سالمندي و آسيب طناب نخاعي

۱۳۸۶/۰۳/۱۷ - ۰۰:۰۰ - کد خبر: 4328
سالمندي و آسيب طناب نخاعي
از سالهاي آغازين دهه 1970 ، درمان هاي اورژانس ، درمان هاي حاد و بازتواني ها، پيشرفت چشمگيري داشته ؛ به طوري که احتمال زنده ماندن افراد مبتلا به آسيب طناب نخاعي (SCI) طي سالهاي متعاقب تروما، افزايش يافته است. بعلاوه دستيابي به مداخله هاي طولاني مدت بهداشتي از قبيل تحت نظر بودن و نيز پيشگيري از آسيبهاي ثانويه در سالهاي پس از ابتلا به آسيب نخاعي ، ميزان زنده ماندن اين افراد افزايش يافته و اغلب دهه 60 و 70 زندگي را نيز پشت سر مي گذارند، اما همچنان براي سالمندان مشکلاتي به وجود آمده است.
سالخوردگي با تغييرات روان شناسي مرتبط با سن ، تغيير در وضعيت زندگي و ساختار خانوادگي و تضعيف بسياري از پايگاه هاي اجتماعي و منابع اقتصادي فرد نيز در ارتباط است. اضافه شدن مشکلات خاص ازجمله ابتلا به آسيب طناب نخاعي موجب مي شود دوره سالمندي با سختي هاي بيشتري روبه رو شود.
در تعريف سازمان بهداشت جهاني ، از ناتواني به عنوان اختلال يعني وضعيت غيرطبيعي ساختار يا عملکرد ياد مي شود. براي مثال تخريب نخاع در سطح C5يک نوع ناتواني است. نظير ناتواني در راه رفتن ، لباس پوشيدن و داشتن زندگي مستقل. در اين ميان ، محدوديت هايي نيز به وجود مي آيد. به اين معنا که به دليل اختلال و ناتواني. برخي موانع اجتماعي نيز به وجود مي آيند مانند ناتواني در کار کردن ، پرورش بچه ها و تماس با اجتماع. بنابراين پس از ناتواني اوليه ، عوارض و ناتواني هاي ثانوي در ابعاد مختلف ، به وجود خواهد آمد که بعضي از اين عوارض ، طبي هستند. برخي ديگر، فيزيکي و تعدادي روان شناختي هستند. همه اين موارد با سالخوردگي تاثير متقابل دارند و به اين ترتيب مي توان دريافت که چگونه 2 مفهوم سالخوردگي و ناتواني با مجموعه اي از مصاديق خود مختلط شده اند. بنابراين جدا کردن سالخوردگي طبيعي از عوارض طبي آن و ناتواني اوليه از عوارض ثانويه آن بسيار مشکل خواهد بود.
سالخوردگي از تبعات منفي خود هيچ گاه جدا نيست. بدون شک ، در دوران پيري است که انسان پي مي برد براي ادامه زندگي همواره به توانايي هايي نياز داشته است.
پيري اجتناب ناپذير است و تقريبا همه انسان ها کمي زودتر يا ديرتر آن را تجربه مي کنند.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.60148s, 19q