نشست چالشی حمایت از رودخانه ها در برابر سدهای بزرگ در دانشگاه شریف

۱۳۹۱/۰۳/۰۴ - ۰۹:۰۶ - کد خبر: 49239
سلامت نیوز : احمد ابریشمچی ـ عضو هیأت علمی دانشکده عمران دانشگاه صنعتی شریف ـ با تاکید بر ضرورت برگزاری همایش‌های دانشجویی درباره رودخانه و سد و موضوعات مشابه، گفت: برگزاری چنین جلساتی در سطح دانشگاه و در دیگر محافل علمی ضرورت دارد، زیرا اگر این جلسات بدرستی هدایت شوند نقش بسیار بالایی در ارتقا آگاهی عمومی از خود بر جای می‌گذارند.

دانشیار دانشکده‌‌ی عمران دانشگاه شریف در ادامه به جایگاه آب در زندگی مردم اشاره کرد و گفت: آب آسیب پذیرترین و حساس‌ترین مؤلفه در محیط زیست است و رودخانه‌‌ها شاهرگ حیات طبیعت هستند و ما باید تا جایی که ممکن است با بهره‌برداری صحیح از اتلاف این ثروت خدادادی جلوگیری کنیم؛ به صورتی که تعادل میان نیاز آبی طبیعت در مقابل نیاز آبی انسان رعایت شود.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا ؛ ابریشمچی در پایان با اشاره به برخی انتقادات فعالان محیط زیست به پدیده سدسازی افزود: تنها احداث سد بر روی رودخانه‌‌ها نیست که به محیط زیست لطمه وارد می‌كند، بلکه پدیده سدسازی یکی از این عوامل است. احداث یک سد اگر از روی برنامه ریزی و کار کارشناسی شده صورت پذیرد می‌تواند اثرات مثبت برای کشور خصوصاً در بخش کشاورزی به دنبال داشته باشد، اما اگر فاقد یک کار علمی و آکادمیک باشد اثرات زیانباری را می‌تواند به دنبال داشته باشد و در واقع نتایج آن به ضرورت تحول و بازنگری در امور مهندسی به ویژه در حوزه عمران بستگی دارد.

در ادامه، عباس محمدی ـ فعال محیط زیست و مدیر گروه دیده‌بان کوهستان به سخنرانی پرداخت.

وی در آغاز با گلایه از مسئولین وزارت نیرو اظهار كرد: عده‌ای دوست دارند مسئله آب و محیط زیست و احداث سد بر روی رودخانه‌ ها را یک بحث تخصصی جلوه دهند و مردم را از این مسائل دور کنند. اما واقعیت چیز دیگری است و سرنوشت آب چیزی نیست که فقط افراد خاصی بتوانند در مورد آن اظهار نظر کنند. بلکه یک کشاورز هم چون معیشت و زندگی‌اش به آب بستگی دارد، حق اظهارنظر دارد.

محمدی افزود: ما باید به محیط زیست به طور کلی و سد سازی به صورت خاص، به عنوان یک پدیده اجتماعی نگاه کنیم. من در اینجا از همه دلسوزان عرصه محیط زیست تقاضا می‌کنم که در مسائل محیط زیست تنها نشست و برخاست کافی نیست بلکه باید تلاش نمود و اگر لازم شد بحث را از طریق اقامه دعوی حقوقی در دادگاه پیگیری کنند.

وی در ادامه به سدهای احداث شده در خوزستان اشاره کرد و تاکید نمود: همانگونه که بر همگان روشن است بزرگترین و پر آب‌ترین رودخانه‌های کشور (کارون، کرخه و دز) در استان خوزستان جاری هستند و در طول این چند سال سدهای بسیاری با هدف تحول در بخش کشاورزی این استان بر روی این رودخانه‌ها ساخته شده است و هزینه‌های هنگفتی نیز در این راه به کار گرفته شد که با وجود این امر، متاسفانه هنوز در بخش کشاورزی استان خوزستان هیچ تغییری نسبت به سال‌های گذشته و دورتر رخ نداده است. امروزه سدسازی در کشورمان شکلی به خود گرفته است که حتی سرچشمه‌های رودخانه‌ها را زیر آب برده‌ایم. با این روندی که وزارت نیرو در پیش گرفته است آشکارا تیشه به ریشه کشاورزی و دامداری کشور می‌زند.

پس از آن، دکتر هدایت فهمی ـ معاون دفتر برنامه‌ریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو به ایراد سخن پرداخت. وی در جواب برخی از منتقدین وزارت نیرو درخصوص سدسازی تأکید کرد: باید به بسیاری از منتقدین سدسازی یادآوری شود که نباید احساسی صحبت کنیم. ما خوب می‌دانیم هر طرح عمرانی در این سطح، بطور یقین اثرات زیانباری نیز به دنبال دارد اما اثرات مثبت آن به وضوح بسیار بیشتر از مضرات آن است. دوستان باید بدانند که نباید چنان اظهارنظر کنند که گویی حقیقت مطلق نزد آنهاست. ما در وزارت نیرو، خوب می دانیم که باید نقد را بر خود وارد بدانیم و نقد را بپذیریم؛ البته به شرط آنکه منصفانه ایراد گردد.

دکتر هدایت فهمی در پاسخ به این سوال که چرا امروزه در کشورهای توسعه یافته سدسازی را مخرب می دانند و در کشور ما این روند تازه به اوج خود رسیده است، افزود:‌ تا سال 1970 غربی‌ها تمامی سدهای مورد نیاز خود را ساختند. آنگاه در سال 1972 کنفرانسی در این راستا برگزار کرده و پدیده سد¬سازی را مخرب دانستند چون دیگر ظرفیتی برای سد سازی نداشتند. امروزه در کشور چین بالای هزار سد ساخته شده است در حالی که ما تنها 316 سد احداث نموده‌ایم.

معاون دفتر برنامه‌ریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو در ادامه، احداث سد در کشور را ضروری دانسته و تاکید نمود: توزیع آب و بارش در کشور ما نامتوازن است و بیشترین حجم آب در بخش‌های غربی و جنوب غربی کشور متمرکز می‌باشد. علاوه بر این در کشور ما 70 درصد از ریزش‌های جوی و منابع آب هنگام فصول غیر زراعی صورت می‌پذیرد و تنها 30 درصد از ریزش‌های جوی مناسب با بعد زمانی و مکانی اتفاق می‌افتد. بنابراین وظیفه ما متعادل کردن این چرخه آب در کشور و جلوگیری از به هدر رفتن آن است. بنابراین ساخت سد برای کشور ما ضروری است.

در ادامه همایش، "نزهت رسول" از فعالان محیط زیست کشور ترکیه به ایراد سخنانی کوتاهی در مورد پدیده سد سازی در ترکیه پرداخت که عباس محمدی وظیفه ترجمه سخنان وی را برعهده گرفت.

"نزهت رسول" در سخنان کوتاه خود، تأکید کرد: امروزه پدیده سدسازی در ترکیه امری مخرب شناخته می‌شود و مخالفان بسیاری دارد چون تاثیرات بسیار بدی بر محیط زیست از خود بر جای گذاشته است؛ چنانکه می‌توان گفت گرد و غبارهایی که امروز ما در عراق و ایران مشاهده می‌کنیم، بنوعی نتیجه سدسازی بر روی رودخانه های دجله و فرات در ترکیه است.

پس از آن، محمد درویش ـ عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور به بیان دیدگاه‌های خود، که برای رعایت وقت جلسه بصورت مکتوب تنظیم شده بود، پرداخت.

وی با بررسی سدهای کوچک ساخته در کشور، کارایی این سدها را بسیار بیشتر از سدهای بزرگ برشمرد و گفت: از زمان ساخت نخستین سد مدرن ایران در گلپایگان، 55 سال می‌گذرد. روایت می‌کنند زمانی که محمدرضا شاه پهلوی برای افتتاح رسمی این سد به محل می‌رود، از مشاهده دریاچه کوچک سد که فقط گنجایش 28 میلیون متر مکعب آب را داشت، ناراحت شده و به اطرافیانش با خشم می‌گوید: چرا برای افتتاح یک حوضچه‌ی کوچک، می‌خواستید وقت ما را تلف کنید!؟ البته چند سال بعد مسئولین مربوطه در آن زمان کوشیدند تا ظرفیت نگهداری از آب این سد را به حدود دو برابر افزایش دهند، اما حقیقت این است که چنین حجم‌هایی هرگز نتوانست معیارهای "ترین‌شناسانه" مُطاع ملوکانه را راضی کند و درنتیجه، رضایت آخرین پادشاه ایران هرگز برای بازدید از این سد جلب نشد. با این وجود، سد گلپایگان هنوز دارد کار می‌کند؛ آن هم در شرایطی که خیلی از سدهای ساخته شده پس از سد گلپایگان، عملاً از مدار تولید خارج شدند یا با لکنت‌های جدی روبرو شده‌اند و یا اصلاً همچنان در رؤیای لمس آب بر بدنه‌ی سیمان‌اندودشان باقی مانده‌اند که از مشهورترین‌شان می‌توان به سد سیوند در استان فارس و سد جدید کُریت در استان یزد اشاره کرد.

درویش افزود: این شاید شاه کلید ورود به دورانی باشد که از آن با عنوان "سدسازی؛ نماد اقتدار" یاد می‌شود. در حقیقت، محمدرضا شاید حق داشت تا آنگونه برآشوبد، چرا که همتای آمریکایی‌اش، فرانکلین روزولت، 22 سال قبل از افتتاح سد گلپایگان بر روی بلندای رودخانه کلرادو حاضر شد تا در آیین رونمایی از سد 221 متری هوور، با افتخار جمله مشهور و تاریخی‌اش را بگوید: اینکه "آمدم، دیدم و شیفته شدم." و از آن پس بود که موج سدسازی در کشورهای شمال و جنوب به راه افتاد و کار به جایی رسید که ظرفیت حدود 50 هزار سد بزرگ ساخته شده در جهان، به 10 هزار کیلومتر مکعب، یعنی 5 برابر حجم آب همه‌ی رودخانه‌های موجود در همه‌ی قاره‌های جهان رسید. دستاوردی که نخستین و ملموس‌ترین عقوبتش در حوزه بوم‌شناختی، از دست رفتن نسل یک پنجم از آبزیان ساکن در رودخانه‌های کره زمین بود و در حوزه اجتماعی، مهاجرت و نابودی آبادبوم بیش از هشتاد میلیون انسان. اما چرا چنین عقوبتی باید گریبان رگ‌های زمین را بگیرد؟ ما کجای راه را اشتباه رفتیم؟ مگر کلام خداوند را آنها فراموش کرده بودند که می‌گفت نسلی می‌رود/ نسلی دیگر می‌آید/ اما زمین همواره می‌ماند/ رودها به سوی دریاها روان می‌شوند ...

این کارشناس خاطرنشان کرد: پروفسور کیدر آسمال (Kader Asmal)، یکی از اعضای برجسته‌ی «کمیسیون جهانی سدها» (متولد ۱۹۳۴ میلادی) و از نویسندگان کتاب «سدها و توسعه» در پیش‌گفتار کتابش با اشاره به همین سخن از کتاب مقدس مسیحیان - انجیل - این نگرانی را مطرح می‌کند که آیا ممکن است عملکردهای نابخردانه‌ی بشر در نگاه افراطی به نهضت سدسازی، سبب تردید در کلام خداوند را فراهم آورد؟! و آیا ممکن است زمانی فرا رسد که دیگر هیچ رودی به دریا نرسد؟! کیست که نداند پاسخ این پرسش البته و شوربختانه اینک مثبت است و کیست که نداند چرا مثبت شده است؟! کافی است نگاهی به فرجام تلخ رودخانه کلرادو در آمریکا، یا بسیاری از رودخانه‌های جاری در آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای لاتین بیندازیم و یا نظری به رودهای ایران انداخته و روزگار فاجعه بار قم‌رود در دشت مسیله، جاجرود در شمال شرق تهران، زاینده رود در اصفهان، سیوند در بختگان، اترک در اینچه برون، کارون در خوزستان و یا ماجرای غم‌انگیز سد طرق در خراسان و البته سرنوشت عبرت آموز تقریباً تمامی رودخانه‌های منتهی به دریاچه ارومیه را دوباره مرور کنیم.

وی سپس گفت: چرا اینگونه شد؟ به راستی ریشه این تفکر آزمندانه از کجا آمده است؟ آیا هیچ می‌دانید که در تاریخ جمله‌ای مشهور وجود دارد که صاحبش وینستون چرچیل است؟ این نخست وزیر مقتدر بریتانیایی در یکصد و چهار سال پیش، یعنی در سال 1908 میلادی با افتخار گفته بود «یک روز، هر قطره از آبی که در دره نیل می‌ریزد و جاری می‌شود، دوستانه و به تساوی میان مردم رودخانه تقسیم خواهد شد و خود نیل شکوه‌مندانه خواهد مرد و هرگز به دریا نخواهد رسید.» و این همان تخم لقی است که یکی از مؤثرترین و قدرتمندترین سیاستمداران یک قرن اخیر جهان آن را شکست و سبب بروز فاجعه‌ای بزرگ و غیر قابل جبران در جهان شد.

درویش ادامه داد: در مواجهه با این پیامد نامیمون و هراس‌آور، امروز بیش از 35 سال است که نخبگان و علاقه مندان به حوزه محیط زیست و منابع طبیعی با بررسی نشانزدهای فاجعه بار چنین تفکری، می‌کوشند تا اثرات آن را تا آنجا که امکان دارد، خنثی کرده یا به کمینه برسانند؛ نهضتی که در مارس 1977 میلادی و در جریان برگزاری کنفرانس جهانی آب در ماردل پلاتای آرژانتین کلید خورد و تا نامگذاری روزی به نام "روز جهانی مقابله با سدسازی" در 14 مارس هر سال تداوم یافت. با این وجود و به رغم چنین تلاش‌های ارزشمند و روشنگرانه‌ای در سطح بین المللی و ملی، هنوز هم می‌شنویم و می‌خوانیم که در برخی محافل داخلی ذی نفوذ، سدسازی را به صورت مطلق در شمار افتخارات ملی قلمداد کرده و می‌کوشند تا حیات و تداوم رودخانه‌ها هرگز به پایاب شان نرسد.

وی افزود: به عنوان مثال، در سال 1370 هجری شمسی و در جریان برگزاری همایشی در شهر تبریز که به موضوع شورشدن اراضی شرق دریاچه ارومیه پرداخته بود، یکی از اساتید به نام دانشگاه تبریز آشکارا از ریخته شدن آب شیرین رودخانه‌های منتهی به دریاچه ارومیه گله کرد و گفت: ما نباید بگذاریم آب شیرین این رودخانه‌ها با تلفیق با آب شور دریاچه به هدر رود! و البته که الحق و والانصاف موفق هم شدند! نشدند؟

این کارشناس در ادامه گفت: همه‌ی حرف اینجانب این است که ما آرمان خود را در توسعه درست انتخاب نکرده و برمبنای یک نقشه راه روشن مبتنی بر اصول آمایش سرزمین، چیدمان صنعتی، کشاورزی، سکونتگاهی و خدماتی خود را طراحی ننمودیم. وگرنه چه دلیلی داشت تا میلیاردها ریال از سرمایه ملی را برای ساخت و مطالعه حدود 500 سد بزرگ مصروف داریم و 90 درصد آن آب مهار شده را هم در اختیار بخشی قرار دهیم که به دلیل عدم سرمایه‌گذاری کافی، از نظر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دست‌هایش از پیش بالا بود و عنوان کرده بود که رانده‌مان آبیاری من از 35 درصد تجاوز نمی‌کند؟

درویش افزود: ما درد را درست نشناخته‌ایم و در نتیجه دارو برای درمان دردی مجازی تجویز می‌کنیم و نه واقعی! و شوربختانه باید اعتراف کنیم که به رغم احترامی که برای دانش و تعهد و ایران دوستی اغلب متخصصین زحمتکش بخش مدیریت آب کشور قایل هستیم، نهضت مدیریت سازه‌ای و نماد مشهورش؛ سد؛ فقط و فقط در هیبت همان داروی اشتباهی برای درمان دردی مجازی به کار رفت.

عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور تاکیدکرد: ما در شمار 10 کشور نخست جهان از منظر جاذبه‌های بوم‌گردی، فرهنگی و تاریخی هستیم؛ اما از منظر درآمدهای حاصل از این صنعت پرسود، در بین یکصد کشور جهان هم جای نمی‌گیریم؛ درد این است که هیچ نقطه‌ای در جهان را نمی‌توانید نام آورید که میزان دریافت انرژی خورشیدی‌اش بیشتر از ایران باشد، اما رشد استحصال انرژی خورشیدی در جهان، دست کم چهارهزار درصد بیشتر از ایران است! چرا؟ و درد این است که ما هنوز درگیر ویروسی به نام بزرگ‌ترین و بلندترین و طولانی‌ترین و ترین و ترین و ترین مانده‌ایم و یادمان رفت که سد باستانی و هفت صدساله کُریت به مراتب کارایی‌اش از همزاد مدرنش بیشتر است.

در ادامه این نشست دانشگاهی، مهندس علیرضا دائمی ـ مشاور معاون وزیر در امور مدیریت منابع آب و آبشناسی یونسکو، منتقدین وزارت نیرو در بحث سدسازی را دارای رویکرد "سدستیزی" عنوان کرد و اظهار كرد: بنده نه مدافع سدسازی هستم و نه "سد ستیز". من معتقدم اگر سدسازی درست و با برنامه‌ریزی مدون ساخته شود، بسیار خوب است و در این صورت سد ستیزی را غلط می دانم. سد سازی باعث می شود تا بتوان سیلاب‌های ویرانگر را کنترل نمود. اینکه عده ای مدعی شوند با سدسازی رودخانه ها را از بین می بریم، یک صحبت غیر علمی است. وقتی یک سیل در تایلند و یا خشکسالی در آفریقا جان بسیاری از افراد را می گیرد برای ما هشداری است که به منابع آب و ذخیره‌سازی آن توجه کنیم.

علیرضا دائمی در ادامه افزود: چرا وقتی بحث محیط زیست مطرح می شود فقط باید در مورد رودخانه‌ها صحبت کنیم و کسی به از بین رفتن جنگلها و درختان توجه نمی‌کند؟ ما در وزارت نیرو می‌پذیریم که سد نباید در هر نقطه‌ای احداث شود بلکه باید با برنامه و طرح ریزی درست ایجاد گردد و قبل از احداث سد باید ضرورت احداث آن سنجیده و سپس احداث شود. ما بر این ادعا نیستیم که تمام تصمیمات وزارت نیرو درست است. و انتظار داریم اگر قرار است نقدی صورت گیرد، آن نقد منصفانه بیان گردد.

در ادامه این نشست، مهندس حمیدرضا خدابخشی ـ‌ رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی مهندسان صنعت آب استان خوزستان به بررسی موضوع حفاظت از رودخانه ها از نگاه صنفی مهندسان صنعت آب پرداخت.

وی گفت: نگرشی که امروزه بر مدیریت منابع آب در کشور ما حاکم است، دارای اشکالات علمی اساسی است که یکی از آنها در مورد مسئله سدسازی می‌باشد. در چند سال گذشته همواره شاهد بودیم که به هنگام احداث یک سد هدف اصلی این کار را تحول در بخش کشاورزی کشور اعلام می‌کنند، در صورتی آمار دولتی در این فاصله زمانی و پیشبینی مصرف تا سال 1400 نشان می دهد که مقدار آب مصرفی در بخش کشاورزی تحول چندانی نداشته لذا سدسازی به توسعه کشاورزی کمک نکرده است.

خدابخشی در ادامه به وضعیت انتقال آب از سرشاخه های رودخانه کارون به استانهای فلات مرکزی اشاره کرد و گفت: متاسفانه امروز شاهد صرف هزینه های کلان در طرحهای انتقال آب از سرچشمه‌‌های رودخانه کارون به نواحی دیگر هستیم که اگر این سرمایه های مادی در راه دیگری نظیر "ارتقای راندمان کشاورزی با احداث گلخانه‌ها در مناطق سردسیر" هزینه شود، بسیار سودمندتر از طرح های انتقال آب کارون به فلات مرکزی کشور است.

مهندس خدابخشی افزود: انتقال آب از سرشاخه‌های کارون به فلات مرکزی در حالی صورت می‌گیرد که در خود استان خوزستان زمین‌های حاصلخیز بسیار پهناوری وجود دارد که به دلیل کمبود آب بدون استفاده مانده‌ اند. از طرف دیگر شاهد کشت محصولات کشورزی با مصرف آب بالا نظیر برنج در لنجان استان اصفهان یا مصرف بالای آب توسط کارخانه های فولاد در فلات مرکزی هستیم که به نظر می رسد توجیه علمی نداشته باشند.

خدابخشی افزود: امروزه دوستانمان در وزارت نیرو مدعی هستند که هدف از انتقال آب کارون جلوگیری از به هدر رفتن آن در خلیج فارس است اما آنها خوب می‌دانند این حرف صحیح نیست و آورد رودخانه کارون و سطح آب آنقدر پایین آمده است که در حال حاضر بر روی مصب رودخانه کارون در نزدیکی خلیج فارس سدهای سلولی در حال ساخت می‌باشد تا از ورود آب خلیج فارس به کارون جلوگیری کنند. و این امر بخوبی نشان می دهد که در اثر برداشت غیرعلمی آب از سرشاخه های کارون، آورد این رودخانه در خوزستان بقدری کم شده که امکان خودپالایی ندارد و حتی قادر به طی مسیر طبیعی خود تا خلیج فارس نمی‌باشد.

وی افزود: متاسفانه در ایران به استانداردهای جهانی یونسکو و قوانین ملی در تعریف طرح‌ها توجه نمی‌شود و یک طرح جامع آمایش سرزمین وجود ندارد. متأسفانه به قابلیت اقلیمی و اجتماعی مناطق در سدسازی توجه نمی شود و در چنین فضایی شاهد هستیم که در اثر ضعف مطالعات کارشناسی و جانمایی اشتباه سد توسط مشاور، سدی مثل سد گتوند علیا سلامت رودخانه کارون را به مخاطره جدی می اندازد.

خدابخشی گفت: انتظار مهندسان صنعت آب از مسئولان وزارت نیرو این است که شفاف صحبت کنند و مشکلاتی که برخی از سدها برای مناطق همجوارشان به وجود آورده‌اند را بپذیرند و وقت و انرژی خود را بر رفع این مشکلات متمرکز کنند.

در ادامه همایش، مهندس فاطمه ظفرنژاد ـ کارشناس برجسته و باسابقه صنعت آب کشور و مترجم کتاب رودهای خاموش، به سخنرانی پرداخت و گفت: در گذشته ایرانیان بهترین سدسازان دنیا بودند اما از حدود 600 سال پیش به این نتیجه رسیدند که تبخیر در ایران بسیار بالا است و سد سازی امر مخربی است و نباید به این کار ادامه داد و به سراغ روش های دیگر مدیریت منابع آب رفتند تا اینکه از حدود 55 سال پیش، سدسازی دوباره از سر گرفته شد بدون اینکه به این امر توجه شود.

مهندس ظفرنژاد که با 25 سال سابقه فعالیت کارشناسی در حوزه سدسازی از کارشناسان برجسته این حوزه و نیز منتقدان جدی رویکرد وزارت نیرو در سدسازی به شمار می رود، تاکید کرد: امروزه سدسازی برای کشور از بدترین طرحهای عمرانی است و بیخود نبوده که نیاکان ما آن را کنار نهاده‌اند. امروزه شرکت مهاب قدس که پروژه های سدسازی را در کشور هدایت می کند با یک برنامه ریزی خطی و بدون کار کارشناسی شده، دست به احداث سد می زند و مدعی تحول های اساسی در این راستا می باشند اما واقعیت این است که ما در سدسازی به توسعه نرسیده ایم و حرکتی که بر اساس یک برنامه ریزی منسجم نباشد و برخی از ملاحظات اجتماعی را در نظر نگیرد اطلاق واژه ی توسعه بر آن، برچسبی ناموزون می‌باشد.

آخرین سخنران همایش، محسن حیدری ـ پ‍ژوهشگر حقوق جزا و جرم شناسی بود که درباره "اثر سدسازی بر مردمان بومی و جوامع محلی" به ایراد سخن پرداخت.

وی گفت: از نگاه سازمان ملل، توسعه باید توأم با توانمندسازی مردمان بومی و جوامع محلی باشد وگرنه این توسعه "پایدار" نیست. در الگوی سدسازی بویژه سدهای بزرگ، که در نیم قرن اخیر در کشور ما دنبال می‌شود نه تنها توجهی به توانمندسازی مردمان بومی همسایه و همزیست با این سازه‌های بزرگ بتنی نشده است بلکه در موارد فراوان، مردم بومی را با دست خالی و روان زخم خورده راهی حاشیه نشینی در شهرها کرده ایم و به این ترتیب سدهای بزرگ به یک عامل جرم خیز بویژه در زاگرس میانی تبدیل شده اند.

حیدری افزود: برای کاهش اثرات منفی سدسازی، علاوه بر ضرورت استفاده از تحلیلهای جرم شناسی نیازمند بهره گیری از مطالعات انسان شناسی حقوقی هستیم. انسان شناسی حقوقی به ما کمک می کند که بویژه در مورد نقض حقوق جمعی (کلکتیو) و حقوق معنوی و فرهنگی مردم بومی تحلیل انسانی تر و واقعی تری داشته باشیم.

حیدری افزود: با اینکه سدهای بزرگ از 50 سال پیش تاکنون میراث فرهنگی و هویت مردم بومی را مورد خدشه قرار دادند ولی هرگز این موضوع در کانون توجه افکار عمومی و حتی دانشگاهیان قرار نگرفت تا اینکه در جریان سد سیوند خطراتی متوجه پاسارگاد و مقبره کورش و تنگه بلاغی شد. در این زمان شاهد واکنش های گسترده افکارعمومی و دانشگاهیان و رسانه ها و توجه آنها به اثرات منفی سدهای بزرگ بر میراث فرهنگی و معنوی بودیم. انسان شناسی حقوقی به ما کمک می کند که بفهمیم وقتی در جریان آبگیری در کارون 3 صدها شیرسنگی که مردمان ایل بختیاری بر روی قبر بزرگان خود می گذارند زیر آب رفت، چه خدشه ای به میراث فرهنگی و معنوی مردم بومی وارد شد.

حیدری افزود: پروژه های سدسازی بویژه سدهای بزرگ علاوه بر خدشه به حقوق فرهنگی جوامع محلی، موجب محرومیت آنان از بسیاری حقوق اقتصادی می شوند. قانون نحوه تملک اراضی روستائیان و عشایر در محدوده طرح های ملی از ضعف های شدید رنج می برد و نه تنها موجب توانمندسازی مردم بومی و جامع محلی نمی شود بلکه زندگی اقتصادی مردم بومی را با انواع مشکلات مواجه می کند. مثلاً در پروژه های بزرگ سدسازی در زاگرس مرکزی،‌ بسیاری از درآمدهای یک خانوار روستایی و عشایری نادیده گرفته می شود و هرگز ما به ازایی به وی پرداخت نمی شود؛ درآمد خانوار روستایی و عشایری از محل گردآوری و فروش محصول درختان کنار،‌ بلوط و غیره که بدون دخالت انسان در طبیعت وجود دارند، نادیده گرفته می شود و با این توجیه که درختان متعلق به تو نیستند، پولی به افراد بومی نمی پردازیم.

وی اظهار كرد: در حقوق گفته می شود که عدم النفع نوعی ضرر است و مشمول قواعد پرداخت خسارت می گردد. ولی خسارت عدم النفع به روستائیان و عشایر پرداخت نمی شود. همچنین درآمد خانوار روستایی و عشایری از محل گردآوری و فروش محصولات بوته های خودرو نظیر کرفس کوهی، کلخنگ، پونه و..، حق بهره برداری سنتی انسانها از مراتع و چراگاه ها بویژه در نظام دمداری عشایر کوچنده زاگرس میانی، حق بهره برداری سنتی از درختان میوه کاشته شده در پای کوه که نوعی از باغ های سنتی بدون پرچین ایرانی هستند، حق بهره برداری سنتی و محدود از رودخانه نظیر ماهی گیری، فرصت های بهره برداری تفریحی از رودخانه بمنظور محل پذیرایی از توریستها بعنوان منبع درآمد مردم بومی، سکونتگاه های عشایری، حیاطهای غیرمحصور خانه های روستایی، زمین های کشاورزی که متراژ واقعی آنها به دلایل مختلف تاریخی با متراژ قید شده در سند دولتی همخوانی ندارد و چند برابر بزرگتر از متراژ درج شده در سند دولتی هستند، و... نادیده گرفته می شود و عدم النفع خانوار روستایی و عشایری برآورد و تأمین نمی شود.

حیدری افزود: چند هفته پیش که برای بررسی وضعیت تملک اراضی روستائیان و عشایر سد گتوند به منطقه آبماهیک در مخزن سد رفته بودم، سرپرست یک خانوار روستایی اسنادی را به من نشان داد که کل خانه و زندگی و مزرعه وی را به مبلغ ده میلیون تومان از وی خریداری کرده بودند. این سرپرست خانوار به من گفت: دیگر کشاورزی و دامپروری ندارم و بدون هیچ شغلی باید بصورت حاشیه نشینی در شوشتر زندگی کنم؛ شهری که قیمت قبر 5 میلیون تومان است و با پولی که از شرکت آب و نیرو گرفته ام فقط می توانم دو قطعه قبر برای خودم و همسرم بخرم و حتی هزینه کفن و دفن مان را نیز نداریم.

وی گفت: متأسفانه پروژه های بزرگ سدسازی به ویژه در زاگرس مرکزی برخلاف مفهوم "توسعه پایدار" مدنظر سازمان ملل متحد، نه تنها توانمندسازی مردم بومی و جوامع محلی را دنبال نکرده بلکه موجب گسترش حاشیه نشینی، فقر، بیکاری، اعتیاد و فحشا در حاشیه شهرها شده است. بدون شک پاسخ به این پرسش که "ساخت سدهای بزرگ صحیح است یا خیر"، در صلاحیت مهندسان و متخصصان رشته های فنی است ولی دانش حقوق بویژه مطالعات جرم شناسی و نیز انسان شناسی حقوقی به ما می گوید که نباید فقط به بتن و فولاد بیاندیشیم بلکه بهتر است انسان را در کانون مطالعات خود قرار دهیم.

در پایان همایش، پنل گفتگو با حضور آقایان دکتر احمد ابریشمچی، مهندس علیرضا دائمی، دکتر هدایت فهمی، مهندس محمد درویش، عباس محمدی، خانم مهندس فاطمه ظفرنژاد، و محسن حیدری تشکیل شد و حاضران به پرسشهای دانشجویان درباره موضوعات مظرح شده در همایش پاسخ دادند.

از نکات قابل توجه جلسه پرسش و پاسخ، حضور‌ دکتر علی اصغر اعلم الهدی عضو هیأت علمی دانشکده مهندسی شیمی و رئیس مرکز تحقیقات آب و انرژی دانشگاه صنعتی شریف بود. دکتر اعلم الهدی بر پرهیز از یکسویه نگری در نقد سدسازی تأکید کرد و ضمن تشکر از آقایان فهمی و دامی و دیگر مدیران وزرات نیرو برای حضور در جمع دانشجویان، حضور آنان را نشانه سعه صدر و انتقادپذیری بالای مدیران وزرات نیرو دانست و خواستار ادامه نشست های اینچنینی به منظور افزایش دانش و تجربه دانشجویان نسبت به نسلهای قبلی و جلوگیری از تکرار خطاهای گذشته شد.


نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.95201s, 19q