری دیده می شود و در لایه های زیرین اجتماع نوعی احساس نفرت به وجود آمده است. معیارها و شاخص ها نشان می دهد که در مقایسه با گذشته خشونت در جامعه شدیدتر شده است. نبود تحمل و مدارا باعث شده است گاهی طیف های مختلف در اجتماع یکسره یکدیگر را رد کنند یا مورد نفرت قرار دهند. شاهد این مثال ادبیاتی است که در رسانه ها یا روزنامه ها از سوی یک طیف در برخورد با جریان مخالف به کار برده می شود و به گروه مخالف با شدیدترین الفاظ حمله می شود.

این جریان های اجتماعی به صحنه اجتماع محدود نمی شود و مانند خطی است که انتهای آن به تک تک خانواده های ایرانی می رسد. بنابراین نمی توان از نقش تحولات اجتماعی در سلب آرامش از خانواده چشم پوشی کرد. یک بار دیگر تاکید می کنیم که در جامعه پرفراز و نشیب کنونی ایران خانواده هنوز امن ترین پناهگاه است. به این ترتیب نباید به هر کسی اجازه داد که از دیوارهای بلند و امن خانواده گردن فرازی کند. مدیریت درون خانواده به عهده بزرگ ترهای خانواده است. تحمیل یک شیوه مدیریتی و اصرار بر ارائه چارچوب های مشخص برای تمام خانواده ها کاری عبث و بیهوده است. در این جا متولیان چاره ای جز پذیرش تکثرگرایی و تنوع ندارند و دخالت در برخی حوزه ها مثل تنظیم خانواده و تعیین مهریه فقط به تنش بیشتر در خانواده منجر می شود و زمینه سلب آسایش را ایجاد می کند. هرگونه تغییر، اصلاح و ترمیم خانواده با مداخله مستقیم نه فقط آرامش را سلب می کند بلکه آن چه را خانواده بر آن بنا شده است نیز سست می کند.

حسگرهای اجتماعی خاموش است


برای رصد کردن اتفاقاتی که در جامعه و خانواده ایرانی رخ می دهد، نیاز به حسگرهایی داریم که به موقع نسبت به آسیب ها و بحران ها هشدار دهد اما متاسفانه این حسگرها در جامعه ما خاموش است. وی برای فهم بهتر موضوع خودرویی را مثال می زند که صفحه مقابل راننده اطلاعات لازم را درباره خودرو در اختیار وی قرار می دهد. اطلاعاتی نظیر سرعت، دور موتور، ترمز دستی، حرارت موتور و ... به عبارت دیگر حسگرهایی در خودرو وجود دارد که وضعیت موتور را به اطلاع راننده می رساند تا به محض کوچک ترین خطایی، وی را مطلع کند. جامعه نیز نیاز به حسگرهایی دارد که به موقع به متولیان و سیاست گذاران اجتماعی هشدارهای لازم را بدهد. این حسگرها که همان روزنامه ها، مراکز پژوهشی، نهادهای مستقل، انجمن های صنفی، اندیشمندان و جامعه شناسان هستند در جامعه امروز ما ضعیف عمل می کنند و یا سکوت کرده اند و به عبارتی خاموش اند و تا زمانی که یک پدیده اجتماعی به بحران تبدیل نشود کسی به آن توجه نمی کند.

یکی از این حوزه ها خانواده است. امروز بر همه مسلم است که میزان آرامش در خانواده های ایرانی کاهش پیدا کرده اما حسگرها تا زمان بحران خاموش است و کسی به آن توجه نمی کند.یک مثال بارز دیگر قیمت دلار است که مسئله روز ماست. ۱۵ سال است که قیمت دلار ثابت بوده اما نقدینگی موجود در جامعه بیش از ۴۰۰ برابر افزایش پیدا کرده است . بسیار واضح بود که این روند یک روز به بحران می انجامد و حسگرهای قوی باید سال ها قبل آن را هشدار می داد و مانع از اتفاقاتی که امروز در حال رخ دادن است، می شد.

منبع: روزنامه خراسان
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.1624s, 18q