دوست بداریم یا دوستمان بدارند؟

۱۳۹۱/۰۹/۲۰ - ۱۲:۱۱ - کد خبر: 62317
دوست بداریم یا دوستمان بدارند؟
سلامت نیوز : اولین چیزی که با شنیدن واژه ازدواج به ذهن همه ما می رسد، علاقه و محبت است.دلبستگی عاطفی، محبت ورزی و از همه مهم تر پیدا کردن کسی که دوستمان داشته باشد، اولین دغدغه ذهنی ما به هنگام ازدواج است.در این مقطع بیشتر ما تصور می کنیم تنها نیازمان این است که فرد مناسب و مورد علاقه مان را بیابیم، با او ملاقات کنیم و از احساسش به خودمان مطمئن شویم.در این شرایط تمام تلاش خود را صرف پیدا کردن فرد مناسب و تصمیم گیری بین گزینه های مختلف می کنیم.اگر به سایت های همسریابی که اغلب هم غیرقانونی است نگاهی بیندازید، درمی یابید که متاسفانه چگونه انتخاب همسر شبیه خرید لباس یا کفش شده است. یعنی تابع یکسری معیارهایی شده است که اگر فراهم شود، گویی ازدواج در بهترین شکل خود انجام گرفته است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان ؛ این در حالی است که یک فرد برای انتخاب همسر باید از نظر روانی آمادگی پذیرش صمیمیت را داشته باشد. توجه کنید که درخواست صمیمیت و پذیرش آن دو موضوع کاملاً جداست که به گفته روان شناسان موضوع دوم ریشه بسیاری از مشکلات روانی و ارتباطی و اجتماعی افراد است.در این مطلب در گفت وگو با یکی از روان پزشکان کشور این موضوع را بررسی می کنیم.

نیازی به نام محبت

واقعیت این است که انسان در زندگی به طور دایم به دنبال جلب محبت است و محبت نیاز همیشگی اوست. همه ما به عنوان والد، همکار، دوست، همسر و فرزند باید دوست بداریم و دوستمان بدارند.علاوه بر این در تمام عرصه های زندگی به دنبال شیوه هایی برای جلب توجه، تحسین، تقدیر، حس ارزشمندی و شناخته شدن هستیم.

به گفته یکی از روان شناسان بزرگ هر شکایتی که مبتلایان به روان رنجوری دارند، به نوعی در ناتوانی در دوست داشتن دیگری ریشه دارد. دوست داشتن به مثابه مسئولیت پذیری، احترام و درک متقابل و تمایل به رشد شخصیت دیگری و خود است که در روانکاوی تحلیلی تلاش می شود این ظرفیت در فرد به تکامل برسد.

ویژگی های محبت

نکته این جاست که در واقع همه افراد می خواهند به نوعی محبتی را که هرگز از والدین خود بنا به دلایلی دریافت نکرده اند، در روابط و تعامل با دوست، همسر، همکار و حتی فرزندان به دست آورند. دکتر رضا مهدوی روان پزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان این مطلب به خراسان می گوید: همه ما در دوران کودکی شایسته دوست داشته شدن هستیم و برای بقا به محبت و علاقه والدین نیاز داریم. اما از آن جا که بعضی از ما محبتی را که شایسته آن هستیم، دریافت نمی کنیم، در طول زندگی تلاش می کنیم آن را از راه های دیگری دریافت کنیم.خوب است بدانید محبت واقعی مشخصه های بارزی دارد. پذیرش بدون قید و شرط ،داشتن ظرفیت جدی و عمیق برای توجه، وفاداری، احترام، همدلی، احساس محبت و در نظر گرفتن نیازها و خواسته های دیگری و در نهایت تعیین مرز و محدوده مشخص برای ابراز محبت.

در واقع باید گفت محبت واقعی و خالص از سوی والدین به کودک ابراز می شود چنان چه کودک نتواند این محبت را در ۵سال اول زندگی دریافت کند، در سال های بعدی زندگی تلاش می کند آن را در تعامل با دیگر افراد به دست آورد. نکته این جاست که دسته ای از این افراد به علت دریافت نکردن محبت کافی از سوی والدین، از صمیمیت با دیگران می پرهیزند. این افراد دچار احساس آسیب پذیری، ناامنی و اضطراب می شوند و بر هیجانات خود کنترلی ندارند و از تحت تاثیر دیگران قرار گرفتن می هراسند.ترس از مواجهه با دیگران در ناخودآگاه این افراد بسیار شدید است و ضربه عاطفی که در کودکی به دلیل نبود حمایت و محبت والد دریافت کرده اند، در روابط فردی و اجتماعی آن ها آشکار می شود.

محبت و آسیب پذیری

دکتر مهدوی ادامه می دهد: فردی که عزت نفس ندارد و توانمندی های خود را نمی شناسد، صمیمیت با دیگران را تهدیدآمیز تصور می کند و با این که علاقه مند به ایجاد روابط صمیمانه است، آن را در ناخودآگاه خود طرد می کند. درست به همین دلیل است که بسیاری از افراد در روابط اجتماعی یا روابط زناشویی خود مشکل دارند. آن ها اغلب از صمیمی شدن می هراسند و همزمان احساس می کنند برای دوست داشته شدن ارزش ندارند.نکته این جاست که بیشتر مردم تصور می کنند دوست داشتن ساده است و دوست داشته شدن دشوار است. در حالی که مشکل اصلی، دوست داشتن دیگران است نه دوست داشته شدن.بنابراین صمیمیت ۲محور اساسی دارد که یکی توان دوست داشتن و دیگری توان پذیرش محبت دیگری است. بنابراین نه فقط باید به دنبال کسی باشیم که ما را دوست دارد بلکه باید آمادگی روانی پذیرش صمیمیت دیگران را هم به دست آوریم.از سوی دیگر صمیمیت واقعی به شجاعت زیادی نیاز دارد تا یک رابطه شکل بگیرد و تداوم داشته باشد زیرا همه انسان ها به یک نسبت تلاش می کنند که در تعاملات اجتماعی از خود محافظت کنند. بنابراین تقریباً تمام انسان ها قادر به شروع رابطه هستند اما فقط کسانی که ظرفیت روانی پذیرش صمیمیت و شجاعت نگهداری آن را دارند، قادرند آن را حفظ کنند.به این ترتیب در مواجهه با افرادی که از صمیمیت در ناخودآگاه اجتناب می کنند، می توان با روان کاوی و تحلیل روابط آن ها با والدین، ریشه اجتناب را شناسایی و آن را بررسی کرد.طبیعی است که در چنین شرایطی فرد گاه تا مدت ها به روان کاوی نیاز دارد تا ریشه های دوری خود از دیگران را شناسایی و در طول زمان سعی کند روش دیگری را پیش بگیرد و آگاهانه اجتناب خود از دیگران را کنار بگذارد.
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.48952s, 19q