دریاچه ارومیه زیست‌بومی اسیر اندیشه تقلیل‌گرایانه

۱۳۹۱/۰۹/۱۴ - ۱۳:۱۸ - کد خبر: 61857
سلامت نیوز : موضوع دریاچه ارومیه در سطحی عمومی اسیر تفکری تقلیل‌گرایانه‏ شده است.‏ مقصودم از سطح عمومی، رفتاری است که برخی از ذی‌نفعان و ذی‌ربطان موضوع از خود بروز داده‌اند یا می‌دهند.این رفتارها ‏چه درباره رفتارهای خود انگیخته و چه در واکنش‌هایی که این گروه‌ها و افراد نسبت به رفتارهای یکدیگر داشته‌اند نمایان بوده ‏است.‏بخش عمده‌ای از جامعه محلی موضوع دریاچه را رقابتی برای برداشت بیشتر آب تصویر کرده‌اند. نگرانی هایشان بیشتر از جنس ‏خشکیدن درختان باغ‌ها و کم شدن محصول‌های کشاورزی بوده است. عضو جامعه محلی ممکن است یک باغ دار جزء بوده باشد ‏یا یک کارگزار بخش خصوصی یا یک سیاستگذار یا یک فعال اجتماعی. دولتی‌ها گاه این موضوع را تا حد موضوعی برای جلساتی ‏چند ساعته که اختلافاتی بین صاحبنظران مختلف درباره آن وجود دارد فرو کاسته‌اند و گاه نیز واکنش‌ها به آن را تا حد بحث‌هایی ‏که ظرفیت سیاسی شدن را دارند پیش برده‌اند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از آرمان ؛ بخش عمده‌ای از دانشگاهیان آن را موضوعی جذاب برای ورود نیافته‌اند و بخشی دیگر گفت و گو درباره آن را به حد صحبت در ‏باره سانتی‌مترهای آبی که پایین رفته و تحلیل عکس‌هایی که مساحت‌های محدود شده را نمایان می‌کند تقلیل داده‌اند.‏ روزنامه‌نگاران در بیشتر مواقع موضوع دریاچه را دارای اجزای جذابی برای نوشته‌های جنجالی و خوش ساختار یافته‌اند. سازمان‌های ‏غیر دولتی گاه به نابودی یک زیستگاه یا آواره‌گی یک گونه در حال انقراض اشاره ‏کرده‌اند.‏موضوع دریاچه اما موضوعی فرو کاستنی نیست. دینفعان گوناگون به عمد یا به سهو ابعاد بزرگ زمانی و مکانی ماجرا را فراموش می‌‏کنند. نابودی دریاچه یک فاجعه بزرگ است نه تنها در ابعاد ملی بلکه در ابعاد منطقه ای.‏بهانه نگارش این یادداشت کوتاه، صحبت‌های یک استاد دانشگاه است. کسی پیشنهاد داده که برای حل موضوع به کل آن را پاک ‏کنیم.‏گروهی آن را یک پیشنهاد علمی مبتنی بردانش اکولوژی فرض کرده‌اند. گروهی آن را مبنای پرسش از سیاستگذاران درباره ‏آینده دریاچه قرار داده‌اند. گروهی به بهانه آن به نقد نوعی اندیشه در فضای فعالیت‌های محیط‌زیستی مشغول شده‌اند. گروهی این ‏پیشنهاد را نوعی طنزگویی از جنس وارونه نشان دادن موضوع برای حساس کردن افکار عمومی به خطا‌ها صورت گرفته درباره ‏دریاچه تصور کرده‌اند.

‏نکته قابل تامل اما این است: فروکاهی موضوعی به شدت پیچیده با ابعادی گسترده به حد یک شوخی قابل بررسی است.‏موضوع این است: این گفته یا جدی است یا شوخی. فرض سومی موجود نیست. پرسش هااین است: چگونه می‌شود با موضوعی با ‏این ابعاد شوخی کرد؟ آیا کسی با زلزله‌ای که حداکثر چند هزار نفر را درگیر خود کرده شوخی می‌کند؟ مثلا کسی به خود اجازه می‌‏دهد پیشنهاد دهد بهتر است برای حل مشکل زلزله زدگان کل مناطق زلزله زده را با بولدزر صاف کنیم و به مردم بی‌خانمان بگوییم ‏لی لی کنان خود را به نزدیک شهرهای آباد برسانند ما آنجا منتظریم که کمک شان کنیم! ‏موضوع در عین پیچیدگی خود در صورت کلی خود دارای وضعی آشکار و واضح است: یک زیست بوم بسیارمهم در حال فروپاشی ‏است که زیست پایدار نزدیک به 5 میلیون انسان با آن گره خورده است. یک زیست بوم حیاتی در حال مرگ است که وضعیت ‏زیست بوم شناختی منطقه‌ای وسیع را به شکلی گسترده دچار تغییری بزرگ خواهد کرد. چطور می‌شود با زلزله‌ای در این ابعاد ‏شوخی کرد یا نسخه‌های عجیب برایش پیچید؟ چطور می‌شود حد این موضوع را تا اختلاف نظرهای کارشناسی در سطح سازمان‌های دولتی و دانشگاهی پایین‌آورد؟ ‏ناگهان یک جمعیت ۴ - ۵ میلیونی خواهیم داشت که زندگی زیستی‌، زندگی معیشتی‌ و جایگاه زیستشان دستخوش تغییرات اساسی و ‏تخریب‌های اساسی قرار خواهد گرفت.

بسیاری از این آدم‌ها ممکن است به صورت آواره یک فاجعه زیستی به مناطق دیگر کوچ کنند. ‏چون رقم بسیار بالاست و ظرفیت بسیار پایین، شرایط اجتماعی، اقتصادی و حتی وضعیت ژئوپولیتیک ممکن است دستخوش مشکلاتی شود که مدیریت آن دشوار است. این رویکردی است که به موضوع از منظر شرایطی که برای ‏انسان‌های ساکن در این منطقه ایجاد خواهد شد نگاه می‌کند. در نگاهی وسیع‌تر، این بخشی از حیات است که در جایی از زمین ‏نابود می‌شود با همه رنگارنگی و گونه‌گونگی اشکال زیستی‌اش.‏در یک جمع بندی کوتاه باید گفت مسئله دریاچه توسط بیشتر افراد و گروه‌ها تنها براساس نتایج یا اثرات کوتاه مدت یا تحلیل‌های خطی و غیر سیستمی مورد بررسی و توجه قرار گرفته است و کل موضوع یا موضوع به مثابه یک کل و فاجعه‌ای انسانی، ملی و ‏منطقه‌ای که در پی آن واقع خواهد شد به عمد یا به سهو به دست فراموشی سپرده شده است. ارجاع مسئله به کاهش بارندگی در یک ‏دهه گذشته یا تغییرات اقلیمی و سخن گفتن از ده‌ها نمونه مشابه به عنوان اتفاقی طبیعی در جریان تغییر اقلیم، تلاشی در جهت ‏خطی کردن موضوع است. چه کسی است که نداند مهم‌ترین دلایل نابودی دریاچه، انسان ساخت است؟

برخی مسئولیت‌های خود ‏را به گردن دیگری انداخته‌اند و گاه تلاش کرده‌اند ابعاد بزرگ فاجعه را کوچک نشان دهند یا موضوع را حل شده قلمداد کنند. ‏دانشگاهی‌ها و مردم به موضوع به مثابه امر واقع و ملموس ننگریسته‌اند (که اگر اینچنین نبود یکی از این میانه برنمی خاست که ‏پیشنهاد پاک کردن دریاچه از روی نقشه‌های جغرافیایی را بدهد و از آن میانه گروهی از مردم هم بگویند استاد حتما چیزی بیشتر می‌‏داند که چنین می‌گوید) اینجا همان نقطه کلیدی عزیمت ماست: اصل موضوع و دلایل متعدد آن و نتایج بلندمدت و غیر قابل ‏بازگشتش فراموش می‌شود. قباحت موضوع بازی کردن با زندگی یک اکوسیستم و میلیون‌ها نفر از مردمانش در قبای واژه‌هایی که ‏موضوع را به حد یک مسئله مورد اختلاف چند سازمان یا تغییرات طبیعی در اقلیم فرو کاسته، پیچیده می‌شود. اینکه می‌گویم ‏موضوع در منظر کلی پیچیده نیست منظورم پیچیدگی‌های موضوعی نیست بلکه پیچیدگی‌هایی است که تلاش می‌کند واقعیت ‏بزرگ را بپوشاند. ‏مسئله دریاچه یکی از مهم‌ترین چالش‌های محیط‌زیست سرزمین ماست. موضوعی فراتر از انقراض یک‌گونه یا خشک شدن یک ‏چشمه. موضوع در حد انسانی آن می‌تواند به اخلالی بزرگ در زندگی پایدار جماعتی عظیم منجر شود.در ابعاد محیط‌زیستی‌اش ‏شمال غرب و غرب کشور ما را دچار مشکلات عدیده خواهد کرد.‏
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.37468s, 18q