آموزش در کلاس زندگي

۱۳۸۶/۰۶/۱۲ - ۰۰:۰۰ - کد خبر: 6755
آموزش در کلاس زندگي

تلاشي است پر ارزش اما بي مزد ، مادام العمر و تمام وقت. بسياري از والدين بي هيچ آمادگي قبلي نسبت به آنچه پيش رو دارند اين تجربه را آغاز مي کنند و بيشتر آنان بدون دريافت کمترين سپاس و قدرداني ، وظيفه خود را به انجام مي رسانند. با اين حال هيچ وظيفه اي مهمتر از تربيت نسل آينده نيست.
آنچه جامعه و خانواده ها از ما انتظار دارند پرورش و مراقبت از کودکانمان است ، به گونه اي که به رشد و سلامت عاطفي آنان کمک کنيم. اين امر که هدف اصلي تربيت کودک است ، مساله اي پيچيده به شمار مي آيد البته شناخت و آگاهي والدين نسبت به شيوه هاي تربيتي کم است و اغلب شيوه تربيتي آنان مبتني بر روشهاي قديمي است و از کارآيي لازم برخوردار نيست ، به کارشناسان و متخصصان بي اعتماد هستند و.... بنابر همين دلايل ، اختلالات عاطفي و رفتاري در فرزندانمان ، روزبه روز افزايش مي يابد. يکي از وظايف ما والدين اين است که همکاري کردن را به آنها ياد بدهيم و يکي از راههاي چنين آموزشي ، اين است که خودمان عملا اهل همکاري باشيم. اين روش به کودکان مي فهماند که همکاري چيست.
ما در اين مقاله سعي داريم براي يکي از مشکلات رفتاري کودکان که «عدم همکاري» است راهکارهاي عملي براي همکاري کودکان ارائه کنيم ، اميد است مفيد واقع شود.
امروز پدران درباره ماشين ها و مادران درباره جاروبرقي خود بيشتر از تربيت فرزند خود آگاهي دارند و بيشتر والدين چنين سوالاتي از خود مي کنند که آيا درست است هنگامي که بچه ها شيطنت مي کنند ، به آنها سيلي بزنيم؟ بهترين روش براي آموزش توالت رفتن به کودک 2 ساله ام چيست؟ و...
اينها و بسياري از موارد ديگر از جمله مسائلي است که پدر و مادرها با آن درگير هستند اگر از شيوه هاي برخورد مناسب براي رفتارهاي بد بچه ها استفاده نکنيم؟ موجب بروز اختلالات رفتاري خواهد شد. اگر مي خواهيم فرزندانمان بزرگسالان مسوول بار بيايند ، براي زندگي کردن ، کار و بازي بايد همکاري را ياد بگيرند.

راهکارهاي عملي براي جلب همکاري :
هنگامي که مشکلي را مي بينيد بهترين قسمت استفاده از زبان تشريحي است که طعنه و کنايه حذف و به همه کمک مي شود برآنچه انجام آن لازم است متمرکز شوند. مثلا: شير ريخت ، به اين که اسفنج لازم داريم. بطري شکست جارو لازم داريم. نکته اين بحث اين است که نبايد کلمه (تو) را، در اول اين جمله ها به کار ببريم زيرا به نظر مي رسد وقتي حادثه اي را شرح مي دهيم (به جاي صحبت درباره آنچه انجام داده اي) شنيدن اين نکته که مشکل چيست و چگونه بايد با آن کنار آمد براي کودک آسان تر مي شود.

اطلاعات بدهيد :
آنچه درباره در اختيار قرار دادن داشته ها ، مورد توجه است ، اين نکته است که به اين ترتيب هديه اي دائمي به کودک مي دهيد. او بايد در تمام طول زندگي بداند که «شير اگر در داخل يخچال قرار داده نشود ، خراب مي شود» ميوه را بايد قبل از خوردن شست و غيره.... ما به اطلاع رساني به کودک نيز علاقه منديم ، چون به نظر مي رسد که کودک دوره اعتماد به خود را تجربه مي کند. او به خود مي گويد: «حالا که واقعيت ها را مي دانم ، بزرگ ترها به عملکرد مسوولانه من اعتماد دارند.»

اظهار نظر يک کلمه اي :
اين نوع گفتار موجب صرفه جويي در وقت ، انرژي و توضيحات خسته کننده مي شود. کودکان اين نوع ارتباط را نوعي رهايي آرام بخش از نطقهايي معمولي و طولاني مي دانند.

هشدار :
هرگز اسم کودک خود را به عنوان گفته تک کلمه اي به کار نبريد.

درباره احساسات خودتان صحبت کنيد :
بسياري از والدين هنگامي که در مي يابند در ميان گذاشتن احساسات واقعي با فرزندانشان مي تواند ياري دهنده باشد ، احساس آرامش پيدا مي کنند. براي اين منظور لازم نيست هميشه با حوصله باشند. کودکان شکننده نيستند. آنها بخوبي قادرند با اين نوع جمله ها کنار بيايند. مثلا ، از نظر من الان براي اين که نگاهي به انشاي تو بيندازم وقت خوبي نيست. من عصبي و ناراحتم. بعد از شام مي توانم آن طور که بايد به آن توجه کنم.

هشدار :
بعضي کودکان در برابر عدم تاييد والدينشان بسيار حساس هستند. جمله هايي نظير من عصباني هستم و يا آن کار مرا ناراحت مي کند ، بيش از حد تحمل آنان است. آنان براي تلافي ، پرخاشگرانه جواب مي دهند: خب ، ببين من از دست تو عصباني هستم. براي اين گروه از کودکان ، تنها ذکر انتظارات کافي است. مثلا به جاي گفتن : «من از دست تو به خاطر کشيدن دم گربه عصباني هستم» ، بهتر است گفته شود: «انتظار دارم با حيوون ها مهربان باشي».

يادداشت بنويسيد :
بيشتر کودکان دريافت کردن يادداشت را دوست دارند. چه کودکاني که مي توانند بخوانند و چه آنهايي که هنوز نمي توانند. کوچولوها معمولا از دريافت يک پيام نوشته شده از والدينشان بسيار هيجان زده شده و به نوشتن يا نقاشي کردن يادداشت در جواب ، تشويق و ترغيب مي شوند. کودکان بزرگ تر نيز دريافت يادداشت را دوست دارند واحساس خوبي در آنان ايجاد مي کند.

مشکل را شناسايي کنيد :
تعيين اين که مشکل ، مشکل کيست ، به شما کمک مي کند که بدانيد چه کاري بايد انجام دهيد. همچنين به فرزندتان کمک کنيد مستقل شود. اگر مشکل مربوط به شماست ، خودتان بايد اقدام کنيد. اگر مشکل مربوط به او باشد ، قاعدتا بايد بخواهيد خودش به تنهايي از عهده آن برآيد. يا ممکن است بخواهيد کمکش کنيد تا خودش مشکلش را حل کند. مشکل را با فرزندتان بررسي کنيد. براي گوش دادن و صحبت کردن و رسيدن به راه حل توافقي ، وقت بگذاريد.

بخواهيد اما دستور ندهيد و متوقع نباشيد :
براي ايجاد همکاري در کودکان ، بايد آنها را به گوش دادن و جواب مساعد دادن به درخواست هاي خود تشويق کنيد. دستور دادن پيوسته و بي وقفه موثر واقع نمي شود. براي لحظه اي موضوع را به کارتان ارتباط دهيد. آيا دوست داريد کسي پيوسته به شما امر و نهي کند که چه بايد بکنيد؟ هر روز کودک پر از صدها دستور و امر و نهي است.
بي دليل نيست که مادرها مي گويند فرزندانمان به حرف ما گوش نمي دهند. آيا اگر کسي پيوسته از شما انتقاد کند و به شما امر و نهي کند ، راضي مي شويد؟ به نظر شما ، در مهارت مثبت تربيت فرزندان به جاي دستور دادن و توقع داشتن و غرولند کردن ، خواهش کردن بهتر نيست ، نه تنها شما واکنش بهتري نشان مي دهيد بلکه بچه هاي شما هم به احساس بهتري مي رسند. مثلا به جاي اين که بگوييد: برو دندان هايت را مسواک کن بگوييد: ممکنه دندان هايت را مسواک بزني؟ استفاده از جمله «ممکنه خواهش کنم» به جاي کلمه «مي تواني»؟ هنگام طرح خواسته خود به جاي «مي تواني» از کلماتي با مفاهيم «ممکنه خواهش کنم» استفاده کنيد. «مي تواني» حس مقاومت در او ايجاد مي کند اما «ممکنه خواهش کنم؟» نتيجه مطلوب مي دهد. مثلا ممکنه خواهش کنم لوازمت را جمع کني ، بايد درخواست خود را به گونه اي طرح کني که به فرزندتان انگيزه همکاري بدهيد.

براي کودکان الگو باشيد :
محيط خانواده ، بايد نمونه اي از همکاري صميمانه بين اعضاء باشد. پدر هنگام فراغت و روزهاي تعطيل در انجام کارهاي خانه به همسر خود کمک کند ؛ فرزندان هر يک به فراخور حال ، بخشي از کارهاي خانه را به عهده داشته باشند. از دلسوزي هايي که بعضي از مادران نسبت به فرزندانشان مي کنند و آنها را از انجام هر کاري معاف مي دارند ، پرهيز شود که موجب تنبلي و راحت بار آوردن بچه ها مي شود.

با کلمات بازي نکنيد : (در لفافه حرف نزنيد)
براي جلب همکاري فرزندان ، استفاده از علم معاني شيوه مناسبي نيست زيرا براي پرسشهايي که با اتکا به علم معني مطرح مي شوند ، مفاهيم ضمني وجود دارد. در کار تربيت فرزندان ، مفهوم ضمني که معمولا پيام منفي توليدکننده احساس گناه است که پدر و مادر نمي خواهند مستقيما آن را به زبان آورند. مادرها بخصوص براي وادار کردن فرزندانشان به اطاعت ، در لفافه حرف مي زنند. مثلا مادري مي خواهد که فرزندش اتاقش را مرتب کند. اما به جاي اين که بگويد: ممکنه اتاقت را مرتب کني ، به طور غيرمستقيم حرف مي زند ، احساسي از گناه ايجاد مي کند و مثلا مي گويد: چرا اتاقت هنوز نامرتب است؟ اگر پدر و مادر صحبت در لفافه را کنار بگذارند بهتر مي توانند همکاري فرزندانشان را جلب کنند. در غير اين صورت ، بچه ها حرف پدر و مادرشان را گوش نمي دهند. اجتناب از در لفافه حرف زدن نه تنها همکاري کودک را جلب مي کند بلکه آنها را از مهارت هاي ارتباطي به دور مي کند.

استفاده از کلمه جادويي «بيا» :
بچه ها تا پيش از 9 سالگي برداشتي از خود ندارند. وقتي به آنها دستور مي دهيم بر جدايي ميان پدر و مادر و کودک افزون مي شود. از اين رو تا حدي که امکان دارد کودک را به انجام دادن کارهايي همراه خود دعوت کنيد مثلا مي توانيد به او بگوييد «بيا براي رفتن به مهماني آماده شويم» اين گونه همکاري کودک با پدر و مادر از هر زماني بيشتر مي شود.


بازخورد مثبت

در صورت همکاري نسبت به کودک بازخورد مثبت نشان دهيد: هنگامي که کودک از دستور شما اطاعت مي کند ، او را تحسين کنيد «آفرين به دختر خوبم ، مريم. کاري را که گفتم زود انجام دادي». از اين که فورا اين کار را انجام دادي ، خيلي ممنونم».
اگر کودک از دستور شما پيروي نکرد، آن را تکرار کنيد: درخواست خود را بار ديگر با قاطعيت ولي در کمال خوشرويي بيان کنيد «علي ، از تو خواستم يک کار انجام بدهي. اسباب بازي هايت را جمع کن و ببر توي حمام».
در صورت لزوم 5 ثانيه ديگر صبر کنيد :
يک بار ديگر مقداري به کودک فرصت دهيد. همچنان در نزديکي و در دسترس او باشيد ولي چيزي نگوييد. جر و بحث و دعوا نکنيد. خوشرويي خود را از دست ندهيد. فقط کمي مکث کنيد.
همکاري کودک را تحسين کنيد :
اگر کودک از دستور و خواهش مجدد شما اطاعت کرد ، او را تحسين و تشويق کنيد. اگر کودک مجددا با شما همکاري نکرد ، براي او عواقب نامناسبي را در نظر بگيريد. در صورتي که کودک به مخالفت ادامه داد ، از تنبيه فوري و قاطع استفاده کنيد ، مثل روش زمان سکوت که در اين روش کودکي را که بد رفتاري يا خرابکاري کرده از بازي دور و او را مجبور مي کنند همان جا کنار اسباب بازي هاي خود يا روي صندلي که به اين منظور گذاشته شده ، ساکت و آرام بنشيند.
اين صندلي را مي توان در همان اتاق گذاشت که کودک در آن بي نظمي و خرابکاري کرده است. زمان سکوت بويژه در برخورد با بي نظمي هاي خفيف ، موثر است. همچنين به کودک بگوييد که چه رفتارهايي مستوجب زمان سکوت مي شود.
شيوه ديگر ، محروم کردن است که در اين شيوه ، بايد کودک را به طور موقت از موقعيتي که در آن مشکلي به وجود آمده ، دور کرد.
مدت زمان محروم کردن کودک 2 تا 3 دقيقه است و بايد بلافاصله پس از بروز مشکل رفتاري از آن استفاده کرد.
 

 

 


 
  

نظر خود را بنویسید
(ضروری)
(ضروری)
CAPTCHA Imagereload
0.28717s, 18q