عوارض روحی و روانی پس از زلزله برای بازماندگان

۱۳۹۱/۰۵/۳۱ - ۱۵:۵۸ - کد خبر: 55021
سلامت نیوز : آنچه که پس از زلزله های پر تلفات و یا حتی حوادث بزرگی مثل سیل و جنگ در خور توجه بسیار است عوارض روحی و روانی است که برای بازماندگان اینگونه حوادث باقی می ماند.

فرزاد فرهودی روانشناس ارشد بالینی ضمن اشاره به حادثه دلخراش زلزله در استان آذربایجان شرقی به عوارض روانی پس از زلزله پرداخت و گفت: این روزها می بینیم که سازمان نظام روانشناسی در اقدامی کم سابقه و قابل توجه در حال تشکیل تیمی از روانشناسان برای اعزام به مناطق مصیبت زده است.وی افزود: اهمیت و فایده این کار زمانی مشخص می شود که اطلاعاتی در مورد تبعات روانی بلایای طبیعی داشته باشیم. یکی از عمده ترین مسائلی که بعد از اینگونه حوادث دامن گیر بازماندگان می شود اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر ؛ این روانشناس گفت: غالبا این اختلال زمانی شکل می گیرد که فرد تجربه سهمگینی مانند در خطر مرگ حتمی قرار گرفتن داشته باشد یا از نزدیک شاهد مرگ یا آسیب جدی دیگران باشد. فرد بازمانده یا نجات یافته، اندک زمانی بعد از سانحه علائم اضطرابی را بروز می دهد. ممکن است خوابهایی با موضوع سانحه ببیند و یادآوریهای ناگهانی و تکراری از سانحه داشته باشد که هیجان منفی شدیدی را در وی برمی انگیزد و بازگشت به صحنه حادثه باعث تداعی شدید رویدادها و احساس تجربه مجدد آن می شود.

فرهود افزود: در این مرحله که هنوز زمان زیادی از حادثه نگذشته تشخیص اختلال استرس حاد مطرح می شود که اگر در کوتاه مدت اقدامی برای درمان صورت نگیرد به سمت اختلالی شدیدتر و دیرپاتر خواهد رفت که همان اختلال استرس پس از سانحه یا پی تی اس دی است. درمان این اختلال هم به همان نسبت دشوارتر است. اینجاست که اهمیت اقدامات روانشناختی فوری پس از اینگونه حوادث روشن می شود. یکی از فراوانترین مسائلی که در بازماندگان دیده می شود، گناه بقاست.

وی در ادامه افزود: بدین معنا که فرد بازمانده که ممکن است نزدیکان زیادی را از دست داده باشد علاوه بر عواطف منفی و شدید حاصل از داغدیدگی باید احساس گناهی را نیز تحمل کند. و آن در نتیجه این پرسش پیش می آید که چرا آنها رفتند و من ماندم. فرد بازمانده آرزو میکند که ایکاش به جای همسر یا فرزندش خودش از دنیا میرفت و این رنج جانکاهی را به فرد تحمیل می کند.

فرهودی گفت: ای کاش لحظه ای خود را به جای این مردم نجیب و مصیبت دیده بگذاریم و ببینیم که جدای از داغدیدگی، خانه خراب شدن تا چه حد می تواند درد آور باشد. اگر شور کمک رسانی که هم اکنون شکل گرفته پس از مدتی فروکش کند (که طبیعتا فروکش خواهد کرد) دست کم می توان برای رفع مسائل و تبعات روانی زلزله دست به اقدامات دیرپا و بلند مدت زد. خانه های خراب را می توان دوباره ساخت، کسی به فکر روح و روان این مردم باشد.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
2.97129s, 18q