سازمان نظام روانشناسی نباید به هر کسی مجوز مشاوره بدهد

۱۳۹۰/۱۲/۰۳ - ۱۰:۵۳ - کد خبر: 43097
سلامت نیوز : یک روانشناس بالینی و مشاور گفت: سازمان نظام روانشناسی نباید به هر فردی اجازه تأسیس مرکز مشاوره بدهد و باید افراد توانمند، کارآمد و متخصص وارد این عرصه شوند تا مردم اعتماد خود را به این خدمات از دست ندهند.
 
فرشاد جابری در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: مشاوره، فرایندی مبتنی بر یک رابطه یاورانه حضوری و تخصصی است که طی آن مشاور کارآمد با استفاده از دانش و مهارت‌های ویژه خود، امکان رشد، حل مشکلات و تغییر مُراجع یا مُراجعان خود را فراهم می‌کند.

وی ادامه داد: شاید اگر این امکان وجود داشت که تاریخ خدمات مشاوره و بهداشت روانی در ایران را به قبل از شکل‌گیری سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران بازگردانیم، با این نکته مواجه می‌شدیم که آرزوی هر روانشناس بالینی و مشاور در ایران، راه‌اندازی این سازمان بود، آرزویی که خیلی زود با شکل‌گیری سازمان در ایران تغییر کرد.

وی با بیان اینکه سازمان ایجاد شد اما در کنار پیشرفت‌های قابل توجه و خدمات ویژه‌اش، روانشناسان بالینی، مشاوران و متخصصان کودکان استثنایی را با مسائل خاصی مواجه ساخت، ادامه داد: سازمان نظام روانشناسی و مشاوره به تقاضای هیچ روانشناسی اعم از عمومی و تربیتی دست رد نزد و برای همه شماره نظام و پروانه کار صادر کرد.

جابری افزود:‌ در این حالت بود که ناگهان در کنار روانشناسان بالینی، متخصصان کودکان استثنایی و مشاوران، تابلوهای روانشناسان دیگری که ارتباط چندانی با خدمات بهداشت روانی نداشتند، نظیر روانشناسان عمومی که در ایران تقریباً بیشترین تعداد را دارا هستند، مانند قارچ بالا رفت.

وی گفت: این موضوع وقتی حساس‌تر شد که حتی به برخی افرادی که از دانشگاه‌های بسیار ضعیف هم مدرک گرفته بودند، امکان خدمات داده شد و از آنان با دادن شماره نظام و پروانه کار حمایت نیز صورت گرفت؛ در حالی که تا قبل از شکل‌گیری سازمان، چنین فعالیت‌هایی برای این افراد به سادگی امکانپذیر نبود و آنها به دلیل نبود شرایط لازم از چنین فعالیت‌هایی به طور مستقل منع می‌شدند.

وی اضافه کرد:‌ همین سازمان در اقدام بعدی دوره‌های تربیت افرادی که فارغ‌التحصیل در رشته‌های غیر مرتبط بودند را نیز برگزار کرد و با این کار خود بُهت روانشناسان بالینی، مشاوران و متخصصان کودکان استثنایی را بیشتر و آنها را با این پرسش مواجه کرد که برنامه چیست و سازمان چه اهدافی را دنبال می‌کند.

این روانشناس بالینی با بیان اینکه در این شرایط دفتر تخصصی شغلی به نظرسنجی از تعدادی از روانشناسان بالینی و مشاوران پرداخت و این موضوع را دغدغه این دسته از روانشناسان تشخیص داد، گفت: تمام این مسائل در شرایطی اتفاق می‌افتاد که مراکز معتبر علمی در این حوزه قبلاً شرایط تخصصی افرادی که تمایل به فعالیت در زمینه‌های مشاوره و روانشناسی بالینی در ایران و خارج از کشور را داشتند، علاوه بر دارا بودن مدرک دانشگاهی در رشته‌های فوق، طی دروس متناسب و کارورزی تخصصی زیر نظر اساتید معتبر در نظر گرفته بودند.

وی بیان کرد: مطابق با این مراکز، برخی تخصص‌ها شامل روانشناسی بالینی، مشاوره و روانشناسی کودکان استثنایی، در این رابطه از اولویت بالاتری جهت ورود به این عرصه‌ها برخوردار بودند.

وی اضافه کرد: همچنین نوع دانشگاه و امکانات نیز دارای اهمیت بود، این در حالی است که در حال حاضر برخی دانشگاه‌ها برای ادامه حیات خود به دانشجوگیری در این رشته‌ها در سطحی گسترده و بدون امکانات و اساتید مناسب پرداخته‌اند.

این روانشناس بالینی گفت: به عنوان مثال یکی از دانشگاه‌ها در ایران، تنها با یک استاد مشاوره تمام وقت، یک دفتر مشاوره ضعیف و امکانات کتابخانه‌ای و کارورزی ضعیف به پذیرش دانشجو در چهار گرایش مشاوره خانواده، مدرسه، نوتوانی و شغلی در مقطع کارشناسی ارشد اقدام کرده و در هر گرایش حدود 75 نفر پذیرش کرده است.

مشاوره، فرایندی مبتنی بر یک رابطه یاورانه حضوری و تخصصی است

جابری عنوان کرد: این موضوع ضمن آنکه نظام آموزش عالی کشور را با چالش جدی همراه کرده، این پرسش را نیز مطرح می‌کند که آنها در حوزه خدمات مشاوره و بهداشت روانی کشور می‌خواهند چه اقدامی انجام دهند و مهمتر از همه، سازمان با این مدارک چه برخوردی خواهد داشت؟ این در حالی است که مراکز معتبر علمی در خارج از کشور و ایران وضع را در این حوزه روشن کرده‌اند.

وی با بیان اینکه در این رابطه یکی از مراکز علمی کشور، انجمن علمی مشاوره ایران است که بارها این شرایط را دنبال و حتی بیانیه‌ای صادر و در این باره وضع را روشن کرده است، ادامه داد: با توجه به برخی برداشت‌های غیرعلمی درباره "مشاور باصلاحیت و متخصص" و طبعاً بکارگیری اشخاص فاقد صلاحیت در این سِمت، انجمن مشاوره ایران بنا به اهداف و وظایف خود و به منظور پیشگیری از لطمه به حُسن کار مشاوران لایق و متمایز کردن آنها از غیر مشاوران و تصریح عرصه خدمات تخصصی و صحیح مشاوره‌ای به مردم ایران، "مشاور متخصص" را تعریف می‌کند.

این مشاور روانشناسی اضافه کرد: مشاوره، فرایندی مبتنی بر یک رابطه یاورانه حضوری و تخصصی است که طی آن مشاور کارآمد با استفاده از دانش و مهارت‌های ویژه خود امکان رشد، حل مشکلات و تغییر مُراجع یا مُراجعان خود را فراهم می‌کند.

وی اظهار داشت: با توجه به وسعت دانش مشاوره، مشاور متخصص به کسی اطلاق می‌شود که علاوه بر سلامت جسمی و روانی و صلاحیت اعتقادی و اخلاقی، دارای درجه دکتری یا کارشناسی ارشد مشاوره باشد.

وی افزود: این انجمن گذراندن دروس تخصصی و طی دوره‌های کارورزی را از دیگر شرایط مشاوره دانسته به هر کسی جایگاه مشاور نداده و با این برخوردهای غیرتخصصی مخالفت می‌کند.

جابری گفت: چنین جریانی در گفته‌ها، تألیفات و ترجمه‌های صاحبنظران مشاوره و روانشناسی بالینی ایران زیاد به چشم می‌خورد؛ عبدالله شفیع‌آبادی به عنوان یکی از صاحبنظران مشاوره در ایران که سهم عمده‌ای در ساختار مشاوره‌ای ایران دارد، در کتب تخصصی مربوط به مشاوره خود برای مشاور شدن و مشاوران، ویژگی‌های خاصی را مطرح کرده و از مشاوران باصلاحیت و متخصص، با احترام یاد می‌کند.

جابری ادامه داد: این صاحبنظر در زمینه مشاوره در ایران ضمن تأکید بر آگاه‌سازی عموم در رابطه با خدمات مشاوره و بهداشت روانی، به روشنگری در این حوزه پرداخته و روانشناسان و مشاوران کارآمد را از افراد نامتناسب در این حوزه جدا می‌کند؛ در هر صورت، جایگاه تخصص در این حوزه آن قدر روشن است که اصلاً جای بحثی ندارد اما پرسش این است که چرا چنین موضوعاتی در تشکیلات علمی و سازمانی ایران در حوزه روانشناسی و مشاوره هنوز با ابهام همراه است.

وی اضافه کرد: اگر قرار باشد کسانی که در این تشکیلات فعالیت می‌کنند، به وسیله یک روانشناس عمومی یا یک مشاور فارغ‌التحصیل از یک دانشگاه ضعیف مشاوره شوند یا یکی از اعضای خانواده خود را جهت مشاوره به یکی از این افراد بسپارند، چه احساسی خواهند داشت؟ ضمناً تکلیف مراجعان جهت انتخاب روانشناس و مشاور معتبر در بین این همه تابلو چگونه خواهد بود؟
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
نظرات
HEYDARI
سلام
بنظر من اینگونه نظریات فقط بمنظور محدود کردن دیگران وجلوگیری از زیاد شدن دست وایجاد مافیا از طرف کسانی است که خودشان یا بستگانشان از پل گذشته اند...وگر نه جامعه ما به دهها برابر این میزان روانشناس ومشاور اعم از هر نوع وشاخه آن چه مشاوره چه عمومع چه کودک چه بالینی نیاز بسیار مبرم دارد و محدود کرد چیزی جز ضربه به جامعه نیست مثل محدود کردن رشته تغذیه که میبینید بیماریهای تغذیه ایی بیداد میکند...انچه مهم است طبقه بندی درست است که باید رخ بدهد مثلا مشاوره محدوده مشاوره و روانشناس عمومی تشخیص ومشاوره بالاتر وروانشناس بالینی مشاوره تخصصی تر تشخیص افتراقی ودرمان را پیگیری کند از طرفی چرا کسی به این مطلب اشاره نمیکند که تعمیرات خودرو تا روح وروان مردم در حوزه اختیارات پزشک میباشد در حالی که در بسیاری زمینه ها اصلا اطلاعاتی ندارند..مثلا چرا روانشناس بالینی نباید اجازه داشته باشد آزمایش پارا کلینیکی بخواهد در حالی که مثلا ارتباط بالای بین افزایش بیلیروبین ونشت آن به خون وایجاد زدی و در ایجاد اختلال افسردگی وجود دارد وروانشناس بالینی با داشتن یک آزمایش به سادگی میتواند اختلال خودافسرده سازی فرد را از اینطریق تشخیص دهد..یا عدم اجازه تجویز 10 یا 12 داروی ضروری به روانشناس بالینی در صورتیکه در حد فارماکولوژی پزشکی وداروسازی داروشناسی وکاربرد دارو میخواند ...دیگر اینکه باید قاعدتا جذب روانشناسی بالینی از دیپلم تجربی باشد وخود دیپلم تجربی یکی از شرایط مرتبط بودن رشته باشد حال آنکه روانشناسی عمومی بیشتر جنبه تدریسی داشته ومیتواند از رشته علوم انسانی نیز باشد.....به هر حال هرگونه استثمار ومافیایی کردن خلاف پیشرفت وخلاف شرع وخلاف انسانیت وتجاوز به حقوق انسانها است.اما طبقه بندی کردن وبهینه سازی کردن وظایف کاری درست است...در ضمن ضیف وقوی بودن دانشگاهها در حیطه تشخیص وزارت علوم است بایدخودش رفع کند ..من خودم هم در معتبر ترین دانشگاه دولتی در تهران درس خواندم هم در دانشگاه شهر دور از تهران بهیچ وجه دانشگاه پر آوازه دولتی تهران من از نظر علمی قوی تر از دانشگاه دور از تهرانم نبود واینها همه مقلطه بر دفتر علم است وبس
سعید
با سلام .با نظرات شما موافقم اما در بسیاری از عرصه ها ما بارها شاهد بودیم یک روانشناس عمومی بهتر از روانشناس بالینی نتیجه بخش بوده و یا یک روانشناس تربیتی و مشاوره هر کدام در جایگاه خود نتیجه بخش بوده اند.به نظر بنده مهارت علمی با توجه به جایگاه کاری مورد توجه باید واقع شود .نه اینکه در تمامی موارد روانشناس بالینی رو نسبت به روانشناسان عمومی ،تربیتی،مشاوره و غیره ترجیح داد.
حسن
باسلام.کارشناسارشد روانشناس بالینی هستم و به کار درمانی خیلی علاقه مندم . با حرفهای شما تا حد زیادی موافقم اما نظرم این هست که برای امثال من که این درس را خوندیم به طور رسمی فرصتی برای تجربه درمانگری در مراکز رسمی بدهند چرا هر مرکزی مراجعه میکنیم از ماسابقه کار میخوان! من که جدید مدرکم را گرفتم و ازمن سابقه میخوان ازکجا این سابقه رابیارم؟! بهترنیستخود نظام روانشناسی امثال من را به شکل رسمی در مراکز خودش برای کارورزی معرفی کنه؟ از اینکه نظرم را به نظام ارائه بدید ممنون میشم
0.15147s, 21q