سن طلایی انتقال ارزش ها به کودک

۱۳۹۱/۰۹/۱۴ - ۱۴:۰۱ - کد خبر: 61863
سلامت نیوز : والدین در تربیت فرزندان با مسائل زیادی روبه رو هستند؛ همزمانی بسیاری از آموزش هایی که کودک باید ببیند افزون بر حساسیت این دوران و شرایطی که یک خانواده را از دیگری متمایز می کند، پرورش کودک را به امری منحصر به فرد و گاهی دشوار تبدیل می کند که هر قدر درباره آن بدانیم، کم است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان ؛ والدین آگاه و هوشمند با درک اهمیت آموزش در دوران کودکی، تلاش می کنند بهترین و موثرترین آموزه ها را به کودک خود آموزش دهند. در این مطلب به بحث انتقال ارزش ها و آموزش آن به کودک پرداخته شده است که امیدواریم مفید و کمک کننده باشد.ما هر روز شاهد چهره غمزده بعضی از والدینی هستیم که فرزندان آن ها ارزش هایشان را رد کرده اند. بچه هایی که درس نمی خوانند، سیگار می کشند و یا موادمخدر مصرف می کنند و به نوعی ارزش های خانواده را رد کرده اند. والدین از خود می پرسند در تربیت آن ها چه کوتاهی کرده اند و چرا نسل جدید به ارزش های آن ها بی اعتناست. نکته این جاست که بسیاری از والدین نمی دانند که انتقال ارزش ها در سنین طلایی رشد در دوران کودکی انجام می گیرد و غفلت از آن به مثابه از دست دادن فرصتی طلایی برای پایه ریزی ارزش های اساسی در زندگی کودک است که در سال های بعد با دشواری بیشتری انجام می شود.دکتر شهرام ناصری مشاور و روانپزشک با بیان این مطلب به خراسان ادامه می دهد: انتقال ارزش ها با پیوند نسل ها ارتباط دارد و وقتی نسلی نتواند ارزش های خود را به موقع به کودکان انتقال دهد، در واقع پیوند نسلی گسسته می شود.

واقع گرایی به جای کمال گرایی

انتقال ارزش ها را می توان به مانند یک پروژه دانست که شروع و پایانی دارد، یعنی برای انجام آن مدت محدودی در اختیار داریم و تا بی نهایت زمان نداریم.

این کار مانند هر پروژه دیگری، مدیریت می خواهد و اگر بخواهیم مدیریت کمال گرایانه داشته باشیم محکوم به شکست هستیم.دکتر ناصری با بیان این که همه ما دوست داریم، فرزندمان همیشه ۲۰ بگیرد، تصریح می کند: این تفکر ایده آل گرا در رفتار والدین حاکم است و عمومیت دارد، در صورتی که اگر بخواهیم فرزندمان ۲۰ بگیرد باید گاهی ۱۰ بگیرد تا رشد کند. در حوزه رفتاری و ارزشی نیز نباید کمال گرایانه برخورد کنیم بلکه باید واقع گرا باشیم و با توجه به شخصیت و تیپ خانوادگی از فرزندمان توقع داشته باشیم. در واقع والدین باید عمل گرا باشند؛ بیشتر والدین حرف های خوب می زنند اما در عمل کم می آورند و نمی توانند به گفته های خود عمل کنند. در چنین شرایطی نمی توان انتظار داشت ارزش ها به خوبی انتقال یابد.

۳ اصل اساسی

از طرفی در هنگام انتقال ارزش ها باید ۳ اصل اساسی را در نظر آوریم و راه هایی را برای اجرای آن بیابیم. به عنوان مثال اهمیت احترام گذاشتن را به یک کودک منتقل می کنیم اما احترام یک واژه ارزشی است و شامل ده ها تعریف می شود که از یک خانواده تا خانواده دیگر متفاوت است. لازم است احترام را به درستی تعریف کنیم تا کودک بداند احترام گذاشتن یعنی چه و چه زمانی او رفتاری محترمانه دارد. به عبارت دیگر باید ۳ اصل شفاف کردن، محدود کردن و واضح کردن عملی را به اجرا درآوریم. باید منظورمان از احترام را بیان کنیم وگرنه کودک هر کاری بکند، می توانیم بگوییم بی احترامی کرده است و او هرگز نمی داند کی می تواند رضایت ما را جلب کند اما اگر احترام را به طور شفاف و کامل و عملی به او آموزش دهیم و بگوییم احترام یعنی با بزرگ تر بلند صحبت نکنی یا پایت را جلوی آن ها دراز نکنی و چند مثال دیگر، کودک می تواند بفهمد کی رضایت والدین را جلب می کند و کی این کار را نمی کند.

دکتر ناصری با بیان این که کلی گویی و تکرار عبارت احترام، صداقت، شجاعت و... فقط باعث می شود بار سنگینی روی دوش فرزندانمان بگذاریم، تاکید می کند: وقتی سعی می کنیم با واژه ها ارزش ها را منتقل کنیم بدون این که راهکار عملی برای آن نشان دهیم نباید انتظار داشته باشیم آن ها همیشه این بار را به دوش بکشند؛ در حالی که رضایت والدین را هم جلب نکرده  اند، بنابراین به یک باره بار را زمین می گذارند و این چنین می  شود که به تمامی ارزش ها پشت می کنند و پیوند نسلی از بین می رود.از طرفی یک کودک حافظه محدودی دارد از این رو باید ارزش ها را خلاصه و محدود بیان کنیم تا در ذهن کودک باقی بماند.همچنین نباید به چیزهایی ارزش بیشتری دهیم که خودمان به عنوان والدین در عمل به آن ناموفق بوده ایم. به عنوان مثال پدری که قادر نیست خشم خود را کنترل کند، تاکید زیادی دارد که فرزندش بتواند رفتارش را خوب کنترل کند، در صورتی که وقتی کودک الگوی درستی ندارد، نباید از او توقع خاصی داشت.

ارزش به مثابه سنگ رودخانه

رودخانه بزرگی را در نظر بگیرید که سنگ های بزرگی دارد و پر از سنگریزه است. سنگ های بزرگ به مثابه ارزش هاست که با جریان آب حرکت نمی کند. والدین در انتقال ارزش ها باید مثل سنگ محکم باشند و جابه جا نشوند. رودخانه نیزچنین سنگریزه هایی دارد که ممکن است با جریان آب حرکت کند. والدین هم باید در مورد سایر مسائل، در جهت آب شنا کنند تا کودک اعتماد به نفس و هویت فردی خود را به دست آورد.این مشاور تصریح می کند: باید توجه داشت در سیستم خانواده همانند هر سیستم دیگری، قوانین ثابتی وجود دارد که تغییر نمی کند و بدون آن سیستم خانواده از کار می افتد. روابط، قوانین، مرزها، ارزش ها، اعضا و مسائل دیگر هم در نظام خانواده مطرح است و هر یک روی دیگری تاثیرگذار است. اما حتی اگر روابط، قوانین و مرزها در یک خانواده به درستی شکل نگرفته باشد باز هم می توان ارزش ها را انتقال داد.به همین دلیل است که کار بسیاری از والدین شکایت کردن و غرزدن به نسل جوان و متهم کردن آن ها به بی اعتنایی به ارزش هاست که گاهی به سختگیری و انتقام جویی هم منتهی می شود. درصورتی که برای ریشه یابی بی اعتنایی جوانان به ارزش ها، باید کنش های والدین را ارزیابی کرد.

راه والدین

بیشتر والدین خودرا به روز نمی دانند و تصور می کنند باید به روز باشند تا بتوانند با جوانان ارتباط برقرار کنند و ارزش هایشان را منتقل کنند. درصورتی که لازم نیست والدین به روز باشند. این سوءتفاهم را باید از ذهن والدین پاک کرد. زیرا هر نسلی سلیقه، فرهنگ و آداب خودش را دارد و در عین حال باید قادر باشد ارزش هایش را به نسل بعد منتقل کند، بنابراین دلیلی ندارد والدین مانند جوانان رفتار کنند، لباس بپوشند و موسیقی آن ها را گوش کنند تا بتوانند با آن ها ارتباط برقرار کنند و ارزش هایشان را منتقل کنند. یکی از دلایلی که در جامعه امروز دچار مشکل شده ایم همین است که نه فقط نتوانسته ایم ارزش هایمان را به نسل جوان منتقل کنیم، بلکه خود والدین هم تلاش کرده اند، شبیه نسل جوان رفتار کنند و این اشتباه محض است. زیرا نظام ارزشی با همرنگ شدن با جوان و یا صدور بخشنامه یا دستور منتقل نمی شود بلکه با آموزش به موقع و شفاف کردن و محدود کردن ارزش ها امکان پذیر است.از طرفی گاهی والدین به علت ناامنی روانی شدیدی که دارند دچار افراط و تفریط می شوند. یعنی چون نمی دانند اولویت در ارزش ها کدام است دایم تغییر مسیر می دهند تا فرزندشان بهتر تربیت شود در صورتی که تغییر دایمی مسیرها، باعث سردرگمی فرزندان می شود.والدین باید در انتقال ارزش ها اعتدال را رعایت کنند.طبیعی است که بسیاری از والدین در این حوزه دچار اضطراب شدید می شوند و این اضطراب مانع از تربیت صحیح فرزندان می شود.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.07897s, 20q