حسادت پسر 14 ساله، قتلی را رقم زد

۱۳۹۰/۱۱/۳۰ - ۱۷:۰۰ - کد خبر: 42954
سلامت نیوز: معصومه دختر 9 ساله ای که همراه خواهر پنج ساله اش به دست پدر معتاد خود به یکی از آشنایانشان سپرده می شود، شش ماه بعد، براثر ضرب و شتم های پسر 14 ساله خانواده روانه بیمارستان شده و علی رغم تلاش پزشکان جان خود را از دست می دهد .

صبح پنجم بهمن ماه سال جاری از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 خبری مبنی بر مرگ مشکوک یک دختر بچه در یکی از بیمارستان ها به یکی از کلانتری های شهر اصفهان اطلاع داده شد. برابر اعلام مسئولان بیمارستان دختر بچه فوت شده تنها 9 سال داشته که بر اثر برخورد جسم سخت در حالت بیهوشی به بیمارستان منتقل و علی رغم تلاش پزشکان فوت کرده است.

 تناقض در رفتار مادر

زنی به همراه پسر 14 ساله اش معصومه را به بیمارستان آورده بود، خود را مادر او معرفی کرده بود. عدم بی تابی و بی قراری زن در مرگ دختر بچه ماموران را دچار شک و تردید کرد و در بررسی های دقیق تر مشخص شد او مادر واقعی معصومه نیست. مهری، وقتی با مدارک مستند پلیس مواجه شد به ناچار لب به اعتراف باز کرد و گفت: مادر معصومه شش ماه پیش به جرم خرید و فروش مواد مخدر به زندان افتاد و پدرش هم که اعتیاد شدید به مواد دارد و نمی توانست از بچه ها نگهداری کند او را به همراه خواهر کوچکترش فاطمه به ما سپرد. من چون خودم یک پسر 14 ساله دارم اولش راضی به این کار نبودم اما شوهرم مرا قانع کرد و از هر دوی آنها مانند فرزندخودم مراقبت می کردم.

 شف قتل

با روشن شدن این موضوع ماموران به سراغ فاطمه خواهر پنج ساله معصومه رفتند تا از او درباره رفتار های خانواده ای که از آنها نگهداری می کردند سوال کنند. فاطمه که تازه از مرگ خواهرش مطلع شده بود پرده از راز قتل او برداشت و به ماموران گفت: از روزی که وارد این خانه شدیم مدام مورد آزار و اذیت مادر جدید و پسر 14 ساله اش احمد قرار گرفتیم. اگر خواهرم معصومه در کارهای خانه مثل پهن کردن سفره و نظافت کمک نمی کرد ، احمد او را به باد کتک می گرفت و مادرش هم چیزی نمی گفت و حتی او را تشویق به این کارها می کرد.

اعتراف به قتل

با اظهارات خواهر مقتول، ماموران تحقیقات دوباره خود را از احمد پسر 14 ساله خانواده آغاز کردند که این بار او در واحد مشاوره و مددکاری کلانتری در حالی که اشک از گونه هایش جاری می شد به قتل معصومه اعتراف کرد و عنوان داشت: از روزی که این دوخواهر وارد زندگی ما شدند من به آنها حسادت ورزیدم و سعی می کردم شرایطی را فراهم کنم تا زندگی در خانه ما به آنها خوش نگذرد و دلبسته به ما نشوند. به همین خاطر از هر فرصتی استفاده می کردم و به هر بهانه ای آنها را به باد کتک می گرفتم و البته مادرم هم چیزی به من نمی گفت و کاری با من نداشت و حتی برخی مواقع مرا مورد تشویق هم قرار می داد، تا اینکه صبح روز حادثه وقتی معصومه به مادرم در نظافت خانه کمک نکرد او را کتک زدم و مادرم که آماده می شد برای خرید به بیرون برود به من گفت: "آنقدر بزنش تا ادب بشه!" من هم کم نگذاشتم و با چوب و شلنگ به جانش افتادم اما یک وقت دیدم معصومه روی زمین افتاد و دیگر تکان نمی خورد، دست و پایم را گم کردم، هرچقدر آب آوردم و به رویش پاشیم فایده ای نداشت، فاطمه، خواهر کوچکش که گوشه ای ایستاده بود با گریه فریاد می زد:" خوهرمو کشتیش لعنتی!" در همان لحظه مادرم وارد خانه شد و وقتی با صحنه رو برو شد شروع به گریه کرد و به من گفت: "تو چه کار کردی احمق مگه من گفتم او نو بکشیش!" مادرم سریع به اورژانس زنگ زد و بدن بی جان معصومه را به بیمارستان آوردیم اما دیگر دیر شده بود.

با اعتراف احمد، او و مادرش به همراه پرونده جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی داده شده و با قرار صادره روانه زندان شدند.

منبع: خبرآنلاین
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.15961s, 19q