خشت زندگی را صاف بگذارید

۱۳۹۱/۰۳/۰۶ - ۱۳:۴۷ - کد خبر: 49379
سلامت نیوز : ناشناختگی و رازآلودی ازدواج بسیاری از مجردها و نامزدها را از آنچه در پیش روست می‌ترساند. آنها می‌خواهند بدانند که زندگی زناشویی چگونه است؟ اما پاسخ این سوال رمزآلود و پیچیده نیست! هر تصور و تعریفی که از ازدواج داشته باشید بخش زیادی از زندگی زناشویی تان به همان شکل پیش خواهد رفت. اگر ازدواج را یک مسئولیت پردردسر خلاصی ناپذیر بدانید، طوری رفتار خواهید که این رابطه جز دردسر چیزی برایتان نداشته باشد و اگر آن را یک زندگی عاطفی خوب تعریف کنید که می‌خواهید در سایه آن بمانید مسیر زندگی تان چیز دیگری خواهد بود.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات ؛ وقتی می‌پرسید زندگی زناشویی چیست در واقع نگران این هستید که این زندگی مطابق با خواست‌هایتان نباشد. حتی وقتی آن را یک قیدوبند وپردردسر تعریف می‌کنید ازاین مسئله می‌ترسید که مشکلات آن بیشتر و فراترازآن باشد که لذتی ازآن ببرید. همه دغدغه شما این است که چطور می‌توانید فراتراز تفاوت‌ها و اختلافات در کنار یک نفر خوشبخت و خوشحال باشید.پس بیایید پرسش را تغییر بدهید و بپرسید؛چه تفاوت‌هاو اختلافاتی باعث می‌شود که زندگی زناشویی خوبی نداشته باشید وچطور جلوی تاثیر اختلافات بر روابط عاشقانه تان را بگیرید. دراین نوشتار نمی‌توان تمام پاسخ‌های این سوال را به طورکامل مطرح کرد، اما این نکات مربوط به داشتن ارتباط قوی‌تر و بهتر را به عنوان پیشنهاداتی عملی بخوانید:

***

تلاش و دوباره تلاش کنید. بسیاری از افرادی که مدت طولانی از ازدواجشان گذشته است و توانسته‌اند ارتباط مناسبی با همسرشان برقرار کنند معتقدند که ازدواج نیاز به توجه دارد. لحظه‌ای که شما دست از تلاش برای بهبود رابطه تان برمی دارید لحظه‌ای است که رابطه می‌میرد. این نکته درست نقطه مقابل چیزی است که در فیلم‌ها می‌بینید، در فیلم‌ها، بعد از مشکلات زیاد، ازدواج نقطه اوج است و بعد از آن همه چیز به خوبی پیش می‌رود و دیگر دو طرف نگران چیزی نیستند. اما باید بدانید که در تمام لحظه‌های زندگی باید برای بهبود رابطه تان تلاش کنید و لحظه‌ای نیست که بتوانید بگویید همه چیز خوب است و هیچ نگرانی وجود ندارد.

یک رابطه زناشویی سالم نیاز به از خود گذشتگی، توجه و مراقبت دارد. به رابطه تان مانند یک موجود زنده نگاه کنید که مانند هرموجود زنده دیگر نیاز به تغذیه و محافظت دارد، وقتی بیمار شد باید آن را درمان کنید و باید به آن فرصت و زمان بدهید تا رشد کند و به بلوغ برسد.

این‌ها کلمات بسیار زیبایی است اما در عمل چه کار باید کرد؟همیشه به رابطه تان فکر کنید و هیچگاه از آن مطمئن نباشید. این نکته به این معناست که باید در مقابل هر چیزی که می‌تواند به آن صدمه بزند گوش به زنگ باشید. این نکته تنها شامل موضوعات مشهود و واضح مانند وسوسه نمی‌شود بلکه موضوعات ریز و زیر پوستی مثل عدم تعادل در مسئولیت‌ها و وظایف، مقایسه با دیگر همسران، حسادت و... نیزمی شود. به عبارت دیگر شما باید رابطه را با فکرو توجه به نیازهای همدیگر، وقت گذاشتن برای هم و حتی بعضی مواقع تنها گذاشتن همدیگر تغذیه کنید. هر زمان که احساس کردید رابطه از مسیر اصلی‌اش منحرف شده است، باید کمی صبر کنید و به راه‌های بهبود آن فکرکنید وحتی گاهی باید کمی از خودگذشتگی نشان بدهید.

ناگفته‌ای باقی نگذارید: سعی نکنید شبیه فیلم‌ها زندگی کنید. یکی ازویژگی‌های داستان پردازی فیلم‌ها این است که شخصیت‌های داستان برخی از حقایق ساده که می‌توانند مانع به وجود آمدن بسیاری از سو تفاهم‌ها باشند را پنهان می‌کنند. اما آنها این کاررا صرفا برای ایجاد یک روند داستانی انجام می‌دهند و این شیوه‌ای نیست که بخواهید آن را درزندگی زناشویی تان پیاده کنید. اگر می‌خواهید زندگی در کنار همسرتان خوب پیش برود، همه چیزهایی که لازم است را با او درمیان بگذارید. شما و همسرتان باید دائما باهم گفت‌وگو کنید، مسائل، مشکلات و نیازهایتان را بازگو کنید. این یک اشتباه محض است که به جای گفت وشنود با همسرتان مسائل زندگی زناشویی تان را با دوست، همکار و اعضای خانواده تان مطرح کنید. نکته مهمی که در این باره وجود دارد این است که شما نباید در آغاز آشنایی و در روزها وماههای اول زندگی درزیر یک سقف ازهمسرتان توقع داشته باشید که فکر و نظرتان را بخواند.

ساده حرف بزنید: یکی از بدترین اشتباهاتی که می‌توانید در رابطه با همسرتان در حق خودتان و او بکنید این است که شریک زندگی تان را به بازی بگیرید. او را مدام امتحان کنید تا از زیر زبانش حرف بکشید و از لابه لای حرف‌هایش نکته‌های خاص را برای سواستفاده از آنها در موقعیت‌های دیگر بیرون بکشید و یا او را با ترفندهایی مجبور کنید تا آنچه می‌خواهید را بگوید. به جای همه این روش‌های مخرب می‌توانید به سادگی خواست‌ها و نیازهایتان را مطرح کنید. اگر می‌خواهید درباره موضوعی از همسرتان اطلاعات بگیرید یا نیاز به نظر و مشورت با او دارید به سادگی خواسته و هدفتان را بپرسید. بگویید «خونه مامانت چطور بود؟»«دوستت بهت چی گفت؟»«چقدر درآمد داری؟».

اصلا پیچیده نیست که درک کنید صراحت بیان برای رابطه زناشویی شما بهتر است اگرچه عملی کردنش کار ساده‌ای نیست. اینکه بتوانید با صراحت حرف بزنید یا آن را در لفافه بپیچید کاملا به عادت ونوع تربیتتان باز می‌گردد. شما می‌توانید این عادت مکالمه غیرمستقیم را از همان دوران آشنایی در همسرتان بشناسید. در آغاز آشنایی، شور عشق ممکن است آنچنان شما را فرابگیرد که اصلا متوجه این عادت غلط رفتاری در خود یا همسرتان نشوید. کافی است تپش‌های عاشقانه در طی روزهای زندگی، آرام بگیرند تا این ویژگی شما یا همسرتان به چشم بیاید و احساسات ناشی از ناامنی و عدم اعتماد سربرآورند. مشکل اساسی در این نوع بازی با کلمات، این است که کسی که صراحت بیان ندارد فکر می‌کند طرف مقابل متوجه نوع رفتارش نمی‌شود درحالیکه چه شما این کار را یک بار و یا صدبار انجام بدهید در هر صورت همسرتان می‌فهمد هدف شما این است که به این وسیله حرف از زیر زبانش بکشید، افکارش را وارسی کنید و منظورتان را تلویحا به او بفهمانید. یکی دیگر از جنبه‌های عدم صراحت در بیان این است که شما احساسات واقعی تان را نشان ندهید و مثلا درحالیکه به شدت عصبانی و پریشان هستید بخندید و آرامش ظاهریتان را حفظ کنید و یا حرف‌ها و احساسات واقعی تان را پنهان کنید و اگر از یکی از عادت‌های همسرتان خسته و عصبانی هستید به اسم گذشت یا نادیده گرفتن آن را بیان نکنید.

گاهی هم شما مجبور می‌شوید صراحت بیان را کنار بگذارید. اگر همسرتان ظرفیت و تحمل شنیدن حرف‌ها، نظرات و انتقادات شما را نداشته باشد در بسیاری از موارد شما پا پس می‌کشید و از بیان بسیاری از خوشایندها و بدآیندهایتان منصرف می‌شوید. وقتی همسرتان از انتقاد شما به اینکه چرا لباس‌هایش را ولو کرده است ناراحت می‌شود و سرتان داد می‌کشد ممکن است شما برای گریز از فریادهای بیشتر این مسئله ساده که به مرور، ذهن شما را هم درگیر کرده است را بیان نخواهید کرد و همواره آزار خواهید دید.

هرکدام از این موارد می‌تواند رابطه زناشویی شما را تهدید کند و اگر تنها یک نصیحت هوشمندانه وجود داشته باشد همین است که در هر حالتی از ابراز احساسات و بیان نیازها، خواست‌ها یتان کوتاه نیایید و آن را نه به اشاره و نه با کنایه بلکه با ساده‌ترین کلمات و جملات بیان کنید و هرگز بخاطر ترس یا تهدید و حتی ترحم و دلسوزی آنها را کتمان نکنید.

عاطفی باشید. بسیاری از ما احساسات و اندیشه‌هایمان را ابراز نمی‌کنیم. تجربه‌های تلخ در جوانی، روش زندگی پدر و مادر یا دوستانمان، ما را بر حذر می‌دارد از اینکه ابراز احساسات کنیم.

فراموش نکنید که شخصی که بااو زندگی می‌کنیدکسی است که او را دوست دارید و او هم به شما وابستگی عاطفی دارد. او کسی نیست که شما احساساتتان را از او پنهان کنید و مانند سنگ سخت درمقابلش بی انعطاف باشید. زمانی که نیازهای عاطفی تان را نشان می‌دهید و اجازه می‌دهید همسرتان نیز اینگونه رفتار کند از پس بسیاری از مشکلات آینده برخواهید آمد زیرا اگر مثلا اختلاف نظری با همسرتان پیداکردید او را در جبهه مخالف خودتان نخواهید دید و می‌توانید امیدوار باشید تااز راه همدلی آن را رفع کنید.

او را بپذیرید: تغییر آدمها بسیار سخت است و درواقع کار فرسوده کننده و بی نتیجه‌ای است. تا پیش از ازدواج شما فرصت داشتید شخصی را که مشابهت‌های روحی و فکری بیشتری با شما دارد را پیدا کنید. وقتی با کسی ازدواج کرده‌اید احتمالا او ویژگی‌های متفاوت و منحصربه فردی داشته است که شما او را برای یک عمر زندگی انتخاب کرده اید. اگر ذره‌ای فکر کرده‌اید که «مهم نیست الان اینجوریه بعدا خودم درستش می‌کنم» باید بدانید که اشتباه بزرگی مرتکب شده اید. همسر شما می‌تواند انسان انعطاف پذیری باشد و حتی برخی از جزییات مثل عادت خوردن یک غذای خاص را هم منطبق با خواسته شما کند و یا می‌تواند اصول فکری و عادت‌های خاص خودش را داشته باشد و به هیچ وجه از آنها دست نکشد. هیچ کدام از این دو حالت کاملا درست نیست. او نباید خودش را درشما ذوب کند زیرا ازدواج برده داری نیست و نباید آنقدر قاطع باشد که شما نتوانید بااو احساس همدلی و همراهی کنید در عین حال درست هم نیست که شما بخواهید همسرتان را شبیه خودتان بکنید. ممکن است دوست داشته باشید همسرتان نوع خاصی از لباس‌ها را بپوشد و یا طرزفکرش را در برخی از زمینه‌ها غلط بدانید و در واقع حق با شما باشد. در گام نخست این شما هستید که باید این ویژگی را دراو بپذیرید و پله‌پله سعی کنید او را به سمت یک تغییر درست هدایت کنید.

اگر شما معتقدید همسرتان باید تغییرات زیادی در طرز فکر یا رفتارش بدهد به جای اینکه او را مجبور کنید تا عوض شود یک لحظه باخودتان فکر کنید که آیا اصلا این آدم مناسب من بود و یا من یک چنین همسری می‌خواستم؟، «آیا من پرتوقع نیستم؟ آیا خودم ظرفیت چنین تغییراتی رادارم؟»

باهم باشید: لابد با خودتان می‌گویید که چه توصیه پیش پاافتاده‌ای است. اما شما حتما نمی‌دانید که زندگی زناشویی-می تواند چگونه دچار عادت و یک نواختی شود و بین شما و همسرتان فاصله بیفتد. البته این توصیه بسیار فراتر از وقت گذرانی یا خوش گذرانی‌های هرروزوشب است. زن و شوهرهای خوشبخت و سالمی هستند که ماههای طولانی بخاطر شرایط کار یا موقعیت اجتماعی از هم دورمی مانند اما هرگز احساس نمی‌کنند بین آنها فاصله عاطفی وجود دارد و بسیار زن وشوهرها هستند که هرشب درکنارهم، از فاصله‌ای که در رابطه شان وجوددارد آزار می‌بینند.

این توصیه که درکنار هم باشید و باهم وقت بگذرانید به این معنی نیست که با همسرتان در یک خانه زندگی کنید و برای یک تفریح باهم به رستوران بروید. این توصیه به شما پیشنهاد می‌کند تا از لحاظ عاطفی و احساسی درکنار همسرتان قرار بگیرید و به کیفیت رابطه توجه کنید.

هر دوباهم برای اهداف و برنامه‌های مشترک وقت بگذارید: یک رابطه سالم از شما طلب می‌کند تا درباره اهداف شخصی و اهداف مشترک با همسرتان همگام و هم سو باشید. اگر اهداف شخصی و تصور همسرتان از اهداف مشترک را نمی‌دانید از او سوال کنید.

دربهترین و درست‌ترین حالت، شما و همسرتان باید برای رسیدن به اهداف یکدیگر تلاش کنید. آیا او دوست دارد به سفرهای ایرانگردی و جهان گردی برود؟زمینه‌هایی فراهم کنید تا این خواسته، تحقق پیدا کند. آیا شما دوست دارید تحصیلات تان را تا آنجا که می‌شود، ادامه بدهید؟ازاو بخواهید کمکتان کند تا به هدفتان نزدیک‌تر شوید.

اگر علایق همسرتان، موضوع و دغدغه فکری شما نیست نباید او را محدود کنید و مانع تراشی کنید. همین که با خواسته‌ها و اهداف همسرتان مخالفت کنید مشکلات جدیدتر و پیچیده تری سرراه زندگی‌تان سبز خواهد شد. فقط تصور کنید که او نخواهد شما به اهدافتان برسید و یا آنها را مسخره کند، چه واکنشی نشان خواهید داد؟

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.15098s, 18q