ترس از آینده عامل رواج تك فرزندی

۱۳۹۱/۰۲/۰۴ - ۱۰:۲۷ - کد خبر: 46560
ترس از آینده عامل رواج تك فرزندی
سلامت نیوز: با فریاد و بالا و پایین پریدن می‌خواهد توجه همه را به خود جلب كند. همه را كلافه كرده و خودش هم خسته و كلافه است و البته گرفته و ناامید. میهمانی است در جمع هر كسی مشغول گفت‌وگو و بازی با یكی از نزدیكان است اما او میان دنیای بزرگ‌تر‌ها تنهای تنها است. همان‌طور میان پاها می گردد و با گردنی كه آن قدر بالا گرفته به پشت خم شده، بزرگ‌ترها را نگاه می‌كند و زیر لب زمزمه می‌كند چرا كسی با من بازی نمی‌كند چرا كسی مرا دوست ندارد. او از همین حالا كه سال‌های نخست كودكی را پشت سر می‌گذارد یاد می‌گیرد كه در این دنیا تنهای تنها است.
 

نه خواهری دارد نه برادری. بازی كردن را تنها با بزرگ‌ترها آن هم فقط زمانی كه وقت و حوصله‌اش را داشته باشند، تجربه كرده است. بزرگ‌ترهایی كه به حكم بزرگ‌تر بودن رقابت‌هایشان نمادین است. می‌گذارند همیشه او برنده باشد. همیشه بازی را مطابق میل او انتخاب می‌كنند و ادامه می‌دهند و خلاصه او هیچ فرصتی ندارد برای این‌كه در جامعه واقعی بودن را یاد بگیرد و تمرین كند. او نتوانسته یا فرصت نكرده یاد بگیرد چگونه باید با همسن و سال‌هایش تعامل برقرار كند. رقابت كردن چگونه است.

 شكست خوردن یعنی چه و چه طور باید با آن روبه‌رو شد. چه طور باید مراقب خود بود و از حق خود دفاع كرد. گروه یعنی چه. چگونه باید كارها را گروهی انجام داد و عضوی از آن بود. مشاركت‌پذیری چیست و... این چیزهایی است كه نسل تك فرزندها به ندرت فرصت آموختنش را به شكل واقعی خواهد داشت. برخلاف كسانی كه حداقل خواهر یا برادری را در كنار خود دارند و مجبورند برای داشتن هر چیزی مانند محبت و توجه والدین، برنامه تلویزیونی كه دوست دارند، غذا یا فضای بازی مورد علاقه و... به رقابت و تعامل بپردازند.
 
اما چه خوشایند باشد چه نباشد به نظر می‌رسد نسل تك فرزندها قرار است آینده جامعه ما باشد، حالا دیگر كمتر خانواده‌ای است كه اگر قصد فرزندآوری داشته باشد به بیش‌تر از یك فرزند فكر كند. خانواده‌های جوان معتقدند با این شرایط اقتصادی و بی‌ثباتی بازار كار و سخت‌تر شدن هر روزه شرایط زندگی اگر بتوانند از پس خوب بزرگ كردن و برآورده كردن نیازهای یك فرزند هم بر بیایند، شاهكار كرده‌اند و دومی پیشكش. امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه معتقد است این روند در آینده نزدیك در ابعاد مختلف جامعه ایرانی را با مشكلات متعددی مواجه خواهد كرد. گفت‌وگوی زیر به بررسی این مشكلات می‌پردازد.


خیلی از خانواده‌ها می‌خواهند تك فرزند باشند و دومین و سومین فرزند را نداشته باشند این چه تاثیری در آینده جامعه دارد؟


مسئله‌ای كه طی سالیان اخیر به وجود آمده، ترس از آینده فرزندان و تغییر در طرز تفكر و نگرش دختران و زنان است كه منجر به گرایش به تك‌فرزندی شده است شرایطی كه اگر در همان گرایش تك فرزندی باقی بماند مضر و اگر تمایل به دو فرزندی بیش‌تر شود می‌تواند مفید و مطلوب باشد چرا كه ما را به حد مطلوب جمعیت می‌رساند. درباره افزایش جمعیت و فرزند آوری 4 نظریه وجود دارد. یك نظریه ثبات جمعیت است از افلاطون.

 این نظریه می‌گوید همان قدر كه افراد می‌میرند به همان اندازه نیز به دنیا بیایند. یعنی همان‌طور كه دو فرد یعنی پدر و مادر فوت می‌كنند دو فرزند باید جای آنها را بگیرند تا جمعیت ثابت بماند. نظریه دوم نظریه افزایش جمعیت است كه بیش‌تر مورد تایید ادیان است كه معتقدند نباید در كار خدا دخالت كرد. این نظریه می‌تواند مضر باشد چرا كه كشورها را انفجار جمعیت و معضلات بعد از آن مواجه می‌كند.

نظریه سوم نظریه كاهش جمعیت است و نظریه چهارم كه نظریه‌ای است كه ما امروزه طرفدار آن هستیم نظریه حد مطلوب و متناسب جمعیت است. یعنی جمعیتی خوب است در آن همه افراد جامعه از بهداشت، آموزش و پرورش، مسكن، كار و تامین و رفاه اجتماعی برخوردار باشند. حالا كه صحبت از یك بچه می‌كنیم یعنی ما داریم از تئوری چین كه با افزایش بی‌رویه جمعیت مواجه است پیروی می‌كنیم.

 چرا كه می‌خواهد به درستی جمعیتش را كم كند و معتقدم هند نیز باید ازاین  نظریه پیروی كند. ما هم با توجه به شرایطمان باید توجه داشته باشیم كه همان‌طور كه تك فرزندی برای جامعه‌ای با مشخصات ما مناسب نیست ولی باید حواسمان هم باشد كه بیش‌تر از دو بچه نیز با توجه به این‌كه ما جمعیت جوانی داریم در آینده ما را با مشكل مواجه خواهد كرد.


در حال حاضر نرخ رشد جمعیت در ایران چقد راست؟

آمارهای رسمی نرخ جمعیت ایران را بین 5/1 تا 2/1 درصد نشان می‌دهد. یعنی در حال حاضر خانواده ها به‌طور متوسط 3 تا 5/3 فرزند دارد. یعنی سالانه 2/1 درصد بر كل جمعیت ما افزوده می‌شود كه این منهای مهاجرانی است كه وارد كشور می‌شوند.

 چرا جامعه ایرانی به سمت تك فرزندی روی آورده است؟

همان قدر كه معتقدم بیش از دو فرزند داشتن با توجه به شرایط جمعیتی ما عوارض ناخوشایندی دارد معتقدم تك فرزندی نیز مشكلات و مضرات خودش را دارد. اما چرا این طور شده است؟ و چه شرایطی جامعه را به سمت تك فرزندی سوق می‌دهد؟ تئوری‌های زیادی در این زمینه وجود دارد. یكی از این تئوری‌ها معتقد است این پدیده ناشی از آگاهی زنان و دختران است. زنان به دلیل بالا رفتن سطح آموزش و پرورش از آگاهی بیش‌تری برخوردار شده‌اند

و در نتیجه آینده‌نگرتر شده‌اند. البته این اتفاق نیكویی است چرا كه من معتقدم، اكنون برخلاف این موضوع ثابت شده است. خوزه دوكاسترو، جامعه‌شناس امریكای جنوبی معلوم كرده است كه انسان‌ها هرچقدر گرسنه‌تر باشند بیش‌تر باروری خواهند داشت چرا كه گرسنگی منجر به تحریك غریزه جنسی می‌شود و این شرایط منجر به باروری بیش‌تر می‌شود در نتیجه باز هم جمعیت افزوده می‌شود و گرسنگی هم افزایش می‌یابد و باز هم زاد و ولد بیش‌تر می‌شود و این دور همچنان ادامه می‌یابد.

 در كشورهایی مانند هند و كشورهای آفریقایی این مورد تقریبا به اثبات رسیده است. اما خارج از تمام این تئوری‌ها جمعیت‌شناسی با یك چیز موافق است آن هم این كه تنها راه كنترل جمعیت آگاه كردن و آموزش دادن به زنان است.چرا كه كارشناسان معتقدند مهم‌ترین و موثرترین نقش را در كنترل جمعیت زنان دارند. یعنی اگر در جامعه‌ای می‌خواهیم باروری را كاهش دهیم با ید آموزش و پرورش زنان را بالا ببریم، كه این همان اتفاقی است كه در ایران رخ داده است.

 در نتیجه هر چقدر هم برخلاف این تبلیغ شود تاثیری ندارد.  نتیجه این‌كه در كشور ما هم مانند كشورهای اروپایی و توسعه‌یافته زنان به این نتیجه رسیده‌اند كه دیگر فرزندبان نیستند و باید فرصتی برای خود قائل بشوند تا از زندگی لذت ببرند. بنابراین دیگر علاقه‌مند به داشتن فرزندان متعدد نیستند  كه البته این هم مضرات خود را دارد.


فرایند تك فرزندی در ابعاد یك نسل چه عوارضی برای آینده جامعه به همراه خواهد داشت؟
در صورتی كه شرایط بر همین منوال پیش رود و خانواده‌ها تمایل به تك فرزندی را حفظ كنند در آینده در زمینه‌های مختلفی مانند اقتصاد تامین نیروی كار با مشكل مواجه خواهیم شد. از سوی دیگر تك فرزندها از نظر روحی و روانی نیز با مشكلاتی مانند خودخواهی مواجه می‌شوند و به اصطلاح عامیانه لوس و ننر بار می‌آیند.

 
در زمینه جامعه‌پذیری و مشاركت‌پذیری این افراد با چه مشكلای مواجه خواهند شد؟
اصولا بچه‌های تك فرزند به دلیل این‌كه خود محور و خودخواه بار می‌آیند و به تنهایی بیش‌تر خو كرده‌اند در فرآیند جامعه‌پذیری دچار مشكل می‌شوند و به تنهایی و انزوا بیش‌تر تمایل دارند و از آنجا كه نتوانسته‌اند با دیگران ارتباط مطلوب و مناسبی داشته باشند از جامعه هر روز دورتر می‌شوند و در زمینه جامعه‌پذیری با مشكل مواجه می‌شوند. این افراد به دلیل اینكه بیش‌تر تنها بزرگ شده‌اند نمی‌توانند قدرت انطباق و سازگاری خوبی داشته باشند.

 
منبع: روزنامه ملت ما
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.46597s, 19q