سه‌شنبه حرف تازه‌ای نداشت

۱۳۹۱/۰۴/۰۸ - ۱۳:۳۶ - کد خبر: 51551
سه‌شنبه حرف تازه‌ای نداشت
سلامت نیوز : سه‌شنبه(6 تیر 91)، مراسم روز جهانی مبارزه با مواد مخدر در سالن همایش های بین المللی صدا و سیما با تشریفات خاص خودش برگزار شد، ستاد مبارزه با مواد مخدر البته بدون حضور رئیس آن برگزار کننده این مراسم بود و از میان 22 دستگاه عضو این ستاد، فقط مسئولان وزارت بهداشت و وزارت آموزش و پرورش در آن سخن راندند.

دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر که جانشین رئیس جمهوری در این ستاد هماهنگ کننده بین بخشی است در این مراسم از گردش مالی 870 میلیارد دلاری تجارت مواد در دنیا سخن گفت و مانند هر سال اعلام کرد که 90 درصد کشفیات مواد در ایران است و البته اعلام کرد که از امسال برخورد با دانه درشتها و سردسته های مافیای مواد در کشور اولویت دولت است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از فارس ؛ محمد نجار که همزمان وزیر کشور هم هست، این سخن را بار دیگر تکرار کرد که نزدیکی ما با کشور افغانستان به عنوان بزرگترین تولید کننده مواد افیونی عامل مهم معضل اعتیاد در کشور است و از ایجاد 7اردوگاه نگهداری معتادان و تصویب سند پیشگیری از اعتیاد در مدارس سخن گفت.

مسئولان وزارت بهداشت هم از ادغام مراکز ترک اعتیاد در برنامه پزشک خانواده که هنوز به صورت مشخص در شهرها اجرایی نشده است خبر دادند و از تغییر الگوی سوء مصرف مواد از مواد افیونی سنتی به مواد روانگردان و صنعتی جدید اظهار نگرانی کردند.

حاجی بابایی هم از شکاف بین نسلها به عنوان عامل مهم آسیبهای اجتماعی سخن گفت، مراسم تمام شد و رفت تا سال آینده مراسم روز جهانی مبارزه با مواد مخدر در سالنی با شکوه با حضور مهمانان داخلی و خارجی برگزار شود.

مراسم تمام شد اما دهها و صدها سوال بی پاسخ ماند، راستی واقعاً تعداد معتادان به مواد سنتی در کشور ما چند نفر هستند آیا هنوز هم آمار تعداد معتادان سنتی کشور همان یک میلیون و 200 هزار نفر معتاد دائمی و 800 هزار نفر معتاد تفننی است که از دهه 60 تکان نخورده است.

رشد تعداد مبتلایان به اعتیاد در کشور ما چقدر است، آیا واقعاً ورود به این جرگه مرگ آور در کشور ما صفر است و این اتوبان یکطرفه ورودی ندارد اگر چنین است این همه دستگاه و بودجه و مرزبندی و کشفیات و مراکز ترک اعتیاد که در هر محله‌ای تابلوی آن بالا رفته برای چیست؟

و اگر غیر از این است چرا نرخ رشد این پدیده اعلام نمی‌شود و انواع و اقسام آن در طیفها و گروه های مختلف به صورت رسمی اعلام نمی شود تا کارشناسان و صاحبنظران برای یافتن راه حل های علمی به کمک مسئولان اجرایی بیایند.

سخن راندن درباره علل و ریشه‌های اعتیاد دیگر کار سختی نیست، هر کس از دیدگاهی علل و عوامل گرایش به مواد اعتیاد آور را بر می شمارد، علل اقتصادی، فقر، بیکاری، علل اجتماعی و روانشناسی، افسردگی، طلاق، بحرانهای روحی و عاطفی، لذت جویی، هیجان خواهی، کنجکاوی، ناآگاهی از عوارض و ارائه اطلاعات غلط از سوی سوداگران، دسترسی آسان و قیمت پایین، ریشه های فرهنگی و ژنتیکی، محیط، خانواده و اطرافیان آلوده و ده ها علت دیگر که هر کس بر اساس تکیه بر هر کدام از این عوامل راه حل خود را نیز ارائه می کند.

گروهی بر بیمار بودن معتادان تأکید دارند و گروهی بر برخورد قهرآمیز با مجرمانی که دست به مواد می برند اعتقاد دارند، گروهی برخورد با معتادان که معلول و قربانی عوامل آ‌ن هستند را بی فایده و نادرست می شمارند و بر از بین بردن مافیا و دستهای پشت برده آن تأکید دارند و گروهی هم از قدرت بالای این مافیا می گویند و برخورد و از بین بردن دانه درشتها را محال می دانند.

هر چه هست، اعتیاد یکی از معضلات مهم اجتماعی کشور است که البته آثار بسیار مخرب اقتصادی، در کاهش تولید و رشد اقتصادی و آثار قابل توجه سیاسی و امنیتی هم دارد.

بسیاری از معتادان و خرده فروشان مواد ناخودآگاه وارد گروه های بزهکار و مجرم می شوند،‌ از سرقت قالپاق گرفته تا سرقت مسلحانه و قتل و فعالیت در گروه های قاچاق انسان، برای اینکه نیاز مالی خود را تأمین کنند، یا از بیکاری و سرشکستگی خود جلوگیری کنند، پول موادشان تأمین شود یا به درآمدهای آنچنانی برسند، شاید هم امیدی به بازگشت به زندگی طبیعی و سالم ندارند و جامعه دیگر آنان را نمی پذیرد. همین است که مسئولان قضایی اعلام می کنند 70 درصد ساکنان زندانها افرادی هستند که مستقیم یا غیر مستقیم با پدیده اعتیاد درگیرند.

از آنانی که وارد جرگه اعتیاد شده اند، (هر چقدر که باشند)، دولت معتقد است 400 هزار نفر زیر نظر مراکز درمانی هستند، اما اثبات این رقم و اینکه فقط یکبار مراجعه به یک مرکز درمانی و ثبت نام فرد معتاد این آمار را به دست می‌دهد یا همه 400 هزار نفر به صورت پایدار در درمان اعتیاد استقامت می کنند.

اعتیاد یک بیمار مزمن و عود کننده است و در خوشبینانه ترین نظر و بهترین کشورها بیش از 75درصد افراد تحت درمان دوباره به اعتیاد بر می گردند که البته در کشورهایی مانند ما این آمار بیشتر است. بنابراین معلوم نیست چند نفر از خیل عظیم معتادان درمان شده و به زندگی سالم برگشته‌اند.

همه این قصه‌ها را شاید 10 سال پیش هم با اندکی تغییر می توانستیم به بحث بنشینیم، مسئله امروز ما شاید به قولی«سونامی شیشه» و مواد روانگردان و قرصهای مختلفی است که با علایم و اسامی متنوع در دست جوانان ماست باشد. اعتیادی که درمان مشخص ندارد و آثار مخرب آن بر جسم و روان به مراتب شدید تر از تریاک سنتی است.

اکس و شیشه دیگر فقیر و غنی نمی شناسند از پارکهای این طرف و آن طرف شهر گرفته تا مجالس پارتی ثروتمندان بالانشین، دختران هم کم از پسران ندارند و آنها هم در این کامجویی سهم دارند.

صحنه استعمال مواد با چهره های ژنده و لباسهای کثیف پاره یا مصرف شیشه با پایپهای شیشه‌ای در این گوشه و آن گوشه صحنه‌های نا آشنایی نیست، اما صحنه هایی دلخراش است که شایسته ما نیست. پای صحبت هر کدامشان هم که بنشینی از جدایی و نامهربانی ها گلایه دارد.

می‌گویند پیشگیری از اعتیاد کار فرهنگی می‌خواهد اما هنوز معنی کار فرهنگی را نگفته‌اند، کار فرهنگی یعنی چی؟ یعنی تولید پمفلت و بروشورهای رنگی و سیاه سفید و توزیع آن در پارک، مترو، مدرسه یا دانشگاه،یا پخش چند انیمیشن ابتدایی با آرم و لوگوی فلان سازمان برای گرفتن اعتبارات پیشگیری؟ راستی جایگاه خانواده‌ها در این معضل اجتماعی چیست؟

وزیر بهداشت می گوید: بر اساس آمارهای موجود با احتساب خانواده‌های معتادان 10 میلیون نفر یعنی یک هفتم جمعیت کشور با مسئله اعتیاد درگیرند، مسئله‌ای که شاید نگرانی اصلی والدین برای آینده فرزندانشان باشد.

چند درصد والدین می‌ توانند مواد مخدر و اعتیاد فرزندانشان را شناسایی کنند و با وجود غرور جوانی چند درصد خانواده‌ها از نحوه درست برخورد با فرزندانشان آگاهی درستی دارند؟ و اساساً والدین امروز چقدر برای حرف زدن و صبحت کردن با فرزندانشان وقت دارند؟ چه کسی باید این اطلاعات را به خانواده‌ها برساند؟

اینها سوالاتی است که همچنان بی پاسخ مانده‌اند و ذهن‌ها را می‌آزارد. در حالی که روز جهانی مبارزه با مواد مخدر امسال هم گذشت و مراسم باشکوه آن برگزار شد، اما راهکاری برای این معضل مهم اجتماعی ارائه نشد. نکاتی گفته شد که حرف تازه ای نداشت.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.09799s, 19q