چگونه در زندگی زناشویی موفق شویم؟

۱۳۹۱/۰۵/۰۴ - ۲۲:۰۷ - کد خبر: 53344
سلامت نیوز: همه می گویند ازدواج مثل هندوانه است. به شرط چاقو هم درکار نیست. اما امروزه از چیزهایی نام می برند که به دوام ازدواج کمک می کند. دوام نهاد خانواده که این روزها به خاطر توقعات زیاد ما گاهی متزلزل می شود؛ از ماست که بر ماست. حالا ما می توانیم با نگاهی مختصر به آن چیزهایی که به خانواده مان انسجام می دهد، شرایط بهتری را برای رسیدن به آرامش مهیا کنیم.

ازدواج موفق بستگي به عوامل مختلفي دارد كه خيلي از آنها را بايد در دوران نامزدي ) قبل از ازدواج( ارزيابي كرد. عوامل ديگري نيز در موفقيت زندگي زناشويي موثر است كه مي توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.

در ازدواج، توانایی سازش دایمي با شرایط گوناگون که ممکن است متغیر هم باشد و از خودگذشتگي فراوان لازم است اما اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یكديگر توافق بيشتري داشته باشند، امكان سازش بعدي بيشتر خواهد بود. مهمترين عوامل توافق در ازدواج عبارت اند از: رشد عاطفي و فكري، تشابه علايق و طرز تفكر، تشابه مذهبي، تشابه تحصيلي و طبقاتي، تشابه طرز فكر نسبت به امور جنسي، تشابه علاقه به زندگي و سرعت عمل در كارها، رابطه با خانواده زن و شوهر.

مهمترين عامل موفقیت ازدواج

مهمترين عامل موفقيت در زندگي زناشويي، رشد عاطفي و فكري است البته درجه رشد عاطفي و فكري تنها بستگي به سن ندارد بلكه سن رواني، اجتماعي و عاطفي و سن جسماني همه از عوامل موثر در رشد عاطفی است.

رشد جسماني نيز عامل مهمي در آمادگي و در نهایت دوام ازدواج است. مساله ديگري كه از لحاظ بهداشت رواني قابل ملاحظه است اينكه آيا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشويي خواهد شد يا خير؟

شخصي كه از لحاظ اجتماعي رشد كرده است، روابط اجتماعي را بهتر درك مي كند. او مي داند چگونه با ديگران، به خصوص خانواده و همكارانش سازش كند. او درك مي كند كه انتظارات اجتماع از او چيست و تا اندازه زيادي قادر است خود را با اين توقعات تطبيق دهد. همچنين او آماده قبول مسووليت است و نسبت به محدوديتهاي خود آگاهي دارد.

رشد عاطفی، کی و چقدر؟

یكي ا ز مهمترين عوامل رشد، مقدار و چگونگي رشد عاطفي است. مثلا شخص ممكن است 30 يا 40 سال عمر كرده باشد ولي از لحاظ رشد عاطفي عقب مانده محسوب شود. چنين شخصي قدرت كنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتيجه زندگي زناشويي او مختل مي شود.

شخصي كه رشد عاطفي كرده است، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشكلات زندگي نظريه واقع بينانه اي دارد. او داراي فلسفه زندگي معيني است كه بر اساس آن مي تواند از بحرانهاي دايمي زندگي جلوگيري كند.

او به پيشرفتهاي فعلي خود متكي است و زياد به گذشته خود، هر چند هم با شكوه بوده باشد، اتكا ندارد. در ضمن به مطالبي از قبيل امور جنسي ، عشق، ازدواج و تربيت كودك نگاه روشنی دارد.

مثلث عشق و آقای اشتنبرگ

با تمام اين حر فها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيد هاند كه »اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟ « يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند.

ابتدا نظريه اي شكل گرفت كه اگر برخي شباهتهاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صميمیت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود مي آيد كه مي تواند ازدواج موفق را تضمين كند اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نمي افتد.

آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارایه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلا قها، برخلاف انتظار، در مواردي اتفاق مي افتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهتهايي به هم داشته اند اما پس از ازدواج تغيير كرده اند.

پس خيلي وقتها مشكل اينجاست که آدمها تغيير مي كنند اما با هم تغيير نمي كنند: در دو مسير يا با سرعتهاي متفاوتي تغيير مي كنند. پس حالا اين سوال به وجود مي آيد که »اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز مي تواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زو جها را تضمين كند؟ «

هوش عاطفی ات را به کار بینداز!

پژوهشهاي زيادي نشان داده اند كه هوش عاطفي یكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك مي كند به احساساتمان آگاه باشيم. بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم. آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم. ظرفيتهاي خودمان رابشناسيم و در مجموع یك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم.

از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم. هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان مي شويم، فرو نريزيم وبتوانيم به عنوان مساله اي معمولي حلش كنيم.

اين نوع هوش، يک چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل مي گيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليديترين نقش را دارد. اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند مي توانند بفهمند كه چه طور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف یكديگر تغيير كنند تا زندگيشان به رشد و صميميت بيشتري منجر شود.

یک تحقیق وطنی

پژوهشی نیز در دانشگاه علوم بهزیستی و توا نبخشی صورت گرفته است که به بررسي عوامل موثر در استحكام و انسجام خانواده مي پردازد. اين تحقيق مي تواند فرا روي جوانانی که در آستانه ازدواج هستند، قرار گيرد و مي تواند به عنوان الگويي براي آنان باشد تا معيارهاي آن را مدنظر قرار دهند و در زندگي زناشويي خود كمتر دچار مشكل شوند.

هدف كلي اين طرح، تعيين معيارها و عوامل انسجام در خانواده است و اهداف ويژه اين طرح شامل شناخت روشها والگوهاي مناسب خانوادگي، شناخت عوامل موثر در پيدايش مهر و محبت بين زوجين و بررسي ميزان موفقيت و معيارهاي انتخاب همسر است. در اين تحقيق مشخص شد، خانواده سالم و موفق مجموعه اي است كه در آن همه اعضا موفق هستند و همه مناسبات ميان افراد آن روال طبيعي و موفق دارد. خانواده مكاني است كه نيازهاي احساسي و عاطفي همه اعضای خود را تامين مي كند.

مواردی كه براي انسجام یك خانواده ضرورت دارد عبارت اند از: آشنايي و شناخت قبل از تشيكل زندگي مشترك، درك متقابل زوجين از همديگر، عشق و علاقه طرفين نسبت به همديگر، عدم دخالت ديگران، قرار داشتن در یك سطح اجتماعي، منطقي بودن و استدلالهاي صحيح، تفاهم اخلاقي زوجين، تشابه اعتقادات، احترامگذاري به عقايد و نظرات یكديگر، صداقت و درستي قبل از تشيكل زندگي مشترك و بعد از آن .

برقراری ارتباط و گفتگو یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت در ازدواج است. بدون برخورد و مکالمه درست، اختلافات و جرو بحثها به مشکلات بسیار بزرگی تبدیل می شوند. اگر یکی از طرفین یا هر دو آنها فاقد مهارتهای ارتباطی باشد، حل مشکلات بسیار دشوار خواهد شد چون زن و مرد قادر نخواهند بود نقطه نظرات و حرفهای همدیگر را به درستی بفهمند و درک کنند.

مشکل مالی

اگر یکی از طرفین ازدواج، خود را در مسایل مادی غرق کند، قادر نخواهد بود به جنبه های دیگر ازدواج نیز توجه داشته باشد. این رفتار مسامحه کارانه باعث خواهد شد که طرف دیگر احساس کند مورد بی تفاوتی و بی توجهی همسر خود قرار گرفته است که ویرانگر خواهد بود.

ازدوا جهای مصلحتی

محیط و شرایط پیرامون ازدواج نیز گاهي ممکن است باعث دوام یا شکست ازدواج شود. ازدواجهای مصلحتی، ازدواج سالمی نیست. وقتی تصمیم ازدواج بر مبنای چیزی جز عشق واقعی باشد، حالت معامله به خود می گیرد.

یکی از نمونه های این نوع ازدواج، ازدواجهایی است که طرفین به خاطر فشاری که از طرف خانواده یا دوستان و اطرافیان متحمل می شوند، تن به آن می دهند یا برخی دیگر که به خاطر صاحب فرزند شدن ازدواج میکنند‌.

هیچ یک از این دلایل نمی تواند دلیل سالم و صحیح برای ازدواج باشد و احتمال جدایی و اختلاف بیشتر خواهد شد. یکی دیگر از این عوامل محیطی ازدواج کردن در سنین پایین است البته سن ازدواج به خود فرد و آمادگی های او بستگی دارد اما اکثریت اعتقاد دارند که ازدواج در نوجوانی صحیح نیست.
منبع : هفته نامه سلامت

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
4.16975s, 18q