زندگی 25ساله 2خواهر با یك شناسنامه

۱۳۹۱/۰۷/۱۹ - ۱۲:۱۶ - کد خبر: 58188
سلامت نیوز :اظهارات عجیب دختر جوانی كه مدعی است 25 سال با شناسنامه خواهرش زندگی كرده است، به تشكیل یك پرونده قضایی پرماجرا در دادگاه خانواده تهران انجامید.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ایران و براساس اوراق پرونده، چندی قبل دختر 32 ساله‌ای به نام «پگاه» به شعبه 276 دادگاه خانواده تهران- مستقر در مجتمع قضایی عدالت- رفت و ضمن تقاضای اثبات نسب، خواستار صدور شناسنامه شد.

 وی درباره خواسته‌اش به قاضی گفت: من یك سال پس از تولد خواهر بزرگترم- پرستو- به دنیا آمدم. در آن روزها پدر و مادرم آنقدر درگیر اختلاف‌های خانوادگی‌شان بودند كه تولدم هیچ اهمیتی برایشان نداشت. به همین خاطر حتی برای دریافت شناسنامه هم اقدامی نكردند. مدتی بعد نیز پدر و مادرم از هم جدا شدند و كسی برایم شناسنامه نگرفت و تولدم ثبت نشد. فقط پدرم نامه‌ای در مورد انتساب من به خودش نوشت تا در صورت نیاز، آن را به دادگاه ارائه دهم. بعد هم برای همیشه ترك‌مان كرد. در آن زمان، حضانت من و خواهرم «پرستو» برعهده مادرمان بود تا این كه در 7 سالگی مثل بقیه بچه‌ها آماده رفتن به مدرسه و كلاس اول بودم كه مادرم به دردسر بزرگی افتاد. بنابراین از سر ناچاری از شناسنامه خواهرم استفاده كرد و ما دو خواهر با تفاوت سنی یك سال در دو مدرسه جداگانه اما با یك شناسنامه مشترك و بدون اطلاع مسئولان مدارس ثبت‌نام شدیم.

تا زمان دریافت دیپلم هم مشكل خاصی نداشتیم. هر چند همیشه زندگی‌مان با ترس و دلهره همراه بود. این روند ادامه داشت تا این كه خواهر بزرگ‌ترم در دانشگاه قبول شد و آینده‌ام به نابودی كشیده شد. در حالی كه «پرستو» در رشته پزشكی ادامه تحصیل می‌داد، دیگر من نمی‌توانستم در كنكور شركت كنم و از ادامه تحصیل باز ماندم. حتی پس از دو سال خانه‌نشینی و غصه خوردن، وقتی خواستگار مناسبی به سراغم آمد و تصمیم به ازدواج گرفتم، خواهرم شناسنامه‌اش را مخفی كرد و بدین ترتیب از همه امكانات مدنی محروم شدم و نتوانستم به خانه بخت بروم.

دختر جوان با ناراحتی ادامه داد: حالا خواهرم یك پزشك و دارای همسر و فرزند است اما من از زندگی عقب مانده و گوشه‌نشین و سرخورده شده‌ام. حتی حساب بانكی، گواهینامه رانندگی، شغل، گذرنامه یا خانواده‌ای كه تكیه‌گاهم باشند، ندارم و انگار هیچ‌وقت وجود نداشته‌ام. بنابراین سرانجام با هزاران دلهره و نگرانی به اداره ثبت احوال رفتم و درخواست صدور شناسنامه كردم، اما چون 32 سال از تولدم سپری شده، به درخواستم رسیدگی نكرده و مرا به دادگستری معرفی كردند تا به موضوع رسیدگی شود!

قاضی پرونده پس از شنیدن اظهارات عجیب دختر جوان، نماینده حقوقی اداره ثبت احوال را به دادگاه فراخواند و دستور احضار پدر و مادر «پگاه» را نیز صادر كرد. در این جلسه نماینده اسناد سجلی با اعتراض شدید به خواسته شاكی، اظهارات وی را بی‌اساس خواند و اخطار كرد: بر‌اساس تحقیقات صورت گرفته و مدارك موجود در بایگانی ثبت احوال، زن و مردی كه این دختر ادعا می‌كند پدر و مادر واقعی‌اش هستند، 30 سال پیش از هم جدا شده‌اند، اما در طلاقنامه آنان فقط نام یك دختر به نام «پرستو» قید شده و اشاره‌ای به نام پگاه نشده است. این زن و مرد برای پرستو - دخترشان- شناسنامه بموقع دریافت كرده و او را به مدرسه فرستاده‌اند. حتی هنگام جاری شدن طلاق، نگران سرنوشت بچه بوده‌اند و تكلیف حضانت او را نیز روشن كرده‌اند، اما پگاه تاكنون هیچ دلیل و مدركی درباره ادعایش به دادگاه ارائه نكرده و به نظر می‌رسد بررسی رابطه خونی او با خواهرش ضروری است و باید آزمایش‌های ژنتیكی و «دی‌ان‌آ» نیز صورت گیرد.

اما دختر جوان در حالی كه هنوز بر درستی ادعاهایش اصرار می‌كرد، به قاضی گفت: وقتی در دوره ابتدایی درس می‌خواندیم، مادرمان تصمیم به ازدواج مجدد گرفت. شوهر جدیدش هم حاضر نبود من و خواهرم را بپذیرد. به همین خاطر مادرم حاضر شد سهمش از خانه موروثی پدربزرگمان را به خواهرش ببخشد تا او از ما نگهداری كند. بنابراین در این سال‌ها در كنار خاله مهربانمان زندگی كردیم و مادرم نیز همراه همسرش راهی خارج از كشور شدند.آن‌طور كه شنیده‌ام، پدرم هم مقیم یك كشور اروپایی است. در حال حاضر پدر، مادر و خواهرم در خارج زندگی می‌كنند و قصد بازگشت به كشور را ندارند.

نمی‌دانم آنها در كدام كشور اقامت دارند، بنابراین انجام آزمایش در حال حاضر برایم ممكن نیست، اما هنوز دستنوشته پدرم در ‌مورد هویتم را به خوبی حفظ كرده‌ام تا در صورت نیاز به دادگاه ارائه دهم، ضمن این‌كه اظهارات نماینده ثبت‌احوال هم منطقی نیست، چرا كه در هر صورت من دختری 32 ساله، زنده و ایرانی‌ام كه هنوز موجودیتم در جایی ثبت نشده و می‌خواهم در كشورم از همه حق و حقوق قانونی‌ام بهره‌مند شوم و تنها راه ممكن برای ادامه زندگی نیز داشتن شناسنامه و اثبات هویت است. در عین حال برای یافتن پدر و مادر واقعی‌ام باید از كشور خارج شوم كه بدون دریافت شناسنامه و گذرنامه، همه راه‌ها به رویم بسته است.

 رئیس دادگاه در ادامه رسیدگی به این پرونده، از پلیس گذرنامه خواست جزئیات و زمان دقیق ورود و خروج پدر، مادر و خواهر مورد ادعای پگاه را از طریق مرزهای هوایی، زمینی و آبی در سال‌های اخیر گزارش كند. از سوی دیگر وی دستور داد با درج آگهی در روزنامه، آنها را به دادگاه فرا بخوانند. همچنین از پگاه خواسته شد هرگونه دستنوشته، عكس یادگاری، شاهد و یا دلیلی برای اثبات ادعایش دارد، به دادگاه معرفی و در‌اختیار قاضی قرار دهد تا عدالت در ‌مورد حقوق از دست رفته زن جوان اعمال شود.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.8214s, 18q