تغذيه زنان و آموزش آنها نقش محوري در سلامت نسل آينده دارد

۱۳۸۶/۰۴/۱۲ - ۰۰:۰۰ - کد خبر: 5037
تغذيه زنان و آموزش آنها نقش محوري در سلامت نسل آينده دارد

دكتر"ربابه شيخ‌الاسلام" متخصص بهداشت عمومي و اپيدميولوژي تغذيه درباره زن و تغذيه او و اينكه بي‌توجهي "زن" به اين موضوع ، سلامت خانواده و جامعه را چگونه تحت تاثير قرار مي‌دهد، مي‌گويد در جوامع امروزي انسانها در شرايط اقتصادي ،اجتماعي و فرهنگي متفاوتي زندگي مي‌كنند. در برخي نقاط حتي حرمت‌هاي اوليه مورد نياز يك انسان از آنان دريغ مي‌شود ، درحالي كه در جاهايي ديگر تلاشهايشان براي دستيابي به حقوق اجتماعي خود به رسميت شناخته مي‌شود.

دكتر شيخ‌الاسلام كه عضو هيئت علمي وزارت بهداشت و مدير موسسه تغذيه، سلامت و توسعه نيز هست مي‌گويد در اكثر جوامع معمولا زنان در محروميت بيشتر به سر مي‌برند، در حالي كه حتي اگر زنان و مردان كاملا به طور مساوي در معرض محروميت از حقوق اجتماعي و فردي قرار گيرند به دليل تفاوت‌هاي بيولوژيكي ، زنان در خطر بيشتري قرار مي‌گيرند و عوارض اين بي‌توجهي به نسل‌هاي آينده همان جامعه بر مي‌گردد.

ما در اين طيف وسيع به زندگي بيولوژيكي زن نگاه مي‌كنيم.

به زن از ابتداي تولد نگاه كنيد. يك دختر بچه با نيازهاي تقريبا يكسان با جنس مذكر، كه هرچه به سالهاي بلوغ نزديك مي‌شود نيازهاي تغذيه‌اي متفاوتي در مقايسه با جنس مخالف خود پيدا مي‌كند.

اوست كه بعدها بايد زندگي را در وجودش شكل دهد و نتيجه لقاح، يعني جنين و يا يك انسان ديگر را در بطن خود بپروراند.

در شرايط نامطلوب كه مرد و زن كنار هم و در يك خانواده زندگي مي كنند به نظر مي‌رسد هر دو جنس به طور مساوي در معرض عوامل اقتصادي و اجتماعي هستنند، ولي مشكلات بر زن باردار و جنين او اثرات ناگوارتري دارد.

رنج مضاعفي كه مادر مي‌برد، محروميت‌هاي تغذيه‌اي و عاطفي اين دوران ‪ ۹‬ماهه چقدر مي‌تواند بر زندگي نوزاد و سالهاي آينده او اثر گذار باشد؟ چقدر مي‌تواند بر رشد جسمي، عاطفي و توانمندي‌هاي ذهني اين موجود كه بايد آينده را بسازد تاثير بگذارد؟
مسووليت اين نوزاد از همه نظر از تغذيه در دوران شير خوارگي و زمان‌هاي بحراني بيماري ، تا زماني كه او در سفره خانواده تغذيه مي‌شود بيشتر بر عهده مادر است.

جنيني كه از امتزاج دو سلول كمتر از يك گرم بوجود مي‌آيد بعد از ‪۹‬ ماه سه هزار برابر وزن اوليه خود مي‌شود.

در هفته سوم بارداري ، دقيقه‌اي ‪ ۲۵۰‬هزار سلول مغزي ، مغز آينده او را شكل مي‌دهد ، اين مغز در حال رشد ، دانش فني آينده است.

در اين زمان محروميت‌هاي تغذيه‌اي زن ، تنها او را ناتوان نمي‌كند، آينده را نيز ناتوان مي‌كند.

نيازهاي تغذيه‌اي اگر به موقع در اختيار جنين قرار نگيرد از ذخيره‌هاي مادر برداشت مي‌شود بنابراين در شرايط مساوي نيز اين بدن زن است كه از ذخاير تهي مي‌شود و خصوصا اگر تعداد مواليد هم به علت همان بي‌دانشي زياد باشد ، زن در معرض خطر پيري و مرگ زود رس و ناتواني‌هاي جسمي بي‌شمار ديگر قرار مي‌گيرد ، احتمال ابتلاي او به بيماريها بيشتر مي‌شود و توانايي مراقبت از كودكان و خانواده را نيز از دست مي‌دهد.

در جوامعي كه زنان به حقوق فردي و اجتماعي خود آگاه نيستند، غفلت دولت‌ها از اين زنجيره اصلي توسعه ، به عقب ماندگي كشور دامن مي‌زند.

به همين دليل در جوامعي كه حمايت از زنان در اين ابعاد مورد توجه قرار نمي گيرد عقب افتادگي پر دوام و طولاني است. رهايي از اين زنجير در گرو نگاه دقيق به زندگي زنان و كودكان و اجراي برنامه‌هايي است كه حداقل نيازهاي اوليه آنها را در جامعه تامين كند.

بررسي مصرف مواد غذايي كشور كه در سال ‪ ۱۳۷۹‬انجام شد نشان داد درصد بسيار كمي از خانوارهاي ايراني انرژي و مواد مغذي كليدي مورد نياز خود را متعادل دريافت مي‌كنند و در صد زيادي از آنها كمبود شديد دريافت آهن، كلسيم و ويتامين آ دارند. از طرف ديگر نزديك به نيمي از خانوارها بيش از نياز انرژي و پروتئين دريافت مي‌كنند.

در دهك‌هاي پايين درآمدي ، محروميت‌ها به غايت شديدتر و جانكاه‌ترند.

زن به عنوان يك فرد موثر در تغذيه خانواده در صورتي كه آموزش‌هاي لازم را در مورد تغذيه و سلامت ، تنظيم بودجه خانواده براي خريد مناسب بياموزد بخش قابل توجهي از اين مشكلات قابل حل خواهد بود.

افزايش روبه تزايد بيماريهاي غير واگير مثل ديابت، بيماريهاي قلبي و عروقي ، سكته‌هاي قلبي و مغزي ،افزايش فشار خون و همه‌گيري رو به گسترش چاقي كه منابع مالي و انساني بسياري را از بين مي‌برد با آموزش تغذيه و تغيير شيوه زندگي قابل پيشگيري است.

مثالهاي موفقي در بعضي از كشورها وجود دارد ، در فنلاند با برنامه‌ريزي ‪ ۲۵‬ساله توانستند ‪ ۷۳‬درصد از شيوع بيماريهاي قلبي بكاهند.

از طرف ديگر كمبودهاي تغذيه‌اي هم موجب خسران‌هاي غير قابل جبران مي‌شود. آگاهي و سواد تغذيه‌اي زن كه تنظيم سبد و سفره را به دست دارد مي‌تواند او را در انتخاب صحيح مواد غذايي ياري كند.

غفلت از زنان در آموزش ، تغذيه ، و بهداشت موجب مي‌شود كشور منابع آتي خود را از دست بدهد. اين شرايط هر كشوري را به ورطه سقوط و عقب افتادگي مي‌كشاند.

واقعيت بزرگ اين است كه توسعه بدون داشتن نيروي انساني كارآمد و توانمند، امكان پذير نيست و نيروي توانمند و كارآمد در بستري از تامين كامل اجتماعي و دستيابي به حقوق و نيازهاي اوليه به وجود مي‌آيد.

زن محور تغذيه خانواده است. چگونگي آگاهي‌هاي اوست كه منابع مالي خانواده را تقسيم مي‌كند.

مادر بين نيازهاي غذايي كودك در حال رشد يا وسايل تجملي و يا ساير نيازهاي خانواده يا خود كدام را برمي‌گزيند.

دانش زن است كه او را وامي‌دارد چه بخرد و چگونه نيازهاي افراد خانواده را تامين كند ، راه انتخاب او را، چراغ نگرش او به زندگي، به حيات، به نيازهاي سلولي، به رابطه توانمندي‌هاي جسمي و ذهني با تغذيه مناسب و اهميت دوران پر نياز رشد، روشن مي‌كند.

توجه به آموزش زنان و دختران براي اين نقش كليدي هميشه مورد غفلت قرار مي‌گيرد. حتي در شرايط اقتصادي مطلوب، زن بدون دانش تغذيه‌اي ممكن است انتخاب نادرستي داشته باشد.

رقم بالاي مصرف پفك در سن پنج تا يازده ماهگي در كودكان كشور از اين نا آگاهي پرده برمي‌دارد. اطلاعات سال ‪ ۱۳۷۷‬كه در يك تحقيق ملي بدست آمد نشان داد به ترتيب ‪ ۳۲/۲‬درصد و ‪ ۴۰/۶‬در صد شيرخواران شهري و روستايي ما هر روز پفك خورده‌اند. چرا در روستاها اين در صد بالاتر است چون مادران روستايي ما كم سوادترند.

شكل‌گيري ذائقه در كودكي مساله بسيار مهمي است كه دنيا به آن توجه دارد، پيشگيري از شيوع رو به گسترش بيماريهاي غيرواگير بايد از دوران جنيني و كودكي آغاز شود.

كودكي كه به غذاي كم نمك عادت كند در بزرگسالي كمتر به بيماري پر فشارخوني مبتلا مي‌شود.

سوء تغذيه و چاقي، دو سر طيف بد خوري و بد غذايي هستند ، كمبود ريز مغذي‌ها مي‌تواند بر روي بهره هوشي كودكان به شدت تاثير بگذارد. علم امروز رابطه‌هاي مشخصي بين سوء‌تغذيه دوران جنيني و بيماريهاي متابوليك دوران ميانسالي يافته است. چاقي دوران كودكي خطر آفرين است و احتمال ابتلا به بيماريهايي مثل ديابت ، بيماريهاي قلبي و عروقي را در بزرگسالي تشديد مي كند.

ميانگين مصرف مواد غذايي در كشور و مقايسه آن با سبد مطلوب نشان مي‌دهد مصرف نان و برنج بيش از ميزان مطلوب و مصرف مواد پروتئيني مانند حبوبات و انواع گوشت كمتر از ميزان مطلوب است. در مورد فرآورده‌هاي لبني ميزان مصرف با حد مطلوب بسيار فاصله دارد، مقايسه سبد مطلوب و ميانگين مصرف يا سبد فعلي خانوارهاي ايراني نشان از نامتعادل بودن الگوي غذايي كشور دارد.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد خانوارها بيشتر توجه به سيري شكم دارند تا سيري سلولي كه خود اهميت توجه به سياستگذاري‌هاي مناسب تغذيه‌اي آموزش همگاني و تدوين قوانين مناسب را نشان مي‌دهد.

بطور خلاصه زن از دو ديدگاه متفاوت در مورد غذا و تغذيه بايد مورد توجه گيرد.

اول تغذيه او و اهميت تغذيه مناسب او در دوران‌هاي متفاوتي كه ناشي از تفاوت‌هاي بيولوژيكي شامل بلوغ ، بارداري ، شيردهي و يائسگي است بايد درك شود و حمايت‌هاي لازم را از طرف خانواده و دولت براي سلامت و توانمندي خود دريافت كند، بنابراين اگر زنان يك كشور در شرايط نامطلوب اقتصادي و اجتماي قرارگيرند اين وظيفه دولت هاست كه آنها را به عنوان گروه آسيب‌پذير دريابد و حمايت‌هاي قانوني لازم را از آنها به عمل آورد.

از طرف ديگر زن به عنوان كليدي‌ترين فرد در تغذيه افراد خانواده نقشي ويژه در سلامت خود و افراد خانواده به خصوص كودكان دارد.

سواد و آگاهي‌هاي تغذيه‌اي اوست كه الگوي بيماري و سلامت جامعه را رقم مي‌زند. تاثيرپذيري از تبليغات اغواكننده در مورد غذا در زنان باسواد كمتر اثرگذار است، بنابراين لزوم آموزش تغذيه در مدارس در مقاطع گوناگون و افزايش دانش تغذيه‌اي جامعه و به ويژه زنان مي‌تواند نقش موثري در ارتقاي سلامت جامعه داشته باشد.

 

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.67004s, 18q