مدیریت روابط عاطفی در خانواده

۱۳۹۱/۰۴/۱۳ - ۱۱:۳۶ - کد خبر: 51902
مدیریت روابط عاطفی در خانواده
سلامت نیوز : مادر همان‌طور كه شعرهای قشنگ در مدح پسر شش ماهه‌اش می‌خواند، او را بالا و پایین می‌اندازد و سكینه چهار ساله فكر می‌كند اگر یكی یكدانه مادر این بچه است پس لابد او بچه این خانواده نیست و می‌نشیند برای خودش یك داستان غم‌انگیز می‌سازد: مامان و بابا بچه دار نمی‌شدند، من را از یك خانم گدا گرفتند. دلشان سوخته است. مادرم حتما از آن زن‌ها بوده كه كنار كوچه، بچه‌اش را می‌خواباند. مثل همانی كه همیشه سر خیابان می‌نشیند و بچه‌اش را جلوی مردم می‌گذارد تا برایش پول بریزند.

اگر مامان دوستم نداشته باشد، یك روز لقمه صبحانه و پاكت شیرم را بر می‌دارم و راه می‌افتم می‌روم تا مادرم را پیدا كنم. آنها حتما تا حالا پشیمان شده‌اند.مامان كه تا حالا حواسش به سكینه نبوده است به او تشر می‌زند كه بلند شو برو دستشویی، الان توی شلو​ارت جیش می‌كنی. چند وقت است آنجا نشسته‌ای؟سكینه برای این‌كه بتواند توجه مادر را جلب كند، عمدا خودش را محكم به زمین می‌زند و با اغراق شروع به گریه و داد و فریاد می‌كند و مادر یك پس​گردنی به او می‌زند كه چه خبرت است، حواست را جمع كن.سكینه گریه می‌كند و زیر پاهایش خیس می‌شود. همین باعث می‌شود​ یك پس گردنی دیگر هم از مادر دریافت كند و هوار كشیدنش به هق هق تبدیل شود.

گاهی دودوتا چهار تا نمی‌شود

این‌كه دو تا بچه داشته باشی معنی‌اش این نیست كه به هردو یك اندازه محبت و توجه كنی.گاهی خودت می‌خواهی اما نمی‌توانی و ماجرا از دید بچه‌ها جور دیگری می‌شود. بدتر از این وقتی است كه حد و حساب محبت كردن به همسرت را هم از یاد ببری و سهم او را هم نپردازی.نابسامانی رفتاری و مشكلات روانی در بچه‌ها و تك‌تك افراد خانواده وقتی شروع می‌شود كه حساب و كتاب مدیریت عواطف از دست والدین خارج می‌شود.دختر عزیزتر است یا پسر؟ فرزند بزرگ‌تر دردانه است یا بچه ته‌تغاری؟ یكی یك دانه عزیزتر است یا آقای خانه؟

برای پسر خانه بیشتر وقت دارید یا مادر او؟

در كنار همسرتان می‌خوابید یا در كنار فرزند یكساله خود؟ همه این جواب‌ها وقتی پاسخی صحیح نیابند ترازوی عاطفی خانه را به نفع یك نفر و ضرر دیگران سنگین می‌كند و وقتی توازن عواطف در خانه به‌هم بخورد هر اتفاقی ممكن است بیفتد.

فرق درست از وسط

طاهره مادرسه​ فرزند است. او می‌گوید بین بچه‌ها فرق وجود دارد. چطور می‌شود با همه آنها یك جور رفتار كرد. یكی شلخته است و یكی مرتب. یكی مسئولیت‌پذیر است و آن یكی بی‌مسئولیت. مگر می‌شود بین آنها تفاوت نگذاشت.روان‌شناسان و مشاوران خانواده می‌گویند بله. تفاوت وجود دارد، اما نه در محبت به فرزندان بلكه در تقدیر از قابلیت‌های آنان.سمانه همایون، روان شناس اعتقاد دارد هر فرزندی هرچقدر هم شلخته یا شلوغ، نكاتی قابل تقدیر دارد كه می‌توان آنها را برجسته كرد و وقتی یك خصوصیت یكی از بچه‌ها را به رخ دیگران می‌كشیم متقابلا حسن فرزند دیگر را هم به بقیه بگوییم. این‌طوری بچه‌ها فكر نمی‌كنند​ اصلا دیده نمی‌شوند.به والدین توصیه می‌شود هنگام تفاوت گذاشتن میان فرزندان، به‌گونه‌ای رفتار كنند كه كسی آن را تبعیض به شمار نیاورد.دقت كنند كه سبب برتری فرزندی كه برتر می‌شمارند، كاملا آشكار باشد​ كه در این صورت نیز عنوان كردن آن باید با احتیاط صورت گیرد.در صورت امكان، امتیاز فرزند برتر را، با عباراتی سازنده بیان كنند.

تبعیض با ما چه می‌كند

بزرگ و كوچك ندارد. تبعیض همه را اذیت می‌كند. تبعیض در برخورد با خطاها و اشتباهات فرزندان موجب سلب اعتماد به نفس در آنان می‌شود.تاكید بسیار بر جنسیت كودك و تمایز قائل شدن زیاد میان دختر و پسر، یكی از موانع مهم رشد خلاقیت كودكان در برخی خانواده‌هاست. رفتارهای نسنجیده، غیردقیق و تبعیض‌آمیز والدین در میان كودكانشان، حسادت آنان را بر می‌انگیزد.اگر توجه بیشتر شما به خاطر ناتوانی كودك كوچك‌تر یا بیماری یكی از فرزندان است این را به كودك دیگر خود بقبولانید و به او مسوولیت‌هایی در رابطه با كودك بیمار یا تازه وارد بدهید و او را هم به گردش و تفریح ببرید و برنامه‌های خاص او را فراموش نكنید.

ریشه تنفر، تبعیض است

محبت می‌تواند به نفرت تبدیل شود. می‌پرسید چگونه؟ ساده است. به كودك محبت می‌كنید و كودك دیگر جای آن محبت را در دلش با حسادت و نفرت و انباشتن حس بد انتقام‌جویی پر می‌كند. او از والدینش، فرزند دیگر خانواده و حتی خودش كه آنقدر دوست داشتنی نیست كه تا حد مورد نیاز محبت والدین را جلب كند، متنفر می‌شود و در​صدد انتقام‌جویی برمی‌آید.سمانه همایون، اعتقاد دارد: فرقی نمی‌كند شخص مورد تبعیض قرار گرفته بزرگ باشد یا كوچك چه فرزندتان باشد و چه همسرتان در اثر این رفتار خشمگین و عصبانی می‏شود و در پی بهانه‌جویی برمی‌آید. گاه جلب توجه نامناسب این فرزندان آنها را به بزهكاری می‌كشاند. خشونت و سرقت از نمونه‌های این جلب توجه نادرست است.وی می‌افزاید: حس حقارت و سرخوردگی در كودكان در اثر تبعیض شكل می‌گیرد و این حس، اعتماد به نفس آنان را از بین می‌برد. كودك خود را مقصر می‌شمارد كه به اندازه كافی خوب نیست. كودك خود را از اطراف والدین دور می‌كند تا با طعنه‌ها و نارضایتی آنان مواجه نشود و خیلی زود از آنان فاصله می‌گیرد و به دامان دوستان و آشنایان پناه می‌برد.اگر كودك شما در آینده با ناكامی و عدم‌موفقیت مواجه شود شما مسئول خواهید بود.

حسادت به فرزند

نادر، 27 ساله و كارمند است او پنج سال است كه ازدواج كرده و معتقد است​ توازن زندگی‌شان با آمدن یك بچه به هم خورده و الان نسبت به فرزندشان حس بدی دارد.او می‌گوید: الان واقعا نمی‌دانم در خانه غیر از تامین همسر و فرزندم چه حق دیگری دارم. من فقط حق دارم برای این خانواده زحمت بكشم. این هم یك حق است هم یك تكلیف، اما حق‌ندارم متناسب با این زحمت توجه و علاقه و محبت ‌طلب كنم.بی‌رودربایستی بگویم اینقدر همسرم به من بی‌توجهی می‌كند كه به كودك 3 ساله‌ام حسادت می‌كنم.

او در كنار همسرم می‌خوابد و جای من در اتاق بچه است. همسرم به خاطر او آشپزی می‌كند و هیچ نمی‌پرسد من چه دوست دارم.اگر همسران نتوانند در ابتدای زندگی سه نفره خود با هم كنار بیایند و زندگی را به مدار تعادل در آورند نیاز به كمك روان‌شناس و مشاور خواهند داشت.یك خانواده مجموعه‌ای است كه باید همه اجزای آن سر جای خودش باشد تا درست كار كند. مرد نفر اول، زن نفر دوم و فرزند باید در جایگاه سوم قرار بگیرد و زن و مرد همیشه مناسبات عالی خود را به عنوان والدین و مدیران خانه حفظ كنند و فرزند هرگز نباید جای یكی از آنان را بگیرد. توجه یا تنبیه فرزند نباید حربه‌ای برای انتقام‌جویی از همسر قرار‌ گیرد.

منبع : جام جم
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
1.17258s, 18q