آتش سوزی در دبستان«شین آباد» و چند پرسش

۱۳۹۱/۰۹/۱۸ - ۱۵:۳۲ - کد خبر: 62152

سلامت نیوز : کمتر سالی آموزش‌و‌پرورش شاهد این همه رویدادهای دردناک و اندوهبار بوده است. واپسین آنها خبر آتش سوزی در دبستان دخترانه روستای «شین‌آباد» پیرانشهر در آذربایجان غربی است. در این رخداد تلخ که چهارشنبه 15 آذر ساعت 30/8 دقیقه صبح روی داد،36 دانش‌آموز پایه چهارم دبستان دچار سوختگی شده و شماری از آنها بخاطر آسیب‌های شدید،به بیمارستان‌های تبریز فرستاده شدند. این رویداد خوشبختانه جانباخته‌ای نداشت،اما چیزی که آن را دردناک‌تر می‌کند،سوختگی دست و سر و روی پنجاه درصد این دخترکان دبستانی است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از آرمان ؛ در رویدادی مشابه که سال 85 در روستای درودزن استان فارس رخ داد،چند تن از کودکان جان باختند و شماری نیز دچار سوختگی‌های شدید در ناحیه سر و صورت گردیدند. چند ماه پیش- پس از سال‌ها درد و رنج و دلهره این دانش‌آموزان و خانواده‌های شان و پس از روند طولانی دادگاه- آموزش و پروش پذیرفت که دیه آنها را بپردازد. با توجه به این که،چنین حادثه‌هایی بیشتر در روستاها و شهرهای محروم روی می‌دهد و خانواده‌های دانش‌آموزان،توان مالی درخوری ندارند و از پس هزینه‌های درمان و بهسازی پوست جگرگوشگان خویش بر نمی‌آیند،این گونه رفتارها از سوی دولت و آموزش و پروش پرسش برانگیز است! بر کسی پوشیده نیست که سوختگی در این ناحیه بر زندگی آینده این کودکان تا چه اندازه اثر داشته و آنها را از یک زندگی عادی- به ویژه دختران را- محروم می‌سازد. امیدواریم در مورد دختران شین‌آبادی شاهد فراموشی و روندی فرسایشی نباشیم و نمایندگان این بخش از کشور و مسئولان آموزش‌و‌پرورش راهکارهایی را برای پیگیری درمان این کودکان بی‌گناه بیندیشند.اما آتش‌سوزی این دبستان پرسش‌های دیگری نیز به‌همراه دارد.

1- در بند 1 ماده 3 کنوانسیون حقوق کودک آمده است: «درانجام هر اقدامی،که به گونه‌ای به کودک مربوط می‌شود،چه در بخش عمومی،خصوصی،اداری،غیر اداری و یا هر بخش دیگری،رعایت نفع و تامین سلامت کودک بر دیگر مسائل تقدم دارد.» ناگفته نماند که جمهوری اسلامی‌ایران،این پیمان نامه را در سال 1381 پذیرفته است. در فصل ششم- بخش نخست راهکارهای سند بنیادین- نیز بر ... شایستگی حفظ و ارتقای سلامت فردی و بهداشت محیطی ... در آموزش‌و‌پرورش تاکید شده است. آیا در همه مدرسه‌های کشور استانداردها برای حفظ تندرستی دانش‌آموزان رعایت شده است؟ آیا کارگزاران آموزشی نباید با سختگیری بیشتر مَثل معروف مشت نمونه خروار است را به گوش جان بشنوند و راهکارهایی را که سلامت جانی دانش‌آموز را تضمین می‌کنند،بیش از گذشته پیگیری کرده و به اجرا درآورند؟ پس از یکی از رخدادهای اینچنینی وزیر در گفت‌وگویی،آن را به دوران پیش از خود مربوط دانست و قول داد که در دوران مدیریت وی شاهد رویدادی مشابه نباشیم. اکنون که رویدادی چنین تلخ را شاهدیم، چه توجیهی‌وجود دارد؟ و ما به‌عنوان شهروندانی که از خدمات آموزشی بهره می‌بریم چه راهکاری را باید پیگیری کنیم؟

2- اجرای 6- 3- 3 و کمبود و نبود زمینه‌های درخور برای پیاده‌سازی آن،صدای برخی از کارشناسان آموزش‌و‌پرورش را درآورد یکی از خرده‌های فراگیر در اجرای ساختار تازه،فشردگی بیش از پیش دانش‌آموزان در کلاس‌ها بود. اما همواره کارگزاران آموزشی این ایراد را رد می‌کردند. برای نمونه فاطمه قربان،معاون ابتدایی وزیر آموزش‌و‌پرورش در گفت‌وگویی که با یکی از روزنامه‌ها داشت گفت:بیشترین شمار دانش‌آموزان در کلاس‌های دبستان 30 تن است. ما گروهی را برای بررسی نارسایی‌های اجرای 6- 3- 3 به دبستان‌ها فرستاده‌ایم اما تاکنون هیچ گزارشی از نارسایی‌ها دریافت نکرده‌ایم. کلاس دبستان شین‌آباد 36 تن بوده است! آن هم در دبستانی روستایی و مرزی. البته این تراکم تنها برای شهرستان‌ها و روستاها نیست،هنگامی‌که بابای دبستانی در مرکز تهران،از 38‌دانش‌آموز پایه ششم در دبستانی 240‌متری و ناله‌های آموزگارشان که کلاس آنچنان پر است که گردن بچه‌های ردیف نخست کلاس نزدیک 90درجه به سوی بالا کج می‌شود شکایت کرد، ناخودآگاه یاد سخنان خانم معاون افتادم. اگرچه اکنون شمار زیاد دانش‌آموزان از نظر سلامت جسمی‌آنها مورد پرسش است. شنیده‌ها از آمار بالای دانش‌آموزان دبستانی حکایت دارد،اما راهکارهای حفظ تندرستی این نوباوگان چیست؟ و کارگزاران برای آن چه اندیشید‌اند؟

3- در سند تحول بنیادین و در بند نهم فصل پنجم- بعنوان راهبردهای کلان- می‌خوانیم:«اسقرار نظام مدیریت اثربخش،کارآمد،مسئولیت پذیر و پاسخگو و بستر‌سازی برای نظام کارآمد منابع و مصارف در نظام تعلیم و تربیت رسمی‌و عمومی». آیا مدیریتی که بزرگ‌ترین افتخار دوران خود را تصویب سند ملی می‌داند،نباید خود را پیرو بند‌های آن نشان داده و از نخستین مجریان آن باشد؟ هنگامی‌ که برخی در مورد ناکارآمدی مدیریت بخش کوچکی از سازمان زیر فرمان خود پاسخگو نیستند،چگونه انتظار دارند که مدیران میانی و معلمان- در پایین‌ترین رده سازمانی- پاسخگوی رفتار خود باشند؟ در این صورت این ساختار آموزشی می‌تواند پرورش‌دهنده شهروندانی مسئول وپاسخگو باشد؟ در برابر رویدادهای تلخ این سال آموزشی،کدام مدیر و معاون پاسخگوی حوزه مدیریتی خویش بوده است؟ برای نمونه سخنان وزیر آموزش‌و‌پرورش در برابر پرسش خبرنگاران درباره واژگون شدن اتوبوس راهیان نور را بخاطر آورید! کارگزاران آموزشی باید بدانند که راه دگرگونی‌های بزرگ و ماندگار،دگرگونی اندیشه و نگاه و بازتاب آن در رفتارهای مدیران آموزشی است.

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.32731s, 19q