ابراز نگرانی کارشناسان از مرگ یک پلنگ دیگر

۱۳۹۱/۰۸/۰۱ - ۱۳:۳۷ - کد خبر: 58988

سلامت نیوز : نگرانی از وضعیت حیات وحش در ایران با مرگ دومین پلنگ در کمتر از یک هفته بیشتر از قبل شده است. این بار البته مثل ماجرای ممسنی خبری از عکس لاشه تیر خورده یک پلنگ نیست. در جنگل‌های کردکوی گلستان یک پلنگ بالغ با لاشه مسموم شده یک گراز تلف شده و مدیر انجمن دیده بان حقوق حیوانات با اعلام این خبر ابراز نگرانی کرده که ادامه روند فعلی، حیات بزرگترین گربه ایرانی را در معرض خطر جدی قرار داده است.

این بار در گلستان

به گزارش سلامت نیوز به نقل از آرمان ؛ هنوز سه روز از ماجرای قتل فجیع یک پلنگ ایرانی در ممسنی استان فارس نگذشته که شهرام امیری شریفی از کردکوی استان گلستان خبر داده است دومین پلنگ نیز به کام مرگ رفته آن هم با تله مسموم که از بدترین روش‌های عامیانه برای مقابله با حمله حیوانات وحشی به گله روستائیان است. به گفته امیری شریفی «این ماده پلنگ کاملا بالغ بوده و حدود ۶۵ کیلوگرم وزن داشته اما در لاشه‌اش هیچ گونه اثر گلوله و زخم کشنده دیده نشده و به همین خاطر به نظر می‌رسد که توسط لاشه‌های مسموم اهالی کشته شده است. شاید چنین کشتاری در حیات وحش بتوان کشتار ناآگاهانه نامید. دکتر هوشنگ ضیایی از استادان دانشگاه در حوزه حیات وحش در گفت‌وگو با آرمان تاکید می‌کند که «علاوه بر این که روستائیان با اسلحه و دام به جان حیات وحش کشور افتاده اند، به خاطر نداشتن آگاهی لازم در این زمینه، گاهی حیوانات حیات وحش را از طریق لاشه‌های مسموم به کام مرگ می‌کشانند.» این موضوع البته موضوع تازه‌ای نیست اما بارها به جمعیت کم تعداد حیوانات وحشی، ضربه‌هایی زده که قابل جبران نیست. در پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، بزرگترین دغدغه مدیران پروژه لاشه‌هایی بود که توسط روستائیان به زهر آغشته می‌شد تا برای حفاظت از گله حیوانات اهلی در اطراف مزارع گذاشته شوند. یوزپلنگ‌های بسیاری از این طریق تلف شدند، آموزش‌های گسترده‌ای هم صورت گرفت تا این حیوان در حال انقراض لااقل از دست روستائیانی که آموزشی در این زمینه ندیده بودند در امان باشد.

شکارچی شکار شده

اما به نظر می‌رسد همانطور که دکتر ضیایی تاکید کرده مشکل اصلی در برخورد با حیوانات وحشی در کشور مسئله آموزش باشد:«بارها تاکید شده اما هنوز این مسئله را بسیاری از روستائیان کشور که در دشت‌ها و جنگل‌های ایران زندگی می‌کنند نمی‌دانند که پلنگ‌ها اصولا به انسان حمله نمی‌کنند و غذای خود را از طبیعت به دست می‌آورند و اگر چرخه حیات در طبیعت محل زیست شان به سامان باشد نیازی به خوردن گوسفند گله ندارند. اصولا نمی‌توانند چنین حیوانی را بخورند.» ضیایی معتقد است که بین آن روستایی که از ترس جانش به روی این گربه سان در معرض خطر انقراض آتش می‌گشاید با روستائیانی که به این شکل پلنگ‌ها را به کام مرگ می‌کشانند هیچ تفاوتی نیست: « هر دو از خسارت‌های احتمالی حیوانی می‌ترسند که اصولا جز نفع و فایده چیزی برای زندگی آن‌ها ندارد.» و ادامه می‌دهد: «پلنگ در ایران با خوردن گراز و یک نوع جوجه تیغی که آفت درخت‌های کشور است، به بقا و حیات محیط زیست روستایی و جنگلی ما آنقدر کمک می‌کند که میلیون‌ها تومان بودجه قابل جایگزینی با آن نیست. اما متاسفانه به خاطر حفظ چند راس دام به اشتباه چنین موجودی به کام مرگ فرستاده می‌شود.» این موضوع را البته شریفی هم از سوی دیده بان حیوانات تایید می‌کند. او معتقد است که مسموم کردن پلنگ‌ها توسط لاشه گراز در استان‌های شمالی رسم غلطی است که ریشه تاریخی دارد:«هنوز افراد محلی زیادی به اشتباه مسئول کشتار گوسفندهای گله‌شان را این زیستمند با ارزش می‌دانند و به احتمال زیاد این پلنگ ازاین طریق تلف شده است.» این در حالی است که کشتن حیوانی چون پلنگ که در راس هرم جمعیتی حیات وحش قرار دارد می‌تواند به گفته شریفی «صدمه‌های جدی و گاه غیر قابل جبران به اکوسیستم وارد می‌کند و اثرهای قابل توجه بر جمعیت حیواناتی دارد که به‌عنوان طعمه توسط این گونه‌ها شکار می‌شوند.»

در نبود پلنگ

واقعیت این است که اگر پلنگ بمیرد به طور طبیعی جمعیت گراز زیاد می‌شود. روستائیان این حیوان را به خوبی می‌شناسند و می‌دانند از آن جایی که گوشتش حرام است و چندان باب طبع شکارچیان نیست، کنترل جمعیت آن چقدر مشکل است و درصورت افزایش جمعیت چطور به‌عنوان آفت جنگل می‌تواند سبب نابودی درخت‌ها و مزارع شان شود با این وجود شکارچی اصلی گراز را با تله‌های مسموم خود به کام مرگ می‌کشانند و از روی بی‌اطلاعی دو ضرر به خود می‌زنند: امیری شریفی نخستین خسارت افزایش گرازها به خاطر مرگ پلنگ‌ها را این طور توصیف می‌کند:« در نتیجه کاهش جمعیت این حیوان شکارچی، جمعیت گراز از تعادل خارج می‌شود و صدمه غیر قابل تصوری به مزارع وارد می‌شود که محصول آن صدور مجوز کشتار گراز برای میرشکاران است.» و دکتر ضیایی به آرمان از خسارات دیگری می‌گوید: «در حال حاضر درختان جنگل‌های کشور با آفت گرازها مواجه‌اند و درصورت بی‌توجهی به مرگ پلنگ‌ها که شکارچی این آفت به حساب می‌آیند باید نگران وضعیت جنگل‌های کشور بود.»

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
3.99102s, 18q