تغییرساختار و سن بزهكاری اجتماعی در ایران

۱۳۹۱/۰۲/۱۹ - ۱۳:۳۹ - کد خبر: 47996
سلامت نیوز: وقتی كنشگران سیاسی در مورد ساختار بزهكاری در ایران به داوری می‌پردازند، بزهكاران اجتماعی هم سیاسی می‌شوند و سعی می‌كنند بزهكاری‌شان ظهور سیاسی بیابد. فرض آنها بر این است وقتی كه مورد توجه قرار می‌گیریم بهتر است ظهور بیشتری یافته و خودنمایی بیشتری كنیم. به میزانی كه سیاستمداران و سیاست‌بازان غیرحرفه‌ای دست از داوری در عرصه بزهكاری و بزهكارشناس نكشند، بزهكاران هم سیاسی می‌شوند و عمل مضاعف انجام می‌دهند. به عبارت دیگر، بزهكاران هم بزهكاری می‌كنند.

بزهكاری آنها هم متكثر می‌شود و آشكار. با این توضیح است كه شاید بتوان در مورد بعضی از سوال‌ها و شبهاتی كه در مورد جریان رشد و فراگیری و توسعه بزهكاری در ایران جاری و ساری است، به داوری علمی پرداخت. به این لحاظ بهتر است اصل ماجرا یا صورت‌مساله معین شود تا شرایط و فضای فهم علل اجتماعی این حادثه مهیا شود. گفته می‌شود بزهكاری و جرایم در ایران دچار تغییر عمده و اساسی شده است. الگوی حاكم بر جریان بزهكاری و جرایم و آسیب‌های اجتماعی به لحاظ سن و جنس و نگاه و ابزار و نوع جرم و نتایج آن متفاوت از گذشته شده است. اگر در گذشته جرایم در جامعه ایرانی مخفی و ناخواسته بود در دوره جدید جرایم و آسیب‌های اجتماعی بیشتر آشكار و برنامه‌ریزی شده است. اگر در گذشته جرایم به واسطه افراد مجرم دارای سوابق نابهنجاری صورت می‌گرفت در دوره جدید جرایم به واسطه بیشتر كسانی انجام می‌شود كه در این زمینه آغاز‌گر هستند. البته دیگرانی هم هستند از همسایگان، اعضای فامیل و دوستان‌شان سابقه آسیب ندارند.

 اگر در گذشته گرسنه‌ها و در راه‌مانده‌ها امكان آسیب و نابسامانی داشتند در دوره جدید سیرها و در خانه حاضر‌ها و افراد جاری در خیابان و مدرسه و اداره اقدام به جرم می‌كنند. به عبارت دیگر می‌توان مدعی شد كه الگوی حاكم بر جرایم و آسیب‌های اجتماعی در ایران دچار تغییر عمده شده است. ساختار پنهان و فردی و ضدجامعه‌ای به ساختار جدید با مشخصاتی چون آشكار بودن، جمعی بودن، همراه و در جامعه بودن تبدیل شده است.
در این الگوی جدید ابزارها و وسایل مورد استفاده نیز دچار تغییر شده است. اگر در گذشته بیشتر از وسایل سرد یا دست‌وپا استفاده می‌شد در دوره جدید از هر نوع وسیله‌ای كه ممكن باشد و بتوان تهیه كرد استفاده می‌شود. در دوره جدید همراه با مشت و لگد و چاقو و آجر و سنگ از اسلحه و همراهی جمعی برای انجام خشونت و جرم استفاده می‌شود. افرادی كه در گذشته مورد تجاوز و ستم و خشونت قرار می‌گرفتند بیشتر امكان داشت كه زنده بمانند در حالی كه در شرایط جدید تلاش در کشتن و نابود كردن فرد مورد تهاجم دیده می‌شود. به این لحاظ پلیس در ایران كاشف جسد همراه با وسایل جرم است در حالی كه درگذشته مردم و همسایگان یا دوستان و اعضای فامیل فرد مورد ستم واقع‌شده را می‌یافتند و امكان مداوای او را داشتند. مجموع این مشخصات از جریان جرم و جنایت در ایران نشان از وارد شدن به دوره‌ای جدید در حوزه جرایم دارد كه می‌تواند چندین جهت را كه در ادامه به آنها اشاره می‌شود، نشان ‌دهد: 1. جرایم در ایران ضمن اینكه افزایش یافته است دچار دگردیسی اساسی شده است.

این دگردیسی نشان از حضور بیشتری از افراد بزهكار و مجرم در وقوع یك جرم ساده یا پیچیده است. 2. جرایم در ایران از امری حاشیه‌ای به امری مركزی و جاری در زندگی اجتماعی تبدیل شده است. بسیاری در بیشتر مواقع امكان بروز و وارد شدن به جرم و خلاف را دارند و به همین دلیل هم هست كه جرم به وقوع می‌پیوندد و مجرم همه جا هست. برای یافتن فرد مجرم خاص نیاز نیست به مكان خاصی رفت. اگر اطراف به دقت نگاه شود نشانه‌هایی از حضور این نوع افراد وجود دارد.
3. فقط خاطی‌ها و گروه‌های جرم‌خیز نیستند كه جرم و جنایت می‌كنند. خیلی‌ها این‌كاره هستند. این خیلی‌ها را می‌توان در گروه‌های سنی جوان‌تر بیشتر دید. چرا؟ چون این جمعیت امكان عمل بیشتری دارد. این گروه اجتماعی به دلایل متعدد فرصت و شرایط انجام جرم را دارد. این گروه سنی با وجود انرژی بسیار و سرمایه كم و تقاضا و انتظار خیلی زیاد شرایط ذهنی و عملی وارد شدن به گروه مجرمان و انجام جرایم را دارند.
فردی كه پرانرژی است و در نظام خانوادگی نیز فرصت آموختن ادب و تربیت را نیافته است، در معرض حوادث و وقایع بیشتری است تا كسانی كه اهل ادب هستند یا اینكه برای ادامه حیات دلیلی دیگر دارند. همیشه برای انجام ندادن كاری یا جرمی نیازمند به دلیلی و معنایی هستیم همان‌طور كه برای انجام دادن فعلی و رفتاری نیاز به الزامی و معنایی و دلیلی داریم. با این منطق است كه جوانی كه معنایی برای انجام ندادن یا انجام دادن فعلی نمی‌یابد در معرض حادثه خوب و بد قرار می‌گیرد. اگر فرصت كند و شرایط وجود داشته باشد درس می‌خواند اگر شرایط و فرصت كافی وجود نداشته باشد، درگیر جرم می‌شود. به این لحاظ است كه جوانان شهری ما به دلیل بی‌كاری و فقدان شرایط و فضای سرگرمی به فضاها و شرایطی وارد می‌شوند كه جرم‌خیز است. 4. یكی از اصلی‌ترین عوامل مهم در حضور جوانان در حوزه جرم و جنایت به فقدان فضا و شرایط مناسب تفریحی و سرگرمی برمی‌گردد. فضاهای سرگرمی به لحاظ مكانیكی و فیزیكی در قالب سینما، پارك، پاتوق و... و به لحاظ جمعیتی فردی و جمعی و خانوادگی و دوستان قابل توضیح است. كمی این فضاها و بی‌رغبتی به حضور در جمع دوستان و خانواده‌ها و گروه‌های دیگر اجتماعی زمینه جداافتادگی فردی از جامعه و مناسبات فرهنگی شده كه حاصل آن نزدیكی با شرایط جرم‌خیز است. قابل دسترس بودن فضاها و امكانات و شرایط فراغتی، فرد را از خود به‌در كرده و از او شخصیتی اجتماعی می‌سازد. این شخصیت اجتماعی است كه ضرورت آداب‌دانی و ادب و احترام به خود و دیگری را فراهم می‌كند كه حاصل آن ظهور شرایط مانع‌ساز در ورود به جریان حادثه و جرم و نابسامانی است. 5. جوانان ایرانی یعنی گروه‌های سنی جوان در ایران شرایط و استعداد جرم‌خیزی داشته و این می‌تواند نشان از بحران‌آفرینی این افراد به جای نشاط‌آفرینی آنها باشد. اگر شرایط زندگی برای این گروه اجتماعی و سنی در شهرها فراهم شود قدرت زندگی و الزام‌های آن فرصت در خود فرو رفتن و انزواطلبی و در نتیجه طلب دیگری غیرهمراه را فراهم نمی‌كرد كه حاصل آن به‌هم‌ریختگی فرهنگی و اجتماعی باشد كه در نهایت اشكال گوناگون جرایم ظهور یابند.
در نهایت اینكه چرا بیشترین افراد بزهكار و مجرم در ایران از گروه سنی جوانی هستند كه به ساختار جامعه ایرانی كه میانسال و پیرمدار است، برمی‌گردد. جوانان بیشترین جمعیت‌اند ولی با قدرت كمتر. اگر جوانان دارای امكانات زندگی بودند و آنها متن زندگی‌شان را فراهم می‌كردند جامعه‌ای بانشاط ظهور می‌كرد و میزان و نوع جرایم به گونه‌ای دیگر بود. برای تغییر الگوی جرایم در ایران باید ساختار جامعه ایرانی را به لحاظ كانونیت نیروی اجتماعی و نسلی تغییر داده و به جای حضور پیران در حوزه سیاست و فرهنگ و تصمیم‌سازی جوانان وارد شده و جهت زندگی را تعیین كنند. ضمن اینكه حضور آنها در سرعت بخشیدن به جریان توسعه اثرگذار بود و راهی در گذر از جامعه خشن و درهم‌شده به جامعه باز و بانشاط و كم‌خشونت و کم جرم فراهم می‌شد. به امید روزی كه یك‌بار هم شده جوانان را مركز زندگی اجتماعی قرار دهیم و به احترام جوانان از حضور میانسالان و پیران بهره ببریم به‌جای اینكه به دلیل حضور میانسالان و پیران در جامعه جوانان را قربانی كنیم. در این قربانی شدن است كه خود جوان ساده امكان قربانی شدنش را ساده و ممكن می‌كند.

منبع: روزنامه شرق
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.26162s, 19q