چرا همسرکشی زیاد شده است؟

۱۳۹۱/۰۱/۱۵ - ۰۹:۵۵ - کد خبر: 44901
چرا همسرکشی زیاد شده است؟
سلامت نیوز: «وقتی خانمی کلکسیونی از چاقوهای آشپزخانه‌ای تهیه و در گوشه‌ای از آشپزخانه نگهداری می‌کند، می‌تواند یک دعوای ساده خانوادگی را تبدیل به نزاعی خونین کند.»

هنوز هم نمی‌توانیم باور کنیم که رئیس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ در جمع خبرنگاران حوادث نیست. مردی از جنسِ باران که همانند باران وجودش پربرکت بود و رابطه‌اش با خبرنگاران متفاوت از سایر مسئولان انتظامی کشور بود.
وقتی در اواسط اسفند سال گذشته با سرهنگ محمد نظری تماس گرفتم، هیچ نمی‌دانستم آخرین گفتگو و مصاحبه تلفنی را با او انجام می‌دهم. موضوع گزارش همسرکشی بود و ایشان همچون گذشته با متانت و صبوری پای گفت‌وگو نشست و گزارشی که می‌خوانید آخرین گفت‌وگوی قانون با سرهنگ محمد نظری است. روحش شاد و یادش گرامی باد.
 
چرا همسرکشی؟
خانواده مهم‌ترین نهاد اجتماعی برای تربیت، آموزش و حمایت از اعضای خود است. خشونت در خانواده روابط سالم خانوادگی را که لازمه بقاء و تحکیم خانواده است، از بین می‌برد. با وقوع همسرکشی شیرازه و کانون متلاشی می‌شود. با نابودی یکی از همسران (زن یا شوهر) دیگری نیز حتما، اگر از لحاظ جسم نابود نشود، روحش نابود و در عذاب و زحمت دائم خواهد بود و مهم‌تر از آن در صورت وجود فرزند یا فرزندان، صدمات جبران‌ناپذیری بر قلب و روح فرزندان خانواده وارد می‌کند وآنان را برای تمام عمر سرشکسته و از مسیر زندگی طبیعی و عادی دور می‌سازد. هزینه وقوع این فاجعه از نظر اقتصادی و از نظر نیروی انسانی و به‌ویژه از نظر روانی یعنی نابودی خانواده بیش از حد برای جامعه گران خواهد بود.

پدیده خشونت بین همسران و خشونت خانگی طیف وسیعی از نظریات مختلف چون نظریه‌های تفاوت فردی، آسیب‌شناسی روانی، نظریه‌های زیست‌شناسانه، روان‌شناسانه و تنش را پدید آورده است. از جمله نظریه‌هایی که ریشه خشونت را تنها در یک علت جستجو می‌کند تا نظریه‌هایی که این مسأله را در بافت اجتماعی– ساختاری مدنظر قرار داده‌اند. عوامل موثر بر همسرکشی بسیارند، اما مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: جهل و بی‌سوادی، ابتلاء به سوء‌ظن و هذیان، وجود قوانین محدود کننده طلاق برای زنان، ساختار نابرابر جنسی، اعتیاد به مواد مخدر و الکل.

افزایش همسرکشی در دهه گذشته مؤسسه تحقیقات علوم ‌جزایی و جرم‌شناسی دانشگاه تهران را بر آن داشت که همسرکشی را در 15 استان کشور بصورت علمی مورد بررسی قرار دهد. در این تحقیق که با کمک گروهی از محققان این موسسه انجام شده، از روش‌های اسنادی و پیمایشی استفاده شده و جامعه موردبررسی متشکل از کلیه زندانیان (زن و مرد) متهم یا محکوم به جرم همسرکشی است که حاضر به همکاری با محققان شده‌اند. اگرچه فرهنگ جامعه و محیط اجتماعی از مهم‌ترین عوامل خشونت‌های خانوادگی است، اما عوامل گوناگون از ناهماهنگی‌های فکری، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، عدم تجانس فرهنگی، عدم توجه به خواسته‌های منطقی هر یک از زن و شوهر، عدم آموزش زناشویی و عدم هم‌فکری و در نتیجه عدم توانایی در بیان افکار و احساسات و یا مذموم شمردن آنها، فقر، اعتیاد به مواد مخدر یا الکل، اختلال شخصیت یکی از همسران، نابسامانی‌های زندگی جنسی، اجبار دختر به ازدواج و عدم علاقه دختر به مردی که همسر او می‌شود، فاصله سنی زیاد زن و شوهر و .... می‌تواند زمینه تعارض اختلالات و ناسازگاری میان زن و مرد را فراهم آورده و به علت عدم آگاهی و آموزش صحیح زندگی منجر به رفتار خشونت‌آمیز و نابودی کانون خانواده می‌شود.
 

آستانه‌ای که پایین آمده است

رئیس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ درباره جرم خشنی همچون همسرکشی گفت: «وقوع همسرکشی به آستانه تحمل افراد باز می‌گردد که متأسفانه در سال‌های اخیر با ورود بیشتر تکنولوژی به زندگی مردم و برخی عوامل دیگر آستانه تحمل افراد نیز کمتر شده است.»

زنده‌یاد سرهنگ محمد نظری در بازبینی پرونده‌های همسرکشی نکاتی که باعث وقوع این جرم می‌شود را این‌گونه برشمردند: «مسائل اجتماعی، اقتصادی و روانی آستانه تحمل افراد را پایین آورده است، در گذشته افراد جامعه صبورتر بوده و آستانه تحمل آن‌ها نیز بالاتر بود. با این که تحصیلات بالایی نداشتند، اما در مقابل شرایط سخت واکنش‌های بهتری نشان می‌دادند.»

سرهنگ نظری اما معتقد است امروزه این موضوع که مردم عجول‌تر شده‌اند و می‌خواهند از هر طریقی که شده زودتر به خواسته خود برسند پررنگ شده و این عجول بودن در رفتارها و نزاع‌های زوجین بیشتر به چشم می‌خورد. «در دهه‌های قبل اگر زوجین با هم درگیری لفظی یا حتی فیزیکی داشتند کار به مراجع انتظامی، قضایی و یا در نهایت دادگاه خانواده ختم می‌شد، اما این اواخر درگیری‌های زوجین به قتل ختم می‌ شود و با مشاهده پرونده‌های همسرکشی متوجه می‌شویم این جنایت نه‌تنها در سطوح پایین‌تر جامعه که اغلب در بین اقشار تحصیل‌کرده مشاهده می‌شود.»
رییس پیشین مرکز اطلاع‌رانی ناجا فقر فرهنگی را یکی از عوامل وقع این پدیده می‌داند: «در این نوع جرم فقر فرهنگی از فقر اقتصادی پیشی می‌گیرد که خیانت از سوی یکی از زوجین پیامد همین فقر فرهنگی است.»

سلاح سردِ دردسترس!

طبق آمار به‌دست‌آمده بیشتر همسرکشی‌ها با سلاح سرد صورت می‌گیرد، یعنی نقش سلاح سرد در بروز این جنایت بیار پررنگ است. بسیاری از افراد از سلاح‌های سردی چون شمشیر، قمه و خنجر برای تزئین دیوار منزل خود استفاده می‌کنند و غافل از پیامد خطرناک این وسیله تزیینی به ظاهر زیبا هستند که می‌تواند در یک درگیری ساده وسیله قتاله شود. «وقتی خانمی کلکسیونی از چاقوهای آشپزخانه‌ای تهیه و در گوشه‌ای از آشپزخانه نگهداری می‌کند، می‌تواند یک دعوای ساده خانوادگی را تبدیل به نزاعی خونین کند.»

سرهنگ نظری می‌گوید «در گفتگویی که با قاتلان یا همسرکش‌ها داشته‌ایم، همگی می‌گویند از کارد آشپزخانه که در معرض دید بوده و یا قمه، خنجر و شمشیر که بخشی از تزئینات منزل بوده، استفاده کرده‌اند و دست به جنایت زده‌اند.» جنایتی که هیچ‌وقت قابل‌جبران نیست و از این‌رو مراجع انتظامی به زوجین هشدار می‌دهند که از سلاح سرد به عنوان تزئین در منزل استفاده نکنند چون به دنبال یک درگیری ساده و خشم آنی ممکن است، پیامدهای تلخی را همراه داشته باشد.
راه‌های پیشگیری از همسرکشی باید بر اساس برنامه‌های بلندمدت و اقدام‌های کوتاه‌مدت بررسی شود. راه‌های بلندمدت شامل اتخاذ سیاست‌هایی است در جهت کم‌کردن احتمال پیش آمدن مجموعه اعمال جنایی و از جمله همسرکشی می‌باشد. تجدیدنظر در قوانین و اتخاذ راه‌های قانونی و تصویب قوانین حمایتی از زنان وکودکان، بسیج عمومی جهت بالا بردن سطح آگاهی عمومی از نظر فرهنگی و بهداشتی و مسائل روانی خانواده یکی دیگر از راهکارهاست. در اقدام‌های کوتاه‌مدت توجه به شخصیت متهمان و محکومان جرم همسرکشی و جدا کردن آنان از سایر قاتلان و توجه ویژه به قربانیان این فاجعه یعنی فرزندان آنان و حمایت از آنان می‌تواند تا حدی زخم‌های این جرم را بر تن خانواده و جامعه التیام بخشد.

 منبع: پایگاه خبری قانون

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.16849s, 18q