غذا، دعا، عشق

۱۳۹۱/۱۱/۱۹ - ۰۶:۳۳ - کد خبر: 66843
سلامت نیوز : حتی بهترین کتاب به انتخاب نیویورک تایمز بودن هم، برای پرفروش شدن در ایران کافی نیست. «غذا، دعا، عشق» که مدت ها جزء کتاب های پرفروش سایت «آمازون» بود و جایزه های بسیاری را از آن خود کرده بود، در اولین نوبت چاپش نتوانست موفق باشد. اما ساختن یک فیلم از روی این کتاب و معرفی آن در شوی تلویزیونی «اپرا» توانست آن را به یکی از پرفروش ها در ایران هم تبدیل کند و نامش را برسر زبان ها بیندازد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از البرز ؛ حتی بعد از گذشت چندین ماه از معرفی این کتاب توسط اپرا، هنوز هم بسیاری از کتابخوان ها، سراغ کتابی را می گیرند که چند ناشر برای ترجمه اش اقدام کرده اند؛ کتابی که تنها در نشر «افراز» توانسته به چاپ سوم برسد و تاکنون حدود ۴ هزار نسخه اش به فروش رسیده است. اگر می خواهید بدانید «غذا، دعا، عشق» چرا در دل چندین هزار نفر در جهان جا باز کرده، این مطلب را بخوانید.

پیشنهاد اپرا وینفری: «غذا، دعا، عشق»

در میان خریداران، خانم ها اصلی ترین مخاطبان آن بودند که جالب این است که تقریبا هیچ کس از این کتاب بد نگفته و آن را پسندیده اند

● قبل از معرفی اپرا، این کتاب خاک می خورد

اعظم کیان افراز، مدیر مسئول انتشارات افراز یکی از ناشران این کتاب است . او در مورد تجربه اش در انتشار «غذا، دعا، عشق» می گوید:«این کتاب، زندگی واقعی زنی بود که در سفر ها و تجربه هایش می خواست خود را کشف کند و از نظر ما، چنین داستانی می توانست برای هر خانمی جالب باشد. از آنجا که این کتاب در کشور های دیگر هم در رده کتاب های پرفروش قرار داشت، ما در سال ۸۷ آن را ترجمه و منتشر کردیم اما زمان زیادی طول کشید تا در ایران معرفی شود. در چاپ اول، کتاب اصلا دیده نشد اما با معرفی در برنامه اپرا و ساخته شدن فیلمش، فروش کتاب بسیار بالا رفت. حتی بسیاری از مخاطبان، این کتاب را تلفنی سفارش می دادند و استقبال آنها، کتاب را به چاپ دوم و سوم رساند.»

● چرا این کتاب پرفروش شد؟

«غذا، دعا، عشق» داستان سفر زنی به کشور های مختلف است. زنی که بعد ازaیک شکست عاطفی، می خواهد دنیا را ببیند و خود واقعی اش را در این سفر ها پیدا کند. اما این کتاب، تنها توجه مخاطبان حوزه روانشناسی را به خود جلب نمی کند، بلکه از نظر دکتر مهناز خسروی، روانشناس و استادیار دانشگاه، کسانی که با این علم هم آشنا نیستند، می توانند به طرفداران سرسخت آن تبدیل شوند. خسروی معتقد است:« این کتاب به زوایایی از شناخت انسان و خودشناسی اشاره می کند که می تواند شامل هر انسانی شود. راوی، فردی خاص و دور از دسترس نیست. او می خواهد انسانی ساده و معمولی باشد با تمام کاستی ها، اشتباهات و توانایی های یک فرد عادی. به همین دلیل است که هر فردی با هر جهان بینی و شرایطی می تواند با او ارتباط برقرار کند.»

مهدی صدری، مسئول بخش کتاب شهرکتاب آرین هم این کتاب را جزء پرفروش های فروشگاه شان معرفی می کند. او می گوید:«بعد از معرفی اپرا، تا چندین ماه با استقبال زیادی از این کتاب روبه رو بودیم. در آن مدت هر روز، حدود ۱۵ نسخه از کتاب را می فروختیم و هنوز هم روزانه ۳ تا ۴ نسخه از این کتاب به فروش می رود. انتشار فیلمی که بر اساس این کتاب نوشته شده بود هم تاثیر زیادی داشت و بسیاری از مراجعان ما بعد از دیدن فیلم به خواندن این کتاب ترغیب شده بودند.»

● او توانست، من هم می توانم

مخاطب «غذا، دعا، عشق» با نویسنده یکی می شود و از توانایی او قدرت می گیرد. دکتر مهناز خسروی معتقد است:«در شرایطی که بسیاری از افراد گمان می کنند با وجود مشکلات زیادی که دارند، نمی توانند برای خودشناسی قدم بردارند، او خود واقعی اش را در این سفر ملاقات و تلاش می کند تا با همه تعارض ها و تضاد هایش روبه رو شود.» از نظر این روانشناس، نویسنده این کتاب که ماجرای سفرهایش را روایت می کند، نه شخصیتی سراسر پاک و سفید است و نه یک شخصیت پر از گناه و سیاه و همین ویژگی است که می تواند احساس همذات پنداری را در مخاطب ایجاد کند تا با او همراه شود. این روانشناس می گوید:«او می پذیرد که به عنوان یک انسان، خواسته ها، توانایی ها و ویژگی هایی دارد؛ با همین بینش، نه می خواهد از آنچه در اختیارش قرار گرفته چشم پوشی کند و نه در آنها غرق می شود. او به نقطه تعادل رسیده است؛ نقطه ای که اگر هرکدام از ما به آن برسیم، می توانیم بدون چشم پوشی از نیازهای جسمی مان به نیاز های روانی خود هم پاسخ دهیم.»

● چه کسانی این کتاب را دوست دارند؟

مهدی صدری یکی از مسئولان شهر کتاب آرین می گوید:« مخاطبان این کتاب از هر گروهی بودند. برخی از آنها چندان میانه ای با کتاب خواندن نداشتند و تنها به دلیل آنچه شنیده بودند سراغ آن را می گرفتند و برخی دیگر هم خواننده حرفه ای کتاب های روانشناسی و عرفانی بودند. از آنجا که روایت آن داستانی است و در دسته بندی بین کتاب های سرگرم کننده و عرفانی قرار می گیرد، توانست مخاطبانی از همه سنین و همه گروه ها را به خود جذب کند اما در میان خریداران بسیار این کتاب، خانم ها اصلی ترین مخاطبان آن بودند. جالب تر از میزان فروش آن، واکنش مخاطبان بعد از خواندن این کتاب بود. در این مدت، هیچ کس را ندیدم که از این کتاب بد بگوید و آن را نپسندیده باشد.»

● خدا همین جاست! او را ببین!

دکتر خسروی، روانشناس و مدرس دانشگاه می گوید:«عشق در هر انسانی چند بعد دارد؛ بعد عاطفی، معنوی، شناختی و جسمی. شاید اگر نویسنده این کتاب، تنها به یکی از این ابعاد می پرداخت، نمی توانست تا این اندازه توجه مخاطبان را به خود جلب کند. او از هیچ کدام این ابعاد نمی گذرد و از همان مسیری که افراد منطقی می دانند اما از عبور از آن هراس دارند، به سمت خدا می رود. اغلب افراد دوست دارند در همین دنیای مادی، خدا را پیدا کنند و نویسنده هم در همین دنیا، خارج از مذهب شخصی اش، او را جست و جو می کند و به همین دلیل، مخاطبانی از هر مذهب و هر گوشه ای از جهان، با اشتیاق کتابش را می خوانند و از او شجاعت می گیرند.»

● نیمه داستان، نیمه درس

برای مخاطبی که پیش از این شجاعت سفر کردن به درونش را نداشته، همسفر شدن با نویسنده بهانه ای برای خواندن کتاب است. خسروی می گوید:«او زندگی را به شکل سفر بیان می کند و وقتی فرد می بیند نویسنده کتاب توانست این سفر را به پایان برساند و خود واقعی اش را ببیند، به خود می گوید پس من هم می توانم. فرد از نویسنده کتاب شجاعت می گیرد و در خیال تصور می کند که توانایی رسیدن به این ابعاد معنوی را دارد. خواننده این کتاب، حتی می تواند با مطالعه تجربیات نویسنده، دچار تخلیه هیجانی شود و از این راه به آرامش برسد.»

● من دروغ نمی گویم!

خواننده «غذا، دعا، عشق»، نمی خواهد در یک دنیای خیالی غرق شود. او لحظه لحظه زندگی نویسنده را پیش چشمش می بیند؛ زندگی ای که باورپذیر و واقعی است. دکتر مهناز خسروی معتقد است:«نویسنده به خود و نیازهایش دروغ نمی گوید و آنها را سرکوب نمی کند. او نقابی روی چهره اش نمی گذارد و خود را همان طور که هست در این مسیر رها می کند. او حتی به کاستی ها و اشتباهاتش هم نگاه می کند تا آنها را بشناسد و بتواند جزء به جزء وجودش را در خدمت رسیدن به این هدف در بیاورد. حتی قلمی که نویسنده انتخاب کرده است، به خودی خود دلنشین است. او از واژه هایی کمک گرفته که لبخند را بر لب مخاطب می نشاند. با تمثیل هایی اعتقادات و افکارش را بیان کرده و حتی گاهی خودش را مسخره کرده است. او فردی خشک نیست که خود را سراسر پاک بداند و بخواهد مخاطب را نصیحت کند، بلکه دست او را باز می گذارد و تنها با انتقال تجربیاتش، برای بیدار کردن مخاطبش تلاش می کند.»
نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.93111s, 18q