زندگی مشترک یا برده داری؟

۱۳۹۱/۰۴/۳۱ - ۱۱:۱۰ - کد خبر: 52948
زندگی مشترک یا برده داری؟
سلامت نیوز : رابطه زناشویی را با وابستگی اشتباه نگیرید. شما برای رشد و برای دریافت تجربه‌های شخصی نیاز به آزادی و حریم شخصی دارید و درعین حال باید این فرصت را به شریک زندگی‌تان بدهید تا عقاید و نظرا‌ت، تفریح و سرگرمی و فعالیت‌های متفاوتی از شما داشته باشد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات ؛ تصور عموم مردم از یک رابطه زناشویی موفق و سالم این است که زن و شوهر رویکرد کاملا یکسانی نسبت به زندگی داشته باشند و تصمیم گیری‌های مشابهی بگیرند و یکدیگر را در موقعیت‌های مختلف تایید کنند. اما آیا شما و همسرتان باید یک روح در دو بدن باشید؟ حقیقت این است که تفاوت‌های جنسیتی و تربیتی هرگز این الگو را تایید نمی‌کنند و ذوب شدن در یکدیگر و یکسان فکر کردن و رفتار کردن فقط یک حرف است و هرگز نمی‌تواند نمود واقعی پیدا کند. احساس وابستگی و استقلال هر دو به یک اندازه برای رابطه سالم ضروری هستند. اما وابستگی شدید همیشه با این خطر همراه است که فرد دیگر رابطه، تحت فشارهای عاطفی دیگری قرار بگیرد. گفتگو و استفاده از راهکارهای عملی می‌توانند به شما و همسرتان کمک کنند تا احساس وابستگی را به تعادل برسانید، بدون اینکه هویت فردی و آزادی عمل را از یکدیگر بگیرید.

رابطه زناشویی را با وابستگی اشتباه نگیرید. شما برای رشد و برای دریافت تجربه‌های شخصی نیاز به آزادی و حریم شخصی دارید و درعین حال باید این فرصت را به شریک زندگی‌تان بدهید تا عقاید و نظرا‌ت، تفریح و سرگرمی و فعالیت‌های متفاوتی از شما داشته باشد.تصور عموم مردم از یک رابطه زناشویی موفق و سالم این است که زن و شوهر رویکرد کاملا یکسانی نسبت به زندگی داشته باشند و تصمیم گیری‌های مشابهی بگیرند و یکدیگر را در موقعیت‌های مختلف تایید کنند. اما آیا شما و همسرتان باید یک روح در دو بدن باشید؟ حقیقت این است که تفاوت‌های جنسیتی و تربیتی هرگز این الگو را تایید نمی‌کنند و ذوب شدن در یکدیگر و یکسان فکر کردن و رفتار کردن فقط یک حرف است و هرگز نمی‌تواند نمود واقعی پیدا کند. احساس وابستگی و استقلال هر دو به یک اندازه برای رابطه سالم ضروری هستند. اما وابستگی شدید همیشه با این خطر همراه است که فرد دیگر رابطه، تحت فشارهای عاطفی دیگری قرار بگیرد. گفتگو و استفاده از راهکارهای عملی می‌توانند به شما و همسرتان کمک کنند تا احساس وابستگی را به تعادل برسانید، بدون اینکه هویت فردی و آزادی عمل را از یکدیگر بگیرید.

1ـ به دنبال نشانه‌های باشید. آیا شما و همسرتان هرکاری را با نظر و تایید هم انجام می‌دهید؟ آیا می‌توانید برای اوقات فراغت تان بدون حضور همسرتان برنامه ریزی کنید؟ آیا شما به همسرتان حس مالکیت دارید یا حسادت می‌کنید؟ آیا می‌توانید بدون احساس گناه کاری برای خودتان انجام بدهید یا چیزی برای خودتان بخرید؟

2ـ آیا شماو هسرتان یک رابطه «هم وابسته» دارید؟ «هم وابستگی» یک نوع بیماری است که شما و همسرتان را در یک رابطه تنگاتنگ و کنترل شده قرار می‌دهد. این شکل از وابستگی نه تنها جالب نیست بلکه اعتماد به نفس را از فرد می‌گیرد. فردی که دچار هم وابستگی است همیشه ترس از دست دادن شریک زندگیش را دارد و از تنها ماندن و تنها تصمیم گرفتن و حتی به تنهایی فکر کردن می‌ترسد. اگر هریک از شما و یا هر دو، دچار این وابستگی بیمارگونه هستید باید آن را با یک رفتار درمانگر درمیان بگذارید و از روش‌های اصلاح رفتاری استفاده کنید.

3ـ با هم گفتگو کنید. مثل همه مسایل و مشکلاتی که در رابطه داشته‌اید، می‌توانید درباره این موضوع نیز با هم گفتگو کنید. فرقی نمی‌کند که شما، فرد «وابسته» هستید یا همسرتان، به هر حال شما می‌توانید شروع کننده مکالمه باشید. بدون بحث و جدل کردن درباره حقوق و آزادی‌های فردی، سعی کنید یک رابطه سالم زناشویی را برای همسرتان توصیف کنید. به او بگویید که به او علاقمند هستید اما رابطه شما به چیزی فراتر از وابستگی شدید نیازدارد. اگر این وابستگی مشکل رفتاری شماست، از همسرتان بخواهید تا کمکتان کند تا حریم شخصی تان را بازیابید و اگر مشکل همسرتان است کمکش کنید تا بدون ترس از دست دادن حمایت عاطفی شما، از این وابستگی بیمارگونه رها شود.

در هنگام گفتگو این چند نکته را رعایت کنید:

به دنبال مقصر نباشید. نگویید «تو این کار رو کردی» «تو این حرف رو زدی»، «تو منو مجبور کردی». به جای همسرتان حرف نزنید. جملاتتان را با «به نظر من» «من فکر می‌کنم..» شروع کنید و فقط ایده‌ها، افکار و نظرات خودتان را بگویید.به همسرتان بگویید که این گفتگو فقط برای تشخیص این مسئله است که آیا این رابطه از مسیر اعتدال خارج نشده است یا نه؟برای همسرتان یک رابطه سالم را توصیف کنید. به او نشان بدهید که چگونه در یک رابطه سالم می‌توانید با حفظ آزادی و استقلال فردی، به یکدیگروابستگی عاطفی داشته باشید.

جلوی سوءتفاهمات را بگیرید و به همسرتان توضیح بدهید که منظورتان از آزادی و حفظ حریم شخصی چیست. اگر او متوجه بشود که شما به دنبال چه چیزی هستید بسیاری از ترس‌ها و نگرانی‌ها را کنار می‌گذارد. البته تعریف و خواسته‌های هر فردی از حریم شخصی متفاوت است و شما باید آنچه را که خودتان به دنبال آن هستید را مطرح کنید. آیا شما به دنبال اوقات فراغتی برای خودتان هستید؟ آیا نیاز به یک پول جداگانه برای خرج کردن دارید؟ آیا می‌خواهید در هفته یا در ماه، حداقل یک روز را با دوستانتان بگذرانید؟

به همسرتان توضیح بدهید که هر دوی شما نیاز به ایجاد رابطه با دیگران دارید. یکی ازتصورات اشتباه در باره ازدواج این است که زن و شوهر می‌توانند تمام نیازهای عاطفی و روحی یکدیگر را برآورده کنند. شما و همسرتان باید بدانید که پیش از این که یک زوج باشید فرزندان یک خانواده بوده‌اید. خواهر یا برادر هستید وهمیشه دوستانی در روبط اجتماعی داشته اید. همسرتان را تشویق کنید که بیشتر به این موضوع فکر کند و اهمیت رابطه با خانواده و دوستان را درک کند. به او نشان بدهید که برخی از سلایق و علایق شما با هم متفاوت است و حتی گاهی دوستان شما و همسرتان باهم بسیار متفاوت هستند و این نه تنها بد نیست بلکه به هر دوی شما این فرصت را می‌دهد که بدون دخالت در روابط یکدیگر و بدون ایجاد فشار برای محدود کردن روابط هم ساعاتی را با دوستانتان سپری کنید.

4ـ روی احساساتتان کار کنید. هر دوی شما نیاز دارید که احساسات مثبت تان را تقویت کنید و احساسات منفی را کنترل کنید. ترس از دست دادن، ترس تنها ماندن، اعتماد به نفس پایین، ترس از تصمیم گیری‌های مهم و ضروری، بسیار طبیعی هستند. اما اگر بیش از اندازه به آنها پرداخته شود مشکل ساز خواهند شد. وابستگی شدید نتیجه توجه بیش از اندازه به این احساسات منفی است.

5ـ به علاقمندی‌هایتان بپردازید. هم شما و هم همسرتان باید برای خودتان سرگرمی‌های متفاوت داشته باشید. شاید بعد از یک دوره طولانی مدت برنامه‌های مشترک، این کار برایتان سخت باشد و نتوانید آن را عملی کنید. برای این کار لازم نیست یک برنامه سفر یک هفته‌ای با دوستان تان بگذارید و یا از همسرتان بخواهید تا هر شب با دوستانش قرار بازی فوتبال بگذارد. این نوع برنامه ریزی‌ها، افراطی و نامعقول هستند. با کارهای کوچک اما درست شروع کنید. تنها به خرید بروید یا به یک مهمانی دوستانه بروید. همسرتان را نیز به فعالیت‌های فردی تشویق کنید.

6ـ تعریفتان را از رابطه مشترک عوض کنید. اگر این وابستگی بخاطر باورها و برداشت غلط از رابطه زناشویی است باید آن را تغییر بدهید. اگر شما و همسرتان ازدواج را یک اتحاد ناگسستنی و اشتراک در همه امور زندگی می‌دانید باید کمی در این تعریف از ازدواج دست ببرید و آن را تغییر بدهید.

7ـ از قالب یک زوج خارج شوید. زمانی که وابستگی شما و همسرتان آنقدر شدید است که حتی نمی‌توانید بدون هم یک تصمیم ساده بگیرید و یا یک کار ساده را انجام بدهید لازم است که به هر شکلی این وابستگی را در هم بشکنید. مثلا اگر در یک مهمانی شام هستید از همسرتان فاصله بگیرید. باهم به سفر بروید اما به تفریحات متفاوتی بپردازید و یا گاهی بدون اینکه نظر همسرتان را بپرسید لباس بپوشید و یا چیزی برای خودتان بخرید. اگر فرزندی دارید اوقاتتان را مستقل با او بگذرانید. البته این به این معنی نیست که یک زندگی جداگانه و مستقل از یکدیگر شروع کنید بلکه انجام هر یک از این کارها می‌تواند بخشی از رفتار افراطی شما را تعدیل کند.

8ـ به همسرتان اطمینان بدهید. به او بگویید که این مستقل شدن نیاز هردوی شماست و فرصتی برای تجربه و رسیدن به رشد و بلوغ بیشتر است و در نهایت برای سلامت رابطه شما موثر است و زن و شوهرهای موفق همگی از این الگو پیروی می‌کنند. از او بخواهید اگر بیش از اندازه از او فاصله گرفتید و از هدفتان دور شدید به شما یادآوری کند که به دنبال چه چیزی بوده‌اید. همچنین به او اطمینان بدهید حفظ حریم شخصی به معنای فاصله گرفتن و یا کنار زدن همسرتان از زندگی نیست و این حریم، فضایی برای تجربه و رشد است و رابطه عاطفی شما همچنان پابرجا خواهد ماند.

این نکته‌ها را فراموش نکنید:

برای تغییر وابستگی عاطفی‌ای که به افراط کشیده شده است شما نیاز به آرامش و همدلی بیشتری دارید. پرخاشگری و خشونت، حکم‌های کلی و تغییر یک شبه رفتار کاملا اشتباه است. شما نمی‌توانید دستان کسی را که از روی نیاز و ترس دستان شما را محکم گرفته رها کنید و نمی‌توانید کسی را که محکم به او چسبیده‌اید رها کنید تا وابستگی‌تان را کم کنید. پس عجولانه رفتار نکنید.اگر همسرتان از این تغییر روش در ابراز وابستگی ناراحت یا عصبانی شده است موضوع را عوض نکنید یا نگویید «من فقط نظرمو گفتم» با او صحبت کنید و بپرسید که چرا عصبانی شده است؟ و به او نشان بدهید که چرا باید این نوع ارتباط بیمارگونه را کنار بگذارید.

شاید فرصت دادن برای اینکه همسرتان حریم شخصی خودش را داشته باشد شما را نگران کند. او با چه کسانی رفت و امد می‌کند؟ آیا او هنوز هم دوستتان دارد؟ او در خلوتش به چه چیزی فکر می‌کند؟ این سوالات ممکن است ذهن شما را مسموم کنند. اما اجازه بدهید که این مسیر تغییر ادامه پیدا کند. اتفاقاً این تغییر فرصت خوبی است تا در آزمون اعتماد به یکدیگرشرکت کنید. همیشه با خودتان تکرار کنید رابطه زناشویی، اسارت و برده داری نیست و هر کدام از شما حق دارید آزاد اما متعهد زندگی کنید.مراقب خودتان باشید. اجازه ندهید تا جذابیت‌های رابطه‌های فردی و یا حریم شخصی تان آنقدر زیاد شود که زندگی زناشویی تان را از اساس تغییر بدهد. هدف اصلی شما برقراری تعادل بین هویت فردی و رابطه زناشویی است. حواستان باشد که رابطه با همسرتان در حاشیه قرار نگیرد.

از فرصتی که برای رسیدگی به امور مستقل از خانواده به دست می‌آورید برای پرورش ذهن و روحتان بهره بگیرید. حتی می‌توانید در فراغت‌های شخصی تان به بازبینی رابطه زناشویی و یا رابطه با فرزندانتان بپردازید. وقتی شما وابسته هستید حتی نمی‌توانید به تنهایی درباره رابطه‌ای که در آن قرار دارید فکر کنید!اگر همسرتان در مسیر این تغییرات به فعالیت‌های جدید و متفاوتی روی آورد آن را با روی باز بپذیرید و تاکید کنید که این فعالیت‌ها در شادکردن زندگی مشترکمان نیز مفید خواهد بود. از این تغییرات نگران نشوید. اگر او دوست جدیدی پیدا کرد، ورزش جدیدی را شروع کرد و یا به هرکارمثبت دیگری که پیش از آن انجام نداده است، پرداخت، نگران نشوید و از ان استقبال کنید.کنجکاوی‌هایتان را کنترل کنید. از او نپرسید «در مهمونی چی گفتین؟» «با کیا آشنا شدی؟» «به چی فکر می‌کردی؟». اجازه بدهید همسرتان خودش راجع به آنها با شما حرف بزند. با این حال حق دارید تلویحاً از همسرتان بخواهید گهگاهی راجع به آنها با شما حرف بزند.اگر شدت وابستگی شما و همسرتان آنقدر زیاد است که نمی‌توانید به تنهایی آن را کنترل کنید حتما با یک روانشناس و رفتاردرمانگر صحبت کنید.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.94876s, 18q